به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 3 نخستنخست 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 23 , از مجموع 23
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 آذر 93 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-26
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    316
    سطح
    6
    Points: 316, Level: 6
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    اول از همه باید بگویم چندتا خطای فکری داری که باعث آشفتگی بیشترت شده است :
    1- ازدواج و دوستی را با هم یکی می دانی در حالی که دو راه کاملا مخالف هم هستند.
    2- اعتماد به نفس خودت را به شدت کاهش داده ای و روی خودت هزارتا عیب می گذاری.
    3- مهارت تفکر انتقادی را کنار گذاشته ای و منفعلانه به پدیده های اطرافت نگاه می کنی. همین باعث فشار عصبی زیادی می شود. و اعتماد به نفست را کم می کند.
    4- فکر می کنی اگر عده ای از همسالانت راهی را در پیش گرفتند و اتفاقاتی در زندگی شان رخ داد شما هم باید همان کار را بکنی و همان اتفاق ها بیفتد
    5- ظاهر زندگی دیگران را با باطن زندگی خودت مقایسه می کنی.
    6- برای هر کاری که می خواهیم انجام دهیم نظر متخصصان باتجربه و امین و عاقل را جویا می شویم و مدت ها مطالعه و تحقیق می کنیم. اما شما به جای این کار ملاک عملت را زندگی چند دختر و پسر کم و سن سال که هنوز هیچ تجربه ای از زندگی ندارند و تازه وارد اجتماع شده اند گذاشته ای.
    7- مهارت ارتباط با جنس مخالف را به خوبی فرا نگرفته ای و اسم دوستی دختر و پسر را ارتباط سالم می گذاری. در حالی که ارتباط سالم به هیچ عنوان این نیست.
    8- شما باید معیارهای کاملا محکم عقیدتی و اعتقادی داشته باشی که با دلیل و برهان ، تجربه و مطالعه فراوان به آن رسیده باشی و ذره ای شک و تردید در آن نداشته باشی. بعد ملاک عملت و ارتباط هایت را این معیارها قرار دهی نه کارهای هم سن و سالهایت . این گونه تکلیفت با خودت معلوم است و دیگر قرار گرفتن در محیطهای مختلف با خصوصیات مختلف برایت آشفتگی فکری و سردرگمی ایجاد نمی کند چون راهت معلوم است.



    با حرف شما موافقم. خودم میدونم اعتماد به نفسم پایین اومده. دارم تمام تلاش خودمو میکنم که فراموش کنم و به کارام برسم.
    زندگی از نظر من تو دوستی و روابط نیست. جو دانشگاها و اکثر جوانان این شکلی هستن. من شاید هنوز موقعتیت مناسب رو پیدا نکردم اما از الان به بعد برام مهم نیست دنیا به آخر نرسیده!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط Less Than Nothing نمایش پست ها
    مسئولیت این صحبت ها هم با خودمه ( کسی هم خواست هویت ام رو هم اعلام میکنم )


    طنز جالبی بود،
    نشون دهنده این هستش که شناخت کافی در مورد بازار کار داروسازی ندارند، فعلا خوابیده با گرفتن یارانه ها از دهن ملت هم میخوان یه چیز هایی رو مثلا درست کنند که بزنند به کار که مثلا فیلد فارما و بقیه جریانات بهتر بشه من خودم توی این داستان لجن زار رو دیدم... اینها دوستان شما میتونند به سه دسته تقسیم بشند اونهایی که میدونند اینجا واسه موندن خوب نیست و اونهایی که نمیدونند و بعدا فیلشون یاد هندستون میکنه و میخوان برند خارج و اون دسته ای که هیچ نمیدونند تو فضا هستند.

