به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 26
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 22 آبان 93 [ 11:46]
    تاریخ عضویت
    1392-11-12
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    946
    سطح
    16
    Points: 946, Level: 16
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive500 Experience Points3 months registeredTagger First Class
    تشکرها
    406

    تشکرشده 117 در 37 پست

    حالت من
    Azkhodrazi
    Rep Power
    0
    Array
    سلام . اگه واقعا این ازدواج به نظرت یک ازدواج اجباری میاد اصلا قبول نکن. من خودم ازدواج اجباری داشتم و الان بیشتر از ده ساله دارم زجر میکشم یعنی این مسئله که ازدواجم اجباری بوده و همسرمو خودم انتخاب نکردم همیشه باهامه. و اینکه هر چی میشه مقصر رو بابام میدونم. خلاصه همیشه این تو ذهنم هست.

  2. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 خرداد 94 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    962
    سطح
    16
    Points: 962, Level: 16
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط شایسته89 نمایش پست ها
    سلام . اگه واقعا این ازدواج به نظرت یک ازدواج اجباری میاد اصلا قبول نکن. من خودم ازدواج اجباری داشتم و الان بیشتر از ده ساله دارم زجر میکشم یعنی این مسئله که ازدواجم اجباری بوده و همسرمو خودم انتخاب نکردم همیشه باهامه. و اینکه هر چی میشه مقصر رو بابام میدونم. خلاصه همیشه این تو ذهنم هست.
    دستت درد نکنه از محبتت خیلی حرف خوبی زدی.دم همه اونایی که اینجا کمکم کردن گرم.من تصمیمم رو گرفتم و همون 30 ازدواج میکنم.کاری به این کارا ندارم ولی نمی دونم چرا از مهندس کارگر پولدار فقیر کاسب دکتر و.......از هر کی میپرسی میگه زن نگیری خودت رو بدبخت نکنی.نمیدونم چرا؟

  3. 2 کاربر از پست مفید farzadn تشکرکرده اند .

    1234567 (جمعه 01 فروردین 93), شایسته89 (شنبه 02 فروردین 93)

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    2,542
    سطح
    30
    Points: 2,542, Level: 30
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    230

    تشکرشده 223 در 59 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    0
    Array
    سلام آقا فرزاد
    سال نو تون هم مبارک.

    جسارتا از نوشته هاتون معلومه که شما تا به این لحظه از لحاظ فکری و بینش اصلا آمادگی و شایستگی پذیرش مسوولیت ازدواج و زندگی مشترک رو ندارید.
    چون: برنامه تون برای 5 سال آینده تفریح و خوشگذرونی و دلخوشی کردنه نه پذیرش مسوولیت.

    میتونید بگید تا به امروز چه مسوولیتهایی رو به گردن گرفتید؟ مثلا دوره خدمت نظام وظیفه رو گذروندید؟
    اصلا چرا تو چند سال گذشته نرفتید دنبال به قول خودتون جوونی کردن؟

    البته به نظر من شما در حال حاضر در بهترین شرایط و سن و سال برای شروع زندگی مشترک هستید و تنها مانع برای اینکار افکار ناپخته خودتون و احتمالا رویا پردازیهای فانتزی و کاملا غیر واقعی ذهنتون هست.(ناراحت نباشید این دوره ترانزیشن یا انتقال به بزرگسالی برای همه پیش میاد و این سوال شما برای خیلیا پیش اومده و خود این سوال نشونه خوبیه که شما با درایت دارید این دوره رو رد میکنید.)

    این نوع جوونی کردن مثل بازی با بادبادکها میمونه که چند روز وقت میزاری و یکیشو میسازی و جند روز هم بیشتر دووم نداره و امروز دست توئه و فردا دست هم بازیت ، خلاصه کلی با هم بازیهات میگی و میخندی و دلخوشی میکنی ، بعد چند سال هم میبینی که همه رفتن دنبال زندگی جدی خودشون و فقط تو موندی و بادبادک ات و یکی دوتا همراه مثل خودت که از قطار زندگی جا موندن و با حسرت دارن به قطاری که با سرعت در حال دور شدنه نگاه میکنن.

