hajes جان حق با شماست :)
دیشب یاد حرفاش که توی دعوا بود افتاده بودم ، خیلی گریه کردم . اوایل ازدواجمون با هم دعوا کردیم ، و بعد قهر ... یکی از فامیل پا در میونی کرد ما رو با هم آشتی داد ، اون شب شوهرم توی دعوا میگفت ، خدا لعنتش کنه که ما رو با هم آشتی داد ، خدا از باعث و بانیش نگذره که من و تو داریم با هم زندگی میکنیم .
خیلی دلم گرفته ، الان 4 روزه که با هم قهریم ، نمیدونم پیش خودش چی فکر کرده ؟ فکر میکنه باید برم به دست و پاش بیفتم ؟ با تمام این حرفایی که زده نمیتونم ، اگر برم باهاش آشتی کنم ، فکر میکنه که چون گفته میخوام برم زن بگیرم ، من ترسیده شدم .... از این به بعد فکر میکنه که نقطه ضعفم اینه ....
به من میگه چرا تو انقدر خودخواهی ، چرا هر حرفی بهت میزنم زود ناراحت میشی ؟ بهش میگم که خوب عزیزم ، قربون صدقم که نرفتی من ناراحت شده باشم ، داشتی بهم بد و بیراه میگی، خوب معلومه ناراحت میشم .... میدونید برگشته چی به من جواب میده ؟ میگه تو قربون صدقه ای نیستی که آدم قربون صدقت بره، خیلی دلم رو میشکنه
تمام حرفاش نیش نداره .
به خدا اگر من تاپیک یک نفر رو میخوندم که شوهرش بهش این حرفا رو زده ، حتما درصدی با خودم فکر میکردم که شاید زنش واقعا یک طوریش هست که شوهرش دوستش نداره ، شاید زشته ، یا بد تیپ و قیافه ، و یاشاید هم خیلی بد عنق ، و یا اونقدر جذاب نیست ... ولی به خدا من هیچ کدوم از اینا نیستم .
مشکل ما اینجاست که اون حرف من رو اصلا نمیفهمه ، یا اینکه نمیخواد که بفهمه . منه احمق وقتی ازم ایراد میگیره به جای اینکه بهم بر بخوره ، زود میخوام قانعش کنم که عزیزم اشتباه متوجه شدی ، من منظوری نداشتم .... بهم میگه که داری کارات رو توجیه میکنی فکر میکنه که من واقعا مقصرم ... اه این حرفاش رو اعصابمه .
شرمنده که من انقدر پر حرفی میکنم . من دلم خیلی گرفته ، با هیچ کس نمیتونم درد و دل کنم که مبادا کسی بفهمه که توی زندگی ما چه خبره ، چون هر کس ندونه فکر میکنه گل و بلبله .
تو رو خدا کمکم کنید ، یک راه حلی جلو پام بگذارید ، بهتر نیست برم پیش مشاور و این مشکل رو ریشه ای حلش کنم ؟ میترسم همسرم بیشتر لجبازی کنه و وضع بد تر شه .
تا کی باید قهر بمونیم و من توی این اتاق زندانی باشم، خسته شدم ، خسته ... 10 سالم بگذره سراغ من نمیاد







، خیلی دلم رو میشکنه

علاقه مندی ها (Bookmarks)