به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 40
  1. #31
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 فروردین 93 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    502
    سطح
    10
    Points: 502, Level: 10
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 22 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام بچه ها
    من بازم اومدم
    اومدم اینجا غر بزنم
    گریه کنم
    شکایت کنم
    یقه بگیرم
    بگم دلم گرفته
    بگم چه پنجشنبه وجمعه دلگیری داشتم حالم خیلی گرفته بود
    دلم هوای یار کرده بود ولی هی باخودم کلنجار میریفتم
    خیلی دوستش دارم هنوز برام عزیزه اینحرف نمیدونم به کی بگم حداقل به شما میگم شما بدونید
    پس زدن کسی که دوستش داریم سخته.....تودنیای من مجازی من ازبلاک درآورد روز تولدم بهم تبریک گفت بهم گفت چقدر دلش برام تنگ شده خیلی دوستم داره...ولی بهش گفتم تودلم خورد کردی دلم روشکستی اگه برات ارزش داشتم اینطور لجبازی نمیکردی دیگه طاقت ندارم اینقدر خورد بشم تورا به خیر وماروبه سلامت...گفتن این حرف اونم ب کسی که هنوز میخوامش سخته الان خیلی دارم باخودم کلنجار میرم باخودم گفتم بزار اون رو رها کنم اگه واقعا من میخواد یه روزی میاد ودست من رو ازخانوادم میطلبه
    ازسرکارکه میام وقتی وارد اتاقم میشم دچار یه فقدان شدیدی میشم انگار یه چیزی رو گم کردم گهگاهی میرم تونت پروفایلش نگاه میکنم بعد باخودم میگم دیگه بهش فکر نکن اون دیگه مال تونیست تواصلا مال هیچکس نیستی
    سال 92 داره تموم میشه سال جدید ویک زندگی جدید ازتغییرات بزرگ وناگهانی یکم میترسم امیدوارم همگی سال خوبی رو پیش رو داشته باشیم امیدوارم همه لحظه تحویل سال دلشون شاد باشه دلشون نشکسته باشه این دعا رو بادل خستم ودلگیرم باتمام وجود ازخدا میخوام
    ویرایش توسط fati_2013 : جمعه 16 اسفند 92 در ساعت 21:59

  2. #32
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    این حالات طبیعی هست و از عوارض قطع وابستگی هست و بسته به همت شما مدتش فرق میکنه . هرچقدر بیشتر به یادگاریهاش مراجعه کنی ، هرچه بیشتر از او اس ام اس دریافت کنی و .... بستر زدایی نکنی ، این دوره طول میشکه و مثل اعتیاد هست که ممکنه دوباره عود هم بکنه یعنی بری طرفش . اما هرقدر که بستر زدایی کنی یعنی اینکه از هرچیزی که یادآور اوست دوری کنی و از خودت دور کتی زودتر از این وضعیت خارج شده و به ترک کامل می رسی . بنا براین بهتر هست که هیچ یادگاری ای از ایشون نزد خود نگه نداری . در فضای مجازی هرچه که از اوست را حذف کنی و سراغش نری . خطتت را عوض کنی یا شماره اش را بلاک کنی که از او پیامک دریافت نکنی . این یعنی بستر زدایی . بستر زدایی و توقف فکر را باید با هم به کار بگیری .

    موفق باشی





  3. 6 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    1234567 (سه شنبه 20 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 18 اسفند 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 03 فروردین 93), برسرک (جمعه 16 اسفند 92), تهمتن (پنجشنبه 29 اسفند 92), ستیلا (جمعه 16 اسفند 92)

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    والا من که حوصله ام نرسید همش پست ها رو کامل خونم
    ولی از همون یه مقدار که خوندم به نظرم اومد شما تکلیفت درست با خودت روشن نیست
    خوب اینجوری که شما گفته بودین
    ایشون ازشما جدا نشده
    شما ازش جدا شدی
    خوب دیگه حرفت چیه؟
    وایسا زمان تنبیهت تموم شد بعد برمیگردید دیگه
    خودت کردی خوب خواهر من
    بعدشم اون بدبختم مرده ها
    حرف میزنه "ارزش کافی" (به کلمه "کافی" توجه وی|ژه بکنید لطفا) نمیذاری
    بعد توقع داری هیچی نگه؟
    بلاخره حرف زده گل که لگد نکرده
    فکر کن
    یه مرد 29 ساله میخواد اب بخوره بهت خبر میده
    بعد میگه توهم """متقابلا""" همین کارو بکن
    بعد این کارو که نکردی ( حالا شارژ نداشتیاز خونه زنگ بزن) خواسته یه جذبه ای نشون بده هم که باهاش بهم زدی
    بعدم میگی من بدخبتم و نمیتونم خوشس حال باشم و برم خودمو بکشمو ...
    مثله اینه که من یه وقتی که خیلی خوشحالم برم دستم و بکنم تو چشمم چشم رو کور کنم بعد بگم من هروقت میام خوشحال شم یه چیزیم میشه

