منم دقیقا همین مشکل شما رو دارم. هم سن هم هستیم منم 24 سالمه
نمی دونم این روش پدر مادرا درسته یا اشتباهه
تابستون قبل ، پسر داییم از شهر دیگه ای اومده بود شهر ما و خونه مجردی گرفته بود من 2 بار خواستم برم خونش و شب بمونم تو خونه مون و از طرف بابام دعوای حسابی شد. میگفت پسرداییت خلافکاره و توی خونش مشروب و خانوم و اینا داره. در صورتی که پسر داییم اصلا نداشت و اصلا وسع مالیش به این مسائل نمیرسید.
یه بار دیگه توی روز رفتم خونه پسر داییم ، دوباره دعوای شدید توی خونه پیدا کردیم و پدرم میگفت چرا از ما اجازه نگرفتی که می خوای بری خونه پسر داییت !!!!!!!!!!!!!
شما رو به خدا به من بگید یه پسر 24 ساله باید از باباش اجازه بگیره که جایی می خواد بره ؟!؟!؟!؟!
دیوونه شدم تو این خونه. می خوام از دست خانواده و به خصوص پدرم فرار کنم از این خونه و شهر برم. تنها دلیلی که هنوز موندم اینه که وسع مالیم برای اجاره یه خونه فعلا کافی نیست و اگر مشکل مالی نداشتم یک لحظه توی این خونه خراب شده نمی موندم. الان دارم تمام کسایی که چه دختر و چه پسر از خونه هاشون فرار می کنن رو درک می کنم!!!
یا لااقل دلم می خواد دفترچه خدمتم رو پست کنم و خدمتم هم بیفتم یه جای دور افتاده سیستان بلوچستان یا کردستانی جایی که فقط از پدر و خانوادم دور باشم! دیگه تحمل شونو ندارم !!!!
دستم به دامن همه کارشناسها و مجرب ها، لطفا بیاید برای یه بار مشخص کنید این پدر و مادر تا چه سنی و چه حدی حق دخالت تو کارهای بچه هاشونو دارن؟ پس این نسل کی باید خودش تصمیم گیرنده باشن ؟؟؟؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)