    اما تشکیل زندگی مثل درست کردن یک بالون ( میشل این خندانکهات چرا بالون نداره؟) میمونه ، که سالها برای ساختنش زحمت میکشی و خودت رو برای پرواز و طوفانها آماده میکنی و وقتی با همراه همیشگی ات پرواز کردی و از اون بالا به کسایی که دارن بادبادک هوا میکنن نگاه کردی چقدر به خودت افتخار میکنی و چقدر اون کار بادبادک بازها که به نظرت بازیچه ای بیش نیست به چشم ات مسخره میاد.

    واقعیت اینه که برای شروع کردن به ساختن این بالون و پرواز و تماشای دنیا از اون بالا همیشه دیره ، مخصوصا اگه شرایطش فراهم باشه. البته انتخاب همپرواز مناسب خیلی مهمه و اگه همراه مناسبت رو پیدا نکردی بهتره هیچ وقت نپری چون ممکنه هم خودتون از اون بالا بیافتی پایین و هم اینکه به دیگران آسیب بزنید. البته این به این معنی نیست که خیلی وسواس به خرج بدی ، همینکه مشکل اساسی تو معیارها نداشته باشی و به دلت هم بشینه کافیه.

    در مورد اون خانوم هم باید بدونی که اگه بدون آرایش پنجاه درصد به دلت نشسته ، آرایش که بکنه درصدش بالاتر میره ، البته به شرط اینکه چهارچوب ظاهر و اندامش به دلت نشسته باشه. و واقعیت اینه که با توجه به جنس مردا ، اولین فیلتری که باید طرف مقابل رو ازش عبور بدی جذابیت زنانه اونهاست.

    راستی اون بازی با بادبادکها درسته که چیز خاصی نیست ولی بعضی وقتها آدم دلش میگه کاش ما هم وقتی بچه بودیم بادبادک بازی رو تجربه میکردیم ولی یه خورده که کلاهت رو قاضی میکنی میبینی که نه تنها چیز خاصی نیست بلکه اصلا چیز خاصی نیست ، آدم برا کیک بستنی بیشتر دلش تنگ میشه تا بادبادک بازی.
    انسانی که هدفش خدمت به خداست ممکن است انسان خوبی باشد
    اما انسانی که هدفش خدمت به انسان باشد حتما انسان خوبی است.


  5. 6 کاربر از پست مفید kiann تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 01 فروردین 93), moh137 (شنبه 02 فروردین 93), roseflower (جمعه 01 فروردین 93), واحد (چهارشنبه 06 فروردین 93), مصباح الهدی (جمعه 01 فروردین 93), دختر بیخیال (سه شنبه 05 فروردین 93)

  6. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 خرداد 94 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    962
    سطح
    16
    Points: 962, Level: 16
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kiann نمایش پست ها
    سلام آقا فرزاد
    سال نو تون هم مبارک.

    جسارتا از نوشته هاتون معلومه که شما تا به این لحظه از لحاظ فکری و بینش اصلا آمادگی و شایستگی پذیرش مسوولیت ازدواج و زندگی مشترک رو ندارید.
    چون: برنامه تون برای 5 سال آینده تفریح و خوشگذرونی و دلخوشی کردنه نه پذیرش مسوولیت.

    میتونید بگید تا به امروز چه مسوولیتهایی رو به گردن گرفتید؟ مثلا دوره خدمت نظام وظیفه رو گذروندید؟
    اصلا چرا تو چند سال گذشته نرفتید دنبال به قول خودتون جوونی کردن؟

    البته به نظر من شما در حال حاضر در بهترین شرایط و سن و سال برای شروع زندگی مشترک هستید و تنها مانع برای اینکار افکار ناپخته خودتون و احتمالا رویا پردازیهای فانتزی و کاملا غیر واقعی ذهنتون هست.(ناراحت نباشید این دوره ترانزیشن یا انتقال به بزرگسالی برای همه پیش میاد و این سوال شما برای خیلیا پیش اومده و خود این سوال نشونه خوبیه که شما با درایت دارید این دوره رو رد میکنید.)

