با تشكر از مصباح الهدي دختر بيخيال و فرشته ارديبهشت عزيز.

مشكل من با ازدواج و خانواده و وابستگي و....اساسي هست.

نميدونم كدوم قانون نانوشته اي ميگه جلسه اول برابر با 50 درصد توافق و جلسه دوم 100 توافق و جلسه سوم

وكيلم

و جمله آشناي با اجازه بزرگترها بعله.

مادر من اصلا اينطور دوست نداره و براي همين با حضور خيلي ها تا حالا مخالفت كرده.

وقتي بهش ميگم من لزوما با خواستگاري كه بخواد بياد ازدواج نميكنم

ميگه مردم مگه مسخره ما هستند؟؟؟

بعضي هاشون رو با دلايلي رد كرده كه به نظر من واقعا غير منطقي بوده.

مثلا چون كارش... هست.

چون فاميل...هست

چون از طايفه....هست

و...

اين مورد آخر رو خودش توافق كرده بود بيان خودش بيشتر مراسم رو اداره كرده بود ولي جالب اينجاست خودش نگران عصبي و ناراحت بود من پرسيدم چي گفتند گفت هيچي چي ميخواستن بگن؟

جالبه من اصلا حس نميكنم خواستگاري من بوده كه بخوام معيارام و ملاكامو بسنجم از ديشب كه بيخيال خواسنگار و جلسه خواستگاري شدم آرامش به خونمون برگشته.

- - - Updated - - -

دختر بيخيال عزيز هر دو مورد كه گفتم همشهري هستيم فقط خودشون براي كار شهر ديگه هستند يعني اگر ازدواج كنم نه تنها از خانواده خودم بلكه از خانواده همسرم هم دور ميشم.