به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 93
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 24 آذر 00 [ 21:47]
    تاریخ عضویت
    1391-2-29
    نوشته ها
    421
    امتیاز
    12,188
    سطح
    72
    Points: 12,188, Level: 72
    Level completed: 35%, Points required for next Level: 262
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    662

    تشکرشده 635 در 275 پست

    Rep Power
    70
    Array
    1-ستاره گفتی اول کار بابات موافق ازدواج شما نبوده دلیل بابات برا مخالفت چی بود ؟

    2- وقتی شوهرت عصبانی میشه تو چطور برخورد میکنی ؟
    شوهرت وقتی غذاش بد مزه باشه یهو شروع به داد زدن میکنه ؟
    یا وقتی خواب بودی و و دیر بیدار شدی یهو امد بالا سرت و شروع به کتک زدن میکنه؟
    برامون بگو یکی دو تا از دعوا ها را مثال بزن که چی شد ؟ چی گفت ؟چی گفتی ؟چی کار کردن بچه ها ؟بودن اونچا؟و....

    3- بعضی مردا خیلی دلشون سیاهه مثلا می رن خرید اگه فروشنده با لبخند به خانم سلام کنه تو خونه که میان گیر میدن که بله .....و خلاصه کتک و کتک کاری
    حالا شوهرت همچین موردهایی ازت دیده ؟ اگه بری یه مغازه مثلا فروشنده جوان باشه بعدا گیر میده ؟

    یا احساس میکنی کسی یه خبر دروغ از گذشته پسر دایی یا خودت یا خانوادت بهش داده ؟

    4-بچه داری حتما و قطعا یه مادر باید با مهد و مدرسه و راننده و معلم زبان و معلم خصوصی و .....در ارتباط باشه (دکتر را نگفتم چون انگار یکی دم دستتت داری )
    ایا تا حالا تو خونه زندانی بودی و همه اینا را شوهرت مدیریت کرده ؟
    چطوری کامپیوتر یاد گرفتی ؟
    برا خرید لباس بچه ها و وسایل مدرسه باز هم شوهرت همراهی میکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!



