با سلام و خسته نباشید - عزیزم منم روم نمیشد به مادرم بگم این که بحثی ندارهببین مادر من از اون مادرهایی که صبح از خواب بیدار میشه میره بیرون - شب میاد اصلا یه وضی
یه روز صبح میخواست بره گفتم مامان من میخوام با یه خانمی ازدواج کنم ( خندید و گفت خوب برو فقط خوب باشه ) ، گفتم عجب مامان بیخیالی دارم هیچی یه چند روزی شد و من وقتی مامانو میدیدم گوشیمو سایلنت میکردم و همینجور قربونو صدقه یه شخص مجازی میرفتم و میخندیدمو از این بحثا - بعدش دیدم فردا صبحش رفته سر گوشیم داره چک میکنه ( باور نمیکردم مادرم اینطوری باشه داشتم بال در می آوردم ) ، گفت طرف کیه منم که موردی نداشتم الکی گفتم تو محیط کار باهاش آشنا شدم کلا یه داستان کمدی کلاسیک شد کاری نداریم....
مگه میشه زندگی شما برای مادرتون فرقی نداشته باشه ؟؟!! پسرش هستید (ممکنه یکم بی تفاوت باشه اما با یه ترفند مثل مال من باور کنید خودش دست به کار میشه )
تازه من هیچی ندارمشما که خدارو شکر همه چیز داری ( منم نه خاله دارم - نه عمه - 2 تا دایی دارم سال به سال میبینم - عموهامو یه 3 سالی هست ندیدم )
در ضمن برای این بحث هیچگاه سمت سایت های همسریابی و دوستیابی نخوای بری ( من رفتم دیدم چه وضی هست - منم از اینایی هستم تا تجربه نکنم حرف هیچ کس رو متوجه نمیشم )
کلا برای این بحث دور اینترنت و خط قرمز بکش
فعلا .....







ببین مادر من از اون مادرهایی که صبح از خواب بیدار میشه میره بیرون - شب میاد اصلا یه وضی

علاقه مندی ها (Bookmarks)