
نوشته اصلی توسط
1234567
سلام و عرض ادب خدمت خانم ستیلا
حقیقتش شما خیلی راحت مسئله اشتغال و مهیا کردن شرایط ازدواج و تفریحات و ... رو حل کردید
ولی در حقیقت اینطوری نیست
کاش همه چیز به اون راحتی بود که شما نوشتید
از دوستمون سوال دارم که وضعیت مالیت در چه سطحیه شغل داری درامدت چقدره
من برای یک دیگه از تاپیک های تالار دوستمو مثال زدم که اینجا هم مثال میزنم برای شما
من یه دوستی داشتم بایه دختر به قصد ازدواج دوست شده بود با اینکه بعد از مدتی شاغل شدش و یه کار با حقوق پایین پیدا کرد ولی هر روز از پولایی که خرج میکرد گلایه میکرد و میگفت همسرش بهش فشار میاره که پولاشو جمع کنه برای مراسم عروسی و رهن کردن خونه ولی وقتی برام حساب میکرد می فهمیدم هیچی از پولاش نمیمونه
روز زن مجبور بود یه چیزی بخره (مثلا یبار موبایل خریده بود چون گوشی همسرش خراب شده بود )روز تولد زنش باید یه چیزی میخرید
هر روز باید یه چیزی میگرفت دستش و میبرد (گل یا کادوهای کوچیک و ارزون )
کلی پول برای خریدن کارت شارژ میداد (ماهی حدود 30 یا 40 هزار تومن)
هربار که میرفتن بیرون کلی خرج بستنی و قهوه و سیب زمینی سرخ کرده و ازین چیزا میکرد
تازه این پایان ماجرا نبود باید برای خودش لباسای خوب میخرید و اون دختر باید تایید میکرد لباساشو (مثلا بهش گیر داد که باید کت بپوشه و اون بیچاره هم زیر بار رفت)
به نظر من دوستم از دختره سرتر بود و دختره هیچکدوم از معیارهاش رو نداشت و فقط بقول دوستم برای فرار از تنهایی باهاش بود ، انصافا دختره هم دختر قانعی بود (کادو طلا و جواهر نمیخواست یا برای بیرون رفتن رستوران قرار نمیگذاشت)
اینا موقعی که دوستم بیکار بود با هم آشنا شده بودن ولی دوستم بعد از چند ماه رفت سر کار
دوست من کلاس زبان و چند تا کلاس دیگه هم میرفت و با اینکه حقوق میگرفت آخر هر ماه باید یه پولی از باباش دستی میگرفت تا مخارجش و قرضایی که بالا آورده بود رو بده
در نهایت اون دختره نه مراسم ازدواج خواست نه چیز دیگه ای و از دوستم نخواست که جایی رهن کنن و به زیرزمین خونه شون بسنده کرد
البته در دوران نامزدی بینشون دعوا بود و اون دختره فکر میکرد دوستم خسیسه و از قصد داره این کارها رو میکنه
این دختره که قانع بود وضعیت این بود حالا خودت حساب کن چه آینده ای من و شما در پیش داریم
آقای خاله غزی راست میگه که هر وقت از زندگی مجردی سیر شدید و کلتون پاره سنگ برداشت برید زن بگیرید
ما باید یه کاری پیدا کنیم و 3 4 سال هیچی نخوریم و نپوشیم و پول جمع کنیم تا خرج دوران نامزدی و جشن عروسی و رهن خونه و ... در بیاد
من هرچی فکر میکنم ازدواج کردن هیچ مزیتی برام نداره درسته تنهاییم پر میشه ولی با چی پر میشه : پر میشه از استرس و نگرانی
منم احساس تنهایی شدید دارم ولی نمیشه روی حقیقت هایی که در انتظارمه سرپوش بذارم
توصیه میکنم شما هم اگر شغل پردرآمد نداری یا وضعیت مالی خانوادت خوب نیست بیخیال شو
سلام.ایشون یه پسر 23 ساله هستن که اگه ادامه تحصل داده بودن الان دانشجو ارشد بودن اما شاید به دلایلی نتونستن پس این سالها رو صرف یاد گرفتن حرفه و یا شغلی کنند و در یک زمینه خاص تخصص پیدا کنند.
منم میپذیرم ازدواج کردن دشوار تر از گذشته هست اما خواستن توانستن هست.کار که نمیاد در خونه رو بزنه اون فرد هست که باید به دنبالش باشه.
فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …
علاقه مندی ها (Bookmarks)