سلام اهیومن عزیز،
یه مدت تو همدردی نمیدیدمتون، خوشحالم که بازم اینجایید.
از نظر من یه نشونه ی بلوغ فکری اینه که خواسته هامون حول ارزش ها، معیارها و ویژگی ها متمرکز میشن، نه حول انسان ها.
در این حالت ما جذب انسان ها نمیشیم، بلکه جذب ارزش ها و معیارهای خودمون میشیم. و انسان ها به میزانی که حاوی ارزش های ما باشن برامون ارزشمند میشن، اما با نبودشون ما همینطور درگیر نمیمونیم.
هدف تشکیل خونواده با فردیه که تناسب های لازم رو (در بعد شخصیتی و فرهنگی و اهداف و ...) دارا باشه. در واقع همین تشکیل خونواده یکی از اهداف ماست، هدف فرد خاصی نیست... اگه اینطور باشیم، دیگه زندگی ما بی جهت تحت تاثیر انسان ها قرار نمیگیره.
البته اینکه تا حدودی احساسات درگیر بشه، نشونه وجود عواطف در یک فرد هست. اما اگه این عواطف با بلوغ فکری همراه بشن، سلامتمون تضمین میشه.
من در جریان ارتباط شما نیستم، اگه تصمیمتون برای جدایی پایه های درستی داشته، اینکه احساساتون هنوز درگیر مونده، میتونه براتون فرصتی برای رشد فراهم کنه. یعنی آزادی از این احساسات بشه یه تمرین برای رسیدن به بلوغ فکری.
موفق باشید.![]()








علاقه مندی ها (Bookmarks)