به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 18

Threaded View

  1. #7
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    شنبه 19 دی 94 [ 18:27]
    تاریخ عضویت
    1390-10-12
    نوشته ها
    633
    امتیاز
    6,328
    سطح
    51
    Points: 6,328, Level: 51
    Level completed: 89%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    2,084

    تشکرشده 1,278 در 497 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم از پاسخ های بسیار خوبتون
    ammin: فکر میکنم جواب سوال دومتون بلی هست . از نظر اون رفتارای من مشکل داره ، هیچ گاه از من تعریف نمیکنه ، تا بتونه ایراد میگیره .

    نوپو: خوندمش ، ممنونم ، نمیدونم منظورتون به من بود یا همسرم ، اما من یک سری از این خصوصیات رو در همسرم میبینم ، اون خیلی اعتماد به نفسش بالاست و مغرور هست ، حس خود برتربینی داره ، و جالبه که بعضی آدم ها رو این طوری میبینه . و کاملا در هر شرایطی خودش رو محق میدونه ، چه در رفتار با من چه با دیگران . اما ادمی نیست که داشته هاش رو به رخ بکشه ، ولی قضاوتش در مورد رفتار دیگران این و کاملا نشون میده ، من چون میشناسمش خوب اینا رو میفهمم . اگر با دوستی یا آشنایی مشکلی پیدا کنه ، شدیدا سعی در خراب کردن اون شخص در افکار دیگران داره .مثل خوره . انقدر از طرف بد تعریف میکنه ، و معایب اخلاقیش رو بزرگ جلوه میده ، که نظر همه نسبت به اون شخص بر میگرده . جالبه که این کار رو در نهایت سیاست و زرنگی انجام میده ، چون در آخر صحبتاش معمولا میگه که از حق هم نگذریم ، این خصوصیات خوب رو هم داره ... مثلا یکی دوتا خصوصیت میگه ، و خودش رو کاملا مورد اعتماد نشون میده ، طوری که همه بهش حق میدن دیگه .

    آریانا : عزیزم من اتفاقا این کار رو میکردم ، اوایل که خیلی با هم دعوا میکردیم و به شدت عصبانی میشد ، کارگاه مرد مقتدر ، زن لطیف رو مطالعه کردم و از اون به بعد بهش قدرت میدادم ، مثلا برای کارام ازش اجازه میگرفتم ، و یا موقع دعوا سکوت میکردم ،یا در برابر حرف زورش لبخند میزدم و میگفتم چشم ... اوایل چون براش جدید بود ، خیلی خوب جواب میداد ، اما به مرور زمان براش مثل یک عادت شد ، الان همه چیز رو حق خودش میدونه ، اگر رو حرفش حرف بزنه ، انقدر بد اخلاق میشه ، که با یک ظرف عسل هم نمیشه خوردش ...بعد که به قول شما با اعتماد به نفس ، حرف خودم رو براش توضیح میدادم و با دلیل ... انقدر عصبانی میشد ، که فقط به فکر لجبازی بود ، باهام قهر میکرد که بهم نشون بده ، اگر میخوای حرف خودت رو بزنی ، نتیجش قهر منه .کلا صلاحش قهره ، و ایده ای که داره اینکه باید طرف رو کم محل کرد که مثل سگ پشیمون بشه ، من اگر برای آشتی پیش قدم میشدم ، فکر میکنه که فهمیدم که مقصر منم ، و ببخشید به غلط کردن افتادم ... در صورتی که من عقیده دارم با قهر کردن چیزی حل نمیشه و لجبازی بیشتر میشه .

    دلش میخواد تا از من ایراد میگیره من بدون چون و چرا قبول کنم ، و به حرفش عمل کنم ، حتی یک ذره هم بحث نکنم . فقط شخصیت من له شده این وسط ، خودم هم یادم رفته که باید چطور رفتار کنم .

    تاپیک قبلی من بیشتر در مورد کار کردنم بود ، قبل از ازدواج با این موضوع مشکلی نداشت ، الان هم دلش نمیخواد من برم سر کار ، ولی از اونجایی که من خیلی مشتاق و مصر هستم ، فقط با تدریس در آموزش و پرورش موافقه ، که خودتون اگر در جریان باشید میدونید که آموزش و پرورش اصلا استخدام نمیکنه . یعنی من چی کار کنم ؟


    sahar :ما 4 سال اختلاف سن داریم ، و اتفاقا موقعیت اجتماعیش خیلی بالاست و بخشی از غرورش به خاطر این موضوع هست که توی فامیل احساس برتری میکنه . فکر نمیکنم به من حسادت کنه ، بیشتر به خاطر اینه که خودش رو خیلی عاقل و فهمیده میدونه . عزیزم من هم اتفاقا سعی میکنم بحث نکنم ، ولی خیلی به همه کار من کار داره و همش میخواد من رو اذیت کنه . به چیزایی که باید توجه کنه که نمیکنه ، به اخلاق و رفتار من گیر میده . به کارایی که در طول روز میکنم ، چون با ایراد گرفتن بیشتر خودشو بالا میبینه .


    آفتابگردون : عزیزم شرایط شما چطوری هست ؟ همسر شما انقدر غرور داره ؟ من احساس میکنم همسرم من رو دوست نداره ، این من رو خیلی اذیت میکنه ،عاشقم نیست ، البته مرد پاکیه و اهل هیچی نیست . ولی اصلا به من نمیگه که دوستم داره یا نه ، اصلا از من تعریف نمیکنه . مگه میشه ؟ من هیچ جذابیتی براش ندارم . خودت زنی میدونی چقدر برای یک زن این مسایل سخته . آرزو به دل از این دنیا میرم ، چون یک بار ناز من رو نخریده ، یک بار برای آشتی پیش قدم نمیشه . فکر میکنم اگر 10 سال هم بگذره دلش برام تنگ میشه ؟ یعنی غرورش انقدر براش مهمه ؟ من چطور باید بفهمم که بود و نبود من براش فرقی داره یا نه ؟ چرا هر کاری میکنم راضیش نمیکنه ؟
    ویرایش توسط tamanaye man : یکشنبه 18 خرداد 93 در ساعت 23:48

  2. کاربر روبرو از پست مفید tamanaye man تشکرکرده است .

    meinoush (دوشنبه 19 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:23 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.