    - - - Updated - - -

    ملتم که خوششون میاد
    تا تَقی به توقی میخوره سریع درمیان میگن "جدا شو" , "تمومش کن این روابط سیاه رو" , "پناه ببر به خدا از شر شیطان رانده شده "
    والا دیگه
    بابا من خودم یه زوج رو میشناسم که باهم دوت بودن و الان هم ازدواج کردن و دارن بچه دار هم میشن
    حالا از ریز زندگیشون باخبر نیستم ولی
    از اون طرف کسایی هم میشناسم که رفتن خواستگاری و بدون این روابط ازدواج کردن الان انقدذ گند هست زندگیشون که دیگه به قول معروف "بوش در اومده"
    من چشم بسته حاضرمجاس اون دوتا که باد.وستی ازدواج کردن باشم نه جای اون که رفت خواستگاری
    حالا نمیشه به همین یه مورد اکتفا کرد
    ولی هی میان میگن دوست بده دوستی بده
    انگار نمیشه با دوستی ازد.واج خوب داشت
    میدونید بحث چیه فاطمه خانوم؟
    کسایی که اینجا مشاوره میدن خوب اکثرون به نظر من باید ادمایی باشن که خودشون شکست عشقی خوردن و از روابط ضربه دیدن
    ادمیزاد هم مدلش اینجوریه که سعی میکنه شرایط رو برای خودش یه مقدار اروم تر بکنه
    پس چ میکنه؟
    میاد میگه من کار درست رو کردم (اینکه جدا شده)
    بعد میان من و شما رو هم نصیحت میکنن
    نیت خیره ها
    ولی خوب نمیدونم کاملا درسته یا نه
    اخه
    پسر به این خوبی و وفا داری که همه چیش رومیاد بهت میگه کجا میخوای پیدا کنی؟
    پسر به این با ملاخحظه ای که با وجود اینکه حرفش رو نمیخونی بازم به جای ترک کردنت میاد فقط تنبیهت میکنه
    پسری که با وجود مشکلاتتون و با وجود این که شرایط بدی هم نداره (هم کار داره هم باسواده ...) میاد باهات میمونه
    حتی وقتنی میخوای ترکش کنی اون با امید برگشتنت تلفن رو قطع میکنه
    بابا من نمیدونم
    دوستان نهایت تجربه ان دیگه
    شاد اونا درست میگن
    ولی خوب
    به نظر من ادما وقتی تو یه چیزی شکست میخورن سعی میکنن حتی شکستشون رو پیش خودشون به پیروزی بدل کنن
    شاید اگه خیلیهاشون با عشقشون یا دوستشون ازدواج میکردن الان نمیومدن اینجا بگن اینکارا بده و زشته و اخر و عاقبت نداره
    شاید منظورشون از اینکه اخر و عاقبت نداره اینه که "عاقبتی مثل عاقبت مارو در پی نداره"
    به هر حال
    اینا نظر شخصیه یه پسره 21 ساله است
    اگه دوست داشتیبذار به حساب بچگی و بهشون توجه نکن
    چون من هرچی دختر بزرگتر از خودم دیدم (حتی یکی دوسال)
    تا میایم ما حرف بزنیم میگن تو بچه ای نمیفهمی
    باشه ما بچه


    ویرایش : فرشته مهربان >>> خلاف روندتخصصی و کارشناسی همدردی و ساده انگارانه . مخالف همدردی با این نوع روابط از سوی شکست خورده های عشقی نیست ، بلکه مبتنی بر نظر علمی و تخصصی هست . راهنمایی ها در همدردی باید همسو با متخصص این تالار یعنی مدیر همدردی که روانشناس هستند با سالها تجربه کار مشاوره . پستهای غیر همسو و آسیب رسان ویرایش و حذف می شوند و در صورت اصرار راهنمایی دهنده به ادامه روند آسیب زا، مسدودی حساب کاربری پیش خواهد آمد . پس لطفاً دقت فرمایید و پستهای کارشناسان و بخصوص مدیر همدردی را در این موضوعات مطالعه فرمایید و اگر مایل به راهنمایی دادن هستید همگرا با آن باشد . همچنین تاپیک
    آفت های احتمالی در کار مشاوره را نیز مطالعه فرمایید

    ضمناً وقتی عده زیادی تجربه شکست در این روابط را دارند ، و تجربه خود را رایگان در اختیار دیگران قرار می دهند تصور اینکه نباید به حرف آنها اعتنا کرده چون خودشون شکست خورده اند جنین می گویند حرف بسیار ناپخته ای است چون عقل می گوید از تجربه دیگران باید بهره برد تا راهی که دیگران رفتند و به شکست منجر شد دیگری نرود . تجربه ازدواجهای از راه این نوع روابط تحقق یافته و داوم دار تجربه های بسیار معدود و استثناء هست . و اساس کار همدردی هم مبتنی بر استثنائات نیست بلکه با نظر بر فراوانی های غالب هست








  5. کاربر روبرو از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده است .

    fati_2013 (پنجشنبه 29 اسفند 92)

  6. #34
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    فاطمه خانم
    ایشالا که سال جدید برات پر از اتفاقات خوب خواهد بود .
    فقط خواستم بگم این حال و احوالی که داری تجربه میکنی کاملا عادیه ...
    شاید تشبیه خیلی درستی نباشه اما مثل معتادی که مواد رو میخواد ترک کنه ...

    فقط سعی کن محکم باشی و اگه به تصمیمی که گرفتی ایمان داری ، به هیچ عنوان راهتو عوض نکن ... چون روزای خوب در انتظارته

    ---------------------------------------------------------

    و اما امین جان

    نمیخوام مثل اونایی که گفتی بگم بچه ای ، چون پسر 21 ساله اصلا بچه نیست ...
    اما با اطمینان میگم پخته و دنیادیده نیستی ...

    میدونی امین لازم نیست آدما همه چی رو خودشون تجربه کنن ، چون خیلی راحت میشه با استفاده از تجربیات دیگران از خطرات و پشیمونی ها به سلامت رد بشی ...

    شاید تا حدی حرفت درست باشه که اینجا خیلی ها خودشون تجربه مشابهی داشتن و میان میگن دوستی بده ! اما دوست من مگر نه این که همین افراد بهترین کسانی هستند که میتونن در این موارد مشاوره بدن ؟

    نمیدونم تا به حال اسم کلاس های na رو شنیدی یا نه ...
    تو این کلاس ها چند نفر که در گذشته درگیر اعتیاد بودن و پاک شدن میشینن و برای افرادی که هنوز درگیر مواد هستن حرف میزنن ...
    به نظرم یکی از بهترین انواع ترک اعتیاد همینه ... چون کسی داره باهات حرف میزنه و راهنماییت میکنه که خودش این راهو رفته و با تمام وجود لمسش کرده ...

