به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 38
  1. #21
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    حالم به اندازه دم عید بد نیست. نگران من نباشید. پست زدم پاکش کردم بعد دیدم عجب غلطایی کردم امروز کلی پول خرج کردم حالا هم تا یه مدت قیافه ام رو اعصابمه به چند نفری هم پریدم و شب هم کلی گریه کردم و باز یاد اینکه مردن بهتر از زنده بودنه افتادمو انقدرم از خودم بدم اومده یه باره ای که هر کاری ممکنه بکنم ممکنه برم موهامو یه سانتی کنم یا کوتاه تر یا هرچی اصلا از خودم فرار کنم یا خودمو محو کنم و از این فکرا. بعدش به این نتیجه رسیدم بااین همه گندی که تو دو سه روز زدم ماهرانه یعنی همون حال بدم داره شروع می شه و باید حواسمو جمع کنم که البته یه کمی دیره تو همین دو سه روز نمی دونستم نرمال نیستم کلی اشتباه کردم.
    دیدم پستی که گذاشتم ناراحت کرد دو سه تا از دوستامو گفتم بیام بگم انگار تو وضع ناخوشایندم هستم و زیاد نرمال فکر نمی کنم.
    البته واقعیت همیشه همونه که تنهام. هیچ کسی هم بهم اهمیتی نمی ده. ولی وقتی حالم بد نیست برام مهم نیست وقتی حالم بد میشه بد به هم می ریزم. همین.
    نگران من نباشید. نمی میرم.
    ممنون از لطفتون.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 02 خرداد 93 در ساعت 11:44

  2. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    شیدا. (جمعه 02 خرداد 93)

  3. #22
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام مینوش عزیزم.
    راستش شاید از نظر روحی و... نتونم باهات همدردی کنم و راهی نشون بدم.چون دوستان همه راه های اینچنینی را بهت گفتند.فقط مطالبی به ذهنم رسید که فکر کردم ممکنه به دردت بخوره.

    مینوش جان من مدتیه که دارم در مورد طب سنتی مطالعه می کنم.تو مطالعاتمو تجربیاتی که از دیگران شنیدم متوجه شدم طبع بدن به طور مستقیم روی خلق و خو و روحیه تاثیر داره.
    مثلا کسی که غلبه صفرا داشته باشه زود جوش می شه.که با حجامت هایی با فاصله زمانی خاص و ... به راحتی درمان میشه.
    یا کسی که غلبه سودا داشته باشه افکار مرگ و خیالات و... به سمتش میاد.که این هم می تونه درست بشه.

    راهی که به نظرم می رسه اینه که به یک دکتر طب سنتی خوب برو. خواهشا از این تجربی ها و الکی ها که فقط بلدن حجامت و... بکنند نرو. چون خیلی وقتها تشخیصشون اشتباهه!!! من تجربه داشتم که می گم. مثلا می بینند سفیدی سریع می گن طبعت سرده! در صورتی که شناسایی طبع همین طوری راحت نیست.

    بعدش هم حجامت را حتما یه جایی برو که خوب باشه تا جاش روی پوستت نمونه. می تونی برای اطمینان کرم آلفای رژودرم هم بگیری و رویش بزنی دیگه خیالت راحت.جاش اصلا نمی مونه.

    منم می خوام حتما برم.ولی دنبال یک دکتر طب سنتی خوب می گردم.
    تو هم حتما برو.باشه؟
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  4. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 02 خرداد 93), پونیو (شنبه 03 خرداد 93), شیدا. (جمعه 02 خرداد 93)

  5. #23
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    تاپیکامو پست هایی رو که برای بقیه به درد می خوردو گذاشتم. کاری بود که باید می کردم.

    سرچ کردم دیدم ماهی یه سانت و نیم موها بلند میشه! قیافه ام رو اعصابمه :(
    در مورد اینکه حالم بده کلا من همش تنهام. و انگاری هیچ کاری هم برای اینکه تنها نمونم نمی کنم. خودمم هیچ اقدامی نمی کنم.