    این نوع جوونی کردن مثل بازی با بادبادکها میمونه که چند روز وقت میزاری و یکیشو میسازی و جند روز هم بیشتر دووم نداره و امروز دست توئه و فردا دست هم بازیت ، خلاصه کلی با هم بازیهات میگی و میخندی و دلخوشی میکنی ، بعد چند سال هم میبینی که همه رفتن دنبال زندگی جدی خودشون و فقط تو موندی و بادبادک ات و یکی دوتا همراه مثل خودت که از قطار زندگی جا موندن و با حسرت دارن به قطاری که با سرعت در حال دور شدنه نگاه میکنن.

    اما تشکیل زندگی مثل درست کردن یک بالون ( میشل این خندانکهات چرا بالون نداره؟) میمونه ، که سالها برای ساختنش زحمت میکشی و خودت رو برای پرواز و طوفانها آماده میکنی و وقتی با همراه همیشگی ات پرواز کردی و از اون بالا به کسایی که دارن بادبادک هوا میکنن نگاه کردی چقدر به خودت افتخار میکنی و چقدر اون کار بادبادک بازها که به نظرت بازیچه ای بیش نیست به چشم ات مسخره میاد.

    واقعیت اینه که برای شروع کردن به ساختن این بالون و پرواز و تماشای دنیا از اون بالا همیشه دیره ، مخصوصا اگه شرایطش فراهم باشه. البته انتخاب همپرواز مناسب خیلی مهمه و اگه همراه مناسبت رو پیدا نکردی بهتره هیچ وقت نپری چون ممکنه هم خودتون از اون بالا بیافتی پایین و هم اینکه به دیگران آسیب بزنید. البته این به این معنی نیست که خیلی وسواس به خرج بدی ، همینکه مشکل اساسی تو معیارها نداشته باشی و به دلت هم بشینه کافیه.

    در مورد اون خانوم هم باید بدونی که اگه بدون آرایش پنجاه درصد به دلت نشسته ، آرایش که بکنه درصدش بالاتر میره ، البته به شرط اینکه چهارچوب ظاهر و اندامش به دلت نشسته باشه. و واقعیت اینه که با توجه به جنس مردا ، اولین فیلتری که باید طرف مقابل رو ازش عبور بدی جذابیت زنانه اونهاست.

    راستی اون بازی با بادبادکها درسته که چیز خاصی نیست ولی بعضی وقتها آدم دلش میگه کاش ما هم وقتی بچه بودیم بادبادک بازی رو تجربه میکردیم ولی یه خورده که کلاهت رو قاضی میکنی میبینی که نه تنها چیز خاصی نیست بلکه اصلا چیز خاصی نیست ، آدم برا کیک بستنی بیشتر دلش تنگ میشه تا بادبادک بازی.
    سلام داداش دمت گرم که این همه یه خاطر من تایپ کردی خیلی حال دادی.در جواب شما باید بگم که اره سربازی رفتم.اتفاقا سه ماه هم به خاطر دیر رفتن زیاد خدمت کردم.اموزشی بیرجند بودم و یگان هم همین تهران.شما قبول داری بزرگترین خوشبختی ارامش هست؟اقا من الان ارامش دارم.

  7. 3 کاربر از پست مفید farzadn تشکرکرده اند .