    کسی که خودش به هر دلیلی یک راه اشتباهی رو رفته و تجربه کرده بهتر از هر کسی میتونه بهت بگه چه خبره ...



    دکتر دی آنجلیس در کتاب -- آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ --- میگه :

    شش اشتباه بزرگ که در ابتدای روابط مرتکب مشیم :


    1 سؤالات کافی نمی پرسیم .
    2 نشانه هاي هشدار را که حاکی از مشکلات بالقوه هستند نادیده می گیریم .
    3 سازشکاري هاي ناپخته و زود هنگام مرتکب می شویم .
    4 تسلیم کوری شهوانی میشویم .
    5 گول مادیات را می خوریم .
    6 تعهد را بر تفاهم مقدم می داریم .

    و من بهت میگم احتمال انجام این اشتباهات در روابط دوستی و پنهانی 100 برابر بیشتر از آشنایی رسمیه ...

    هیچ چیزی در این دنیا 0 و 1 مطلق نیست همیشه میشه نمونه هایی متفاوت با آنچه درسته پیدا کرد ... اما فقط در حد نمونه هستن نه بیشتر ...
    پس دلتو به چند نمونه دوستی موفق و چند نمونه آشنایی رسمی نا موفق خوش نکن .

    من بهت پیشنهاد ویژه میکنم اگر به این مسائل علاقه مند هستی و ذهنت دائما دنبال رسیدن به جوابه حتما کتاب - آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ - رو مطالعه کن ، بینظیره این کتاب و یکی از بهترین کتاب هایی هست که تا به حال خوندم .

    موفق باشی

  7. 4 کاربر از پست مفید sobhan13 تشکرکرده اند .

    fati_2013 (دوشنبه 04 فروردین 93), Mr.Anderson (پنجشنبه 29 اسفند 92), فرهنگ 27 (چهارشنبه 28 اسفند 92), yerahgozar (پنجشنبه 29 اسفند 92)

  8. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 فروردین 93 [ 16:20]
    تاریخ عضویت
    1392-6-08
    نوشته ها
    26
    امتیاز
    570
    سطح
    11
    Points: 570, Level: 11
    Level completed: 40%, Points required for next Level: 30
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 38 در 17 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به فاطمه خانوم :

    چند نکته به ذهنم می رسه . تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل .

    1- اهدافت رو در تمامی ابعاد زندگی برا خودت بنویس . باید بدونی می خوای در آینده می خوای چه کنی . میخوای کی بشی . به کجاها برسی . ازدواج و ... همه مقدمه اند برای رسیدن به اهداف والاتر و خوشبختی حقیقی ...

    2- خداوند به همه ی ما نعمت عقل عطاکرده . کسی اینجا نمی گه هر چی من می گم بدون فکر بپذیر. ببین بیا حرفای دیگران حالا هر کی که داری باهاش مشورت می کنی رو توی ذهنت تحلیل و بررسی کن. اما در پایان از همه برآیند بگیر و خودتم دو دو تا چهار تا کن و بعدش عقلی تصمیم بگیر.

    3- عاطفی و احساسی بودن خیلی خوبه اما در جامعه ی امروز در خیلی موارد باید سرسخت و محکم و جدی و البته بی رحم بود . بیش از حد درگیر احساسات این چنینی خود و دیگران بودن انرژی زیادی از تو می گیره .
    آره نسبت به خانوادت و البته نسبت به همسرت وقتی ازدواج کردی بیا تا می تونی براش عاطفی باش . این می تونه زندگیتون رو پایدارتر کنه . هر چند اونم باید تا حدی حسب عقل باشه .
    اما قبل از ازدواج باید محکم تر و گاها خشن باشی . باید هوای خودتو داشته باشی . اینطوری که من دیدم که کلا داری از دست میری ...

    4- ببخشید که راحت می گم . شما خانوم هستید . نباید به هر کسی چه در فیس بوک و چه هرجای دیگه راحت چراغ سبز نشون بدید. انرِژی عشقی و عاطفی خودتون رو نثار هر کسی نکنید . به یاد داشته باشید شما باید یک حد و مرز خصوصا باطنی در این جور جاها داشته باشید که هر کسی نیاد قله ی دل شما رو فتح کنه . خودتو فدای هر چیزی نکن. تو انسانی هستی که به خودی خود ارزشمند هستی .

    5- ببین من نمی دونم توی فیس بوک و .. چطور رفتار می کنید . اما فقط می دونم که بسیاری از مسائل اخلاقی رو با اصل جایگزینی میشه حل کرد. مثلا شما خودتو بزار جای همسر آیندت . آیا خوشت میاد زنت با هر نامحرمی هر جور رفتار یا صحبت کنه؟ شوهرت چی؟؟؟

    6- احساساتتو کنترل کن و عقل را با آن بیامیز . خودتو درگیر هر جور احساسی نکن .

    7- نه بهت می گم برو کلا گوشه نشین باش و نه اینکه بیای و دل به هر کسی بسپری و تمام. بلکه باید با همه باشی و در عین حال بی همه باشی. باید مدیر و رهبر و مربی خودت باشی که الان مثلا چه کار کنم بهتره.

    8- مطالعه کن مطالعه کن مطالعه کن علمتو زیاد کن جهان بینی ت رو قوی تر کن. دیدت رو بازتر کن.

    9- اون آقای عزیز اگه دوست داره باهات ازدواج کنه خوب با خانواده تشریف بیاره خواستگاریت دیگه . بعد بشینید در مورد اونچه که نیاز یک زندگیست با هم صحبت کنید حالا یا به تفاهم می رسید که اونوقت مبارکه و یا به تفاهم نمی رسید که اونوقت شما را به خیر و اون را هم به سلامت . به همین سادگی.

