به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 69 , از مجموع 69
  1. #61
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 93 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1393-1-10
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    539
    سطح
    10
    Points: 539, Level: 10
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبوري نمایش پست ها
    با سلام مجدد.

    چند سوال داشتم كه فكر ميكنم آقايون تالار بتونند جواب بدهند

    1)چه دختري با چه ويژگي هايي براي آقايون مهم هست؟؟؟

    2)آقايون چه انتظاراتي از همسر آيندشون دارند؟؟؟

    3)شاغل بودن يا نبودن همسر مسئله مهم هست و بهتر همسرشون شاغل باشه يا نه؟؟؟

    4)چقدر تعريف ديگران از يك دختر در تصميمشون اثر داره؟؟؟

    5)آينده نگريشون تا چند سال از زندگي مشترك هست؟؟؟
    سلام
    بنده نوشته های جناب خاله قزی را با تغییراتی می گذارم


    1.با اخلاق.سنگین.باحیا. تحصیلکرده.خانواده دار.خوشگل باشه تا حدودی.خوش هیکل باشه.مهربون باشه.نماز خوان و با ایمان باشه
    فهیم، اهل فکر، حق پذیر و انتقاد پذیر، عرف عمومی جامعه را چندان صحیح نداند، برای رشد خود برنامه داشته باشد، برای تربیت صحیح فرزند ملاک های صحیح و برنامه مطلوبی را داشته باشد، به خانواده شوهر در اندازه خود احترام بگذارد، اهل تفریح سالم و مطالعه باشد

    2.درکشون کنه.کنارش احساس آرامش کنن.از نظر جنسی بتواند رضایتش را جلب کنه.قانع باشه.فهمیده باشه و حرف گوش کن. یکمم آزاد بزاره مرد زندگیشو


    3.در قدیم که دلیلی نداشتم برای بنده فرقی نمی کرد و فقط یک سری شرایط برای کار همسر قائل بودم، اما اکنون که دلایلی دارم، موافق نیستم. البته در حیطه فرهنگی و مشاغل خانگی یا نوع مشاغلی که با کارآفرینی شغلی را برای زنان نیازمند واقعی فراهم می کند با شرایطی بدون مشکل می بینم.

    4.تاثیرش نه کمه نه زیاد.ما پسرا خیلی احساس غرور میکنیم دست همسرانمان را بگیریم و به دوستایی که داریم و فامیل معرفیش کنیم
    برای بسیاری اینگونه است که جناب خاله قزی فرمودند اما بنده چنین فکر نمی کنم و اصولا کاری به حرف مردم ندارم
    حرف سایر مردم در سه جا قابل اعتنا است: مشورت، انتقاد صحیح، حرف کسی که دست بالای شما را دارد همچون استاد و والدین

    5.ببخشید اینو میگم ولی بعضی زنا کلا آینده نگر نیستن و بقول معروف عقلشون تا نوک دماغشونه.زن قانع خیلی خوبه(ولی بقول همسرم خیلی قانع بودنم خوب نیست)اینو باهاش موافقم خیلی هم قانع نباشید ولی ولخرجی نه اصلا خوب نیست
    اضافه بر سخنان آقای خاله قزی، باید بگویم اگر زنی آینده نگری داشته باشد واقعا مطلوب بسیاری از آقایان خواهد بود اما نه به این شرط که جزئی نگری آنها از بین بره که در این صورت تاثیرش را در بسیاری مسائل دیگر می گذارد
    برای بنده تا 20 سال آینده، آینده نگری دارم

    سرکار خانم صبوری، شما نوع دیدگاه و ویژگی های خوبی دارید(حداقل من فکر می کنم مطلوب است) اما به عنوان یک آقا برادرانه نکاتی را در مورد آقایان خدمتتان عرض می کنم که می تواند مورد استفاده دیگران نیز قرار گیرد.

