به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 32

Threaded View

  1. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 06 مهر 93 [ 16:40]
    تاریخ عضویت
    1392-12-23
    نوشته ها
    82
    امتیاز
    687
    سطح
    13
    Points: 687, Level: 13
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    68

    تشکرشده 205 در 73 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط 1234567 نمایش پست ها
    سلام
    من بنا به تمایل آقای مدیر و فرشته مهربان دیگه قصد برگذاشتن پست در تاپیک جدید ندارم (در مورد این ماجرا حرفی ندارم و نمیخوام بحث کنم که موضوع منحرف بشه )

    چون قبلا نظری در این خصوص دادم میخوام ادامه حرفامو تکمیل کنم

    متاسفانه دوستان این فرد رو بی مسئولیت و منفعل و .... مینامند

    خدایی نکرده شما اگر پدرتون مشکل کوچکی براش پیش میومد میتونستید انقدر که از این آقا انتظار مقابله دارید با اون مشکل مقابله کنید

    شما اصلا خودتون رو جای طرف مقابل نمیگذارید
    اگر جلوی چشم شما پدرتون داشت ذره ذره از بین میرفت (خدایی نکرده) و دختر خانمی مدام از شما درخواست ازدواج میکرد شما واکنش این پسر رو انجام نمیدادید؟

    معلومه که این پسر وقتی دیده که با این شرایط سخت نمیتونه فعلا تمام و کمال همراه خانم باشه ازش خواسته که رابطه قطع بشه

    کاری که این پسر کرده کاملا منطقی هستش
    چطوری میتونه وقتی پدرش داره از بین میره با این خانم حرف از عشق و عاشقی بزنه
    یا وقتی مشخص نیست که فردا پدرش زنده هست یا مرده قرار ازدواج بذاره

    (لطفا یه حرف شدنی بگید که حتی نیم درصد احتمال رخدادن اون وجود داشته باشه)

    البته برای شما دوستان عزیز درک این اتفاقات بسیار سخت و غیر ممکن هستش و توقع ندارم بتونید شرایط این پسر رو درک کنید چون شرایط مشابه و حتی خیلی خفیف تر از این موضوع رو تجربه نکردید وگرنه اینطور یکطرفه به قاضی نمیرفتید

    خانم شین من اصلا نمیتونم شما رو درک کنم
    مخصوصا وقتی که عنوان میشه دختر ها احساساتی و پسر ها سنگ دل هستند !!!!!!!!!
    البته همین عنوان کردن موضوع باعث میشه که خوبیها رو فقط برای دختر ها بدونیم و اگر برای پسر هر اتفاق بدی بی افته ما توقع داشته باشیم که براحتی با اون کنار بیاد

    لطفا یکم بیشتر در این خصوص توضیح بدید :
    "از طرف دیگه من میترسم که اس‌ م اسی بفرستم و بازخورد مناسبی دریافت نکنم و بیش از پیش به هم بریزم و عیدم خراب اندر خراب بشه و عزت نفسم هم خدشه دار بشه"

    مگه متن اس ام استون چیه
    از چه بازخوردی میترسید
    چراباید عزت نفستون خدشه دار بشه
    دوست عزیز،من خیلی‌ دوست داشتم که شما بیایید برای من بنویسید . چون آقا هستید و از دریچه چشم یک مرد به قضیه نگاه می‌کنید ولی‌ چون گفت بودید که از من متنفرید فکر نمیکردم بنویسید. به هر حال خیلی‌ ممنون. راستش من داشتم سعی‌ می‌کردم که اشتباهات خودم و ایشون روی یه کاغذ بنویسم ببینم که کفهٔ کی‌ سنگینتره ؟راستش، منم بی‌ اشتباه نبودم. کم اشتباه هم نبودم. اگرایشون منفعل و ترسو هست به قول دوستان، شاید چون همیشه یک آدم فدایی بوده، همیشه برای بقیه زندگی‌ کرده، و حتی اگر تو خیابون باشه و مثلا تشنه باشه بدون خانوادش یک آب میوه نمیخوره! به نوعی می‌خوام بگم مهارت داشتن یک فرد، یک رابطه را برای خودش رو نداشت.چون هیچوقت هیچ حقی‌ برای خودشقائل نبوده، بقیه هم همینطور. همیشه خودش و بقیه فکر کردن که وظیفشه که فدایی باشه. خب ترکش این مسائل به منم میخورد. .البته سعی‌ میکرد که مدیریت بکنه شرایط رو. ولی‌ خوب یه مهارتی رو که بیست و چند سال نداشته تو ۸ ماه نمیتونست کسب بکنه. منم تا یک جایی‌ تحمل می‌کردم،از یه جایی‌ به بعد بدخلقی می‌کردم،حملهٔ شخصیتی می‌کردم، متهم می‌کردم.....نمیدونم کی‌ بیشتر مقصره راستش. در مورد سه‌ تا سوالی‌ هم که ازم پرسیدید:
    ۱.متن اس‌ م اس‌‌ام فقط یک تبریک عید هست (اگر بفرستم) .
    ۲. نظرم این هست که اگر اون با من کاری داره که به هر دلیل نمیگه و فقط زنگ می‌زنه سکوت می‌کنه، با اس‌ م اس‌ من باید جرات گفتن حرفشو پیدا کنه. راستش میترسم که جوابی‌ به اس‌ م اس‌‌ ام نده( که بعید میدونم).و حتی اگر اینجوری باشه دوست ندارم تو بیم و امید بمونم! همیشه منتظر باشم!
    ۳.خوب اگر جوابی‌ نده به کار من شاید این وسط فقط من بهش القا کردم که با همهٔ لطمه روحی‌ که از جانب شما متوجه من شده، بازم این من بودم که پا جلو گذشتم....:|

  2. کاربر روبرو از پست مفید خانوم شین تشکرکرده است .

    1234567 (دوشنبه 26 اسفند 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.