با اجازه بانو she
یه متن کلی خواندم در مورد نوشته جناب مدیر همدردی به آقایی که نوشته بود همسرش احساس نداره بهش گرم نیستش.دقیقا صحبت های بانو صبا_2009 گرامی را نوشته بودن.منم نظرم اینه همه تلاشتو کن ولی تو یه برنامه ریزی کامل مدت دار.روی حرفتم بمون ولی بعدش تمام شد چیزی تغییر نکرد بشین پیش خودت دو دوتا چهارتا کن و جدی برای زندگیت تصمیم بگیر
اینجور یهم خودت فرصت داری زندگی را دوباره تجربه کنی هم شوهرت شایدم یه ازدواج موفق دوباره برای جفتتان.
البته این نوشته بعد از زمانیه که شما واقعا تلاشتو کردی مثلا یه فرصت چندماهه.بعدش مشاور بعدشم تصمیم قطعی.
به او بگوئيد که تصميم گرفته ايد، که اين زندگي را کاملا باز سازي کنيد.
به او بگوئيد اگر او در اين بازسازي همراه شما مي ماند و همه انرژي خود را چون شما به کار مي گيرد، پس خوشحال مي شوي که او و شما و فرزندتان در کنار هم اين زحمت را متقبل مي شويد.
اما اگر او نيازي به تغيير در خود نمي بيند، يا انگيزه به تغيير ندارد، يا با بي تفاوتي مي گويد، که هر کار مي خواهي بکني ، بکن. من حوصله اين حرفها را ندارم... در اين صورت همسر شما از نظر رواني احتياج به يک شوک شديد دارد تا قلب زندگي در او دوباره تپيدن کند و اگر شوک هم جواب نداد، يعني اينکه شما دراين مرحله است که شما نياز است آخرين راه حل يعني جدايي را در دستور کار خود قرار دهيد.
معناي اين بخش اينست که مسائلي مثل همين پست که من در اينجا آورده ام را به همين دقت ( حتي اگر مي توني چاپ بگير و نشانش بده)، با او باز گو کني و به او بگويي که اين زندگي نياز به جراحي و تغيير داره و دوست داري به اتفاق هم پيش مشاور خانواده بروي و مهارتها و روشهايي را که او تاکيد مي کند ، در زندگي هر دو شما به کار گيريد. تو به او بگو من تمام مهارتهايي که مشاور مي گويد عملي مي کنم و شما هم وظيفه داري در تغيير روشهاي اشتباه خود فعاليت کني. و اگر او قبول نکرد نزد مشاور بيايد، يا قبول کرد، اما نخواست که مهارتها را به کار گيرد. آن وقت نوبت به آخرين راه حل مي رسه که به نظر من آن شوک همينه.. نه اينکه حرفش را بزني، بلکه بايد او ببيند که شما در حال اقدام هستيد....
اگر زمينه تغيير را در او ديديد که مي توانيد.... شروع کنيد.... اما اگر بي تفاوت هست... بايد زندگي جديدي را بدون او تجديد کني.....
خدا شاهده من یکی هروقت دیدم یه مقدار خوشحالید و امیداور به شما بانو پاییز بانو مارال و ... بقیه بانوان انرژی مثبت میدم چون زندگی متاهلی باارزشه ولی نگهداشتنش به هر قیمتی درست نیست یه ظلم دوطرفست
ان شاء الله که موفق میشید 
پ.ن: ببخشید دیگه من یکم احساسی هستم کلا خیلی برام سخته و مشکل زندگی را تصور کردم که زن و شوهر به هم علاقه نداشته باشن و ابراز نکنن احساسی که بهم دارن و یا خدایی نکرده بهم و خانواده همسرشون توهین کنن
یا با سیاست رفتار کنن و پشت هر جمله ای که میگن خیلی معنا باشه یا به خانوادش بیشتر اهمیت بده و سواستفاده مالی و ...... خداوکیلی حتی باورشم برام سخته چنین افرادی هستن توی جامعه
دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !
علاقه مندی ها (Bookmarks)