    5-واقعا شماراضی به بچه دار شدن نبودی و شوهرت میدونست و اقدام کرد ؟

  2. 4 کاربر از پست مفید نازنین2010 تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (جمعه 12 اردیبهشت 93), گل شب بو (جمعه 12 اردیبهشت 93), مهربونی... (شنبه 13 اردیبهشت 93), ستاره ف (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  3. #42
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ستاره ف نمایش پست ها
    مقاله ها رو خوندم.... مرسی . راستش من تو یه خانواده مذهبی بزرگ شدم . اما منو آزاد میذاشتن. بهم اعتماد داشتن .. شوهرم فامیل دوستم بود .منو خونه دوستم دید من اون موقع 18 سالم یود . سعی کرد از طریق دوستم بان ارتباط برقرار کنه . اما من دلم نمیخواست وارد رابطه بشم . اونم اومد خواستگاریم . اون موقع 25 سالش بود . داشت درس بود دانشجوی پزشکی بود . الان هم متخصص اورولوژیه . خانواده ام اوایل قبول نمیکردن اما بخاطر اصرارهای شوهرم قبول کردن . منم که میدیدم شوهرم خیلی اصرار به ازدواج با من داره مایل بودم که باش ازدواج کنم.. 19 سالم بود که زنش شدم . از وقتی رفتم تو خونه اش شروع کرد به شرط و شروط گذاشتن. گفت بی اجازه من آب نمیخوری . تنها خونه مامانت نمیتونی بری . هرجا بخوای بری باید من باشم . خلاصه خیلی از این شرطا . منم قبول کردم . کا دختری بودم که همیشه دیگران واسم تصمیم میگرفتن . شوهرمم از این ضعفم سو استفاده کرد . اولین باری که کتکم زد دو هفته از ازدواجم گذشته بود . میخواس بره سر کار .من اون روز صبح یکم بی حال بودم . یکم دیر تر از همیشه پاشدم شوهرمم عصبی شد و منو با کمربند زد . بعدشم رفت . من خیلی ناراحت شدم میخواسم برم خونه مامانم ولی درو قفل کرده بود . بهش زنگ زدم گفتم چرا درو قفل کردی گفت الان میام ، اومد و دوباره منو گرفت به کتک . گفت چرا اعتراض کردی من زنی نمیخوام که رو حرف شوهرش حرف بزنه ... منم اشتباه کردم به خانواده ام نگفتم ... همون سال اول حامله شدم ... کتک زدنای شوهرم و حبس کردن تو خونه هنوز ادامه داشت . بعد از 4 سال یه بچه دیگه دنیا آوردم ... مامانم اینا میدونستن شوهرم سخت گیر و بددله اما فکر نمیکردن کتکم بزنه . مامانم همشه میگفت اشکال نداره که نمیذاره بیای اینجا میگفت هرکاری شوهرت میگه بکن . تا اینکه یه بار اینقدر که بم کتک زد حالم بد شد منو برد بیمارستان دکترا گفتن کبدم مشکل پیدا کرده . اما بازم دست بردار نبود .سر همین موضوع بیمارستان خانواده ام فهمیدن اومدن خونه ام با شوهرم حرف زدن اما اون مگفت زنمه اختیارشو دارم . مامان بابامم از ترس آبروشون بم گفتن باش بساز خوب مییشه .اما روز به روز بدتر میشه . خیلی زورگوهه خیلی اعتقاداتش قدیمیه . فکر میکنه زن باید فقط تو خونه باشه و خونه داری کنه و بچه بیاره . اگه یه روز غذا یکم دیر آماده شد منو میزنه میگه مگه چیکار داری به جز یه غذا درست کردن میگه عرضه اینم نداری ... راستش من اراده ام رو از دست دادم ... خیلی ازش میترسم ..همیشه استرس دارم که غذام خراب شه .. یا چمیدونم دیر حاضر شه ... یا مثلا هرکاری که شوهرم عصبانی شه .... ازش میترسم
    مدرکش بخوره تو سرش
    اصرار های شوهرتون چی بوده ؟
    در مورد شرط و شروط هم از خانواده مذهبی بدور نیست،اگر هم نبوده هم برمیگرده به عدم اعتماد به نفس آقا از نظر بعد روانی هم مشکل دارند... جز قانون اسلامی حکومتی هستش که زن می بایست به تصمیم شوهر تمکین کنه (شرمنده)
    2 هفته بعد از ازدواج !!!....
    ترومای کبدی بوده؟ درجه ؟ گزارش بیمارستان رو داشته باشید برای پزشک قانونی (سربرگ بیمارستان با مهر رئیس بیمارستان)
    سلام به پدر و مادرتون گرامیتون برسونید بفرمایید یکی از همین همکار های شوهرتون گفتند ایشون لیاقت زندگی در کنار خلق خدا رو نداره و نفس کشیدنش حرام هستش. همینطور پیش بره در آینده نزدیک جنازه من (شما) رو دستتون باید بگیرید. من خدا نکنه نمیگم چون با این پرونده شما این رو دور از ذهن نمیبینم.
    امیدوارم که بچه هاتون سنشون کم باشه اگر در سنی باشند که متوجه رفتار ها بشند میتونه در تربیت و آینده اونها خیلی خطرناک باشه.

    نقل قول نوشته اصلی توسط حسين40 نمایش پست ها
    بايد مستندات تمام رفتارهاي مجرمانه شوهرتو مستند كني از عكس و فيلم و ضبط صدا و خاطره نوشتن و..هر چي شاهد و شكايت به پدر و مادرت.

    بعد كه دستت پر شد آنوقت حقوق متقابل زن و شوهر در قانون را برا شوهرت توضيح بده و ازش بخواه كه گذشته هر چه بود گذشته ولي بايد مثل دو انسان با حق متقابل باهم برخورد و زندگي كنيد( در اين وسط شما اصلاً به فكر بچه ها نباش و هيچي را بخاطر آنها ملاحظه نكن توضيح هم نميخواد قبول كن)
    صراحتاً بگو به هيچ دليل و بهانه اي حق زدن منو نداري بايد رفتارتو اصلاح كني ( شوهرت مخالفت و پرخاش خواهد كرد ولي مطمئن باش كه در رفتارش تجديد نظر ميكند و حد اقل با استرس رفتار ميكند تا بمرور بهتر شود )
    خانواده شوهر ایشون مثلا مذهبی هستند، قانون هم تمکین زن رو به ایشون میگه و حمایتی با اون مدارک که فرمودید ازشون نمیکنه گفته های فرشته مهربان رو تائید میکنم گزارشات پزشک قانونی تنها چیزی هستش که قاضی دادگاه اون رو سند میدونه.
    شما اگر صبح تا شب توی یه اتاق از دست یک روان کتک بخوری متوجه میشید که توی ذهنش چیزی به غیر کتک زدن کد نشده و تغییر نمیکنه مگر اینکه مخش نکروز بشه (بمیره).

