سلام
اول از همه به ريحانه جان تبريك مي گم .اميدوارم در كنار همسرت روز هاي خوب و عاشقانه داشته باشي.بهترين ها رو برات ارزو دارم.
حال من زياد جالب نيست.چند ماهي ميشد معده درد داشتم.رفتم دكتر در اومد زخم معده گرفتم.زندگيم وايساده.هيچ چيز قشنگي فعلا توش نيست.هفته ديگه سالگرد ازدواجمه.باورتون ميشه!!!!!چقدر زود گذشت.اصلا حوصله اين روز رو ندارم.هر چي فكر مي كنم ميبينم تو زندگي مشتركمون هـيچ چيز مشتركي نداشتيم.اون روز داشتم با شوهرم بحث مي كردم مثل هميشه يهو خواهر شوهر كوچيك داد زد واااي چقدر شما دو تا بحث ميكنين.شما چطور داريد با هم زندگي مي كنيد.
احساس ميكنم هيچ اينده اي در ازدواجمون نيست.
خداي من خداييست كه اگر سرش فرياد كشيدم به جاي اينكه با مشت به دهانم بزند،
با انگشتان مهربانش نوازشم مي كند و مي گويد ميدانم جز من كسي نداري !!!
علاقه مندی ها (Bookmarks)