الان مشکل زیادی با خواب دارم شبا تا 3یا 4 بیدارم و از اون طرفتا 10 یا 11 صبح میخوابم.بخش زیادی از کسل بودنم احساس میکنم مربوط به همین موضوعه
این روش کش بستن که گفتین رو قبلا انجام میدادم اما نه با کش
یادمه یکبار به چیزی که اصلا دلم نمیخاست فکر کردم و همون لحظه کنار تختم بودم آنچنان پامو به پایه تخت کوبوندم که از شدت درد کامل اون موضوع رو فراموش کردم
یادش بخیر کلی اونروز مامانم بهم خندید
یه چیزی در مورد کارم بگم من واقعا از انجام دادنش لذت میبرم و بهم آرامش میده و وقتی میبینم یه بخشی ازش انجام شده خیلی ذوق میکنم
فکر میکنم خودش یه راه خوبه که حواسم از خیلی فکراپرت بشه
- - - Updated - - -
پدر و مادرم 2 تا آدم فوق العاده هستن و ما همیشه عاشقشونیم
هیچوقت تبعیضی نزاشتن بینمون
یه سری مشکلات بوده اما الان که ازدواج کردم میبینم گاهیوقتا که از هم دلخور میشدن زیاد موضوع حاد نبوده.واقعا همونکه میگن زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند
بابام واقعا مامانمو دوست داره
همیشه روز زن و تولد و عید و ... کلی هدیه واسش میگیره
همیشه دلم میخاست شوهرمم مثل بابام باشه که نیست
مامانمم دوست داره بابارو اما خیلی مغروره و اصلا بروز نمیده و مطمئنم تا الانم بهش نگفته که دوسش داره









علاقه مندی ها (Bookmarks)