    1234567 (جمعه 01 فروردین 93), kiann (جمعه 01 فروردین 93), واحد (چهارشنبه 06 فروردین 93)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 05 اردیبهشت 95 [ 21:48]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    54
    امتیاز
    2,542
    سطح
    30
    Points: 2,542, Level: 30
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 58
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    230

    تشکرشده 223 در 59 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    0
    Array
    خوب باید بگم این چیزی که تو بهش میگی داشتن آرامش در واقع نداشتن دغدغه فکریه. در واقع تو این شرایط تو هیچی نداری نه زندگی نه دغدغه. اسم این چیزی که تو میگی دارندگی نیست ، ندارندگی و بیچارگیه.
    مثل کسی که حس بینایی نداره و فکر کنه که چون بدیهای این دنیا رو نمیبینه پس راحتتره و آرامش بیشتری داره.
    یا کسی که حس چشایی نداره بگه که خیالش راحته که مزه غذاها رو نمیدونه.
    تو باید سهم خودت رو از زندگی بگیری تا تو حوزه های مختلف زندگی و حس زندگی فقیر و ندار باقی نمونی.
    بارها گفتم که زندگی یعنی ساختن و آفریدن ، برو و زندگیت رو بساز ، غیر از این مطمئن باش که احساس پوچی و بیهودگی میکنی.
    من هیچ آدم فرهیخته و عاقلی رو ندیدم که کسی رو از یک ازدواج صحیح منع کنه.
    فقط آدمهای سطحی یا کسانی که ازدواج اشتباهی داشتن اینکار رو میکنن و جالبه که همین آدمها اگه شکست بخورن باز هم میرن دنبال ازدواج.
    پول ، ثروت ، مدرک و چیزهایی از این قبیل ارزونترین و کم ارزشترین داشته های یک انسان به حساب میان.
    دوست داشتن ، منتظر کسی بودن ، اضطراب پدری که منتظر تولد بچه شه و داشتن یک خانواده که بدونی فقط و منحصرا مال تو هستند با ارزشترین داشته های یک نفر به حساب میان.
    انسانی که هدفش خدمت به خداست ممکن است انسان خوبی باشد
    اما انسانی که هدفش خدمت به انسان باشد حتما انسان خوبی است.


  9. 6 کاربر از پست مفید kiann تشکرکرده اند .

    deljoo_deltang (جمعه 01 فروردین 93), Naashena (سه شنبه 05 فروردین 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 فروردین 93), فرشته مهربان (سه شنبه 12 فروردین 93), واحد (چهارشنبه 06 فروردین 93), مصباح الهدی (جمعه 01 فروردین 93)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    دوشنبه 07 آبان 03 [ 09:35]
    تاریخ عضویت
    1392-12-19
    نوشته ها
    464
    امتیاز
    15,482
    سطح
    80
    Points: 15,482, Level: 80
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 368
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,324

    تشکرشده 1,336 در 399 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    72
    Array
    سلام. سال نو مبارک

    من هم با نظر دوستان موافقم, اگر خودتون در حال حاضر قصد ازدواج کردن ندارید, با اجبار اینکار را نکنید.
    اما درباره مباحث تفریح و جوانی و ارامش....
    اجازه بدید یک مثال واقعی براتون بزنم, یکی از بستگان ما مثل شما فکر می کردند و نظرشون این بود که 30 سالگی ازدواج کنند و همینکار را هم کردند و در سن 33 سالگی با خانمی که می خواستن و مورد علاقشون بود ازدواج کردند و همین 6 روز پیش در سن 40 سالگی صاحب یک پسر شدند, الان فقط شما باید این اقا را ببینی که چه قدر از دیدن پسرش خوشحال و شاد و خندانه. یعنی شخصا فکر نمی کردم که ایشون انقدر هیجان زده باشن و به همه می گن اینطوری پسرم را بغل نکنید, نه اجازه بدید خودم پسرم را می خوابونم, نه مامان جان شما نمیدونی! اینطوری بهتره و.... و خلاصه انقدر که ایشون به پسرشون در این چند روز میرسن که خدا میدونه. حالا شما ببینید اگر ایشون کمی زودتر ازدواج می کردند و بچه دار میشدن, خیلی زودتر این شادی و نشاط را تجربه می کردن. تازه ایشون و خانمشون از اندسته از افراد بودند که بچه هم نمی خواستن.... ولی در نهایت تغیییر عقیده دادند و حالا که بچه دار شدن دارن از خوشحالی بال در میارن. (خدا را صد هزار مرتبه شکر)
    و همینطور ایشون از وقتی که ازدواج کردند واقعا خیلی با هدف تر و ارام تر شدن, این گفته مادر ایشون هست....