    10. بیخودی این مسئله رو برای خودت گنده می کنی که چی؟ فقط داری خودتو عذاب می دی. رو خودت مسلط باش. قدرت درونت رو کشف کن. خودتو پیدا کن.

    11. گفتی دلم از پسرا گرفته . ببین همه جا همه جور هست. شما پسر نیستید که بدونید. آیا می دونید که خیلی از پسرا دوست ندارن با دخترایی که براحتی با اینو اون دوست میشن ازدواج کنن؟ به نظرتون چرا؟

    12. هیچکس هیچکس هیچکس نمی تونه بهتر از خودتون از شما محافظت و مواظبت کنه.

    13. راستی گفتی خودکشی . این حرفا و فکرا رو بریز دور . چی کار داری می کنی با خودت . پاشو توی آینه نگاه کن . امروز یه روز تازه ست برا ارتقا یافتن و رشد کردن . به قول یه بنده خدایی نظام هستی کلا عشق آباده . این همه زیبایی و .... محشره
    اونورم بری مطمئن باش بری زیاد فرقی نداره . عالم کارخانه انسان سازیه .
    مشکلاتی که برای هر کسی پیش میاد به نسبت همون شخصه که برای تکامل اون شخص هستش. مهم نحوه ی برخورده. تو باید بهترین برخورد رو با این مشکلت داشته باشی نه اینکه خودت رو ببازی.

    14. خانواده ها . در موارد مهم این چنینی هیچوقت نظر خانواده ها رو نادیده نگیر .

    15- گفتی منو دیلیت کنه بندازه توی سطل زباله ! خو بندازه مثلا چی میشه؟ زن گرفتن که لباس نیست که دم به ساعت عوضش کنی بری سراغ یه دختر دیگه . لطفا مطالعه کن در زمینه وظایف همسر و زندگی موفق و ازدواج و همسر بودن و ... . زندگی یک تعامل و تکامل دوطرفه ست که دو طرف به هم کمک می کنند و به فکر همند و نیازی به کنترل از را ه دور و تنبیه و چوب و قهر و .... هم نداره . زندگی باید بر اساس اعتماد طرفین بنا بشه نه بی اعتمادی و کنترل های بی وقفه ی شبانه روز. این یکی از معانی حجاب هستش. یعنی اگه من بدونم همسرم حواسش به خودش هست و ... دیگه لازم نیست بهش بگم خواستی هر جا بری بهم بگو ... از طرفی اونم باید بدونه که امانتی در دست منه که باید از خودش محافظت کنه . حالا اگرم اختلافی بود باید منطقی و با مذاکره حل بشه. بالاخره هر دوطرف عاقل و بالغ هستن.

    16- پسری که که فقط میخواد فقط باهات دوست بشه و الکی قول ازدواج می ده و حاضر نیست مثل یه مرد پاشه بیاد خواستگاری رسمی رو دورشو خط بکش .

    16- خواستگار بپذیرید . و بعد بشینید در موردش فکر کنید مشورت کنید دل خودتون رو هم بسنجید .و البته وقتی هم می خوای با کسی هم ازدواج کنی بدون که قبلش باید خیلی از پارامترها رو در مورد خودت و البته اون ، بررسی کنی و حتی گاهی احساساتت رو فراموش کنی.




    اینا نظر اجمالی من بود.
    ببخشید اگر کمی بی پروا می نمود.
    با تشکر
    موفق باشید
    ویرایش توسط yerahgozar : چهارشنبه 28 اسفند 92 در ساعت 16:22

  9. کاربر روبرو از پست مفید yerahgozar تشکرکرده است .

    fati_2013 (پنجشنبه 29 اسفند 92)

  10. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sobhan13 نمایش پست ها
    من بهت پیشنهاد ویژه میکنم اگر به این مسائل علاقه مند هستی و ذهنت دائما دنبال رسیدن به جوابه حتما کتاب - آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ - رو مطالعه کن ، بینظیره این کتاب و یکی از بهترین کتاب هایی هست که تا به حال خوندم .
    ممنون سبحان جان
    چشم حتما میگیرم و میخونم
    ولی باید یه تاپیکم بزنم ببینم ایراد این حرفم تو چیه که میگین بده
    درسته تچربه چیزه خوبیه
    اما اگه بنا به استفاده از تجربه باشه دیگه افراد راه های جدید رو نمیتونن تجربه کنن که
    حرف من این بود که شاید روابط ایشون متفاوت باشه(با توچه به نوشته خودشون)
    کخ دوستان میگن مخرب بوده حرفم
    چشم
    مامیریم کنار از این بحث

  11. کاربر روبرو از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده است .

    fati_2013 (پنجشنبه 29 اسفند 92)

  12. #37
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 04 فروردین 93 [ 20:19]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    502
    سطح
    10
    Points: 502, Level: 10
    Level completed: 4%, Points required for next Level: 48
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    41