    مصباح جان اگه پزشک طب سنتی خوب می شناسی لطفا معرفی کن. البته من هیچوقت حجامت نمی رم.

    معاون کلانتر موافقم که وقتی حالم بده نباید با حال بد بجنگم. اما تا بیام بفهمم حالم بده چند روز طول میکشه کلی گند زدم این مدت! بعدش همون کارای اشتباهم برای ناراحت شدنم بسه.

    رضاجان ممنون که می گی پست هام توش انرژی زندگی داره. خوشحال کننده است.

    پونیو ممنون از توجهت. اره فقط تا وقتی ادم خوب و شیرین باشه باهام خوبن. تازه این ادم خوباشه که می شن اینه ی ادم. بقیه که کلا بی خیالم میشن.

    فرشته جان من باهوش نیستم. اصلا هم سازگاری ندارم با هیچی وگرنه اینطوری نمیشد حالم.
    خیلی وحشتناکه اره منم فکر می کنم ادما جاودانه ان. ولی با خودم چه کار کنم؟؟؟ اره از خودم نمی تونم فرار کنم. ولی با این خودی که دارم چه کار کنم؟ من خودمو نمی خوام. مایه عذاب خودمم. بعد مردنم جاودانه رنج می کشم؟؟ منطقی به نظر میاد ولی منصفانه نیست.

    عشق کیو جذب کنم خدا؟ عشقشو بتابونه منم جذب می کنم. کو عشقش؟؟؟

    یه حس متضادی داری که نمیذاره رشد کنه و بباله به خودش
    این حرفت هم به نظرم درسته. حس متضاد. اما نمی دونم چه حسی چرا چطوری. ولی درسته.

    دست خودتو بگیر جای خدارو تو زندگین خالی نذار با هیچی چیزی با هیچ کسی پر نمیشه اما جای همه رو پر میکنه همه عقده هارو باز میکنه
    به خدا برگرد و بهش اطمینان کن و همچنین به خودت
    من دوست دارم به خدا برگردم. نه. احتیاج دارم به خدا. خیلی بی پناهم. ولی وقتی نیست چی کار کنم. وقتی نیست چی کار کنم؟؟ تنها شکلی که به نظرم اومد که بشه خدا باشه همونه که می گن خدا همه اش مهره همه اش شادیه. خدا اصلا نمی فهمه خشم و رنجو. چون سراسر شادیه. خشم و رنجو ادماخودشون درست کردن. اینطوری شاید خدا باشه. ولی خدایی که پناه باشه نمی شه. خدایی میشه که واسه خودش هست. همین.

    اونیو که بیشتر از همه دوسش دارم نمیتونم ببوسم چون کاکتوسه و تیغ داره
    خیلی قشنگ بود :)
    من زیاد نمی تونم با گیاهان ارتباط برقرار کنم. البته تا حالا خودم گیاهی رو رشد ندادم.

    پستتو خوندم اون موقع گریه ام گرفت. قشنگ می نویسی. یادمه یه بار خیلی وقت پیش واسم نوشته بودی که تو خونه اتون یه گل داری که از اون عشق می گیری و به اون عشق می دی.

    می خوام عاشق شم. عشق فقط می تونه نجاتم بده. ولی نمی دونم عاشق کی یا چی؟ خواستم عاشق یه مرد بشم یه کم شد اون حد عشق که م یخواستم نشد. خواستم عاشق خودم بشم نمیشه حالم بد میشه از خودم متنفر می شم. کار خاصی حرفه ی خاصی هنر خاصی هم که بخوام عاشقش بشم نمی بینم. عاشق باید بشم اما نمی دونم عاشق چی.