    1- همه یک پیچیدگی دارند و یک سادگی.
    آنچه ساده است ویژگی های عمومی آقایان است. گاهی این سادگی و وضوح به قدری است که واقعا خانمها متعجب می شوند. چیزی مثل توجه زیاد آقاین به چهره و زیبایی، این که چه قدر ساده می شود به آقایان آرامش داد و ... از این دسته اند. درک و فهم این ویژگی ها و نیازهای آقایان که شاید قسمت عمده ای از ویژگی های آنها را هم تشکیل می دهد، چندان سخت نیست.
    اما یک سری ویژگی های خاص و منحصر به فرد هر مردی وجود دارد که عموما قسمت کمی از رفتارها و ویژگی های آقایان است. این ها ویژگی هایی است که باعث پیچیدگی آنها می شود و حقیقتا فهم آنها سخت است حتی در بسیاری از موارد برای سایر آقایان.
    مثال زدن روی این ویژگی ها به خاطر منحصر به فرد بودن واقعا سخت است. اگر بخواهم نمونه ای بگویم که بهتر بفهمید باید بگویم آقایان عموما افرادی تمرکزی هستند و برای بررسی و حل یک مسئله به نحو عجیبی روی آن تمرکز می کنند اما اینکه چگونه تمرکز می کنند و بیشتر روی چه مسائلی، چیزی است که بین فرد فردآنها متفاوت است.

    خانمها به نظر حقیر برعکس هستند
    آنچه پیچیده است( حداقل برای آقایان) بسیاری از ویژگی های عمومی خانم هاست. مثلا در بسیاری از اوقات واقعا مشخص نیست که خانم با آنچه می گوید، چه چیزی را می خواهد و یا کی دارد ناز می کندو کی خواسته خود را می گوید و ...
    آقایان هر چقدر هم مطالعه کنند، واقعا در شرایط متفاوت در فهم این ویژگی ها دچار مشکل می شوند
    آنچه ساده است ویژگی های کمتری از خانم ها را تشکیل می دهد و تا حدودی در آنها منحصر به فرد است. به عنوان مثال همه خانم ها با یک ابراز محبت ساده، با یک گل، با یک هدیه که چندان با هدایای قبلی متفاوت هم نیست خوشحال می شوند، فقط نوع گل، نوع ابراز محبت، نوع هدیه در افراد آنها متفاوت است.
    همین هدیه اگر برای آقایان بخواهید بگیرید واقعا مشکل است بفهمید در زمان های مختلف چه چیزی برای آنها کاربردی تر و بهتر است

    2- در مورد سهل الوصل بودن، باید بگویم این ویژگی ها و افکاری که باعث می شود خواستگار و دیگران فکر کنند شما سهل الوصول هستید، واقعا از ویژگی های مطلوب و عالی شماست اما این فکر سهل الوصول همچنان پابرجاست
    اگر شما در خواستگاری این گونه برخورد کنید این حس به خواستگار خواه ناخواه منتقل می شود. اما برای این که این حس منتقل نشود، پیشنهاد می کنم با سوالاتی از خواستگار نظر ایشان را در مورد خرید و مراسم و سایر چیزهایی که به نظر دیگران نظر خاص و مخالف عرفی دارید را بپرسید و ببینید آیا نظرشان موافق با شماست یا خیر و سپس اگر موافق بود در برخی از آنها به گونه ای که دروغ نباشد نظری مخالف با نظر حقیقی خود را اظهار کنید. هنگامی که خواستگار شما از این مراحل رد شد و عقد کردید آن هنگام نظر حقیقی خود را به گونه ای بروز دهید که گویا به خاطر او این کار را می کنید که حقیقت نیز همین است.

    مثلا شخصی که بنده به خواستگاری ایشان رفتم، خوب در موارد زیادی واقعا نشان دادند که اهل قناعت هستند و هم فکر هستیم اما در مورد مراسم ازدواج هم فکر نبودیم که بنده پذیرفتم، حالا ممکن است بعد نظر ایشان تغییر کند یا نکند

    سلام هانيه جان. نظر خواهرم اينه اون چيزهايي كه من راجع به ازدواج و مورد مناسب و زندگي متاهلي مد نظرم هست فقط تو كتاب ها پيدا ميشه و واقعيت زندگي چيز ديگه اي هست .
    تفاوت بنده با شما این است که علاوه بر دیگران، بنده نیز فکر می کنم معیارهایم در کتابها پیدا می شود. اما در واقعیت آن گونه که فکر می کردم سخت نگرفتم به گونه ای که خانواده و دیگران قدری تعجب کردند.
    نگران حرف دیگران نباشید، معیارهایتان را کامل کنید و آنها را خوب تحلیل کنید، سپس بدون اینکه بر روی آنها سخت گیری کنید به بررسی گزینه ها بپردازید
    همچنین کسی که چنین معیارهایی دارد خود نیز باید واجد چنین ملاک هایی باشد پس می توانید به جاهایی بروید که فکر می کنید این چنین افرادی که شما می پسندید حضور دارند