    شوهر ایشون اگر بی سواد بود و تفاوت زن حامله و از زن سالم تشخیص نمیداد اون وقت به فکر راهکار های دیگه می افتادیم، در صورتی که غیر از این هستش، نیازی هم نیست که درس جنین شناسی رو دوباره پاس کنه !
    رفتار شوهر ایشون بر میگرده به رفتار پدرشون در خانه که دقیقا کپی برداری شده و مطمئن باش که ایشون در دوران بچگیش شکنجه های زیادی کشیده و در این سن خودش رو بروز داده و بچه های این خانم اگر در سنی هستند که متوجه رخداد ها میشند تبعات داره و حتی ممکنه بچه های این زوج جنایت کار از آب دربیان (قرار نیست حتما آدم بکشند که بگیم جنایت کار)

    اصولا شوهر ایشون تعادل روانی و اخلاقی ندارند و حتما باید پروانه ایشون مسدود بشه که در قانون ذکر شده و قابل پیگیری هم هستش.

    نقل قول نوشته اصلی توسط نازنین2010 نمایش پست ها
    1-ستاره گفتی اول کار بابات موافق ازدواج شما نبوده دلیل بابات برا مخالفت چی بود ؟
    2- وقتی شوهرت عصبانی میشه تو چطور برخورد میکنی ؟
    شوهرت وقتی غذاش بد مزه باشه یهو شروع به داد زدن میکنه ؟
    یا وقتی خواب بودی و و دیر بیدار شدی یهو امد بالا سرت و شروع به کتک زدن میکنه؟
    برامون بگو یکی دو تا از دعوا ها را مثال بزن که چی شد ؟ چی گفت ؟چی گفتی ؟چی کار کردن بچه ها ؟بودن اونچا؟و....
    3- بعضی مردا خیلی دلشون سیاهه مثلا می رن خرید اگه فروشنده با لبخند به خانم سلام کنه تو خونه که میان گیر میدن که بله .....و خلاصه کتک و کتک کاری
    حالا شوهرت همچین موردهایی ازت دیده ؟ اگه بری یه مغازه مثلا فروشنده جوان باشه بعدا گیر میده ؟
    یا احساس میکنی کسی یه خبر دروغ از گذشته پسر دایی یا خودت یا خانوادت بهش داده ؟
    4-بچه داری حتما و قطعا یه مادر باید با مهد و مدرسه و راننده و معلم زبان و معلم خصوصی و .....در ارتباط باشه (دکتر را نگفتم چون انگار یکی دم دستتت داری )
    ایا تا حالا تو خونه زندانی بودی و همه اینا را شوهرت مدیریت کرده ؟
    چطوری کامپیوتر یاد گرفتی ؟
    برا خرید لباس بچه ها و وسایل مدرسه باز هم شوهرت همراهی میکنه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!
    5-واقعا شماراضی به بچه دار شدن نبودی و شوهرت میدونست و اقدام کرد ؟
    من جواب ها رو پیش بینی میکنم شما ببینید چقدر با چیزی که گفتم فرق داره...
    1. دختر سنی نداری برو دانشگاه بعدا ازدواج کن
    2. اصولا تن صدای پایینی دارند و بیشتر در حد لرزش هستش و وقتی هم ضرب و شتم میشند تنها صدای جیق میاد و هر بار که صدا بالاتر میره ضربه ها سنگین تر میشه تا نفس بالا نیاد، سعی میشه که به سر ضربه زده نشه تا نهایت لذت رو از کتک زدن قربانی ببره.
    3. میتونه باشه ولی اصولا مرد هایی که از خانواده مذهبی بیرون میان امکان داره که اصلا با زن بیرون نرند و خودشون خرید ها رو انجام بدند...
    4. شوهر ایشون چون سربرگ داره خودش میتونه آزمایش ها رو تجویز کنه و چک آپ های سوناگرافی رو هم دم دست هستش و میتونه دکتر ماما نبرش که اسکار (زخم و کبودی) زنش رو نشون نده، شوت که نیست.
    اگر فرد هوش و استعداد داشته باشه نیاز نیست که حتما برای استفاده از کامپیوتر آموزش ببینه، گرفتن کامپیوتر هم مشکلی نیست ممکنه برای تفریح بچه ها گرفته باشند.