    اونی که میدونه خودشو به آب و آتیش میزنه که از اینجا بلند بشه بره خارج، و مطمئن باش اگر واقعا موانع بعدیش رو بدونه سراغ زن گرفتن نمیره چون توی سفارت دردسر زن داشتن رو میبینی و سعی میکنند واسه خودشون cv قوی درست کنند که هر دانشگاهی رو درخواست فرستادند پذیرش بگیرند.
    اونی که نمیدونه و بعد ها میخواد بره خارج اینجا و با عشق بازی کردن با دختر مردم وقت خودش رو تلف کرده.
    اونی هم که توهم زده واسه آینده برنامه میچینه که مشخصه بچه اس یا اینکه خیلی پشتش گرمه (تنها مساله مالی نیست)

    من تمام هم دوره ای های خودم رو دارم میبینم اونی که زیر 24 سال زندگی رو شروع کرده همشون طلاق گرفتند اونی هم که 27 شروع کرده الان وضعش بهتره.

    من نگرشم این هستش که اگر فردی رو دیدید که مناسب هستش و جنبه شو داره و از هر لحاظ سالم هستش جلو برو خودت صحبت کن تا کسی بیاد بهت بگه، موافق و مخالف داره جز اولین پست های خودم در این سایت هم بوده و سعی کردم که با زبون معمولی صحبت ام رو بکنم و فلسفی صحبت نکنم.
    من توی سفری که برای کوتوتل داشتم شانس اوردم پروفسور ژیژک (Zizek) رو دیدم و اسم یوزر خودم هم فلسفه طرز فکر جفتمون بودش، شخصیت جالبی دارند ولی متوجه شدم از دور بهتره
    فیلم مستندی رو ایشون دارند به اسم the pervert's guide to ideology این رو تونستی دانلود کن و ببین انگلیسی ساده صحبت میکنه که یه بچه که تازه از دبیرستان در اومده هم متوجه میشه چی میگه. توقعی هم ندارم که پیش زمینه از هیگل داشته باشی ولی همون 10 دقیقه اول فیلم جواب بخش عمده حالتت رو میده.




    خندم میگیره، 10 ترم درس بخونی آخرش هم ممکنه توی آزمایشگاه کار کنی (با سفارش بعضی ها حقوق 2 تا 5 میلیون) یا دیگه بری داروخونه بزنی (اون هم با کمک بعضی ها) و اگر خیلی گردن کلفت باشی میری واردات راه میندازی (اگر دست روی چیز جزئی بذاری کاری باهات ندارند، بوده موردی که بار طرف رو توی گمرک جلو آفتاب گذاشتند به سفارش یکی که دارو های طرف خراب بشه)... خب چرا وارد این رشته میشی ؟! خیابون ناصر خسرو رفتید ؟ من شغل یا کسی رو bash نکردم جامعه برخوردش اینجوریه با حرفه آدم باز داروسازی خوبه بچه های دندون پزشکی که اصلا توی جامعه پزشکی راهشون نمیدند (بنده طرف خودم هستم نگرشم به همه رشته ها یکسان هستش)

    واسه بار سوم میگم دانشگاه آژانس شوهر و همسر پیدا کردن نیست

    گیریم ته داستان ازدواجه، خب کل هم براش میزنیم ، شما یادتون رفته حوصله داری مسئولیت شو هم قبول کنی ؟ بعضی ها فکر میکنند من سخت گیرم حتما هستم که بهم میگند ولی واقع بین هستم و کسی که با احساس تصمیم میگیره، ته کار بعیده خوب باشه.

    در مورد مطلبی که از دین اوردین، در این کشور چیزی بهمون یاد دادن که صحبت شما رو نقض کرده، بنده سیمان ام نم داشت ریزش کرده.