    تشکرشده 22 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array

    سلام بچه ها
    سلام فرشته مهربون
    سلام مدیر همدردی
    اگه بهتون بگم حالم الان بده دروغ نگفتم.....بازم همون بغضها وهمون گریه ها این یک ماه اخیر بدترین روزای عمرم بود امروز داشتم فکر میکردم که انگار خدا من برای شکست وزجر آفریده آخه مگه من چندسالمه؟ مگه من از زندگی چی خواستم؟ دلم فرسودس داره 23سالم میشه ولی مثل دخترهای 23 ساله نیستم احساس شادابی نمیکنم ازهمچی بیزار شدم از عضق از محبت ومهربونی از زیبایی از تیپ ازخواستگار از رابطه جنسی......رابطه جنسی حرفش رو نزنید ازش واهمه دارم حس میکنم بدنم نمیتونه همچین رابطه ای رو بپزیره از برخورد ناگهانی جسمم به جسم یک مرد واهمه دارم حس میکنم برق بهم وصل کردن ...قبلا یه تصور شیرین از رابطه معاشقه داشتم ولی الان هیچ گونه لذت یا شیرینی واشتیاقی بهش ندارم...میگم باید خودم ازاین حرفها دور کنم تا بتونم عادی زندگی کنم بخوام به این چیزا فکرکنم یادم میفته چه چیزایی ازدست دادم......نه نه من نمیخوتم توزندگیم شکست بخورم خدایا تومیدونی قبلا چقدر زجر کشیدم.....قبلا چطور دلم شکست الان نمیخوام دلم بشکنه.....خدایا بهم آرامشت بده......بچه ها نمیدونید چقدر دلگیرم چشمام پرازاشکه آخرساله نزدیکه عیده ولی من هیچ غلطی نکردم نه به خودم رسیدم نه لباسی نخریدم..کشش نداشتم برم بازار وخرید کنم اصلا به ظاهرم نمیرسم ...دخترای دیگه رو میبینم مدام آریششون عوض میکنن....به رنگ موهاشون اهمیت میدن به تیپشون میرسن..باخودم میگم عجب دل خوشی دارن.... من این کارهارو بکنم کی میبینه؟ فرشته مهربان میدونم الان بهم میگی شکست نفسی میکنی تو پستات بهمارزش دادی بهم گفتی من سزاوار خیلی چیزارو دارم آره میدونم هر دختری سزاوار خوشبختی وعشق وچیزای دیگه داره باید به ارزشهای دخترونش بنازه وبراشون ارزش قائل بشه...ولی فرشته مهربان نمیدونم بازم کم میارم وخودم دست کم میگیرم چطور خودم رو دوست داشته باشم...من دارم از خودم فرار میکنم دارم میبینم هرچی ضربه توزندگیم خوردم بخاطر مهربونی وخوب بودنه
    دوستان بابت همدلیتون سپاسگزارم
    آقا امین حرفاتون رو درپست اول خوندم که خط خورده شدن تقریبا طرز فکرتون مثل طرز فکرمه.....بنظرمن تنها بقای رابطه من با اون آقا روراست بودن وصداقتی که باهم داشتیم ...اهل تلافی نبود بزار یه چیزی براتون بگم اوایل رابطمون که ایشون رو زیاد نمیشناختم......سر یه موضوع بهشون حقیقت نگفتم وایشون مطمئن بودن که من دروغ میگم ولی من نمیخواستم کم بیارم ومتقاعدش میکردم که دارم راست میگم میترسیدم راستش بگم اون وقت ازدستش بدم بعدش اون بهم گفت فاطی راستش بگو بهت قول میدم اگه راستش بگی پشیمون نشی.....من گریم گرفت وحقیقت بهش گفتم واون ساکت شد بعدش بهم گفت ببین الان حقیقت چقدر قشنگه. تو دروغ میگفتی من بیشتر اذیت میشدم بدون همیشه باید راستش بهم بگی حتی اگه خیلی چیز بدی باشه دیگه ازاون موقع به بعد سعی کردم باش روراست باشم وازگفتن حقیقت پشیمون نشم...نمیخوام اون آقا رو توجیح کنم ولی من ویژیگی بدی ازایشون ندیدم به جز اون لجبازی های اخیر که میدونم ازفشارهای دیگه بهش وارددشده که اینطور شده من اون آقا رو دوست دارم هنوزم دوسش دارم ولی دارم باکات کردنشون کنار بیام میخوام اون احساس علاقه که وقتی مقابلم بود رو بهش داشتم خنثی بشه
    خانم یه رهگذر مرسی بابت حرفای قشنگتون
    الان تنها دلخوشیم کارم هستش واقعا داره بهم روحیه میده اعتماد به نفسم بالا برده هم اکنون تنها دلخوشیم کارم دوست دارم در کارم پیشرفت کنم وموفق باشم
    در مورد فیس بوک ورابطه من با جنس مخالف
    من هیچ گونه رابطه باجنس مخالف ندارم درمحیط مجازی درتمام ایمیلهام واکانتهام تنها ادلیست پسر فقط فقط عشقم هستش.....بقیشون دوستام ودخترای فامیل وعموهام پسرعموهام وپسرخاله هام هستن غیرازاونا هیچ پسر غریبه ای رو من اد نکرده ام چون خودم خوشم نمی اومد درمحیط فیس بوک بااینکه ادلیستم همشون پسرفامیل درجه 1هستن ولی هیچ وقت عکسم نمیزاشتم
    ولی بااین وجود بهم میگفت نمیخوام اونا تو ادلیستت باشن بهش گفتم اونا پسرخاله هام هستن مثل بردارم هستن ولی میگفت خوشم نمیاد چه پسر فامیل باشه چه پسرغریبه باید پاکشون کنی و وادارم کرد تمام پسرفامیل های درجه 1 که همشون مثل برادرم هستن پاک کنم وتنها ادلیست پسر اون باشه....شما بنظرتون این سخت نبود؟مخصوصا اینکه میپرسیدن چرا پاکمون کردی......ولی من گفتم اشکالی نداره عشقم گفته فقط حرف عشقم مهمه
    سبحان 12 حالتون خوبه؟مرسی برادر ایشالله براتو وخانواده خوبت هم سال خوبی باشه من درجریان تایپیکت هستم ومدتها قبل جریانت رومیخوندم وحیران موندم شما مشکلتون دست کمی از مشکلم نداره......اگه واقعا تونستین ازاون رابطه دست کشیده باشین باید بهتون احسنت گفت دوست دارم از حالتون مطلع بشم الان چطورید؟ چیکارکردین؟ تونستین بااون دختر تموم کنید؟بازم سراغتون میگیره؟
    بچه ها میخوام یه چیزی براتون تعریف کنم
    من بااون پسر 1ماه پیش کات کردم اوایل من درمحیط مجازی بلاک کرده یعنی من هیچ گونه دسترسی به ایشون نداشتم ولی بعد ازمدتی دیدم من ازبلاک درآورده ولی کاری به کارم نداشته بود منم همینطور کاری بهش نداشتم.....بعدش تو فیس بوک من یه استاتوس گذاشتم وهمه ادلیستام که همشون فامیل هستن واکثرشون دختر بودن نظردادن بعد این استاتوس بهم پیام داد وگفت درسته ماهم تموم کردیم ولی قولایی که به عشقت میدادی روفراموش نکن....تومیدونی من ازچی بدم میاد چرا رفتی دوباره سمت این چیزا؟ مخصوصا وقتی که الان باهم تموم کردیم عقده داشتی؟ من الان باتو تموم کردم ولی تاالان قولایی که بهت دادم رو انجام میدم میدونم اگه اگه انجام بدم وتوبفهمی دلت میشکنه وناراحت میشی
    این پیامش که دیدم اعصابم یکم بهم ریخت بهش ایمیل زدم وخیلی ازش شکایت کردم گفتم چرا وقتی باتو بودم خوبیامو ندیدی؟ الان که بات تموم کردم داری میبینی من چیکار میکنم چیکار نمیکنم که آتو بگیری وبندازی به حساب بیمعرفتی وبدقولی آقا ما وقتی تموم کردیم دیگه ازطرف من همچی تموم شد نمیخوام دیگه اون فاطی سابق باشم نمیخوام اون فاطی که عاشق تو بود باشم ازش بدم میاد چون ضربه دید مثل اینکه تاالان جدایی رو باور نکردی
    بعد بهم ایمیل داد وخیلی حرف برام گفت.....گفت که من خیلی دوست داره.......بهم گفت تو از هر لحاظ عالی هستی دختری هستی که برادوستی با پسر ساخته نشدی...عشقی داری که هرپسری آرزوش داره...من الان نمیتونم بیام خواستگاریت...شاید تایک سال دیگه شرایط ازدواج برام پیش نیاد اگه پیش بیاد اولین جایی که میام پیش توئه....وتوروانتخاب میکنم....الان مجبورم ترکت کنم وباهم نباشیم...شاید توموقعیتهای بهترازمن ازدست بدی...نمیشه تاوقتی که تاشرایطم جوربشه باهم باشیم هم تو اذیت میشی هم من...فعلا به فکرزندگی خودت باش بخاطرمن ازدست نده.......درآخر برام نوشته توخیلی خوب ومهربونی مثل منی مادوتامون بخاطر این خصوصیمون ضربه خوردیم من نمیخوام عشقت به من به تو ضربه وارد بشه واذیت بشی