    توجیه جان نه نمی دونم دقیقا چی ها حالمو بد می کنه. یعنی حالم که بد می شه این مدلی دلیل مشخصی نداره یا نمی دونم. ولی فکر خوبیه که ببینم در کل چه چیزایی حالمو بد می کنه و لیست کنم.... یکیشون اینه که کسی نباشه توجه بهم بکنه. که هیچکسی هم نیست. مثلا موهامو رفتم انقدر بد کردم حتی تو خونه تا نگفتم بهشون ندیدن یعنی اصلا منو نمی بینن چه برسه به موهام! عقده ای شدم کلا. خیلی خیلی خیلی تنهام واسه هیچکی مهم نیستم. .... مغزمم درست کار نمی کنه یعنی فکرم مثل بقیه ادما درست و نرمال کار نمی کنه یا حالم بده یا خوبه در هر دو حالت هم همه چی رو غیر واقعی تفسیر می کنم. هیچی رو درست و همونطوری که هست نمی بینم. از اینم بدم میاد. اعصابم از خودم خورده. از خودم بدم میاد. بدم میاد که نمی تونم منطقی فکر کنم و همه چی رو قاطی می بینم توی فکرام. وقتی که حالم بده دلم می خواد از دست خودم خلاص شم که انقدر درهم برهم فکر می کنم. اینم رو اعصابمه. این دو تا فعلا چیزایین که الان حالمو بد می کنن. اها سومیش هم همین قیافه امه. موهام بدرنگ شده بعد از کلی پول دادن. نمی دونم چه غلطی بکنم باهاش. قیافه امم رو اعصابمه. در صورتی که ادما و نظرشون برام مهم نیست مخصوصا وقتی حالم بده.

    وقتی خالم بده هم می خوام کلا همه اونایی رو که می شناسمم بذارم کنار. یا بهشون می پرم یا جوابشونو درست نمی دم یا کلا می ذارمشون کنار. اینم یه مشکل دیگه است که خوب اثر بدی داره توی روابط اجتماعی ادم.

    دیوونه ام. تنهام. بداخلاقم. بی خاصیتم. الان زشت هم هستم با این رنگ مو. هیچکسی دوسم نداره. منم الان هیچکسی رو دوست ندارم. افکار به هم ریخته و غیر قابل اعتمادی دارم. هیچ کدوم از برداشتام توی این وضعیت درست و قابل اتکا به نظر نمیان. هدف ندارم. نمی دونم از زندگیم چی می خوام. کارایی که می تونم بکنم راضی کننده نیستن برام می خوام برم کارای دیگه ای که نمی تونم بکنمو بکنم. دیگه جوون نیستم. تمرکز ندارم. توی تصمیم گیری هام مطمن و مستمر نیستم و هی راه هام و هدف های کوچیکی که دارمو تغییر می دم. از خودم بدم میاد. اصلا انگار هیجوقت بهتر نمیشم. انگار همینم که هستم. روانپزشکه هم قرصش هیچ فایده ای نداشته که درست بعد دو ماه شروع شده حال بدم. به هیچ درد دنیا نخوردم. کاری واسه دنیا نکردم که ازش توقعی داشته باشم. خسته شدم از خودم. شماها رو هم خسته کردم. اینا چیزایین که الان احساس می کنم. دوست دارم همه چی رو بندازم دور. خودمو کسایی که می شناسمو وسایلمو افکارمو همه چی رو. هر بار همینم.

    - - - Updated - - -

    یه پست بلند شد. کسی حوصله اش بگیره بخونه خوبه

    راستی میشل جان جوابی که پست "-" ام داده بودی بامزه بود:)

    - - - Updated - - -

    بارون میاد اونم با باد شدید. الان اینو خیلی دوست دارم. مثل منه. می خوام با باد همراه شم. با باد ویرانگر و تند. هر وقت حالم بده اینو دوست دارم.
    ویرایش توسط meinoush : جمعه 02 خرداد 93 در ساعت 21:24