    ممنون از معرفی مستند! در حال دانلود هستم تا در اولین فرصت ببینم. فقط یک مورد: یکم خشن جواب دادین! ببینین من مثل خیلی از دختر های دیگر دنبال شوهر نیستم! چیزی که توی دانشگاه ها خیلی زیاد دیده میشه. من دنباله یه دوستی سالم هستم که در نهایت اگر شد به ازدواج منتهی بشه. الانم یه حسی مثل کمبود دارم که ناشی از اعتماد به نفس ضعیف شده ام هست و طبق چیزهایی که فهمیدم گذرا هست.
    و اما اینکه دانشگاه آژانس پیدا کردن شوهر نیست!‌با شما موافقم اما این در مورد من صدق نمیکنه!! من حتی به هم کلاسی هام به چشم چیزی بالاتر از یک دوست عادی نگاه نمیکنم. اگر قراره فرد مناسب پیدا بشه به وقتش میفهمم و از اینکه من برم جلو ابایی ندارم!
    و اما اینکه تمام این موضوعات چه ربطی به بازار کار دارو و غیره داره؟؟؟!! شما مگه تو این فیلد هستین؟
    ما دانشجوها هنوز جوانیم و در این حد ذهمنمون خراب نشده! دندونپزشکای بیچاره هم ۶-۷ سال بدبختی میکشن دزد که نیستن؟!!
    در کل از جوابتون ممنونم. مستند رو حتما نگاه میکنم ممنون

  2. #22
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط saramari2 نمایش پست ها
    فقط یک مورد: یکم خشن جواب دادین!
    اینجا انسان شناسیتون زیر سوال میره، بنده یک موجود دو پا خیلی خشن هستم الان نوع صحبتی هم که کردم ناخواسته در ردیف cyber bully قرار میگیرم. مادر خودم هم بهم میگه تو ذوق بچه مردم نزن، والله نزدم واقعیت رو گفتم

    ببینین من مثل خیلی از دختر های دیگر دنبال شوهر نیستم! چیزی که توی دانشگاه ها خیلی زیاد دیده میشه. من دنباله یه دوستی سالم هستم که در نهایت اگر شد به ازدواج منتهی بشه.
    با خودت صادق باش عزیز، ته داستان رو دوست داری، بذار اینجور بهت بگم که هر دو زن و مرد جفتشون انسان هستند همه انسان ها عواطف و رفتار های مختلفی دارند و فقط به خاطر داشتن ارگان هایی با هم متمایز میشند ولی در حقیقت هر دو انسان هستند. آدم میتونه با 1000 نفر دوست باشه ولی چیزی که لازم هستش و وزنه سنگینی داره فقط 1 دوست حقیقیه، در مورد اینکه دنبال مرد زندگیتون هستید خب بهترین دوست میتونه باشه، میتونه بد ترین دوست هم باشه. اصولا در این سن پسر ها (مرد ها) خیلی سریع عاشق میشند و خیالبافی های زیادی دارند همین طور که شما در این سن داشتید و به خاطرش ضربه خوردید. شما انسانی هستید که عاطفی هستش اگر با دلتون تصمیم بگیرید زخمی میشید.
    در این سن شما اکثر پسر ها ملاک هایی که انتخاب میکنند بیشتر از روی ظاهر هستش، بعضی ها هم دنبال ماجراجویی هستند صحبت هایی که میون پسر ها هستش رو نمیگم آبرو بره...

    - عزیزی فرمودند که اساتیدی در دانشگاه هستند که دوره دانشجویی شون با هم رفیق شدند و غیره، شما داخل زندگی این افراد رو دیدید ؟ من و شما ظاهر قضیه رو میبینیم همون طور که ملت جلو هم لبخند میزنند و در باطن میخوان سر به تن هم نباشه. نیمه پر لیوان هم دیدیم بله بعضی ها با هم خوبند و زندگی خوبی دارند، بچه هاشون هم همینطوریند ؟ شک دارم . نتیجه یک ازدواج دو انسان، فرزند هستش و میتونه دلیل بسیار محکمی برای پیوند عاطفی بین شون بشه، بعضی ها کار دانشگاه رو تفریح میبینند و کار اصلیشون بیرون از دانشگاه است (عمدتا) آیا این افراد وقت کافی برای رسیدگی به بچه هاشون رو دارند ؟ خیلی کم.... بچه های این دوره راحت میان تو شیکم مادر پدرشون، فحش هایی رو توی جمع میدند که خود بنده تا 20 سالگی هم نشندیده بودم. مثلا اصطلاحی مثل استکان رو لب زده، من ساده فکر میکنم که منظورش استفاده شده تمیز نیست نگو این بچه با این سن دم دراورده رفته قهوه خونه این فحش ها رو اونجا یاد گرفتند