    منم از اون به بعد عقايدم رو براي خودم نگه داشتم ولي بازم برام سخته با ديد ديگران به زندگي نگاه كنم.
    در كل منظورم اينه چرا ما (جامعه)به جاي اين كه وظايفمون در اولويت باشه بعد حقوقمون اول حقوقمون رو مطالبه ميكنيم اگر شد به وظايف عمل ميكنيم؟؟؟
    اینها ویژگی های بسیار خوبی هستند
    ای کاش همه اینگونه فکر می کردند


    یا فاطمة الزهرا
    ویرایش توسط احمدعلی : چهارشنبه 03 اردیبهشت 93 در ساعت 23:03

  2. کاربر روبرو از پست مفید احمدعلی تشکرکرده است .

    صبوری (پنجشنبه 04 اردیبهشت 93)

  3. #62
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    سلام جناب احمد علي
    ممنون از پاسختون ولي من متوجه جمله اي كه قرمز كردم نشدم؟؟؟؟

    1.با اخلاق.سنگین.باحیا. تحصیلکرده.خانواده دار.خوشگل باشه تا حدودی.خوش هیکل باشه.مهربون باشه.نماز خوان و با ایمان باشه
    فهیم، اهل فکر، حق پذیر و انتقاد پذیر، عرف عمومی
    جامعه را چندان صحیح نداند
    ، برای رشد خود برنامه داشته باشد، برای تربیت صحیح فرزند ملاک های صحیح و برنامه مطلوبی را داشته باشد، به خانواده شوهر در اندازه خود احترام بگذارد، اهل تفریح سالم و مطالعه باشد
    - - - Updated - - -

    2- در مورد سهل الوصل بودن، باید بگویم این ویژگی ها و افکاری که باعث می شود خواستگار و دیگران فکر کنند شما سهل الوصول هستید، واقعا از ویژگی های مطلوب و عالی شماست اما این فکر سهل الوصول همچنان پابرجاست
    اگر شما در خواستگاری این گونه برخورد کنید این حس به خواستگار خواه ناخواه منتقل می شود. اما برای این که این حس منتقل نشود، پیشنهاد می کنم با سوالاتی از خواستگار نظر ایشان را در مورد خرید و مراسم و سایر چیزهایی که به نظر دیگران نظر خاص و مخالف عرفی دارید را بپرسید و ببینید آیا نظرشان موافق با شماست یا خیر و سپس اگر موافق بود در برخی از آنها به گونه ای که دروغ نباشد نظری مخالف با نظر حقیقی خود را اظهار کنید. هنگامی که خواستگار شما از این مراحل رد شد و عقد کردید آن هنگام نظر حقیقی خود را به گونه ای بروز دهید که گویا به خاطر او این کار را می کنید که حقیقت نیز همین است.
    جناب احمد علي من همونطور كه گفتم عقايدم رو براي خودم نگه داشتم .

    من ذاتا اخلاق آروم و قانعي دارم ولي به علت مسئوليت ها وتجربه هايي كه از 18 سالگي داشتم در هر موقعيت كه قرار ميگيرم متناسب با موقعيت تصميم ميگيرم و رفتار ميكنم.

    فكر نميكنم براي خواستگارام ذهنيت سهل الوصول بودن پيش اومده باشه چون حتي نتونستند جلسه رو به رسميت برسونند ...





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  4. #63
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 30 آبان 93 [ 11:17]
    تاریخ عضویت
    1393-1-10
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    539
    سطح
    10
    Points: 539, Level: 10
    Level completed: 78%, Points required for next Level: 11
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 114 در 51 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط صبوري نمایش پست ها
    سلام جناب احمد علي
    ممنون از پاسختون ولي من متوجه جمله اي كه قرمز كردم نشدم؟؟؟؟



    - - - Updated - - -



    جناب احمد علي من همونطور كه گفتم عقايدم رو براي خودم نگه داشتم .

    من ذاتا اخلاق آروم و قانعي دارم ولي به علت مسئوليت ها وتجربه هايي كه از 18 سالگي داشتم در هر موقعيت كه قرار ميگيرم متناسب با موقعيت تصميم ميگيرم و رفتار ميكنم.

