به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 28
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    دوست محترم من نمی خوام سرزنش کنم و.. ولی خداییش اون خانم 18 ساله بودند و جوونی کردند شما که 22 سالت بود چرا این کارو کردی..

    به هر حال هر گناهی یه چوبی داره دیگه...
    شما اشتباه اول رو مرتکب شدید و هیچ راه برگشتی نداره

    ولی اشتباه دوم این هستش که فکر کنی اگه به اونا بگید که با هم رابطه داشتید اونم در این حد دخترشون رو به شما بدند !! اصلا حتی اگه یه درصد از ترس ابرو هم این کار رو بکنند میدونید شما دیگه هیچ ابرویی پیش خونواده های هم ندارید !!

    همین طور که یکی از دوستان اشاره کردند بهتره مشکلی که باعث دلخوری اون ها شده رو مطرح کنید و هر طور شده از دلشون در بیارید تا لااقل راضی بشند و این اتفاق بین خود شما و اون خانم برای همیشه بمونه..بازم میگم باید در اخرین مرحله به بازگو کردن حقیقت فکر کرد ..مثلا اگه داشتند ایشون رو به زور به عقد پسری دیگه در می اوردند..س شما تلاشتون رو بکنید...برای رفع ناراحتی...

  2. 6 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    e-lampard (یکشنبه 17 فروردین 93), ir0098 (چهارشنبه 06 فروردین 93), khaleghezey (چهارشنبه 06 فروردین 93), mahasty (شنبه 09 فروردین 93), هم آوا (جمعه 08 فروردین 93), شیدا. (جمعه 08 فروردین 93)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 فروردین 93 [ 08:59]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    67
    سطح
    1
    Points: 67, Level: 1
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    28

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    به نظرم فعلا هیچ چیز در این رابطه نگید.و فعلا روی این قضیه آشتی فکر کنید و راهکارها را بررسی کنید.
    اگه موضوع دعواتون را دقیق تر شرح بدین؛شاید بتونیم کمکتون کنیم که چه جوری باید از دلشون در بیارید.
    نقل قول نوشته اصلی توسط فدایی یار نمایش پست ها
    همین طور که یکی از دوستان اشاره کردند بهتره مشکلی که باعث دلخوری اون ها شده رو مطرح کنید
    متشکرم از تمامی دوستان.
    ببینید مشکلی که باعث دلخوری شده را شرح میدم: هم دختر و هم خانواده اش بهم دروغ گفته بودند که دخترخانوم در حال تحصیل در مقطع پیش دانشگاهی هستند در صورتی که بعد از 5 ماه من فهمیدم که این ها دروغ میگن و دخترشون سال قبل ترک تحصیل کرده بوده (سوم دبیرستان)

    خلاصه بعد از اینکه من متوجه این قضیه شدم خیلی ناراحت شدم که چرا همین اول کاری با دروغ شروع کردن. منم رفتم خونشون و بهشون گفتم که ازتون ناراحتم و در حال عصبانیت و با صدای بلند گفتم اگر با همین دروغ پیش می رفتید و بدون اینکه راستشو بهم گفته باشید ما به عقد هم در میومدیم اونوقت دختر خانوم رو طلاق میدادم چون نمیخواستم زندگیمو با دروغ شروع کنم و اینکه فک کنید زرنگ هستید و با مخفی نگه داشتن این که دخترتون ترک تحصیل کرده میتونستید کاری کنید که من باهاش عقد کنم.

    بعد از 2 ماه که از این قضیه گذشت و همه چی آروم شد من با خانواده رفتیم خونشون که میخواهیم عقد کنیم. اما اونا گفتن دیگه نه! به هیچ وجه!

    این بود قضیه ما.

    حالا روز سیزده بدر فک کنم کل فامیل با هم باشیم و اونا هم بیانشون. به نظرتون چی بگم بهشون؟
    چطوری از دلشون در بیارم؟ اونا حتی میگن دیگه راضی به صحبت کردن در این مورد نیستند و همه چیز تموم شده است!

    با چندین نفر مشورت کردم اما هنوز سردرگم هستم.

    راستی این رو هم بگم که طرف حساب من با اون خانواده داداش دختره هست که 2 سال ازم بزرگتره. یعنی 25 سالش هست. مامان و بابای دختر اصلا حرفی نمیزنند و میگن هر چی داداشش بگه همونه!