    بچه ها این نامش روخوندم دیگه جوابش ندادم

    شمانظرتون چیه؟ خاطرات بااون رو فراموش کنم اون خاطرات قشنگ
    ........تواین شب عیدی دلم گرفته خدایا نزار دلم بشکنه

  13. #38
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 شهریور 94 [ 02:59]
    تاریخ عضویت
    1392-10-14
    نوشته ها
    143
    امتیاز
    2,611
    سطح
    31
    Points: 2,611, Level: 31
    Level completed: 8%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    448

    تشکرشده 166 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati_2013 نمایش پست ها

    بچه ها این نامش روخوندم دیگه جوابش ندادم

    شمانظرتون چیه؟ خاطرات بااون رو فراموش کنم اون خاطرات قشنگ
    ........تواین شب عیدی دلم گرفته خدایا نزار دلم بشکنه
    دوستان روانپزشک که لطف دارن به هممون و مسلما به موقعش میان و راهنماییتون میکنن
    من فقط براتون یه سری دعا میکنم این شب عیدی :

    ایشالا که خدا تو زندگیتون بهتون کمک کنه که نعماتی که درو و برتون هستین رو ببینید
    ایشالا که یه عشق پاک تمام زندگیتون رو احاطه کنه
    به زنا که میرسن اسمشو میذارن حسادت و واسه مردا هم میگن غیرت
    ولی من به جفتش میگم "عشق"
    ایشالا اگه این چیزا بده و اخر عاقبت نداره خدا بدیش رو نشونتون بده
    که اگه هم طرف رو ترک کردین حسرت نخورین
    یا از اون طررف اگه باهاش موندین یه وقت حسرت این فرصت هایی که دارین رو نخورین
    یادمون نره که حسرت خوردن یکی از عذاب های اهل جهنم هستش
    مطمئنن خیلی سخته
    ایشالا هیچوقت حسرت نخورین و کاری نکنین که حسرت بخورین
    تنها چیزی که جدا از بحث دعا میخوام بگم اینه که بیشتر در مورد مردا مطالعه بکنین در مورد غیرت و دلایلش ( یه وقت یه چیز بد نبینیدش)
    در مورد دوست داشتنامون
    ابراز احساساتامون
    و...
    موفق باشید
    ایشالا که یه روز بیایید و با یه نتیجه گیریمثبت این تاپیک رو ببندید

  14. کاربر روبرو از پست مفید Mr.Anderson تشکرکرده است .

    fati_2013 (دوشنبه 04 فروردین 93)

  15. #39
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 خرداد 95 [ 10:13]
    تاریخ عضویت
    1392-12-29
    نوشته ها
    107
    امتیاز
    2,472
    سطح
    30
    Points: 2,472, Level: 30
    Level completed: 15%, Points required for next Level: 128
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    91