    الانم یه حسی مثل کمبود دارم که ناشی از اعتماد به نفس ضعیف شده ام هست و طبق چیزهایی که فهمیدم گذرا هست.
    متوجه شدم ولی به این خاطر سفت برخورد کردم که افسردگی خودتون رو در وحله اول بیمار گونه جلوه دادید، از آدم هایی که IQ اونها به اندازه دمای بدنشون هستش متنفر ام و خوشبختانه متوجه شدید وخودت رو اصلاح کردید (امیدوارم ادامه داشته باشه)

    من حتی به هم کلاسی هام به چشم چیزی بالاتر از یک دوست عادی نگاه نمیکنم. اگر قراره فرد مناسب پیدا بشه به وقتش میفهمم و از اینکه من برم جلو ابایی ندارم!
    . هدف من این هستش که جلو پاتو نمیخواد همش ببینی و این نگرانی که شما داری بی خوده، سرتو بالا بگیر و هدفت رو ببین و سمت اون برو اینطور موفق میشی. هدفت میتونه هر چیزی باشه
    اما اینکه تمام این موضوعات چه ربطی به بازار کار دارو و غیره داره؟؟؟!! شما مگه تو این فیلد هستین؟
    میدونستم این طور میفرمایید، من جز همون 99 درصدی هستم که پروفسور بهم گفت، یک احمق بی سواد کم سن و سالی هستم که واسه مشکلات مردم وقت میذارم و براشون صحبت میکنم. من یک سنگ کوچیکی ام که جلو پاتون افتاده شما هم بهش یک ضربه ای میزنید و این سنگ شوت میشه میره یه گوشه حالا متوجه شدید که پای مبارک خورده به این سنگ
    شما روحیه فوق العاده لطیفی دارید که به خاطر هیچی زندگی تون رو صرف تخیلات بیهوده کردی و از اونجایی که شرایط رو من دیدم و برخورد نزدیک با این مسائل داشتم بهتون اون حرف ها رو زدم. من به شما یک فانوسی رو دادم که در آینده خودتون رو واسه بدترین شرایط آماده کنید و در مواجه با اون مسائل خودت رو نبازی.