    فكر نميكنم براي خواستگارام ذهنيت سهل الوصول بودن پيش اومده باشه چون حتي نتونستند جلسه رو به رسميت برسونند ...
    سلام
    1- در مورد آن جمله ای که متوجه نشدید

    ببینید آن چیزی که این فرهنگ عمومی را می سازد نگرش و رفتارهای مردم است. بنده معتقدم فرهنگ عمومی در موارد بسیاری اشتباه است. فرهنگ رانندگی، فرهنگ خرید، فرهنگ غذا خوردن و ... . به عنوان مثال امروزه مردم غذا را برای لذت می خورند نه صحت.
    خوب برای من نوعی که چنین نگرشی دارد مهم است که شخص مقابل بنده نیز دارای یک حداقل هایی از این نگرش باشد.

    2- در مورد سهل الوصول بودن
    خوب این درست است که شما تا به حال جلسه خواستگاری رسمی نداشتید ولی با توجه به آنچه در این تاپیک ذکر کردید، اگر اینها را کاملا به خواستگارتان انتقال دهید ممکن است این حس سهل الوصول بودن به خواستگار شما دست دهد.
    این که مهریه چندان برای شما مهم نیست، این که او را تحت فشار قرار نمی دهید و چند جمله دیگر از شما، خوب این حس را ممکن است ایجاد کند
    اما اگر طبق آنچه گفتم عمل کنید، خواستگارتان نزد خود فکر می کند که برای رسیدن به شما خان هایی را هم باید بگذراند و همین حس اقتدار به او می دهد. در هنگام عقد و یا زندگی نیز که شما نگرش واقعی خود را که تا اینجا پنهان می داشتید اظهار می کنید، خواستگار شما که در این زمان شوهر شما شده است چون با گذشت شما روبرو می شود، مطمئن باشید جایگاه ویژه تری در دل او باز خواهید کرد


    یا فاطمةه الزهرا

  5. #64
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    چند روزي به خاطر مشغله فكري و كاري نميتونم اين تايپيك رو تا اينجا كه رسيده جمع بندي كنم ولي در اولي فرصت اين كار رو خواهم كرد وبعد به ادامه موضوعات مهم كه دغدغه ذهنيم در اين ضمينه هست مي پردازم.





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...






  6. #65
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    اینم نظر من خانم صبوری...

    1-الگوش حضرت فاطمه زهرا (س) باشه از همسر داری بگیرید تا مادری و فرزندی و همه چی ....به هر حال موادری مثل وفاداری قابل اعتماد بودن باهوش بودن به دلم بشینه تناسب ظاهری باهام داشته باشه مطیع شوهرش باشه خودش از پس خودش بر بیاد به معنای واقعی زن باشه بدونم اون قدر با عرضه هستش کلی مرد هم دنبالش راه بیفتند و.. خودش از پس خوشد بر بیاد و کلا دوست دارم افکر بزرگی در سر داشته باشه تا بتونه در تمام مراحل زندگی همراه خوبی برام باشه و منم براش باشم تا پا به پای هم بتونیم پیش بریم و از همه مهمتر دختر قانعی باشه.... و کلا مادر خوبی بتونه برای فرزندانمون باشه بهشون مهر ورزی یاد بده .عشق بی ریا یاد بده...محبت خالصانه و...

    2-این که اگه توی زندگی با این که من بهش اجازه ی شاغل بودن دادم تحت شرایط خاصی بعشد اگه واقعا نیاز شد که باید کارشو ول کنه و به زندگی بیش تر بپردازه خودش این قدر بدونه و متوجه شه که نیاز به گفتن من نباشه....ادم خوش قلب و خوش باطنی باشه و از این دعواها و بحث های همیشگی عروس با مادر شوهر در نیاره و همه چیز خوب باشه و درست مثل وفاداری یه دختر به مادرش به مادر شوهرش رو هم داشته باشه و با ادب باشه و نزاکت در همه چیز و کلا روز به روز تشنه و حریص پیشرفت باشه نه اه در مال بلکه در مسایلی مثل همسر داری رشد شخصی گرفته تا همه چیز و روز به روز به هم دیگه چیزی یاد بدیم و..

    3-اگه یه جای خوب باشه و زنم قابل اعتماد باشه نه مشکلی ندارم و کلا باید بدونه این یه اجازه ی موقتی هستش و اون وظیفه ی اصلی دیگه داره و کلا بعضی شغل ها هم که عالی هستند داشته باشه و اصلا مشکلی ندارم بستگی داره دیگه

    4-به شخصه زیاد تعریف نداره ..شایذ مقطعی باشه..ولی اخرش تصمیم خودم رو میگیرم...و به حرف دل خودم گوش میدم..

