ستاره جون از خوندن نوشته هاتون واقعا متاسف شدم . و امیدوارم با تلاشت بتونی زندگی خوب وشادی داشته باشی و حتما هم میتونی چون خواستن توانستنه و شما عزمت رو جزم کردی که حتما اینکارو بکنی . نمیدونم حدسم درسته یا نه چون ما فقط از روی نوشته های اندک شما برداشت میکنیم . همسر شما اگه فرد عصبی بود این رفتارش تنها با شما نبود بلکه با تمام اطرافیان حتی بچه هاش هم این رفتار رو داشت ولی گفتید که اینجور نیست .پس این وسط مشکلی بین شما و ایشون وجود داره که باعث این مشکل شده است شما اونو باید پیدا کنید . ایشون عاشق شما شده و با اینکه میدونست شما یه دختر دیپلمه هستید شما رو انتخاب کرده . احتمالا به خاطر زیبایی و جذابیتی که براش داشتید و علاوه بر اون احتمالا دیدگاه اون از انتخاب یه خانم خانه دار این بوده که زندگیش مرتب باشه و از تربیت و مدیریت زندگی و بچه هاش خیالش راحت باشه ولی شاید شما انتظار ایشون رو براورده نکرده باشید . والبته حتی در اون صورت هم رفتار ایشون قابل توجیه نیست ولی شما با شخصیت خیلی وابسته و منفعلانه ایشون رو بیشتر ترغیب کردید بدون این که ایشون رو به زشتی کارش اگاه کنید . حالا باید همین کارو بکنید یعنی زشتی کارش رو بهش نشون بدید و از اون طرف هم روی خودتون بیشتر کار کنید و بهش پابت کنید که یه بانوی شایسته هستید و باید مثل یه بانو باهاتون رفتار کنه . مثلا الان که حامله اید یا بعدا که بچه دار هم میشید برای کارهای خونه از یه خدمت کار استفاده کنید اگه به کاراتون نمیرسید . یا مثلا در مورد کارهای مادر شوهرتون با وجود احترامی که باید بهشون بذارید چرا باید مثل خدمتکار براشون کار کنید ؟ شما اونا رو بد عادت کردید و حالا بچه جدید بهانه ایه که این عادتشونو از بین ببرید . وقتی شما برای خودتون ارزش قائل نباشید دیگران هم همیطور خواهند بود .








علاقه مندی ها (Bookmarks)