سلام
اولا بهت بگم منم دقیقا مثه تو هستم ولی با مدرک ارشد برق از دانشگاه سراسری و معتبر و به جرات میگم بیشتر از تو زحمت نکشیده باشم کمتر نکشیدم!!
باز برو خداروشکر کن پدرت 4 تا زمین و سرمایه داره من همینشم ندارم!!
این فکرایی که تو کردی و باهاش درگیری رو من 7 ساله باهاش دست و پنجه نرم کردمو میکنم
ببین بذار واقعیتو بهت بگم و گزینه هایی که هست دیگه خودت مجبوری یکیشو به ناچار انتخاب کنی!
1.قید این 6-7 سالو بزنی و بری تو کاره آزاد حالا کاره آزاد میتونه افتتاح یک مغازه در شان خودت باشه مثله فروشگاه لوازم یدکی خودرو که هم سودش خوبه هم ریسک آنچنانی نداره و من اگه سرمایشو داشتم همین کارو میکردم یا بوتیکو سوپرمارکت و این جور مغازه ها که من نمیپسندم!
2.انقدر تو روزنامه ها و نیازمندی ها دنبال کار تو شرکتای خصوصی با حقوق کم باشی تا بالاخره پیدا کنی!چند سال سختی کار حرف زوره آقا بالاسر و سر و کله زدن با یه سری آدم نفهم اما بالادستو تحمل کنی تا کارکشته بشی و بتونی رو پای خودت بایستی و مهندس قابلی بشی در عمل نه صرفا روی کاغذ چون اگه به مدرکه که الان همه ارشدو دکترا دارن و تو جامعه مثه ریگ بیابون تحصیلکرده ریخته!!کار ندارم اشکال کار کجاستو چرا اینطوری شده!
3.پارتی پیدا کنی و بری سره کار دولتی یا خصوصی خوب که بیگاری نکشن ازت!
4.دیگه راهه چهارمی نیست برادر من نگرد دنبالش که نیست وقتتم هدر نده که من این راهو رفتم یکی میگفت تریلی بخر!!!یکی میگفت دستگاه ساخت ظروف یک بار مصرف بگیر قارچ و ماهی پرورش بده و اوه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه تا دلت بخواد ازین پیشنهادا بهم شده که با روحیات من سازگار نیست
در ضمن ساخت و ساز هم هزار فوت و فن داره بدونی چه طوری کار کنی که آخرش کم و کسر نیاری و واحا رو دستت باد نکنه با این رکود
ایشالا که یه کاره خوب پیدا کنی![]()









علاقه مندی ها (Bookmarks)