خب از 2شب پیش که تایپیکتونو خوندم کلا اعصابم ریخت بهم... من 5ماههرابطمو تموم کردم مثل شما راه دور بودیم و 8 ماه ارتباط داشتیم... شراطمون یکم با هم فرق داشت، ولی اون نموند...خواست بره و 1000 تا بهانه واسه رفتنش....هرچی التماس و درخواست کردم موند که نموند، بیشتر دور شد...
حالا ببینین چرا اعصابم بهم ریخت... خیلی بده اینطوری دل دیگرانو بسوزونیدو حس حسادت دیگران رو برانگیخته کنید...
البته این آخریو با شوخی گفتم

واستون خیلی خوشحال شدم...امیدوارم شاد باشید و وشبخت... سعی کنید خوب و منطقی با مسایل برخورد کنید، صبر کنید، بشنوید، یه طرفه قضاوت نکنید و جلو نرید و فکر نکنید هرچی تو ذهنتونه 100% درسته..فرصت بده و تو مشکلات بدون بدبینی و مقصر دونستن کسی فکر کن و واسه حلش اقدام کن و همیشه اجازه ده طرف مقابلت اونقدر باهات راحت باشه که همه چیو بهت بگه نه اینکه از ناراحتی و واکنشت بترسه و حرفای دلشو عنوان نکنه، از هیچ حرفی هم کوچکترین سوء استفاده ای نکن که بعدا بر علیه خودش استفاده کنی، ... بعد ازدواج خوبیهارو بزرگ کنید و مشکلاتو با آرامش حل کنید، اینا و خیلی چیزای دیگه مشکلات ما بودن ، حداقل شما اینارو تکرار نکنید...نصیحت گونه شد؟؟؟؟

بهرحال من بزرگتر از شمام دیگههههههه....
خوشبخت و شاد باشید...
علاقه مندی ها (Bookmarks)