نازنین2010 سلام 1 بابام میگفت زوده هنوز بچه ای .. 3،4 بار شوهرم با مادرش اینا اوندن خونمون بابامم راضی شد . 2 وقتی کتکم میزنه من فقط گریه میکنم حتی جیغم نمیزنم یعنی جراتشو ندارن .. مثلا یه بار اومد خونه گفت ناهارو زود بکش میخوام برم بخوابم خیلی خسته ام . من گفتم الان آماده میشه . بعد رفتم تو آشپزخونه سیب زمینی سرخ میکردم بعد چند دقیقه اومد گفت چی شد پس چیکار میکنی غذاهم اگه نمیتونی بپزی خب بگو نمیتونم تا یه فکر دیگه به حال خودم کنم زنای مردمو ببین شوهرشون که خسته کوفته میاد خونه چه کارا که واسش نمیکنن بعد زن ما رو ببین منم گفتم الان میکشم بعد اونم گفت خفه شو (البته معذرت میخوام که اینارو میگم) عرضه هیچی نداری، یکی هم زد تو دهنم بعدشم گفت بیا تو اتاق ببینم منم رفتم اونم که باز شروع کرد به کتک زدنم وقتی دیگه خسته شد گفت پاشو ناهارو بکش.. یه بارم که من صبح خواب موندم اود دستمو کشید منو از جام بلند کرد گفت تو خجالت نمیکشی خوابی بعدشم که طبق معمول شروع کرد به کتک زدن ..معمولا جلو بچه ها کتکم نمیزنه ...3 در مورد خبر دروغ نمدونم . ول واسه خرید که اگه جایی بخوام برم حتما باید خودش باسه ولی تا حالا همچین موردی که میگین پیش نیومده ..اما یه بار تو ماشین بودیم بعد چادرم از سرم فتاد البته روسری سرم بود اونم همون موقع زد تو ماشین زد توی صورتم ...4 کامپیوتر رو که از زمان مجردیم یه چزایی بلد بودم خب .. کلاس و درس و مدرسه و همه این چیزا با شوهرمه . من حتی معلم پسرمو ندیدم تا به حال .. کلاسای پسرمو نزدیک محل کارش انتخاب میکنه . با خودش میبرش با خودشم مارش . واسه همین اخلاقای پسر بزرگم خیلی داره شبیه باباش میشه ... 5 راستش این موردم بیشتر مواقع با زور و کتک هم که شده کارشو میکنه ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)