    5. شما تو موقعیتش قرار بگیرید متوجه میشید، نه بگی مشت و لگد میاد سمتت... در دوران دانشجویی استادمون ازمون یک سوالی در مورد نحوه courtship کرد و توی برگه چیزی که دوست داشتیم رو نوشتیم، بالای 85 درصد همه دوست داشتند که با خشونت و به زور نزدیکی کنند. از نظر آسیب شناسی خودتون آنالیز کنید که توی این طبقه ای که در دانشگاه بود همچین شیوه ای رو دوست دارند حالا در خیال یا واقعیت ولی امکان پذیره !!!
    ویرایش توسط Less Than Nothing : جمعه 12 اردیبهشت 93 در ساعت 03:06

  4. 4 کاربر از پست مفید Less Than Nothing تشکرکرده اند .

    meinoush (یکشنبه 01 تیر 93), فرهنگ 27 (جمعه 12 اردیبهشت 93), مهربونی... (شنبه 13 اردیبهشت 93), ستاره ف (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  5. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نازنین2010 سلام 1 بابام میگفت زوده هنوز بچه ای .. 3،4 بار شوهرم با مادرش اینا اوندن خونمون بابامم راضی شد . 2 وقتی کتکم میزنه من فقط گریه میکنم حتی جیغم نمیزنم یعنی جراتشو ندارن .. مثلا یه بار اومد خونه گفت ناهارو زود بکش میخوام برم بخوابم خیلی خسته ام . من گفتم الان آماده میشه . بعد رفتم تو آشپزخونه سیب زمینی سرخ میکردم بعد چند دقیقه اومد گفت چی شد پس چیکار میکنی غذاهم اگه نمیتونی بپزی خب بگو نمیتونم تا یه فکر دیگه به حال خودم کنم زنای مردمو ببین شوهرشون که خسته کوفته میاد خونه چه کارا که واسش نمیکنن بعد زن ما رو ببین منم گفتم الان میکشم بعد اونم گفت خفه شو (البته معذرت میخوام که اینارو میگم) عرضه هیچی نداری، یکی هم زد تو دهنم بعدشم گفت بیا تو اتاق ببینم منم رفتم اونم که باز شروع کرد به کتک زدنم وقتی دیگه خسته شد گفت پاشو ناهارو بکش.. یه بارم که من صبح خواب موندم اود دستمو کشید منو از جام بلند کرد گفت تو خجالت نمیکشی خوابی بعدشم که طبق معمول شروع کرد به کتک زدن ..معمولا جلو بچه ها کتکم نمیزنه ...3 در مورد خبر دروغ نمدونم . ول واسه خرید که اگه جایی بخوام برم حتما باید خودش باسه ولی تا حالا همچین موردی که میگین پیش نیومده ..اما یه بار تو ماشین بودیم بعد چادرم از سرم فتاد البته روسری سرم بود اونم همون موقع زد تو ماشین زد توی صورتم ...4 کامپیوتر رو که از زمان مجردیم یه چزایی بلد بودم خب .. کلاس و درس و مدرسه و همه این چیزا با شوهرمه . من حتی معلم پسرمو ندیدم تا به حال .. کلاسای پسرمو نزدیک محل کارش انتخاب میکنه . با خودش میبرش با خودشم مارش . واسه همین اخلاقای پسر بزرگم خیلی داره شبیه باباش میشه ... 5 راستش این موردم بیشتر مواقع با زور و کتک هم که شده کارشو میکنه ..

  6. کاربر روبرو از پست مفید ستاره ف تشکرکرده است .

    گل شب بو (سه شنبه 23 اردیبهشت 93)

  7. #44
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 16 تیر 93 [ 10:07]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    329
    سطح
    6
    Points: 329, Level: 6
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 21
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    55

    تشکرشده 39 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ستاره جان
    وقتی حرفات رو می خونم خیلی ناراحت میشم خدا بهت صبر بده امیدوارم با کمک دوستان و کارشناسای محترم مشکلت حل بشه عزیزم سعی کن بهونه دستش ندی
    صد در صد تا حالا فهمیدی که چه جور رفتار کنی بهونه دستش نمیدی برات دعا میکنم میفمم که چقدر زجر میکشی کارایی رو انجام بده که آرامش پیدا کنی و ذهنت آروم بشه مثل نماز خوندن یا دعا خوندن یا ورزش کردن .............. خدا خودش جوابش رو بده

  8. 2 کاربر از پست مفید پشیمون تشکرکرده اند .