    این داداشه هم که اصلا مغزش کوچیکه و هنوز پخته و مرد نشده که درست و حسابی بتونیم با هم حرف بزنیم. اصلا دیوانه هست و زود جوش میاره. و فقط حرف خودشو میزنه

    باز هم ممنونم از تمامی عزیزان

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط نوپو نمایش پست ها
    شما واقعا دخترخانم را دوست دارید یا صرفا به خاطر دختر نبودن ایشان می خواهید ازدواج کنید ؟
    سلام.
    ما هر دو همدیگه را دوست داریم. مشکل ما فقط مخالفت خانواده دختر هست.
    خود دختر خانوم از باباش و داداشش میترسه و نمیتونه حرف دلش رو به اونا بگه. اونا هم بهش میگن که حق نداره با من ازدواج کنه.
    ویرایش توسط ir0098 : چهارشنبه 06 فروردین 93 در ساعت 10:24

  4. 2 کاربر از پست مفید ir0098 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 06 فروردین 93), هم آوا (جمعه 08 فروردین 93)

  5. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دوست من

    راهنمایی ها را دوستان انجام دادند.خدا را شکری فرد عاقل و فهمیده ای هستید و مسئولیت پذیر این خیلی عالیه این خانم را دوست دارید و به همدیگر تعهد دارید اینا همش نکات مثبتیه که خداروشکری در شما و ایشان پیدا میشود.

    شما همه تمرکزت را بزار برای آشتی کردن.از الا تا روز 13بدر وقت دارید خودتان هم گفتید برادر ایشان 25 سال بیشتر ندارد یعنی پختگی لازم در ایشان دیده نمیشود(با توجه به سنی که دارن میگیم)کاری که انجام دادند و دروغ گفتند درست نبوده اصلا و ابدا ولی آیا قبول دارید که کار شما هم از روی بی تجربگی بوده؟

    خوب راهکارهای لازم

    در مرحله اول اینکه خونسرد باشید و آرامش خودتان را حفظ کنید.

    در مرحله دوم کسب مهارت های برقراری ارتباط صحیح با برادر ایشون برای یه گفتمان صحیح و مثبت
    لینک پایین را حتما مطالعه کنید(تا 13 بدر وقت داری )

    مهارتهای ارتباطی

    مرحله سوم مهارت کسب کردن در کنترل خشم و عصبانیت

    پرخاشگری و عصبانیت

    و در آخر اینکه صبور باشی و امیدوار ایشالله شما که به ایشون علاقه داری کارم که داری درستم که داری میخونی ماشالله مسئولیت پذیرم که هستی و روی پای خودتم وایسادی پس یه یاعلی بگو و تمومش کن تا تهش برو ایشالله خبر عروسیت رو بیای توی سایت همدردی همین امسال بدی منتظریما یکوقت پا پس نکشی بگی خدایی نکرده نا امید شدم که اصلا بهت نمیاد

    - - - Updated - - -

    راستی در مورد برقراری رابطه جنس یفعلا به کسی چیزی نگو بزار بین خودتان بماند بهتره
    دوتعریف جدید و جالب ﮐﻪ خوب است به عمقش فکر کنیم:
    ﻋﺼﺒﺎﻧﯿﺖ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺗﻨﺒﯿﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﮐﯿﻨﻪ؛ ﯾﻌﻨﯽ، ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺯﻫﺮ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺸﺘﻦ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ!
    ﻫﯿﭻ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﺑﻪ ﺳﻌﺎﺩﺕ ﻧﻤﯽ ﺭﺳﺪ،
    ﻣﮕﺮ ﺁﻧﮑﻪ ﺩﻭ ﺑﺎﺭ ﺯﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ:
    ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﺍﺯ ﻣﺎﺩﺭ خویش
    ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ
    ﺍﺯ خویشتن ﺧﻮﯾش ،ﺗﺎ ﺣﻘﯿﻘﺖ ﺩﺭﻭﻧﺶ ،
    در زﺍﯾﺶ ﺩﻭﻡ، ﻫﻮﯾﺪﺍ ﺷﻮﺩ
    ﻭ ﺣﯿﺎﺕ ﻭﺍﻗﻌﯽ ﺍﻭ ﺁﻏﺎﺯ ﮔﺮﺩﺩ !

