خداوکیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. هم مایه شوخ طبعی داره و هم حرف دل را زده ای
![]()
وقتی اینجوری و به این قشنگی و تأثیر گذاری میشه حرف زد...... چرا اونجوری ...... ؟
بگذریم . باور کنید حذف یا ویرایش پستها اصلاً برای من کار آسونی نیست از این بابت برای من کار مدیریت بیشترین سختی اش نسبت به وقت و انرژی گذاشتن ، همین مواقع است که مجبورم پا روی عواطفم بگذارم و چون بنا به ویژگیهای شخصیتی بنده هم جزء آدمهای با عواطف زیاد هستم و لذا کارهایی مدیریتی و کارهای که جدیت می طلبد سختی خاص خودش را برایم دارد ( شاید برای همین خیلی میرم توی لاک جدیت ) در کل هرجا بدانم کار مدیریتی خیلی ضروری نیست و مهم نیست و دیگرانی هستند که قبول زحمت کنند و بهتر از من انجام می دهند ، وارد این نوع کارها نمی شوم و راحت ترم . لذا باور کنید وقتی پستی را شایسته قدردانی و تشکر می بینم کلی ذوق می کنم و حتی در تاپیکی مخصوص مدیران از مدیر هم دعوت می کنم که از آن پست تقدیر به عمل بیاورد یا هدیه دهند ، حتی اگر ارسال کننده کسی باشد که سایه مرا با تیر بزند
در هر صورت هم خوشحالم از اینکه اینگونه تعامل در تالار بین مدیران و اعضاء به خوبی طی می شود هم اینکه فرصت را غنیمت می دانم و می گویم این هم نمونه ای از فرصت سازی از یک وضعیت ناخوشایند که جناب خاله قزی استارتش را زد و جناب توجیه هم که دیگه به نهایت رسوندش . یعنی می شود از موقعیت های تلخ فرصتهای خوشایند ساخت ...... مگر نه ؟








و پیش خودم خدا خدا میکردم که فرشته بره اونو بخونه و با خودم میگفتم حتما اونقدر تحت تاثیر قرار میگیره و خوشحال میشه که در حالیکه داره منو پیش خودش هی تحسین میکنه میره زیر همه نوشته هام رو رنگی میکنه
و بعد می یام میبینم بله فرشته خانم تشریف بردن و خوندنش و ازش فقط تیتراژ پایانیش مونده!
. هم مایه شوخ طبعی داره و هم حرف دل را زده ای 

علاقه مندی ها (Bookmarks)