سلام بارانیا جان.
مطالب تاپیکتو خوندم.
دوستان خیلی خوب راهنمایی میکنند.
اگر کمی آروم باشی و نشون بدی که داری از صحبت هاشون استفاده می کنی بیشتر رغبت میکنند که بیان و نظر بذارن.
عزیزم یک پیشنهاد خواهرانه دارم لطفا از کسی دلگیر نشو توی این سایت و مهم تر اینکه ناراحتیت رو ازشون ننویس. نوشته هات هیچوقت پاک نمیشنا! من یک بار توی تاپیک اولم همین مدلی با شیدا. جان صحبت کردم. هنوزم که هنوزه خجالت میکشم برگردم و لحن صحبت اون موقعم رو بخونم.
قوی باشو نذار هر حرفی تو رو برنجونه. سعی کن جواب هیچکسی رو اینطوری ندی و فکر کنی که قصد داره عمدا ناراحتت کنه. بعضی وقتا حرف حق خیلی تلخه. یه کمی از بیرون به شرایطت نگاه کنی متوجه میشی که شما هم گاهی مقصری.
اینجا هیچکس هیچکس قصد ناراحت کردن کسی رو نداره.
میدونم شرایطت خیلی سخته. اما اگر یک گوش در یک گوش دروازه باشی دیگه هیچی نمیفهمی که بخواد اذیتت کنه. خودت رو سرگرم کن. من الان میخوام برم کلاس رانندگی با وجود اینکه سال ها پدرم اصرار میکرد و من طفره می رفتم. اما الان میرم که هم وقتم پر بشه هم از این فکر و خیالات راحت بشم. خودت رو سرگرم کن. هر کاری میخوای انجام بده. چرا از قبل برنامه ریزی هاتو جار میزنی که خواهرشوهرت حق اظهارنظر پیدا کنه. هر کار میخای بکنی همون موقع انجامش بده. اصلا مطرح نکن که بخوان نظری بهت بدن اونم اینکه به خودشون اجازه بدن که بگن من اجازه نمیدم!!!!
حرف بزن اما نه زیاد از حد. بیشتر شنونده باش.
گذشته رو فراموش کن و انقدر برای خودت یادآوری نکن گذشته رو گلم.
یک توصیه خیلی مهم: به قول صالحه جان روی مشکلت تمرکز کن. من هم مشکل شما رو دارم. دارو مصرف میکنم. حتما دنبال یک پزشک خوب برو. یک سوال:
آیا عادات ماهیانه ات منظمه؟؟
برای این بیماری تنها 3 ره حل وجود داره. آن هم توأم با هم:
ورزش+کاهش وزن+ مصرف دارو
اگر توضیحات بیشتر خواستی بگو عزیزم.








علاقه مندی ها (Bookmarks)