به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 53

Threaded View

  1. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 خرداد 93 [ 12:13]
    تاریخ عضویت
    1393-3-03
    نوشته ها
    9
    امتیاز
    128
    سطح
    2
    Points: 128, Level: 2
    Level completed: 56%, Points required for next Level: 22
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    9

    تشکرشده 26 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    همدردی

    سلام مهربونا ببخشید که خداحافظی کردم آخه خیلی حالم بده
    دیشب جاریم زنگ زد به گوشی شوهرم، شوهرم بیرون بود من جواب دادم بدون سلام گفتم چیکار داری گفت با تو کار ندارم قطع کرد من زنگ زدم گفتم بگو چیکار داری گفت میخواستم یه سری وسایلمو بیارم خونه پدرشوهر نزاشتم حرفشو کامل بزنه که داد زدم چرا دست از سرش برنمیداری چرا داری زندگیمو داغون میکنی دست از سرمون بردار داشتم داد میزدم و میگفتم زندگیمو داغون کردی قطع کردم اس ام اس داد میرم تاکسی تلفنی میگیرم تا منت تو زنتو نکشم منم جواب دادم که اگه یه بار دیگه بفهمم زنگ زدی به هر دلیلی دفعه بعد ازت نمیپرسم چرا زنگ زدی حواست به خودت باشه قضیه رو به شوهرمم گفتم که خانم اگه زنگ بزنه بهش منو خراب نکنه میخوام خیلی محکم جلوش وایسم این مهربونی بهش نیومده اگه شد میکشمش 3 تامونو میکشم دیگه به آخر رسیدم

    آقا پارسا ممنون که همدردی کردید من با همسرم هیچ مشکلی نداشتیم و ایشون از من راضی بودن خودش بارها گفته هیچکی مثل تو نمیشه شوهرم تو این چاله افتاده حالا خواسته یا نا خواسته افتاده نمیتونه بیاد بیرون من هم خسته تر و داغون تر از اون چیزیم که بخوام درست کنم این خرابه رو

    واحد ممنونم که همدردی کردی پدرشوهرم زنده هست جاریم بیمه شوهرشو میگیره و به پول کسی نیاز نداره مادرشوهرم خیلی هواشو داره برادرشوهرم متاهل هست ولی شرایطش رو داره که از اون خانم هم سرپرستی کنه خودش و خانمش هر دو خیلی مذهبی هستند و خانمش میگه شوهرم میتونه عدالت رو برقرار کنه البته خیلی میترسه اما به شوهرش اجازه چنین کاری رو داده من خیلی جدی با خانواده شوهرم صحبت کردم اینقد که اونا میدونن من هیچ وقت رضایت نمیدم اما نمیتونن با جاریم حرف بزنن به خاطر نوه شون چون میترسن دیگه جاریم نوه شونو نیاره پیششون چون آدمایی هم نیستن که نوه شونو از مادرش جدا کنن به خاطر همین چیزی بهش نمیگن من دلم به حالشون میسوزه نمیتونم بهشون فشار بیارم اونا داغ دیده هستن دلم نمیخواد تو فکر ماهم باشن

    شیدا جون ممنون اونا از همه چی خبر دارن
    ویرایش توسط min4 : شنبه 17 خرداد 93 در ساعت 12:29

  2. 5 کاربر از پست مفید min4 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 17 خرداد 93), mahasty (یکشنبه 18 خرداد 93), meinoush (شنبه 17 خرداد 93), parsa1400 (شنبه 17 خرداد 93), شیدا. (شنبه 17 خرداد 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. آیا این ازدواج میتونه نتیجه خوبی داشته باشه!؟
    توسط Nima1364 در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 آبان 93, 18:03
  2. اشتباه از منه یا از شوهرم؟ به همدردیتون احتیاج دارم
    توسط آواز در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: چهارشنبه 09 مرداد 92, 01:59
  3. بسوزیم ونسازیم !
    توسط baby در انجمن مقالات و مطالب آموزشی در مورد خانواده
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 17 خرداد 90, 16:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:56 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.