    بذار بهت بگم، من قبلا با یکی از همین نمایندگان ریاست جمهوری 92 مشکل داشتم، فکر کن کسی که تخصص اطفال داره چرا باید شرکت فرآورده های دارویی و تزریقی ایران رو هم مدیریت کنه ؟ اطفال چه ربطی به pharma داره؟ با باند های خورده پا آشنا شو، درگیری من با این افراد خیلی بالا گرفت و به خاطرش تمام کسایی که دور و برم بودند دیدم کسی دوست واقعیم نیست. البته برام هم خوب شد (من هم سنی نداشتم که با اینها گلاویز شدم پدر و مادرم بهم یاد دادند که حق رو نا حق نکنم)
    به نظر ساده میاد سرم نمکی غیر قابل شست شو 500cc و 1lit ، دزدی در روز روشن... قیمت بسته هایی رو که قراره "پخش" بشه رو شرکتی که مسئول پخشش هستش در انبار! دستکاری میکنه و از نظر حقوقی غیر قابل پیگیری هستش چون دارو هستش و دولت در قیمت دارو دخالت نمیکنه ولی این داخل ایران تولید میشه ! و وقتی هم دست افراد رو، رو میکنی چند نفر که هیچ کاره اند و کارمند هستند و توبیخ و اخراج میکنند که شر بخوابه و مسئول از این جریان فرار میکنه، افرادی هم در پوشش دوست به آدم تلفن میزنند که بی خیال شو و پیگیری نکن.
    ته این ماجرا این هستش که من فشار و افسردگی که کشیدم رو ببینی و متوجه باشی که باید قوی باشی، افسردگی من هم به این دلیل بودش که به ما چیزی دیکته شده بود که به اون فلسفه چندین سال اعتقاد قلبی داشتیم... امیدوارم خداوند گناهان همه رو ببخشه
    ما دانشجوها هنوز جوانیم و در این حد ذهمنمون خراب نشده!
    اگر ورودی سال 88 باشید سال 90 یا 91 در یک داروخانه ای یا مرکز تحقیقاتی مثل پاستور یا رازی (تهران و کرج) یا بخش تولید یا تحقیقات یک شرکت دارو سازی خودتو مستقر میکردی برای کارآموزی، هیچ هم دیر نشده یه سرمایه ای هم میتونی جمع کنی و تجربه کاری خوبی هم میتونه برات باشه، امیدوارم خراب هم نشه
    دندونپزشکای بیچاره هم ۶-۷ سال بدبختی میکشن دزد که نیستن؟!!
    بعضی ها چرا مثل پزشک ها دزد داریم ولی رقم ها چون کمه دیده نمیشه
    صحبت من رو درست نخوندی هر چند افراد کمی هستند که وقتی من یک کلمه رو میگم کل جمله ام رو متوجه میشند،
    گفتم من شغل کسی رو bash نکردم این نظر اکثر جامعه پزشکی هستش، قسمتی از گفته های توهین آمیز به این شکل هستش که به این افراد میگند پولتون رو از دهن ملت در میارید... اون به کنار ،دامپزشک ها هم بی نصیب نبودند ولی اگر ببینند همین قشر دامپزشک چه از جان گذشتگی هایی کردند این طور حرف نمیزدنند.

    من با برخی در این قشر مشکل دارم، شما اگر ترم 4 5 دندون پزشکی باشی میتونید داخل کلینیک مردم رو ویزیت کنی و اگر مطبی در روز 30 مریض داشته باشه در عرض 1 ساعت شما رقمی بین 400 هزار تا 1 میلیون شیرین در میارید خب نوش جونش ولی چرا فردی میاد واسه کشیدن دندون عقل بین 150 تا 200 از مریضش طلب میکنه ؟ حالا چرا من از دندونپزشکی بدم میاد 1 صدای نا به هنجار حتی با ترفند زدن و پخش موسیقی نمیشد اون بوی سوختگی بافت موقع عصب کشی رو تحمل کرد، در کل رشته دندون پزشکی رو با حمالی یکی میبینم و اگر از من بپرسی من میگم پخش لوازم دندون پزشکی سود بیشتری داره ولی اون رو هم جالب ندیدم، سلیقه ها فرق میکنه.
    رشته دندون واحد های فوق العاده آسونی داره و به هنر طرف بر میگرده.

    در کل از جوابتون ممنونم. مستند رو حتما نگاه میکنم ممنون
    هر چی کمتر بدونی زندگی آسوده تری داری، بعد از دیدنش ذهنت رو خالی کن و اون فایل رو هم منهدم کن که دیگه نبینی (بعد از تیتراژ نهایی پیام آخر یادت نره) نمیگم taoism پیشه کن ولی خودتو به خاطر مسائلی مثل افسردگی و کسی محل ام نمیزاره و غیره نخور
    ویرایش توسط Less Than Nothing : شنبه 30 فروردین 93 در ساعت 01:32

  3. 2 کاربر از پست مفید Less Than Nothing تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (شنبه 30 فروردین 93), کاغذ بی خط (یکشنبه 31 فروردین 93)

  4. #23
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 02 آذر 93 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1393-1-26
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    316
    سطح
    6
    Points: 316, Level: 6
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    8