  6. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    del (یکشنبه 10 فروردین 93), e-lampard (یکشنبه 17 فروردین 93), ir0098 (چهارشنبه 06 فروردین 93), شیدا. (جمعه 08 فروردین 93)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 03 آبان 95 [ 19:37]
    تاریخ عضویت
    1393-1-03
    نوشته ها
    71
    امتیاز
    2,112
    سطح
    27
    Points: 2,112, Level: 27
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    35

    تشکرشده 174 در 61 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ir0098 نمایش پست ها
    راستی این رو هم بگم که طرف حساب من با اون خانواده داداش دختره هست که 2 سال ازم بزرگتره. یعنی 25 سالش هست. مامان و بابای دختر اصلا حرفی نمیزنند و میگن هر چی داداشش بگه همونه!

    این داداشه هم که اصلا مغزش کوچیکه و هنوز پخته و مرد نشده که درست و حسابی بتونیم با هم حرف بزنیم. اصلا دیوانه هست و زود جوش میاره. و فقط حرف خودشو میزنه
    من فی نفسه با ارتباط جنسی قبل ازدواج بشدت مخالف هستم ( فعلا با این کاری ندارم )

    فعلا مسئله ارتباط جنسی رو به هیچ عنوان فاش نکن

    از تو حرفات فقط یک نکته به ذهنم رسید

    خیلی از افراد یک رفیق فاریک دارن که خیلی باهاش راحت هستن سعی کن اون رفیق فابریکش رو پیدا کنی و از طریق اون وارد بشی اگر مغز رفیقش رو تلیت کنی اون رفیق خودش بلده چطور وارد عمل بشه فقط کمی نیاز به زمان داره ( این کار فقط در صورتی جواب میده که رفیق فابریک طرف ادم درست و حسابی باشه وگرنه کلا این سیاست جواب نمیده )

    اگر با دختره هم در ارتباط هستی بهش بگو سعی کنه با برادرش با فاز دوستی و رفاقت وارد بشه اگر بتونه با کل خانواده وارد دیپلماسی دوستی و رفاقت بشه خیلی کار سریعتر انجام میشه

  8. کاربر روبرو از پست مفید ذمانح تشکرکرده است .

    ir0098 (چهارشنبه 06 فروردین 93)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 تیر 97 [ 22:56]
    تاریخ عضویت
    1392-12-18
    نوشته ها
    524
    امتیاز
    13,135
    سطح
    74
    Points: 13,135, Level: 74
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 115
    Overall activity: 2.0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    2,154

    تشکرشده 1,301 در 451 پست

    Rep Power
    104
    Array
    دوست عزیز کار شما درست نبوده دیگه...شما هنوز نه به بار بوده و نه به دار رفتید یه کاره اون جاو .... خب حق داشتند بهشون بر بخوره دیگه... یه جیز دیگه برام سوال مطرح شد شما که با ایشون گفتید یه ساله در ارتباط هستید با اون دختر خانم بعد اون ماجرای فهمیدن ترک تحصیل باهاشون رابطه داشتید یا قبلش !!

    من فکر میکنم در همون حین ها بوده منظورم این هستش اگه این طوری باشه دختر خانم چطوری یه سال با شما بودند اینو به شما نگفتند بعدش شما توقع از خونوادشون داشتید ..حتی اگه رابطه ی شما بعد فهمیدن اون موضوع هم بوده باشه بازم فرقی نمیکنه ...

    راجب داداش ایشون که گفتید زود جوش میاره و مغزش کوچیکه من نمیدونم چطوری به این نتیجه رسیدید شاید واقعا خیلی فهمیده هستش که خوناودش به نظر اون اتکا میکنند و اگه این طوری نباشه که اون زود مغز باشه این طوری پدر ومادر اون خانم چطور میشه عقلشونو بدند دست پسرشون که چیزی نمیفهمه به نظرم بهتره راجب داداش ایشون یه طرفه با قاضی نریم ممکنه ایشون هم یه جیزایی دیده باشه یه سری تعصبات براردی داشته باشه نه این که الزاما درست باشه رفتارش....

    این که توی 13 بدر جلوی جمع مطرح کنید فکر نمیکنم کار درستی باشه اگه اوضاع بدتر بشه چی این جوری 4 تا فامیل هم میبینند بدت رم یشه..