    5-5)آينده نگريشون تا چند سال از زندگي مشترك هست؟؟؟ من دقیق متوجه نشدم ولی از ابتدا تا لحظه ی مرگ !!! تا وقتی بچه هامونو سر و سامون بدیم و بفرستیم انشالله خونه ی بخت و...

  7. #66
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    فكر كنم الان بهترين فرصت هست كه يك جمع بندي رو از ابتدا تا اينجا داشته باشم.

    اوايل تايپيك از اين كه چرا خواستگاري پاش رو به خونه ما نذاشته گفتم اوايلش من تصميم گيرنده در اين ضمينه نبودم دوره اي كه اگر شرايطش پيش مي اومد مطمعنم ازدواج ميكردم ونمي دونم چقدر در زندگي موفق مي بودم ونظر مادرم اين بود هنوز اونقدر مهارتهاي يك زندگي مستقل رو ندارم از حدود14 سالگي مسئوليت هايي بر عهده من قرار گرفت .اوايل در كنار درس فقط كارهايي كه معمولا دختر خانومها انجام ميدهند.آشپزي. خونه داري. تا حدودي خياطي و... ولي مادرم به اين كه ياد بگيرم قانع نبود بايد حتما در موقعيت هاي مختلف آزمون ميگرفت .كم كم مسئوليت كامل برگزاري مهموني هاي رسمي .مديريت موقعيت هاي پيش بيني نشده(مهمون ناخوانده و..) به من داده شد.اين شرايط تا حدود 21 ساگي ادامه داشت در صورتي كه من دانشجو هم بودم.

    اما بعدش يكدفعه شرايط عوض شد من كه به جز محيط خانه و دانشگاه محيط ديگه اي حضور پررنگ نداشتم يكدفعه شاغل شدم وتصميم گيري راجع به ازدواج هم به خودم واگزار شد . ومن ديگه مثل قبل به ازدواج فكر نميكردم .ديگه با حضور در اجتماع و برخورد با افراد مختلف فهميدم كه (ديد قبلم كه همه خوبند به همه خوبند مگر خلافش ثابت بشه تغيير كرده) خيلي محتاط شدم .
    شرايطم طوري بود كه حتي نميتونستم به كارهاي خونه برسم.ولي هنوز برگزاري مهموني ها با تمام دردسر هاش با خودم بود و چون بايد طوري تنظيم مي كردم كه برسم همه كارها رو انجام بدم تعيين روز برگزاري مهموني ها رو هم برعهده گرفتم.
    كم كم مسئوليت هاي ديگه اي به من واگذار شد .اوايل شاغل شدنم در كنار كارم تقريبا تصميمات مالي خانواده رو با مشورت كامل من انجام ميشد ولي بعد از يك دو سال حتي مديريت اقتصاد خانواده اي كه بيش از چهل سال سن داشت رو به من دادن.

    همين جا بگم مطمعنا اگر شرايط اينطور پيش نمي رفت من خودم به هيچ وجه اين مسئوليت ها رو قبول نميكردم.

    قبول اين مسئوليت ها باعث شد وقتي به همسن و سالهام نگاه كنم ببينم وقتي دغدغه اونها تازه ياد گرفتن آشپزي معمول هست من دغدغم اين شده ببينم چطور هزينه ها رو مديريت كنم كه تا آخر ماه مشكلي پيش نياد(با شرايط اقتصادي الان).

    من تمام مسئوليت هايي كه در قبال پدر و مادرم ميتونستم برعهده بگيرم برعهده گرفتم .سعي كردم هميشه وقتي مسئوليتي رو قبول كردم حتما درست انجامش بدم

    حالا يكدفعه به خودم اومدم ديدم خيلي تند رفتم .


    الان اصلا نميتونم بپذيرم با مردي ازدواج كنم كه تمام آزمون و خطاهاي تصميم گيريش رو گذاشته براي بعد از ازدواج در صورتي كه من اين ها رو در خونه پدري گذروندم.

    اين رو هم بگم هيچ وقت طوري رفتار نكردم كه براي ديگران محرز بشه تصميماتي با من هست.حتي خواهر ها و برادرهام .چون از خانواده هايي كه بچه هاشون ادعاي بزرگ و مدير خانواده بودن مي كردند متنفر بودم.





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...