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Less Than Nothing نمایش پست ها
    اینجا انسان شناسیتون زیر سوال میره، بنده یک موجود دو پا خیلی خشن هستم الان نوع صحبتی هم که کردم ناخواسته در ردیف cyber bully قرار میگیرم. مادر خودم هم بهم میگه تو ذوق بچه مردم نزن، والله نزدم واقعیت رو گفتم


    با خودت صادق باش عزیز، ته داستان رو دوست داری، بذار اینجور بهت بگم که هر دو زن و مرد جفتشون انسان هستند همه انسان ها عواطف و رفتار های مختلفی دارند و فقط به خاطر داشتن ارگان هایی با هم متمایز میشند ولی در حقیقت هر دو انسان هستند. آدم میتونه با 1000 نفر دوست باشه ولی چیزی که لازم هستش و وزنه سنگینی داره فقط 1 دوست حقیقیه، در مورد اینکه دنبال مرد زندگیتون هستید خب بهترین دوست میتونه باشه، میتونه بد ترین دوست هم باشه. اصولا در این سن پسر ها (مرد ها) خیلی سریع عاشق میشند و خیالبافی های زیادی دارند همین طور که شما در این سن داشتید و به خاطرش ضربه خوردید. شما انسانی هستید که عاطفی هستش اگر با دلتون تصمیم بگیرید زخمی میشید.
    در این سن شما اکثر پسر ها ملاک هایی که انتخاب میکنند بیشتر از روی ظاهر هستش، بعضی ها هم دنبال ماجراجویی هستند صحبت هایی که میون پسر ها هستش رو نمیگم آبرو بره...

    - عزیزی فرمودند که اساتیدی در دانشگاه هستند که دوره دانشجویی شون با هم رفیق شدند و غیره، شما داخل زندگی این افراد رو دیدید ؟ من و شما ظاهر قضیه رو میبینیم همون طور که ملت جلو هم لبخند میزنند و در باطن میخوان سر به تن هم نباشه. نیمه پر لیوان هم دیدیم بله بعضی ها با هم خوبند و زندگی خوبی دارند، بچه هاشون هم همینطوریند ؟ شک دارم . نتیجه یک ازدواج دو انسان، فرزند هستش و میتونه دلیل بسیار محکمی برای پیوند عاطفی بین شون بشه، بعضی ها کار دانشگاه رو تفریح میبینند و کار اصلیشون بیرون از دانشگاه است (عمدتا) آیا این افراد وقت کافی برای رسیدگی به بچه هاشون رو دارند ؟ خیلی کم.... بچه های این دوره راحت میان تو شیکم مادر پدرشون، فحش هایی رو توی جمع میدند که خود بنده تا 20 سالگی هم نشندیده بودم. مثلا اصطلاحی مثل استکان رو لب زده، من ساده فکر میکنم که منظورش استفاده شده تمیز نیست نگو این بچه با این سن دم دراورده رفته قهوه خونه این فحش ها رو اونجا یاد گرفتند


    متوجه شدم ولی به این خاطر سفت برخورد کردم که افسردگی خودتون رو در وحله اول بیمار گونه جلوه دادید، از آدم هایی که IQ اونها به اندازه دمای بدنشون هستش متنفر ام و خوشبختانه متوجه شدید وخودت رو اصلاح کردید (امیدوارم ادامه داشته باشه)


    . هدف من این هستش که جلو پاتو نمیخواد همش ببینی و این نگرانی که شما داری بی خوده، سرتو بالا بگیر و هدفت رو ببین و سمت اون برو اینطور موفق میشی. هدفت میتونه هر چیزی باشه

