سلام محمد هزار و سیصد و شصت و هشت
خیلی خلاصه میرم سر اصل مطلب.
شما اگر غیر از اعضا و جوارحت در بقیه زمینه ها هم احساس میکنی به بلوغ رسیدی ، مثل بلوغ عاطفی ، بلوغ فکری (فکر یک مقوله غیر از اعضا و جوارح هست :d ) ووو و اگر درون خودت یک نیاز واقعی برای داشتن شریک زندگی به منظور رشد و بالندگی و براورده شدن نیازهای روحی و جسمی ووو داری ، و اگر جربزه کار کردن داری و اهل تن دادن به کار هستی بجای زانوی غم بغل کردن و فقط دعا کردن سه تا کار رو همزمان انجام بده.. اول اینکه بکوب (یعنی با تمام قوا - فرهنگ معین جلد ابی ، جلد دوم ، صفحه 268 ) دنیال پیدا کردن یک کار باش که بتونی از پس مخارج خودت و کم کم مخارج شریک زندگیت بر بیای (ممکنه در ابتدای یک کار سطح پایین گیرت بیاد ) دوم اینکه به خانوادت ، مادر گرام و خواهرهای واقعی و مجازیت مثل همین جناب ستیلا بسپار برات مجددا بکوب دنبال یک دختر شنگول و منگول و خوب و نجیب باشن با اون شرایطی که خودت میخوای و اخر هم اینکه همزمان با این دو کار دنبال شرکت کردن برای ارشدت هم باش ، این سه کار وظیفه شماست و بقیش رو توکل کن به خدای بزرگ ...
اما همونطور که سرور متاهلهای عالم ، جناب خاله قزی اشاره کردن :d اصلا شما وارد بازیهای اشتباه جامعه نشو که در ازای از دست دادن عمر بخوای پول و شغل عالی و موقعیت عالی و خونه و ماشین به صورت مجردی کسب کنی و بعد دنبال پیدا کردن همسر باشی در غیر اینصورت شما هم به خیل عظیم انجمن ترشیده های گمنام کشور ( atgk ) وارد میشی و تا چشم بهم بزنی سی سالت میشه و بهترین سالهای عمرت رو از دست میدی اگر مسیر جامعه درست بود که اینهمه افراد مجرد در سن ازدواج و از سن ازدواج گذشته تو جامعه نداشتیم و این همه گناه و سختی به جوونها تحمیل نمیشد.به هیچ وجه هم از هزینه های شروع زندگی و مخارج زندگی نترس که خدای بزرگ تضمین کرده که شما ازدواج کن تا از جایی که فکرش رو نمیکنی (از جایی که فکرش رو نمیکنی یعنی اینکه یک جایی که شما شب تا صبح هم بشینی حساب کتاب کنی توی محاسباتت باز هم اونجا رو لحاظ نمیکنی و نمیتونی بکنی چون نمیدونی اونجا کجاست - اگه جملشو نفهمیدی مشکل از جمله نیست از شماست :d ) و اون زمان هم که خدای بزرگ این حرف رو زده میدونسته یک زمانی توی ایران اینقدر گرونی و تورم میشه ولی خدا و وعده هاش فارغ از شرایط جوامع و انسانهاست و نعوذبالله خدا تحت تاثیر سختی و تورم قرار نمیگیره که بعد ماتم بگیره که حالا من این وعده رو تو این گرونی چطور محقق کنم. فرض کن شما پدرت میگه محمد جان اگه ازدواج کنی من دویست میلیون پول بابت هزینه های شروع زندگیت و هزینه های راه اندازی کسب و کار ووو بهت میدم ، ایا با این شرایط شما لحظه ای درنگ در امر ازدواج میکنی؟ حالا وعده خداوند که بی نهایت بار مطمئن تر و تخلف ناپذیر تر از وعده پدر من و شماست.... پس یک یا علی بگو و حرکت کن ..و خلاصه مطلب اینکه وارد بازیهای اشتباه جامعه نشو و اگر بیست جا زنگ زدی و بهتون جواب نه دادن ، هیج دلیل نمیشه که جای بیست و یکم هم جواب نه بشنوی.
حالا یکجوری حرف میزنم که هر کی ندونه فکر میکنه من 4-5 تا زن دارم ، نه بابا! این بویی که تو این تاپیک راه افتاده فکر میکنید از کجاست ؟ مال منه دیگه ، بوی ترشی لیته ! :d از طریق اون مثلث کوچیکه میتونید بوی من رو به مدیران گزارش بدین :d








علاقه مندی ها (Bookmarks)