    به نظرم شما باید با اون دختر خانم صحبت بکنی و ببینی ته تهش اونا دلیل اصلی مخالفتشون چی هست و این اصلا کار سختی نیست چون شما با خانم در رابطه هستی و باید ایشون بدونه ته دل داداش یا پدر و مادرش چی میگزره بعدش با کمک ایشون بگردی دنبال راه کاری که از دلشون در بیاری و باز هم هیچ کس مثل همون خانم نیموتنه شما رو کمک کنه

    اگه دلیل اصلی اون ها واقعا اون برخورد شما بوده و چیز دیگه ای نیست سعی کنید ببنید چطوری میشه این کدورت رو از ذهن اونا پاک کنید و از دلشونن دربیارید و بعدش برید خواستگاری و بقیه ماجرا

    بازم تاکیید میکنم هیچ کس مثل اون خانم نمیتونه شما رو کمک کنه..هم در یافتن دلیل اصلی مخالف و هم راهکار...چون ممکنه دلیل اصلی از نظر شما اون برخورد باشه ولی مثلا اونا یه سری دلایل دیگه ای هم برای مخالف داشتند که شما خبر ندارید و بعد اون اتفاق دیگه تصمیم کلی و برایندشون این شده با شما مخالفت کنند کلا...یه وقتایی شده توی یه چیزی دو دل هستید بعدش یه اتفاقی میفته یا این وری میشید یا اون ور..پس به دنبال دللیل اصلی باشید ...

  10. 2 کاربر از پست مفید فدایی یار تشکرکرده اند .

    ir0098 (چهارشنبه 06 فروردین 93), khaleghezey (دوشنبه 18 فروردین 93)

  11. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 10 مرداد 93 [ 12:55]
    تاریخ عضویت
    1392-6-27
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    772
    سطح
    14
    Points: 772, Level: 14
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    14

    تشکرشده 6 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ببخشید فضولی میکنم....

    ولی الان شما بعد رابطه جنسی سرد نشدید نسبت به این خانم؟؟؟

    فقط از این بابت میپرسم که همیشه میگن بعد رابطه آقا نسبت به دختر سرد میشه

    آیا هنوز هم تمایل به ازدواج به ایشون دارید؟؟؟؟

    صادقانه بگید توروخدا....

  12. کاربر روبرو از پست مفید گل گیسو تشکرکرده است .

    ir0098 (پنجشنبه 07 فروردین 93)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 فروردین 93 [ 08:59]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    67
    سطح
    1
    Points: 67, Level: 1
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    28

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط گل گیسو نمایش پست ها
    سلام ببخشید فضولی میکنم....

    ولی الان شما بعد رابطه جنسی سرد نشدید نسبت به این خانم؟؟؟

    فقط از این بابت میپرسم که همیشه میگن بعد رابطه آقا نسبت به دختر سرد میشه

    آیا هنوز هم تمایل به ازدواج به ایشون دارید؟؟؟؟

    صادقانه بگید توروخدا....

    سلام. من سرد نشدم. چون این اتفاق افتاد الان احساس مسئولیت میکنم در قبالش و خودمو مقصر میدونم. هر دو فک میکردیم دیگه 100% مال هم میشیم و فامیل هم هستیم و محاله مشکلی پیش بیاد. اینجور شد که متقاعد شدیم به رابطه..

    اینکه میگن پسر ها سرد میشن بعد از رابطه و دیگه با اون دختره ازدواج نمیکنن به نظر خودم بستگی به شرایط و چندین مورد داره. و نمیشه حرف قطعی در این رابطه زد.


    واسم دعا کنید قراره امشب بریم خونه دختر خانوم و صحبت کنیم. انشاا... ببینیم چی میشه. نتیجه رو اعلام میکنم.

    متشکرم از تمامی دوستان

  14. 2 کاربر از پست مفید ir0098 تشکرکرده اند .

    هم آوا (جمعه 08 فروردین 93), شیدا. (جمعه 08 فروردین 93)

  15. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 فروردین 93 [ 08:59]
    تاریخ عضویت
    1393-1-05
    نوشته ها
    10
    امتیاز
    67
    سطح
    1
    Points: 67, Level: 1
    Level completed: 34%, Points required for next Level: 33
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    28

    تشکرشده 18 در 7 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلامی دوباره به تمامی دوستان عزیز. خیلی ناراحتم. راستش ما دیشب رفتیم خونه دخترخانوم با چند نفر از فامیل و خانواده خودمون. اولش در رو باز کردن. دیدن منم! در رو بستن! مادرش راست راست وایساده جلوم میگه کسی خونه نیست و در رو بست!!

    خلاصه ما خوار شدیم جلو همه. بعدش دامادمون ازشون خواست که در رو باز کنن و اونا هم باز کردن و رفتن داخل. من بیرون تو ماشین موندم و نرفتم تو خونشون. اونا حرف زدن باهاشون و نتیجه ای حاصل نشد و گفتن با جدیت تمام جوابشون "نه" است.

