به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 46

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 تیر 00 [ 10:36]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    217
    امتیاز
    10,303
    سطح
    67
    Points: 10,303, Level: 67
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 147
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    388

    تشکرشده 576 در 165 پست

    Rep Power
    46
    Array
    سلام
    امیدوارم که حالتون خوب باشه
    خانم میشه بپرسم که شما چند سالتونه؟
    من قسمت های زیادی از ماجراتونو خوندم.شما خیلی خیلی به طرف مقابلتون گیر دادین.بی سیاست رفتار کردین و تمایلتونو به ایشون (نه با کلام) ابراز کردین
    دوست من ایشون یه صحبتی کردن.تا حدی درگیر جو و احساسات شدن و از خواستگاری و این چیزا نوشتن.با سابقه ای که متاسفانه دوست شما تو ذهنشون ایجاد کردن این صحبت ها غیر منتظره نبودن.اما بعدش نشستن فکر کردن که صحبتشونو مکتوب کنن تصمیم به طفره رفتن از زیر بار مسئولیت خواستگاری گرفتن.تا اینجا که شما اشتباهی نکردین.اشتباه شما کش دار کردن مسئله ای به این واضحی بود!!عزیزم این جور که از حرفاتون من به عنوان خواننده می تونم استنتاج کنم شما تصمیم هدایت این آقا رو به خواستگاری داشتین و سعی در ثابت کردن اینکه این رابطه باید اون سمت و سو رو بگیره،که به فرض(بسیار کم) اگه اون آقا قصدشم واقعا خواستگاری بود منصرف شده.
    این چیزایی که از نگاه کردن و دنبال کردن و این چیزا هم مینویسین تصویر سازی و بال و پر دادن ذهن خلاق و دخترونه ی شماست.اینکه ایشون نگاه می کنن یا فلان می کنن میتونه فقط یه حس کنجکاوی باشه.فقط!چرا اینقدر بزرگش میکنین که به خودتون ثابت کنین دوسش دارین و اذیت بشین؟
    من نمیدونم از من بزرگترین یا کوچکتر.فکر می کنم کوچکتر باشین.برای من به تجربه ثابت شده عشق و عاشقی های دانشجویی خیلی آخر و عاقبت ندارن.بیشترشون روابط احساسی هستن.مناسب ترین شیوه برای به عمل نشستن اینه که با خانواده تون صحبت کنن.
    عزیزم شما تو متنتون بارها نوشتین که نجابت مهمه براتون و ایشون مذهبی هستن و این حرفا.خودتون نقضش نکنین
    این سطر ها رو کسی براتون مینویسه که شرایط زندگیش و فرهنگی که توش بزرگ شده همه چی رو کاملا کاملا مدرن و امروزی داشته.اما براش ثابت شده که بیشتر مسائل مدرنش خوبه اما خواستگاری سنتیش و با حضور خونواده ها.
    امیدوارم شاد باشی و خوشبخت

  2. 4 کاربر از پست مفید hanie_66 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (شنبه 13 اردیبهشت 93), sanjab (شنبه 13 اردیبهشت 93), فرهنگ 27 (شنبه 13 اردیبهشت 93), سمانه:) (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 16 خرداد 93 [ 02:46]
    تاریخ عضویت
    1393-1-06
    نوشته ها
    27
    امتیاز
    267
    سطح
    5
    Points: 267, Level: 5
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    27

    تشکرشده 29 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    آقای فدایی یار خدا شمارو خیر بده که به جای سعی در منصرف کردن، دقیقا جواب سوالو میدین.

    دقیقا همینطور دارم رفتار میکنم و راستش برام سختم نیست. الان نه من اطراف اونم نه اون، در حالیکه اون مدت مدام سر راه هم سبز میشدیم. اگه اونم به رفتار من دقت کنه، احتمالا الان ازبس که عادی هستم فکر میکنه منم بی خیالش شدم.

    اینم که میگید فکر کرده من دیگه دم دستشم و دست نیافتنی نیستم، آره همینطوره. مخصوصا که متاسفانه این ماجرای من همزمان شده با مزاحمت های اون دختری که قبلا حرفشو زدم. و این از دو جهت بده: یکی اینکه الان حس میکنه خیلی هوادار داره و محبوبه و لزومی نداره الان با عجله دست به تصمیم گیری بزنه، 2 هم اینکه فکر میکنه منم از قشر همون دختر هستم!! (میگفت من که به شما شماره ندادم یا ازتون درخواست شماره نکردم، اما الان از شماره های ناشناس برام پیام میاد و میخوام دیگه خطمو عوض کنم! )

    راستش حقم داره، با کاری که دوست من کرد و کلا فضای خاله زنکی که توی دانشگاه حاکمه، منم بودم همینجوری فکر میکردم...

    به هرحال الان من عادی هستم، اونم عادیه یا راستش شایدم یه کمی فرار هم میکنه باز. چندباری دیدم که وقتی من مثلا میرم توی کتابخونه، اون پا میشه میره. حالا نمیدونم عمدیه یا نه. ولی دیگه این کارا برام مهم نیست، مهم نتیجه است. اما من نمیخوام از دست بدم این موقعیتو :(

  4. کاربر روبرو از پست مفید سمانه:) تشکرکرده است .

    فدایی یار (سه شنبه 16 اردیبهشت 93)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. میترسم اگه کارمو ول کنم دیگه کار پیدا نکن...
    توسط mina-mina در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 14 بهمن 93, 21:19
  2. پاسخ ها: 29
    آخرين نوشته: دوشنبه 07 مهر 93, 23:37
  3. میترسم پسر بیاد آبروریزی کنه
    توسط salamati در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 21 شهریور 93, 22:06
  4. میترسم آبروم پیش خانوادم بره
    توسط zohre-f در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: شنبه 01 مهر 91, 12:40
  5. 10 شیوه منحصر به فرد برای لذت بردن از شریک زندگیتان..
    توسط shad در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 خرداد 89, 15:13

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 21:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.