دوست عزیز،
اینطور که به نظر می رسه شما نمی تونید نظر اونها را عوض کنید.
پسرتون می خوان که بچه به دنیا بیاد.
اون دختر خانم می خوان که بچه به دنیا بیاد.
خانواده دختر سقط بچه را گناه بزرگی می دونند و راضی به همکاری در این مورد نیستند.
همسر شما این موضوع را خصوصی و مربوط به زندگی پسرتون می دونه و اجازه دخالت به شما و خودش نمی ده و حتی کمکشون می کنه.
از نظر قانونی هم فکر نمی کنم دست شما به جایی بند باشه، چون گفتید بچه ها به سن قانونی رسیدن و تصمیم با خودشونه.
پس شما باید یه کاری کنید که خودتون با این موضوع کنار بیایید.
باید برای آرامش خودتون و پذیرش این موضوع یه کاری کنید.
نمی دونم اعتقادات شما چطورهست و نظرتون درباره سقط جنین چیه. ولی به نظر شخصی من مثل کشتن یک انسانه.
پس حالا که این اتفاق افتاده، خودتون را مسئول گناه بزرگ قتل نکنید.
سعی کنید با موضوع کنار بیایید. مشاوره برید و کمک بگیرید. برای خودتون
یکی از مشکلات اصلی شما این هست که نظرتون در مورد بچه ها با همسرتون یکی نبوده و این دوگانگی در تربیت بچه ها شما را خیلی خسته کرده و آخرش هم رسید به اینجا!
برای سلامت بچه دعا کنید. امیدوار باشید که خدا به پسرتون کمک کنه راه درست را توی زندگیش پیدا کنه
سعی کنید به جای تکرار و تلقین این موضوع که شما بالاخره جدا می شید و این بچه دربه در می شه، کمکش کنید که با اون دختر خانم و بچه خانواده تشکیل بده و زندگی سالمی را پیش بگیره.
اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
مادر ترزا
علاقه مندی ها (Bookmarks)