    ویرایش توسط صبوری : پنجشنبه 04 اردیبهشت 93 در ساعت 19:34

  8. کاربر روبرو از پست مفید صبوری تشکرکرده است .

    meinoush (سه شنبه 09 اردیبهشت 93)

  9. #67
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام صبوری جان
    این پستت را که خوندم دیدم ماشالله چقدر دختر خود ساخته ای هستی!!!
    خیلی ازت خوشم اومد.فهمیدم واقعا چقدر از من بهتری.آخه راستش من مثل تو این جوری نیستم و حالا حالا ها کار داره که یکم از این جهت های تو پخته بشم!

    این جمله ات:
    اين رو هم بگم هيچ وقت طوري رفتار نكردم كه براي ديگران محرز بشه تصميماتي با من هست.حتي خواهر ها و برادرهام .چون از خانواده هايي كه بچه هاشون ادعاي بزرگ و مدير خانواده بودن مي كردند متنفر بودم.
    آفرین.اما داری یکم تند می ری.
    یک چند تا سوال دارم:
    1)از نظر شادابی و تفریح دوست داری همسر آیندت چه طوری باشه؟
    2)کودک درونت چه طوریه؟ تفریحات خودت چه طوریه؟
    3)چند سالته؟
    4)دوست داری خانواده ای که تشکیل می دی مدیریتش چه طور باشه و مثلا دوست داری همسرت بیشتر مدیر باشه یا هر دو؟
    5)از نظر سطح مالی خانواده همسرت چه توقعی داری؟مثلا خانوادش پولدار باشن برات نکته مثبته یا منفی؟
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  10. کاربر روبرو از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده است .

    meinoush (سه شنبه 09 اردیبهشت 93)

  11. #68
    عضو همراه آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    سلام صبوری جان
    این پستت را که خوندم دیدم ماشالله چقدر دختر خود ساخته ای هستی!!!


    خیلی ازت خوشم اومد.فهمیدم واقعا چقدر از من بهتری.آخه راستش من مثل تو این جوری نیستم و حالا حالا ها کار داره که یکم از این جهت های تو پخته بشم!


    این جمله ات:


    اين رو هم بگم هيچ وقت طوري رفتار نكردم كه براي ديگران محرز بشه تصميماتي با من هست.حتي خواهر ها و برادرهام .چون از خانواده هايي كه بچه هاشون ادعاي بزرگ و مدير خانواده بودن مي كردند متنفر بودم.


    آفرین.اما داری یکم تند می ری.


    یک چند تا سوال دارم:

    1)از نظر شادابی و تفریح دوست داری همسر آیندت چه طوری باشه؟


    2)کودک درونت چه طوریه؟ تفریحات خودت چه طوریه؟


    3)چند سالته؟

    4)دوست داری خانواده ای که تشکیل می دی مدیریتش چه طور باشه و مثلا دوست داری همسرت بیشتر مدیر باشه یا هر دو؟


    5)از نظر سطح مالی خانواده همسرت چه توقعی داری؟مثلا خانوادش پولدار باشن برات نکته مثبته یا منفی؟
    سلام مصباح جان خودم هم گفتم تند رفتم

    واما سوالات
    1)از نظر شادابي و تفريح دوست دارم همسرم مثل خودم شاداب باشه و تفريح هم برام فرقي نميكنه من سفر ده روزه رو تفريح ميدونم يه بستني غير منتظره هم اگر يكي باشه همراهيم كنه بازم تفريح ميدونم.

    2)كودك درونم اصلا بزرگ نشده هميشه همراهم هست فقط جاهايي كه درست نيست بروزش بدم جلوي رفتارم رو ميگيرم.مثلا همون قاصدك كه بهت گفتم اون روز من بالغم خيلي خسته و داغون بود ولي كودك درونم اون قاصدك رو طلب كرد.

    3)25

    4)دوست دارم اينقدر از همسرم و تصميماتش مطمئن باشم كه تمام مديريت رو بهش بدم(گاهي ازدواج برام از اين لحاظ ميشه مدينه فاضله) البته اين رو بگم ها در مورد تمام امور خونه مديريت با خانوم خونه هست با مشورت آقا در مورد مديريت بيرون خونه تمام مديريت با آقا هست با مشورت خانوم.

