دوست عزیز اگر مشکلاتی در گذشته داشته و نمیخواد چیزی بیان کنه من بهشون حق میدم
برای خودمم پیش میاد گاهی ناراحت و کلافم و برای اینکه طرف مقابلم رو توجیه کنم که مسئله ارتباطی به اون نداره همینطور رفتار میکنم فقط بیان میکنم که این ناراحتی ریشه در مشکلات گذشته داره و دلیل هم نمی بینم که براشون توضیح بدم
حس میکنم شما به این رابطه بیشتر از یه دوستی بها میدی
مورد سوم رو متوجه نشدم شاید باید بهتر توضیح بدی یعنی چی که فقط با یه نفر طرف نیستی
اینکه میگی رابطه برات برجسته شده راست میگی چون شما شاید اولین بارته با همچین شخصیتی روبرو شدی و برات تازگی داره و مشابه ایشون رو بین دوستاتون ندیدین
یه تجربه رو برات بگم:
من هم دوستی مشابه شما داشتم البته دوست نبود همکار بود ولی سعی میکرد نزدیک تر بشه و من چون رفتارهای متناقضی ازش دیدم سعی کردم رابطه رو رسمی تر کنم چون واقعا رفتارهای منو به فکر فرو می برد در مورد یه اتفاق هزار مدل تعبیر میکرد و من واقعا گیج میشدم حرفای عجیب و غریب می زد یه روز منو به نهار دعوت میکرد و روز نهار ازش خبری نمیشد
سرزده ساعت 3 ظهر زنگ میزد میگفت دارم میام خونتون و من واقعا جا میخوردم و ناراحت (من اون لحظه آمادگی پذیرایی از مهمون رو نداشتم و غیر از من پدر و مادرم هم خونه بودن و من باید آمادگی اونها رو هم در نظر می گرفتم)
بنابراین رابطه رو باهاش کم کردم و یواش یواش رابطه رو قطع کردم
شما هم اگر می بینی این رابطه آرامش رو ازتون گرفته و با ادم بی برنامه ای روبرو هستی رابطه رو کم کن شاید این شخص از لحاظ روانی مشکلی داشته باشه
شما میتونی به عنوان دوست کمکش کنی به شرطی که حساس نباشی و رفتارهاش آزارت نده ولی اگر نمیتونی بهتره رابطه رو قطع کنی
یادت باشه ما مسئول مشکلات شخصی ادما نیستیم و قرار نیست تمام مشکلات اطرافمون رو حل کنیم شما اگر بتونی مشکلات مربوط به خودت رو حل کنی خیلی موفق تری








علاقه مندی ها (Bookmarks)