    مهربونی... (شنبه 13 اردیبهشت 93), ستاره ف (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  9. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    less than nothing سلام . شوهرم اصرار داشت که من از دختر شما خوشم اونده از این جور صحبت ها .. یا مثلا به دوستم که فامیلشون بود میگفت با ستاره حرف بزن راضیش کن . بله تروما بلانت بود. مدارک بیمارستان که همه دست شوهرمه .. فکر کنم تو مطبشه . پسر بزرگم 8 سالشه بعدی هم 4 سالشه . پسر بزرگم خیلی رفتاراش داره شبیه پدرش میشه . من همیشه نگران این موضوع هستم که در آینده رفتاری مثل باباشون داشته باشن . حتی وقتی به این فکر میکنم که بخوام برم پزشک قانونی همه بدنم میلرزه .یعنی چی پرونده اش مسدود شه ؟ چطوری ؟

  10. کاربر روبرو از پست مفید ستاره ف تشکرکرده است .

    مهربونی... (شنبه 13 اردیبهشت 93)

  11. #46
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام . وقتی میخوام عضو انجمن آزاد شم ازم شماره تلفن میخواد ... مشکل ساز نمیشه ؟ شماره ام تو سایت معلوم نمیشه؟

  12. #47
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    هر شماره ای دوست داری بزن


  13. کاربر روبرو از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده است .

    ستاره ف (یکشنبه 14 اردیبهشت 93)

  14. #48
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام

    شماره تلفن نیاز نیست. اگه منظورتون جهت ثبت نام در زرین پال، نیازی به ثبت نام نیست و می توانید بدون ثبت نام مبلغ را پرداخت کنید.


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg


  15. کاربر روبرو از پست مفید salehe92 تشکرکرده است .

    del (یکشنبه 14 اردیبهشت 93)

  16. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 04 آبان 00 [ 12:53]
    تاریخ عضویت
    1393-2-04
    نوشته ها
    46
    امتیاز
    6,973
    سطح
    55
    Points: 6,973, Level: 55
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 177
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    82

    تشکرشده 49 در 24 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ... من هرچقدر سعی میکنم تو انجمن آزاد عضو شم نمیتونم.....یعنی دقیقا نمیدونم باید چیکار کنم....میشه واسم توضیح بدین لطفا

    - - - Updated - - -

    سلام ... من هرچقدر سعی میکنم تو انجمن آزاد عضو شم نمیتونم.....یعنی دقیقا نمیدونم باید چیکار کنم....میشه واسم توضیح بدین لطفا

  17. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام عزیزم

    اول با نام کاربری وارد سایت بشو
    در قسمت بالای سایت یک گزینه به نام حق اشتراک وجود دارد، ان را انتخاب کن
    از گزینه 3 :پرداخت از طریق زرین پال استفاده کن.
    پایین صفحه نوشته مشترکین آزاد. و رو به روی قیمت یک کادر مستطیل شکل وجود دارد روی این مستطیل کلیک کن 2 گزینه داره، یک ساله و یک ماهه، مثلا یک ماه را انتخاب کن و بعد دکمه سفارش را بزن.
    بعد در صفحه جدید که باز میشه روی مستطیلی که نوشته: به کاربردن سفارش zarinpal کلیک کن.
    بعد وارد سایت زرین پال میشی و نیازی به ثبت نام در ان سایت هم نیست.وقتی وارد سایت شدی سمت راست نمادهای بانک های مختلف را می بینی. روی نام بانک کارت ات کلیک کن. وقتی کلیلک کنی زرد رنگ میشه.بعد روی پرداخت صورت حساب کلیک کن.بعد یک صفحه میاد که باید اطلاعات بانک را وارد کنی. بعد که این کار را انجام بدی، اول خود بانک بهت کد پیگیری و... میده و هم بعد سایت زرین پال. این کدها را یادداشت کن.
    حالا ببین در سایت همدردی نوشته شده وقتی انلاین هزینه را بریزید نیازی به گزارش اطلاعات پرداخت به سایت همدردی برای فعال کردن نام کاربری نیست. ولی اگه انلاین نریزی نیاز.
    ولی بعضی وقتها سیستم انگار کار نمی کنه و با اینکه انلاین میریزی خود به خود نام کاربری فعال نمیشه. اگه نشد سپس اطلاعات پرداخت را برای مدیر همدردی بفرست تا فعال کنند و برای اینکار باید از گزینه : تماس با ما که در بالای سایت قرار دارد استفاده کنی.
    امیدوارم که شفاف توضیح داده باشم. اگه باز هم سوالی داشتی بگو......

    موفق باشی


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : یکشنبه 14 اردیبهشت 93 در ساعت 15:27

  18. 4 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    مهربونی... (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), بی نهایت (یکشنبه 14 اردیبهشت 93), ستاره ف (دوشنبه 15 اردیبهشت 93), شیدا. (دوشنبه 15 اردیبهشت 93)


 
صفحه 5 از 10 نخستنخست 12345678910 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  2. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:22 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.