    5)هيچ وقت سطح مالي خانواده همسرم برام مهم نبوده ولي اينكه به اقتصاد و مسائل اقتصادي چطور نگاه ميكنند واقعا مهم و اساسي بوده.
    در خانواده ما وقتي يكي مشكل مالي پيدا ميكنه همه خواهر برادر ها بهش كمك ميكنيم تا از اون بحران خارج بشه(هممون از لحاظ مالي مستقليم) خانواده من جوري بچه ها رو بزرگ كردند كه قانع باشيم نه حسرت بخوريم نه ادعاي مرفه بودن داشته باشيم.

    يادمه وقتي يه وسيله مد شده بود و من خيلي دوست داشتم برام بخرن با اين جمله مواجه شدم(برات نميخريم چون شايد يكي از فاميل نتونه براي بچه اش بخره پس تو فاميل وسيله اي كه لازم نيست مد نكن.يادمه من نخريدم ولي چند وقت بعد يكي از پسرهاي فاميلمون خريد ولي من ديگه از تاب و تبش افتاده بودم)





    • اعلام حضور براي ختم قرآن در ماه رمضان سال1435قمري


    http://www.hamdardi.net/thread-32764.html


    خداوندا؛هدایتم کن تا به این باور برسم؛
    که جواب برخی دعاهایم؛
    «صبر» و «انتظار» است ...





    ویرایش توسط صبوری : دوشنبه 08 اردیبهشت 93 در ساعت 20:32

  12. 2 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    meinoush (سه شنبه 09 اردیبهشت 93), مصباح الهدی (دوشنبه 08 اردیبهشت 93)

  13. #69
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    صبوری جان.راستش نمی دونم چقدر افکارم برای ازدواج درست هست.
    اما کلا من فکر می کنم تو مشکلی نخواهی داشت.چون با سیاست هستی.
    اما اگر می خوای همسرت واقعا از نظر مدیریتی خوب باشه؛اصلا به خانواده های مرفه فکر نکن!
    چون به عینه دیدم بیشترشون خیلی تیتیش مامانی هستند!و زود بزرگ نمی شن.حالا شاید بعضی ها پسرشون را مرد بزرگ کنند ولی اغلب نمی تونن.

    یکمی دقت کن مسیر زندگیش را چه جوری تا حالا طی کرده.مثلا درس خونده .چه جوری درس خونده.کنارش کار کرده یا نه.آدم موفقی تو همون درسش بوده یا نه.
    به نظرم یک اعتدالی در نظر بگیر و از اون کوتاه نیا.مثلا واقعا خیلی مهمه یک پسر زود رنج نباشه یا استقلال مالی داشته باشه. از این کوتاه نیا.با توجه به شخصیتت بعدا اذیت می شی که ناشی گری های او را تحمل کنی!!!

    ولی از طرفی هم افراط نکن.اگر فردا ازدواج کردی و همسرت از نظر استقلال و شخصیت درجه قابل قبولی داشت ولی به اندازه تو مدیریت نداشت باید یکمی صبوری کنی.و سخت نگیری!
    ببین من اینو از یک روانشناس شنیدم دو سال اول زندگی مشترک از بعضی جهات سخت ترین سالهای زندگی است.از دوستان متاهلم هم پرسیدم گفتند آره دقیقا!
    می دونی چون دو تا آدم کاملا غریبه و متفاوت کنار هم قرار می گیرند.و اصطکاک زیادی بینشون هست.اما این اصطکاک ها باعث می شه که بعد از مدتی زن و شوهر اخلاق های همو می گیرن و خیلی شبیه هم می شن.برای همین من فکر می کنم همسرت از اخلاق های تو به خودش می گیره و مثل تو مدیر میشه.اما حتما با یکی ازدواج کن که حداقل دو سالی تو جامعه شاغل بوده باشه.
    به نظر من خیلی ایده آلگرایانه داری فکر می کنی که می خوای این قدر به همسرت مطمئن باشی که تمام مدیریت خانواده را بدی دستش.
    مردهای قدیم اینو دوست داشتند.اما الان مردها دوست دارن از خانومشون کمک فکری بگیرن!!!

    به نظرم یکم زاویه دیدت را چند درجه تغییر بده.نه بیشتر
    ببین من خودم دوست ندارم همسرم نقش آقا بالا سر داشته باشه برام.
    دوست دارم بهترین دوستم باشه.با هم مشورت کنیم.با هم هم فکری کنیم.از بعضی جهات شاید من یک سری نکات را بهتر بدونم بهش بگم.اونم استقبال کنه.از بعضی جهات هم او بهتر بدونه من استقبال می کنم.
    خیلی دوست ندارم چیز پررنگی به نام من تو زندگی مشترکمون باشه.
    دوست دارم یک رو دروایسی کمرنگ تو زندگیمون از هم داشته باشیم و یک احترامی بینمون باشه.منم برا نظرش ارزش قائل بشم.اونم برای نظر من ارزش قائل باشه و نظرم مهم باشه.