    اصلن دست و دل نوشتن نداشتم از صبح تا حالا..

    دیگه کلا نا امید شدم که بتونم نظرشون رو جلب کنم که راضی بشن به ازدواج ما.

    با یکی مشورت کردم گفت اگر دختر راضی باشه میتونید از طریق دادگاه خانواده پیگیری کنید و چون دلیلشون قانع کننده نیست بدون رضایت والدین میتونید باهم ازدواج کنید و دادگاه حکم را صادر میکنه.

    به نظر شما قبل از اینکه مجبور شیم بگیم باهم رابطه داشتیم خوبه که از این طریق اقدام کنیم؟


    با تشکر

  16. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 شهریور 97 [ 12:32]
    تاریخ عضویت
    1392-7-03
    نوشته ها
    230
    امتیاز
    4,961
    سطح
    45
    Points: 4,961, Level: 45
    Level completed: 6%, Points required for next Level: 189
    Overall activity: 50.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsVeteranTagger First Class
    تشکرها
    21

    تشکرشده 244 در 115 پست

    Rep Power
    36
    Array
    اشتباه بسیاربزرگی کردین سعی کن که راضیشون کنی قبل از اینکه بهشون اصل ماجرارو بگی ممکنه توخونواده بپیچه اونوقت ی سری حرفا ممکنه دردسر ساز بشه واسه زندگیتون اگه دیدید ک نشد بگوبهشون

  17. 4 کاربر از پست مفید sadafdarya تشکرکرده اند .

    ir0098 (جمعه 08 فروردین 93), khaleghezey (دوشنبه 18 فروردین 93), هم آوا (جمعه 08 فروردین 93), شیدا. (جمعه 08 فروردین 93)

  18. #20
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    سلام

    دختر خانم سنش خیلی کمه و ممکنه دادگاه به نفع شما و برای ازدواج رای نده.
    این موضوع معمولا برای سنهای بالاتر هست و اصلا هم جنبه خوشایندی نداره که دختر و پسری برن دادگاه و بدون اجازه بزرگترها ازدواج کنند.

    فعلا اصلا به این راه فکر نکنید.
    کمی صبر کنید و اجازه بدید اونا هم آرومتر بشن.

    تا جایی که برات ممکن هست این مساله را عنوان نکن و به کسی نگو.
    هم مطرح کردن رابطه جنسی و هم مطرح کردن ازدواج با اجازه دادگاه، هر دوش برای شما و بیشتر از اون برای دختر خانم بد هست.

    به فکر فردای زندگیتون هم باشید.
    هر بار که ایشون بلندتر یا یواش تر از حد معمولش حرف بزنه،
    خانواده شما می خوان بهش بگن به خاطر رابطه جنسی یا بدون اجازه خانواده ات عروس ما شدی و ... هزاران حرف این مدلی.
    باور کنید حتی خود شما هم ممکنه یه بار تو بحث و دعوا این حرف را بزنید و این حرف خیلی آزار دهنده و ویران کننده است.

    پس اصلا نذارید اتفاق بیفته.

    اول این که صبر کنید.
    دوم این که از خود دختر راه حل بخواهید. خودش شاید بهتر بدونه با کی باید مطرح کنه و چیکار کنه.
    اگه خودش بتونه به مادرش بگه و بعد مادر از روش خودش، پدر را هم راضی کنه فکر بدی نیست.


    یه کار دیگه هم اینه که می تونید با مشاور صحبت کنید.
    شاید مشاور بتونه به مادرش بگه و راهنمایی کنه که چطور بقیه مسیر را برید.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا
    ویرایش توسط شیدا. : جمعه 08 فروردین 93 در ساعت 20:20

  19. 10 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 08 فروردین 93), del (یکشنبه 10 فروردین 93), ir0098 (جمعه 08 فروردین 93), khaleghezey (دوشنبه 18 فروردین 93), meinoush (جمعه 08 فروردین 93), salehe92 (جمعه 08 فروردین 93), sanjab (جمعه 08 فروردین 93), sara 65 (جمعه 08 فروردین 93), پسرمهربون (دوشنبه 11 فروردین 93), هم آوا (جمعه 08 فروردین 93)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. کسی سایتی یا منبعی برای یادگیری فنون صحبت کردن میشناسه؟
    توسط شکوه در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 اردیبهشت 94, 23:43
  2. افراد سمعی ،بصری، لمسی و حسابگر
    توسط گفتار نیک در انجمن مهارتهای ارتباطی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 17 مرداد 92, 17:14

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 01:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.