    و درباره ارامش....
    بستگی داره تعریف شما از ارامش و عدم ارامش چی باشه...
    مثلا همونطور که یک روز میریم دانشگاه و با چالش های مختلف رو به رو میشیم تا در نهایت فارغ التحصیل و کارشناس و متخصص بشیم, بالاخره باید یک روز هم ازدواج کنیم و با چالش هاش دست و پنجه نرم کنیم تا احساس شیرین زندگی مشترک و بچه و.... تجربه کنیم.
    البته اگه در انتخاب همسر اشتباه کنید, کاملا باهاتون موافقم که ارامش تون را از دست می دید, ولی اگه با شناخت و تعامل عقل و دل یک انتخاب درست بکنید, یک زندگی ارام همراه با چالش های طبیعی خودش را تجربه می کنید.

    به نظر من با اجبار کاری را نکنید و کم کم به ازدواج فکر هم بکنید و حداقل معیارهای دختر مورد علاقتون را مشخص کنید و اگه در مسیر زندگی باهاشون اشنا شدید و هنوز تصمیم ازدواج نداشتید, حداقل اجازه فکر کردن بهشون را به خودتون بدین و ببینید اگه باهاشون ازدواج کنید چه چیزهایی بدست می اورید و چه چیزهایی از دست میدید و کفه ترازو به کدام سمت میره....
    و در نهایت باید بهتون بگم که من پسر نیستم و نمی تونم شما را در این مورد تفریح درک کنم! ولی به نظر من هر چی ادم جوانتره, بیشتر انرژی و حال و حوصله داره و اگه شرایط ازدواج فراهم باشه و همسر مورد علاقه و مناسب هم در دسترس باشه, پس چه بهتر که ازدواج کنه و از شور و نشاط و انرژی اش استفاده کنه,چرا که بعدا کمتر حال و حوصله داره.
    مثلا هر چه دیرتر ازدواج کنیم و بچه دار بشیم, بعدا که بچه هامون بزرگ میشن, ما هم سن بالاتری داریم و انرژی کمتر! ان بچه ها چه گناهی کردند که ما دیر بچه دار شدیم و حالا خیلی حال نداریم! این را هم دیدم که خدمتتون عرض می کنم.

    انشالله که سال خوبی داشته باشید و در اینده با دختر مورد علاقه عقل و دلتون! هم ازدواج کنید و خوشبخت بشید


    «آرامش» وقتی به سراغت می آید که «تلاش» کرده باشی.

    « من در رقابت با هیچ کس جز خودم نیستم، هدفم مغلوب نمودن اخرین کاری است که انجام داده ام. »

    « مهم انجام وظیفه است، نه نتیجه »

    http://www.hamdardi.net/imgup/5471954c9081a134ec.jpg

    ویرایش توسط salehe92 : جمعه 01 فروردین 93 در ساعت 23:20 دلیل: اشکال تایپی

  11. 4 کاربر از پست مفید salehe92 تشکرکرده اند .

    kiann (دوشنبه 04 فروردین 93), Naashena (سه شنبه 05 فروردین 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 فروردین 93), شایسته89 (جمعه 01 فروردین 93)

  12. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 خرداد 94 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    962
    سطح
    16
    Points: 962, Level: 16
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از راهنماییت یه دنیا ممنون هستم salehe92 حالا دارم فکرامو میکنم ولی فکر نکنم حالا حالا ها به ازدواچ تن بدم!