  6. 6 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    gisooo (جمعه 02 خرداد 93), m.reza91 (جمعه 02 خرداد 93), toojih (جمعه 02 خرداد 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 03 خرداد 93), پونیو (جمعه 02 خرداد 93), میشل (جمعه 02 خرداد 93)

  7. #24
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 02 مهر 95 [ 23:41]
    تاریخ عضویت
    1392-2-09
    نوشته ها
    153
    امتیاز
    3,832
    سطح
    39
    Points: 3,832, Level: 39
    Level completed: 22%, Points required for next Level: 118
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    128

    تشکرشده 312 در 128 پست

    Rep Power
    34
    Array
    سلام
    عزیزم ذهنت خیلی اشفته هست بعضی از موضوعات اشفتگی ذهنیت با من مشترک هست و بعضی موضوع ها هست که من دارم اما تو خوشبختانه اونارو نداری یا برعکس
    مثلا فکر کنم تو تاپیکی نوشته بودی که سر کار میری ..خوب خوبه کار داری و این خیلی خوب هست و من ندارم.
    عزیزم چرا دیگه این مسایل کوچیکو اینقدر برای خودت گنده میکنی ...بابا این بار اول نیست که ارایشگر ها گند میزن به موی ملت...نمیدونم چه رنگی شده ولی اگه اینقدر رو اعصابت هست بزار چند روز بگذره بعد برو یه رنگ معمولی و خوب بزن بهش.اینقدر این موضوع کوچیک رو برای خودت بزرگش نکن

    در هر حال خواستم بگم تو بعضی موارد واقعا حالت رو درک میکنم

  8. 2 کاربر از پست مفید gisooo تشکرکرده اند .

    meinoush (جمعه 02 خرداد 93), پونیو (شنبه 03 خرداد 93)

  9. #25
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    گیسو مشکل رنگ نیست. مشکل دیوونگی منه. هر بار حالم بد میشه یه کاری یه گندی می زنم قبلا حالا فقط پول مفت خرج م یکردم با خودم کاری نداشتم این بار رفتم سراغ خودم علاوه بر پول مفت و اثار اشتباهم جلو چشممه. مشکل رنگ نیست. مشکل منم.

  10. #26
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 مهر 94 [ 18:50]
    تاریخ عضویت
    1392-12-02
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    214
    امتیاز
    2,764
    سطح
    32
    Points: 2,764, Level: 32
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    839

    تشکرشده 437 در 171 پست

    Rep Power
    0
    Array
    هميشه وقتي اين طوري ميشم فکر ميکنم چي ميتونه خوشحالم کنه . بعد ميبينم هيچي به ذهنم نميرسه ولي تنبليم مياد درست فکر کنم . بعضی وقتا هم کارای که دوست دارم مياد توي ذهنم اما شرايط انجامشو ندارم بهش فکر ميکنم تو ذهنم خودم رو قرار ميدم اون جايي که ميخوام باشم و اون کاري که ميخوام بکنم. مثلا یهو دلم میخواد برم مسافرت . ولی نمیتونم برم . یهو دلم میخواد دوچرخه سوار شم اما بلد نیستم تا حالا تو طول عمرم سوار نشدم میوفتم زمین. الان دوستدارم توی این هوا برم بیرون اما نمیتونم چون دخترم . من فکرمیکنم اکثر دخترای ایران مشکلات اینجوری دارند مینوش جان .
    اکثرشون افسردگیرو دارند حالا هی کم و زیاد میشه خلقشون بالا پایین میره . به خاطر عادت ماهیانه که دیگه هیچی تمومی افتضاح میشی هم جسمی هم روحی !
    خیلیها تو این دوره تا خودکشی هم پیش رفتند!

    فقط آروم باش به خودت آرامش بده ازین هوا کنار پنجره اتاقت کیف کن !