    میدونستم این طور میفرمایید، من جز همون 99 درصدی هستم که پروفسور بهم گفت، یک احمق بی سواد کم سن و سالی هستم که واسه مشکلات مردم وقت میذارم و براشون صحبت میکنم. من یک سنگ کوچیکی ام که جلو پاتون افتاده شما هم بهش یک ضربه ای میزنید و این سنگ شوت میشه میره یه گوشه حالا متوجه شدید که پای مبارک خورده به این سنگ
    شما روحیه فوق العاده لطیفی دارید که به خاطر هیچی زندگی تون رو صرف تخیلات بیهوده کردی و از اونجایی که شرایط رو من دیدم و برخورد نزدیک با این مسائل داشتم بهتون اون حرف ها رو زدم. من به شما یک فانوسی رو دادم که در آینده خودتون رو واسه بدترین شرایط آماده کنید و در مواجه با اون مسائل خودت رو نبازی.

    بذار بهت بگم، من قبلا با یکی از همین نمایندگان ریاست جمهوری 92 مشکل داشتم، فکر کن کسی که تخصص اطفال داره چرا باید شرکت فرآورده های دارویی و تزریقی ایران رو هم مدیریت کنه ؟ اطفال چه ربطی به pharma داره؟ با باند های خورده پا آشنا شو، درگیری من با این افراد خیلی بالا گرفت و به خاطرش تمام کسایی که دور و برم بودند دیدم کسی دوست واقعیم نیست. البته برام هم خوب شد (من هم سنی نداشتم که با اینها گلاویز شدم پدر و مادرم بهم یاد دادند که حق رو نا حق نکنم)
    به نظر ساده میاد سرم نمکی غیر قابل شست شو 500cc و 1lit ، دزدی در روز روشن... قیمت بسته هایی رو که قراره "پخش" بشه رو شرکتی که مسئول پخشش هستش در انبار! دستکاری میکنه و از نظر حقوقی غیر قابل پیگیری هستش چون دارو هستش و دولت در قیمت دارو دخالت نمیکنه ولی این داخل ایران تولید میشه ! و وقتی هم دست افراد رو، رو میکنی چند نفر که هیچ کاره اند و کارمند هستند و توبیخ و اخراج میکنند که شر بخوابه و مسئول از این جریان فرار میکنه، افرادی هم در پوشش دوست به آدم تلفن میزنند که بی خیال شو و پیگیری نکن.
    ته این ماجرا این هستش که من فشار و افسردگی که کشیدم رو ببینی و متوجه باشی که باید قوی باشی، افسردگی من هم به این دلیل بودش که به ما چیزی دیکته شده بود که به اون فلسفه چندین سال اعتقاد قلبی داشتیم... امیدوارم خداوند گناهان همه رو ببخشه

    اگر ورودی سال 88 باشید سال 90 یا 91 در یک داروخانه ای یا مرکز تحقیقاتی مثل پاستور یا رازی (تهران و کرج) یا بخش تولید یا تحقیقات یک شرکت دارو سازی خودتو مستقر میکردی برای کارآموزی، هیچ هم دیر نشده یه سرمایه ای هم میتونی جمع کنی و تجربه کاری خوبی هم میتونه برات باشه، امیدوارم خراب هم نشه

    بعضی ها چرا مثل پزشک ها دزد داریم ولی رقم ها چون کمه دیده نمیشه
    صحبت من رو درست نخوندی هر چند افراد کمی هستند که وقتی من یک کلمه رو میگم کل جمله ام رو متوجه میشند،
    گفتم من شغل کسی رو bash نکردم این نظر اکثر جامعه پزشکی هستش، قسمتی از گفته های توهین آمیز به این شکل هستش که به این افراد میگند پولتون رو از دهن ملت در میارید... اون به کنار ،دامپزشک ها هم بی نصیب نبودند ولی اگر ببینند همین قشر دامپزشک چه از جان گذشتگی هایی کردند این طور حرف نمیزدنند.