    تشکرشده 234 در 76 پست

    Rep Power
    24
    Array
    سلام
    فاطمه جان.منم مشکل تورو داشتم و دارم. هیچ بدی ازش ندیدم که بتونم خودمو ازش دور کنم. پسر با ایمانی بود. خوب و مومن. دقیقا و دقیقا خواسته های این اقارو از من داشت، وقتی خوندم فکر کردم اونه... جالبه بدونی دلیل بهم زدنمون و در واقع بهانش این بود که رسیدی خونه چرا نگفتی من خونم؟فقط نوشتی مامان خونه نیست،من از کجا بدونم خونه هستی؟؟؟؟؟ بعدم داستان تنبیه و کش دار شدن قضیه و تمام...
    5ماه گذشته...همه چیو انداخت گردن من، گفت تو مقصر بودی، رفتارات،کارات، اصلا تو مناسب نیستی، تو شیطان زندگی منی، تو باعث گناه منی و باید از تو دور شد.. هرچی گفتم چرا فقط توهین شنیدم
    کار به جایی رسیده که الان از خودم متنفرم که چرا کاری که نمیدونم چیه کردمو اونو از دست دادم. خودمو روزی 10000بار لعنت میکنم که چرا گذاشتم دستش بهم برسه که بخواد اینطور تهمت بزنه و رها کنه... هرچی میگم اصلا برنگرد، ولی یه حرفی بزن من ازین عذاب راهت شم فقط میگه اشتناهاتتو بپذبرو توبه کن و برو پی زندگیت، خوشبخت شی...
    5ماهه التماس میکنم میگم چادری میشم از خونه بیرون نمیام،بدون اجازت اب نمیخورم، عوض میشم فرصت بده میگه نه نه نه نه نه نه ......
    جالبه که دیشب تهدیدم کرد میره امام رضا(ع) نفرینم میکنه که باعث گناهش میشم.
    دیگه از خود بیزارم...اونقدر خرد شدم که از نظر خودمم بی ارزش شدم. کاش منم مثل تو محکم بودمو میگفتم هررررریییی.. خودم تموم میکردم، باز دلم به یه چی خوش بود..
    میدونم حست چیه...آیا کسی به خوبی اون بازم تو زندگیم پیدا میشه؟؟؟؟ ایا کم تلاش کردم؟؟؟؟ ایا اشتباه کردم؟؟؟؟؟
    فاطمه...محکم نباشی میشی یکی مثل من، خردو بی ارزش... بدون چون به دست و پا نیفتادی هنوز بهت فکر میکنه و میگه دوستت داره.. برگردی بازم داستان همینه، حالا میگه وقتی کات کردیم برگشتی سراغ کارای قبلی پس پتانسیلشو داری و قابل اعتماد نیستی بعد کنترل و شک بیشتر و بعد بهانه جدیدو باز بحث جدیدو باز ادامه...
    تو داستان ما اون خسته شدو محکم گذشت... الان میگه بعد 5ماه دوری پاک کردن تمام خاطرات همون روز اول تازه میفهمه چه اشتباهی میکرده و دیگه من ذره ای ارزش براش ندارم... تو که محکم تا اینجا اومدی، تو هم خاطراتشو پاک کنو زمان بده تا منطقی شی... فرصت برات زیاده، تو سن تو انعطاف فراموش کردن بالاست.
    محکم باش... نذار خرد شی... مطمین باش اگه روزی هم بخواد برگرده واسه همین جدی و محکم بودنت خواهد بود ولی از من میشنوی بهش امید نبند هرگز، مگه اینکه تحمل هرروز شک و تهمت و بحث و داشته باشی..
    برو نذار یه روز مثل من خسته و ذلیل شی... خودتو ازین مرداب لجن بکش بیرون... خودتو نجات بده...ادامه بده...محکم باش... خدا کمک میکنه، بهش تکیه کن و ازش بخواه راه راست و بهت نشون بده... زیاد دعا کن ... منم یادت نره... انشاالله موفق میشی و خلاص..........

  16. 2 کاربر از پست مفید setare sorbi تشکرکرده اند .

    fati_2013 (دوشنبه 04 فروردین 93), فرهنگ 27 (شنبه 02 فروردین 93)

  17. #40
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 29 اسفند 93 [ 18:29]
    تاریخ عضویت
    1392-4-03
    نوشته ها
    116
    امتیاز
    1,917
    سطح
    26
    Points: 1,917, Level: 26
    Level completed: 17%, Points required for next Level: 83
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    106

    تشکرشده 219 در 87 پست

    Rep Power
    25
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط fati_2013 نمایش پست ها


    سبحان 13 حالتون خوبه؟مرسی برادر ایشالله براتو وخانواده خوبت هم سال خوبی باشه من درجریان تایپیکت هستم ومدتها قبل جریانت رومیخوندم وحیران موندم شما مشکلتون دست کمی از مشکلم نداره......اگه واقعا تونستین ازاون رابطه دست کشیده باشین باید بهتون احسنت گفت دوست دارم از حالتون مطلع بشم الان چطورید؟ چیکارکردین؟ تونستین بااون دختر تموم کنید؟بازم سراغتون میگیره؟

    سلام ، ممنون از لطفتون .

    خرداد ، یعنی 3 ماه دیگه میشه 1 سال ....
    تو این مدت واقعا سختی کشیدم ، مخصوصا سه ماه اول
    دائما به یادش میوفتادم ، به یاد خاطرات مشترک ...
    به عادت همیشه ، همش به گوشیم نگاه میکردم که مثلا اس ام اس داده واسم !

    شبهاموقع خواب دیوانه میشدم از فکر و خیال ...
    ولی خوب با باز شدن دانشگاه یکم سرم گرم شد ، هرچند که متاسفانه ما هم کلاسیم و ناخواسته همو میبینیم ....

    ولی من تونستم پیش خودم به اشتباهم اعتراف کنم و با خودم لج نکردم ، سعی نکردم واسه آروم شدن لحظه ای خودمو گول بزنم و به هر شکلی برم سمتش ...