  11. کاربر روبرو از پست مفید پونیو تشکرکرده است .

    meinoush (شنبه 03 خرداد 93)

  12. #27
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    مینوش پس زشت شدی باحال شدی مینوش زشت رشت زشت خوبه؟ نمیدونم چرا فک میکنم بامزه شدی
    میگیم خوشگلی میگه زشتم باش زشت باش چه اشکالی داره؟

    اره هرسال گلای جدید میگیرم جه خوب یادت مونده دیدی باهوشی
    منو یاد عشقم انداختی
    اون که اون موقه میگفتم توی اسباب کشیمون بلایی سرش اومد خیلی ناراحت شدم عزیزم بود نازنین بود واقعا ولی چه میشه کرد؟!!!

    پس باید راجب خدا حرف بزنیم من هرروز با خدا حرفای عاشقانه دارم نگم میمیرم ...میبینمش
    برام عیانه نمیدونم چطوری بهت نشونش بدم کاش پیشت بودم تا صبح باهات حرف میزدم راجبش
    اصلا نیاز به کسی دارم که از خدا براش بگم


    مینوش خدا عیانه عشقه همون باد و بارون تو رو یاد کسی نمیندازه؟
    نمیدونم چطور میشه بدون اون زنده موند ؟!!!! نمیتونم خودم رو تصور کنم!

    یکبار حالم خیلی بد بود از خودم دور شده بودم هنگ بودم به خدا گفتم تا سه روز باهات حرف نمیزنم میخام برای اولین بار با عشقم قهر باشم نمیدونم چرا!
    صبحا موقع باز کردن در خونمون همیشه اسمشو میگم و یکم قربون صدقش میرم و ازش کمک میخام هرروز بدون استثنا
    تا اینکه فردای قهرمون پاشدم برم درو باز کردم خاستم اسمشو بگم یادم اومد که قهرم بغض کردم یواشکی اسمشو گفتم نمیتونستم نگم میمردم نگم

    یادم رفت رفتم مدرسه سرکلاس همیشه قبل تدریس بالای وایت برد اسم خدا رو مینویسم ناخوداگاه داشتم اسمشو مینوشتم که یادم اومد قهرم بغض کردم اشکم اومد بچه ها فهمیدند
    رفتم حیاط گفتم غلط کردم نمیتونم باهات قهر باشم منو ببخش من به تو وابسته ام عزیز دلم دل بسته ام ...ازم دور نشو ازت دور نمیشم چون نمیتونم
    بی تکیه میمونم خدا ...اونم که همیشه به راهه حالمو خوب کرد و راحت برگشتم و اسمشو با تموم عشقم بالای برد نوشتم


    اخ چقدرم کیف داره بعد دعوا و قهر حرفای عاشقانه و اغوش و ... میچسبه شیرین تر میشه خیلی باهات حرف داشتم ولی قراره صبح ساعت 6 بیدارشم اگر خدا بخاد...

    بی دلی در همه احوال خدا با او بود اون نمیدیدش و از دور خدایا میکرد

    تو همون بی دلی

    مینوش زشت و بی دله
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : شنبه 03 خرداد 93 در ساعت 00:45

  13. 2 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 03 خرداد 93), محمد 93 (شنبه 03 خرداد 93)

  14. #28
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 30 مرداد 94 [ 21:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    278
    امتیاز
    5,866
    سطح
    49
    Points: 5,866, Level: 49
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    317

    تشکرشده 1,458 در 274 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    71
    Array
    سلام خانم مینوش
    من پستهای تاپیکهاتون رو کامل نخوندم و براساس همین چند پست اخرتون دو مورد رو میخوام خدمت شما عرض کنم.