    من با برخی در این قشر مشکل دارم، شما اگر ترم 4 5 دندون پزشکی باشی میتونید داخل کلینیک مردم رو ویزیت کنی و اگر مطبی در روز 30 مریض داشته باشه در عرض 1 ساعت شما رقمی بین 400 هزار تا 1 میلیون شیرین در میارید خب نوش جونش ولی چرا فردی میاد واسه کشیدن دندون عقل بین 150 تا 200 از مریضش طلب میکنه ؟ حالا چرا من از دندونپزشکی بدم میاد 1 صدای نا به هنجار حتی با ترفند زدن و پخش موسیقی نمیشد اون بوی سوختگی بافت موقع عصب کشی رو تحمل کرد، در کل رشته دندون پزشکی رو با حمالی یکی میبینم و اگر از من بپرسی من میگم پخش لوازم دندون پزشکی سود بیشتری داره ولی اون رو هم جالب ندیدم، سلیقه ها فرق میکنه.
    رشته دندون واحد های فوق العاده آسونی داره و به هنر طرف بر میگرده.


    هر چی کمتر بدونی زندگی آسوده تری داری، بعد از دیدنش ذهنت رو خالی کن و اون فایل رو هم منهدم کن که دیگه نبینی (بعد از تیتراژ نهایی پیام آخر یادت نره) نمیگم taoism پیشه کن ولی خودتو به خاطر مسائلی مثل افسردگی و کسی محل ام نمیزاره و غیره نخور


    کلآ ممنون از جوابتون، مستند راستش دانلود نشد انشاا... بعد از امتحانات میان ترم مبارک میرم سراغش!
    شما درست حدس زدی من کلآ آدم احساسی هستم و از روی دل و احساس جواب میدم. میدونم!
    اما یه ویژگی خوبی که هست اینه که بعد از یه مدتی که به نتیجه نمیرسم حالا هر چیزی باشه همین افسردگی اخیرم، مغزم وارد عمل میشه و کمکم میکنه! آنقدر هم خدارو شکر مشکلات درسی و هم کلاسی هست که کم کم آدم یادش میره. و اینکه خودتون پزشکین میدونین هورمون ها خیلی راحت توی بعضی آدم ها افسار رو بدست میگیرن! که در مورد بنده کاملآ جایز بود!‌ طوری که میخواستم از روی حماقت و تشویق برخی دوستان پیش فالگیر برم!!
    زندگی همچنان جریان داره چه من با یکی آشنا بشم چه نشم. زندگی هم مثل این فیلم های رمانتیک نیست آدم از فرداش خبر نداره . شاید یه راهی نا خودآگاه باز بشه و ناخودآگاه به چیزی که میخوام برسم. ترجیح میدم پافشاری نکنم شاید صلاح من در همینه که هست.
    مشکل اخیر من ناشی از یک ضربه شدید بهم بود. خودم با خودم بزرگش کردم. ولی بعد از یه مدتی دیدم هیچ اتفاقی نمیفته و ما در دنیای فانتزی زندگی نمیکنیم. حالا من مثل دوستام نیستم و با کسی نیستم. مهم نیست. به وقتش پیدا میشه. من تو این جاده تنها میرم اما آخرش‌خوبه


 
صفحه 3 از 3 نخستنخست 123

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نیاز عاطفی شدید+سن پایین+ پسر بودن=؟
    توسط Mr.Anderson در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: پنجشنبه 28 اسفند 93, 17:29
  2. ترمیم رابطه دو نفر( پسر داییم و همسرش )
    توسط parvizb در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 اردیبهشت 93, 09:34
  3. پسرداییمو و خانمش تو عقدن ( فوری فوری مشاوره بدید)
    توسط آزاده69 در انجمن متارکه و طلاق
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: شنبه 11 خرداد 92, 05:00
  4. رفتم به پسر مورد علاقم گفتم و...! لطفا راهنماییم کنید
    توسط مهنا67 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 23
    آخرين نوشته: چهارشنبه 24 آبان 91, 22:01
  5. +پسر بالا شهری و دختر پایین شهری !
    توسط lord.hamed در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 27 بهمن 86, 10:21

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:34 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.