  13. 2 کاربر از پست مفید farzadn تشکرکرده اند .

    moh137 (شنبه 02 فروردین 93), salehe92 (شنبه 02 فروردین 93)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 19 خرداد 94 [ 21:29]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    962
    سطح
    16
    Points: 962, Level: 16
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 38
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class500 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 15 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام امیدوارم که عید بهتون خوش گذشته باشه.خواستم بگم که من تصمیم رو گرفتم یا ازدواج نمی کنم یا اگه ازدواج کردم بالای 30 سال.تو این مملکت ادواج بزرگترین اشتباه جبران ناشدنی هست!به قول بهرام راست میگه:هر کسی به اندازه خودش تنهایی داره,بهرام بیشتر از از همه تنها شده,اره حس خوب تنهایی رو از من بپرس! البته بازم میگم خیلی خیلی ممنون هستم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید farzadn تشکرکرده است .

    kiann (دوشنبه 04 فروردین 93)

  16. #19
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 97 [ 14:07]
    تاریخ عضویت
    1392-5-19
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    8,869
    سطح
    63
    Points: 8,869, Level: 63
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 181
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    480

    تشکرشده 882 در 242 پست

    Rep Power
    63
    Array
    تا وقتی نیاز به ازدواج رو در خودت احساس نکردی ازدواج نکن
    چه سی سال ، چه چهل سال ، چه ....
    خواهشا به دختر مردم هم فکر کنید دوستانی که پیشنهاد می دید این آقا قبل از احساس نیاز به ازدواج ، ازدواج کنه.
    من نمونه های این مدلی زیاد دیدم. که ازدواج می کنن ولی چون نیازی بهش نداشتن ازش لذت نمی برن. و کماکان اون دختر بیچاره رو توو خونه می شونن و خودشون به مجردی می پردازن.
    حتی من آقایی رو می شناسم که همسرش رو به دوستانش با عنوان "دوست دخترم" معرفی می کرد.
    پس خواهشا تا وقتی نیاز به ازدواج و تشکیل خانواده و فرزند پروری در وجودتون شعله نکشیده ازدواج نکنید.

  17. 4 کاربر از پست مفید veis تشکرکرده اند .

    kiann (دوشنبه 04 فروردین 93), meinoush (سه شنبه 05 فروردین 93), Naashena (سه شنبه 05 فروردین 93), omid65 (دوشنبه 04 فروردین 93)

  18. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 15:09]
    تاریخ عضویت
    1392-5-05
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,138
    سطح
    27
    Points: 2,138, Level: 27
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    145

    تشکرشده 307 در 119 پست

    Rep Power
    28
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط farzadn نمایش پست ها
    سلام داداش دمت گرم که این همه یه خاطر من تایپ کردی خیلی حال دادی.در جواب شما باید بگم که اره سربازی رفتم.اتفاقا سه ماه هم به خاطر دیر رفتن زیاد خدمت کردم.اموزشی بیرجند بودم و یگان هم همین تهران.شما قبول داری بزرگترین خوشبختی ارامش هست؟اقا من الان ارامش دارم.
    ایشاالله از سی سالگی تا صدو بیست سالگی هم ارامش داشته باشید که اون مدتش بیشتره و مهمتر!


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 28 اردیبهشت 93, 11:43
  2. اهای جماعت من زود زود میگ میگی وابسته میشم.کمکم کنید
    توسط gheryeh در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: دوشنبه 20 خرداد 92, 15:29
  3. من آدم حساس و زودرنجی شدم چی کار کنم؟
    توسط saharnaz در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 22 شهریور 90, 17:34
  4. زود رنج کیست و زود رنجی چیست؟
    توسط keyvan در انجمن آگاهی ها، مهارتها و روشها
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: یکشنبه 13 اردیبهشت 88, 15:41

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.