    اول اینکه اگه کمی رک و صریح صحبت میکنم ازتون عذر میخوام
    دوم اینکه دو راهکار خدمت شما ارائه میدم اگه این دو راهکار رو توی زندگی الانتون دارید اجرا میکنید باز هم عذر میخوام بابت ارائه اینها…

    موضوع اول اینکه خیلی از این افکار ، صرفا بخاطر بیکار بودن هست و اینکه در زمان بیکاری ما فرصت فکر کردن به مسائل پوچ و بی ارزش رو داریم، سعی کنید لحظه ای بیکار نباشید… و ترجیحا یک فعالیت اجتماعی داشته باشید ، فعالیتی که به شما احساس مفید بودن بده… حتی اون فعالیت اگر برای شما عواید مادی نداشته باشه ولی عواید معنوی زیادی خواهد داشت.. حتی اگه شده برید یک منطقه محروم مثلا تدریس کنید، یا مثلا در یک مرکز بهزیستی یا یک شیرخوارگاه یا یک اسایشگاه سالمندان خدمت کنید یا شغلی که بتونید با اون خدمتی به مردم بکنید و با روحیات شما هم سازگار باشه… حتی اگه ریالی به شما بابتش بهتون پول ندادن اهمیتی نداره ، موضوع مهم این هست که بتونید اون حس مفید بودن رو درخودتون ایجاد کنید و اینکه اون کار بقدری شما رو خسته کنه که زمانیکه به منزل میرسید نای فکر کردن به هیچ فکر بی ارزشی رو نداشته باشید.

    اما موضوع دوم اینکه نمیدونم رابطه شما با خالق هستی چطور هست؟ خداوند منبع ارامش هست ، اگر تمام دنیا رو هم داشته باشید و خدا رو نداشته باشید باز هم ارامش نخواهید داشت… اما ارتباط با این خالق هستی راه خودش رو داره. خداوند توی ارتباط با خودش در موضع قدرت هست و ما بنده هاش در موضع ضعف هستیم ، پس خدایی که در موضع قدرت هست برای ما تعیین میکنه چطور باهش ارتباط برقرار کنیم و اینطور نیست که به هر شکلی دل ما مایل بود با اون عشق ورزی کنیم ولی دریغ از اینکه اون راهها مطلوب او نباشه. خدا از ما بنده هاش خواسته برای ارتباط با اون ، برای راز و نیاز با اون ، برای عشق ورزی با اون نماز بخونیم. راه دومی که میخوام بهتون پیشنهاد بدم این هست که به منبع ارامش هستی به شیوه ای که مطلوب این منبع هست متصل بشید. اگر الان اهل نماز و عبادت هستید که هیچ ، وگرنه به شما توصیه میکنم یک دوره ازمایشی مثلا یک ماهه بصورت منظم نماز بخونید . فقط نماز و نه هیچ عمل عبادی دیگه ای! و با همون کیفیتی که خدای مهربون دوست داره … مرتب و در همون اول وقت و ابتدای اذان تا بهش بگید چقدر براتون مهمه که زمانی که صداتون میکنه تمام کارهاتون رو ترک میکنید و به ندای اون لبیک گفتید. با حضور قلب و اینکه بدونید الان در محضر قدرت مطلق هستی هستید و اینکه زمانی که دارید میخونید به معنی چیزهایی که دارید میخونید تا حد امکان توجه کنید تا بهش بگید وقتی دارید با اون صحبت میکنید تا جایی که براتون مقدوره فکر و ذهنتون پیش اونه . یک قدم به سمت خدا اگه بردارید خداوند ده قدم به سمت شما برمیداره. و ارامشی در زندگی به شما عطا میکنه که هیچ دارو و درمان و راهکاری اونطور به شما ارامش نمیده. و شما رو فارغ از این مسائل میکنه.

    موفق باشید.