    کم نبود لحظه هایی که هوایی میشدم ، لحظه هایی که دلم فقط یک کلمه حرف زدن با اونو میخواست ...

    اما سعی میکردم تو این مواقع به عاقبت کارم فکر کنم ...

    تا حدود 3ماه دائما اس ام اس میداد اما من جواب نمیدادم ...

    گاهی به خودم میگفتم خیلی سنگ دل و بی رحم شدی که این همه اس ام اس با خواهش و تمنا و پر از گریه رو جواب نمیدی ...

    ولی چاره ای نبود ... باید با واقعیت زندگیم کنار میومدم ...

    به خاطر گناه ها و خطاهایی که کرده بودم توبه کردم و طلب آمرزش کردم ....

    و الان خیلی بهترم خدا رو شکر ...

    --------------------------------------------------------------------------------

    لطفا مطالب زیر رو کامل و با دقت بخون :

    میدونی فاطی خانم دکتر دی آنجلیس یه حرف قشنگی زده ، میگه خیلی از ما دختر و پسر های جوون درگیر یکسری افسانه های عشقی هستیم که همینا باعث تصمیم گیری ها اشتباه میشه ...
    افسانه هایی که ما بیشتر اونا رو تو داستان ها و فیلم ها دیدیم و این قدر هیجان انگیز ، رمانتیک و زیبا بوده که باورشون کردیم ...


    درابتدا ...
    هر دیدار ،هر گفت وگو و هرلحظه ، بسیار درست و بی کم و کاست به نظر میرسه ...
    اما خیلی زود این جاذبه و شیفتگی ، به یک رابطه تبدیل می شه و ما با دشواري هاي شریک شدن زندگی خود با یک انسان رو به رو میشیم

    هفته ها به ماه ها تبدیل میشه و روزي از خودمون
    می پرسیم :
    آیا این شخص براي من مناسب است ؟

    تا به حال شده این سوالا رو از خودت بپرسی ؟

    چطور تا این حد کور بودم؟
    چراچشمامو را باز نکردم تا ماهیت این فرد را به گونه اي واقعی ببینم ؟
    من مطمئن بودم که این بار ، بسیار موفق خواهم بود .کجاي کار اشتباه رفتم ؟

    اولین بار که همدیگر را ملاقات کردیم ، بسیار فوق العاده به نظر می رسید ،نمی تونم بفهمم که چرا او به یکباره به شخصی که تحملش را ندارم ، تبدیل شد ؟

    خیلی از ما در زندگی خود افسانه هایی در باره ی عشق را باور کردیم و طبق همون زندگی میکنیم ...

    اگر من و همسرم واقعاً همدیگه رو دوست داشته باشیم ، دیگه تفاوت هاي شخصیتی ما و یا هیچ چیز دیگه ای رابطه ي ما رو تهدید نمیکنه ...

    آنقدر دوستش دارم که هیچ کدوم از رفتارهاي بدش تأثیري در زندگی ام نخواهد گذاشت ...

    اگر عشق ، عشق واقعی باشه همون لحظه که براي اولین بار میبینمش ،خواهم فهمید ...

    ازدواج درست همیشه جالب و مهیج خواهد بود ...

    همسر مطلوب من تمام نیازهاي منو برآورده میکنه و تمامی خلأهاي روحی منو پرخواهد کرد ، به طوري که دیگه احتیاج به کسی نخواهم داشت ...
    اگر واقعاً دل باخته باشم ، هر وقت که همسرم را می بینم ، هیجان زده ، خواهم شد …


    اگر مطالب بالا در ذهنت مورده تاییده مطمئن باش که دچار یک افسانه ی عشقی هستی ، به طور کلی 5 افسانه ی عشقی وجود دارد :


    1 عشق حقیقی برهمه چیز فائق می شود
    2 اگر عشق ، عشق حقیقی باشد ، همان لحظه که فرد را دیدید ، خواهید دانست
    3 تنها یک عشق واقعی در این دنیا وجود دارد که براي شما مناسب است
    4 همسر مطلوب شما را از هر لحاظ ارضاء می کند
    5 جاذبه ي جنسی ، همان عشق ست


    فقط یه چیز بگم :
    اون قدر خوب و عاقلانه فکر کن و برای خودت دلایل منطقی و محکم داشته باش که هر زمان فکرت به گذشته رفت ، با اطمینان به خودت بگی بهترین تصمیم رو گرفتم ، من احساس میکنم شما هنوز خودتو برای اتمام این رابطه قانع نکردی و حتی تصمیم الانت برای جواب ندادن و تموم کردن تا حدی هیجانیه !
    نمیدنم شایدم اشتباه میکنم ...
    اما تو حرفات هنوز میگی عشقم !!!!!!

    من به اکثر بچه ها کتاب -- آیا تو آن گمشده ام هستی ؟ -- رو پیشنهاد میکنم ، امیدوارم شما هم این کتاب و مطالعه کنی ، مطمئنم لذت میبری ...

  18. 2 کاربر از پست مفید sobhan13 تشکرکرده اند .

    fati_2013 (دوشنبه 04 فروردین 93), Mr.Anderson (سه شنبه 12 فروردین 93)


 
صفحه 4 از 4 نخستنخست 1234

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دست دادن دختر به پسر عمو و پسر خاله ها
    توسط Amir ali1234 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 فروردین 97, 12:35
  2. تیکه انداختن پسرم وسط کلاس درس...بازیگوشی بی اندازه پسرم
    توسط آرام دل در انجمن طــــرح مشکلات کودکان: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: جمعه 18 مهر 93, 00:57
  3. پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 خرداد 92, 09:21
  4. علاقه ی شدید پسر به پسر از نوع دیوانه وارش
    توسط hadimoradi38 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 18 آبان 90, 10:09

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 22:57 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.