    آره منم شاید مثل تو دوست داشته باشم همسرم این قدر کامل باشه که دیگه همش به تصمیم اون متکی باشم و خیالم راحت.
    ولی اگه فکر کنه فقط نظر اون درسته و من همش اشتباه می کنم که خب همفکری و دوستی چی میشه؟

    اما شیرینی زندگی مشترک به همین اشتباهاته و کمک کردن همسران به همه.

    اینکه بتونی همیشه کمک کننده خوبی برای شوهرت باشی فوق العاده است.حس خوبی بهت دست خواهد داد که تو هم فکر یک شخص هستی و با هم دارید زندگی زا اداره می کنید.
    این باعث میشه جایگاه تو نزد شوهرت بالا باشه.

    اصلا یک چیزی یکی از دوستان متاهلم به من گفت.نمی دونم تا چه حد درسته.
    گفت ظاهر قضیه اینه که آقا مدیره.در واقع مدیریت اصلی خانواده بر عهده زنه.آقا هر چقدر هم که مدیریت مالی فوق العاده ای داشته باشه از مسائل خونه که بچه ها چی لازم دارن چی ندارن.الان برای آشپزی چی لازمه و تا ماه بعد چقدر .... اون قدر مطلع نیست.و این خانم هست که باید حواسش را جمع کنه و مدیریت را انجام بده.
    از طرفی از نظر احساسی با این نکاتی که گفتی حس لطافت و شادابی یک دختر را داری و این منجر به این نمیشه که آدم حس کنه با یک رئیس ازدواج کرده.
    یعنی این توانایی را که تو بدست آوردی یک امتیاز خیلی خیلی مثبت برای تو محسوب میشه!!!و خوش به حال همسر آیندت که همچین خانومی خواهد داشت.
    و اوایل زندگی تو خیلی جلو تر از بقیه هستی.

    این که فکر می کنی نمی تونی همسری که از تو مدیریتش پایین تره را بپذیری همش تو ذهنته.در واقع این طور نیست.
    اولا که با این گفته دوستم بالاخره مدیریت داخلی خانواده با زن است.و تو خیلی ماهری.حالا اگه یک چند درجه او پایین تر باشه یا نباشه چندان فذقی به حالت نخواهد داشت.

    ثانیا اگر همسرت از نظر شخصیتی یک مرد باشد و منطقی باشد حتی اگه اشتباه کنه ولی منطقی برخورد کنه حس اعتماد به وجود میاد.عاطفی هم باشه حس حمایت را اضافه می کنه.و تو شرایط سخت همدردته.حس تکیه گاهی به وجود میاد دیگه.زیاد سخت نگیر.
    ولی اگه عاطفی باشه ولی منطقی نباشه از همون مردای لوس میشه.

    اما در مورد سن هم صحبت های آقای 1234567 را تو تاپیک من بخون.به نظرم دیدگاه جالبیه.من داشتم خیلی سخت گیر می شدم.اما دیدم راست می گن آدم بهتره زندگیش را با همسرش بسازه و به هم کمک کنند نه اینکه حاضر و آماده یک مرد کامل و مدیر و... نصیبش بشه.

    موفق باشی دوست عزیز من
    اگر روزی ،محبت کردی بی منت، لذت بردی بی گناه ، بخشیدی بی شرط
    بدان آن روز را واقعا زندگی کرده ای


    یا ضامن بی ضامن ها...!!!

    حسرت کرب و بلا در دل من پنهانیست؛
    من ندانم که چه اندازه ز عمرم باقیست؛

    کربلا گر نشدم دعوت، از این بار گناه،
    ضامن من بشود ضامن آهو کافیست؟



    با توکل بر خدای متعال:محکم، با امید و با انگیزه

  14. 3 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    1234567 (دوشنبه 08 اردیبهشت 93), meinoush (سه شنبه 09 اردیبهشت 93), فدایی یار (جمعه 23 مرداد 94)


 
صفحه 7 از 7 نخستنخست 1234567

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:32 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.