  15. 3 کاربر از پست مفید محمد 93 تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 03 خرداد 93), فرشته اردیبهشت (شنبه 03 خرداد 93), بی نهایت (شنبه 03 خرداد 93)

  16. #29
    عضو فعال آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array
    اقا محمد من می گم نره شما می گین بدوش؟؟؟ نمی دونم واسه چی هر کی می رسه می گه خدا. من خدا رو نمی بینم. نیست. این خدایی که شما می گی یه خدای ستمگره. غلط کرده منو خلق کرده انداخته تو دنیا که خودش بشینه قدرتشو به رخم بکشه و منم بشینم بزنم توی سر خودم بگم ضعیفم و خیر سرم عبادتش کنم. این چه خداییه؟؟؟؟ مال خودت این خدات. این خدایی که تو نوشتی هیچ احترامی نداره. اگه تو خوش بودی تو زندگیت جلو اون خدات هی خم و راست شو که خوشیتو ازت نگیره یه وقت.
    من سر بود و نبود خدا موندم حالا برم اذان و نماز و زیر و رو کنم؟؟؟؟؟؟

    اقا من دیوونه ام اصلا. اون از ننه بابام که انداختنم وسظ دنیا. این از خود مزخرف بی دست و پام. این از زندگیم.

    من هیچوقت حالم خوب نمیشه.

    به جهنم.

  17. 2 کاربر از پست مفید meinoush تشکرکرده اند .

    toojih (شنبه 03 خرداد 93), پونیو (شنبه 03 خرداد 93)

  18. #30
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 26 مرداد 04 [ 21:20]
    تاریخ عضویت
    1393-1-11
    محل سکونت
    مرز پر گهر
    نوشته ها
    816
    امتیاز
    26,798
    سطح
    97
    Points: 26,798, Level: 97
    Level completed: 45%, Points required for next Level: 552
    Overall activity: 22.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    4,026

    تشکرشده 3,515 در 811 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    195
    Array
    سلام
    آقای محمد 93 عزیز؛ برای من جالبه شما یه جای دیگه هر فرصت شغلی برای زن ها رو به معنای بیکاری یه مرد و اون رو در راستای تفکرات "به اصطلاح روشنفکرانه ی غرب" و همینطور تفکرات "فمینیستی" میدونید و الان دارید ایشون رو مورد عتاب قرار میدید که بهتره برای رهایی از این افکار به یه شغلی اهتمام بورزند ! این شیوه ذهن رو یه این سمت میبره که شما هدف سخنوری رو دنبال میکنید که طبیعتا باعث میشه اصولتون با هم تضاد پیدا کنند، ضمنا تا جایی که من بررسی کردم ایشون سر کار هم هستند و یا دسته کم قبلا بودند.پس این فرض شما شاید خیلی در وضعیت روحی ایشون تاثیر نداشته باشه.
    مساله ی بعد دوست عزیز ، از نظر من، خدایی که عشق و مهر رو آفرید ،خیلی خشن توی ذهنتون تصور میکنید. هر چند همه ی این صفات هم خلق خودشه ولی عبادت خدا از روی عشق بیشتر با اختیار انسان سازگاری داره تا عبادت از روی ترس و قدرت پروردگار و ضعف بنده. من این رو بیشتر میپسندم و انتخاب کردم.
    و در آخر اینکه دید بالا به پایین شما توی اکثر پست هاتون حس میشه . بد نیست بیاید پایین و یکم افقی به دیگران نگاه کنید. همین طور ما انسان هستیم . و داریم روابط انسان ها رو با هم ،با خودشون و با خدا بررسی می کنیم . شما به هر انسانی مثل یه سیستم ایزوله نگاه میکنید که هیچ تاثیری از دنیای بیرونش نمیگیره برای همین میاید یه الگوریتم ناقص ارائه میدید بدون اینکه این سه رابطه رو دیده باشید و میگید هر کس این رو رعایت کنه به کمال و سعادت میرسه .البته این انتظار از شما نیست که توی همه چیز در حد بالا اطلاعات داشته باشید و همین طور کار کرده باشید ولی بهتره در انتخاب جملات و کلماتتون بیشتر دقت کنید تا ناخواسته باعث رنجش دیگران نشید.
    و اما
    به نظر من توی این دنیا هیچ چیز ارزش ناراحتی و عصبانیت رو نداره چون همه چیز توی این دنیا از بین میره. اگه بیایم از دید آدم هایی که صد سال دیگه تو این دنیا هستند به امروز خودمون نگاه کنیم ، میبینیم برای اون ها رنج ها و ناراحتی هاو حتی خوشی های ما بی ارزشه پس بهتره افکار بدمون رو دور بریزیم یا از کنارشون بگذریم و فقط به خوشی هامون دقت کنیم چون دیگه خودمون رو آزار نمیدیم.باور ندارم کسی خوشی نداشته باشه ولی رنج ها میتونه مانع دیدنشون توسط ما بشه.
    بدرود

    - - - Updated - - -

    سلام
    آقای محمد 93 عزیز؛ برای من جالبه شما یه جای دیگه هر فرصت شغلی برای زن ها رو به معنای بیکاری یه مرد و اون رو در راستای تفکرات "به اصطلاح روشنفکرانه ی غرب" و همینطور تفکرات "فمینیستی" میدونید و الان دارید ایشون رو مورد عتاب قرار میدید که بهتره برای رهایی از این افکار به یه شغلی اهتمام بورزند ! این شیوه ذهن رو یه این سمت میبره که شما هدف سخنوری رو دنبال میکنید که طبیعتا باعث میشه اصولتون با هم تضاد پیدا کنند، ضمنا تا جایی که من بررسی کردم ایشون سر کار هم هستند و یا دسته کم قبلا بودند.پس این فرض شما شاید خیلی در وضعیت روحی ایشون تاثیر نداشته باشه.
    مساله ی بعد دوست عزیز ، از نظر من، خدایی که عشق و مهر رو آفرید ،خیلی خشن توی ذهنتون تصور میکنید. هر چند همه ی این صفات هم خلق خودشه ولی عبادت خدا از روی عشق بیشتر با اختیار انسان سازگاری داره تا عبادت از روی ترس و قدرت پروردگار و ضعف بنده. من این رو بیشتر میپسندم و انتخاب کردم.
    و در آخر اینکه دید بالا به پایین شما توی اکثر پست هاتون حس میشه . بد نیست بیاید پایین و یکم افقی به دیگران نگاه کنید. همین طور ما انسان هستیم . و داریم روابط انسان ها رو با هم ،با خودشون و با خدا بررسی می کنیم . شما به هر انسانی مثل یه سیستم ایزوله نگاه میکنید که هیچ تاثیری از دنیای بیرونش نمیگیره برای همین میاید یه الگوریتم ناقص ارائه میدید بدون اینکه این سه رابطه رو دیده باشید و میگید هر کس این رو رعایت کنه به کمال و سعادت میرسه .البته این انتظار از شما نیست که توی همه چیز در حد بالا اطلاعات داشته باشید و همین طور کار کرده باشید ولی بهتره در انتخاب جملات و کلماتتون بیشتر دقت کنید تا ناخواسته باعث رنجش دیگران نشید.
    و اما
    به نظر من توی این دنیا هیچ چیز ارزش ناراحتی و عصبانیت رو نداره چون همه چیز توی این دنیا از بین میره. اگه بیایم از دید آدم هایی که صد سال دیگه تو این دنیا هستند به امروز خودمون نگاه کنیم ، میبینیم برای اون ها رنج ها و ناراحتی هاو حتی خوشی های ما بی ارزشه پس بهتره افکار بدمون رو دور بریزیم یا از کنارشون بگذریم و فقط به خوشی هامون دقت کنیم چون دیگه خودمون رو آزار نمیدیم.باور ندارم کسی خوشی نداشته باشه ولی رنج ها میتونه مانع دیدنشون توسط ما بشه.
    بدرود

  19. 3 کاربر از پست مفید m.reza91 تشکرکرده اند .

    meinoush (شنبه 03 خرداد 93), پونیو (شنبه 03 خرداد 93), محمد 93 (یکشنبه 04 خرداد 93)


 
صفحه 3 از 4 نخستنخست 1234 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.