به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 30
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 اسفند 92 [ 08:19]
    تاریخ عضویت
    1392-12-03
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    98
    سطح
    1
    Points: 98, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درسته تو ايران ديگه هنوز به اين مسائل نرسيده و ميدونم سخته كمك اما اينجا عادى اما واسه من كه يه ايرانيم واقعاً عذاب اوره
    اگه اين بچه به دنيا بياد من نميتونم بزارم بچه رو بزارن جايي خوب بلاخره از پسر من هم هست ولى نميخوام اون طفل با اين شرايط به دنيا بياد
    پسر من نميتونه فارسى نه بنويسه نه بخونه فقط صحبت اونم به خاطره پدرشه كه ميگفت به چه دردش ميخوره
    پسرم از نظر اعتقادى كه صعيفه ولى خوب ميگن بچه خواسته خدا بوده چون اونها همه كارى واسه پيشگيرى كردن
    دختر نه امريكاى هست و مسيحى و خانواده اش هم با سقط مخالف شديدن ميگن گناه بزرگى و اصلاً
    پسرم مطالعه در حد درسى اهل مشورت نيست از كسى هم حرف شنوى نداره ميگه خودم خوب ميفهمم نياز به راهنمايي نيست باباشم ميگه راست ميگه زندگى اونه نه ما
    ٥هفته هست و شوهرم تمام كارهاشونو ميكنه و اين ديونه ترم ميكنه كه چرا يه پدر اينقدر بيخيال و به عنوان يه دكتر چرا بي مسئوليت كه به عاقبت اين نوزاد فكري نميكنه
    و البته پسرم ميگه اگه جدا شديم سر پرستيشو ميديم به يكى ديگه يعنى اينا تا اين حد بى مسئوليتن
    و عذاب وجدان كه پسر من اينكارا رو داره ميكنه شب و روز ندارم واقعاً نميدونم چيكار كنم
    مرسى از دوستان

  2. کاربر روبرو از پست مفید raeika تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 04 اسفند 92)

  3. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    دوست عزیز،

    اینطور که به نظر می رسه شما نمی تونید نظر اونها را عوض کنید.
    پسرتون می خوان که بچه به دنیا بیاد.
    اون دختر خانم می خوان که بچه به دنیا بیاد.
    خانواده دختر سقط بچه را گناه بزرگی می دونند و راضی به همکاری در این مورد نیستند.
    همسر شما این موضوع را خصوصی و مربوط به زندگی پسرتون می دونه و اجازه دخالت به شما و خودش نمی ده و حتی کمکشون می کنه.
    از نظر قانونی هم فکر نمی کنم دست شما به جایی بند باشه، چون گفتید بچه ها به سن قانونی رسیدن و تصمیم با خودشونه.

    پس شما باید یه کاری کنید که خودتون با این موضوع کنار بیایید.
    باید برای آرامش خودتون و پذیرش این موضوع یه کاری کنید.
    نمی دونم اعتقادات شما چطورهست و نظرتون درباره سقط جنین چیه. ولی به نظر شخصی من مثل کشتن یک انسانه.
    پس حالا که این اتفاق افتاده، خودتون را مسئول گناه بزرگ قتل نکنید.
    سعی کنید با موضوع کنار بیایید. مشاوره برید و کمک بگیرید. برای خودتون

    یکی از مشکلات اصلی شما این هست که نظرتون در مورد بچه ها با همسرتون یکی نبوده و این دوگانگی در تربیت بچه ها شما را خیلی خسته کرده و آخرش هم رسید به اینجا!

    برای سلامت بچه دعا کنید. امیدوار باشید که خدا به پسرتون کمک کنه راه درست را توی زندگیش پیدا کنه
    سعی کنید به جای تکرار و تلقین این موضوع که شما بالاخره جدا می شید و این بچه دربه در می شه، کمکش کنید که با اون دختر خانم و بچه خانواده تشکیل بده و زندگی سالمی را پیش بگیره.
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  4. 7 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    capitan (یکشنبه 04 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 04 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 04 اسفند 92), sara 65 (شنبه 03 اسفند 92), پونه (یکشنبه 04 اسفند 92), مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92), دختر بیخیال (یکشنبه 04 اسفند 92)

  5. #13
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array
    raeika گرامی

    به تالار همدردی خوش آمدید


    می دانم چه حالی دارید و درکتون می کنم


    شما ، هم در ارتباط با همسرتون تعارضایی دارید ، هم در محیط زندگی با فرهنگ ایرانی و اعتقادیتون تعارضهایی دارید .

    واقعیت این هست که هم در انتخاب همسر هم در انتخاب محیط زندگی به این توجه نداشته اید که بین افکار و اعتقاد و فرهنگتون با انتخابهاتون باید هماهنگی باشد اگر نه تعارض خواهید داشت و در طول زندگی با این تعارضها دست و پنجه نرم کرده اید .

    همسر شما و فرزندان شما افکار و ایده اشان با هم هماهنگ هست و با فرهنگ محیطی که در آن زندگی می کند نیز ، برای همین از نظر آنها شما سخت می گیرید و این مسئله اشکالی ندارد ، چون در آن محیط و با آن نوع نگرش اشکالی نیست . اما شما نمی توانید تحمل کنید چون دروناً پای بند به فرهنگ و آداب و اعتقادات ایرانی هستید و دوست دارید فرزندانتان هم مثل شما فکر کنند .

    بگذارید راحت با شما صحبت کنم . واقعیت این هست که شما اگر در ایران هم زندگی می کردید تا یک جایی و سن خاصی می توانستید به فرزندان امر و نهی کنید و بخواهید آنطور که شما درست می دانید عمل کند ، آن هم در 7 سال دوم زندگی فرزند هست و بعد از آن دیگر امر و نهی و انتظار اینکه به راه شما باشند کار ساز نبوده و توقع درستی هم نبود و شما فقط می توانستید در کنار فرزندتان به او کمک کنید که پیامدهای هر راهی که می خواهد برود و هر تصمیمی و انتخابی که دارد را در نظر بگیرد .

    حال که در ایران نیستید و این وضعیت آنجا مزموم هم نیست بلکه عادی هست شما بیش از این نخواهید توانست با توقع و تحکم خواسته خود را اعمال کنید
    .

    شما فقط می توانید مهربانانه به فرزندتان عواقب این رابطه را و مسئولیتهایش را گوشزد کنید و در تصمیم گیری آزادش بگذارید . ضمن اینکه یک طرف قضیه دختری هست که شما نمی توانید او را وادار کنید که این جنین را سقط کند با توجه به اینکه خانواده اش هم موافق نیستند . پس شما ب
    هتر نیست کمک کنید که آنها قانونی با هم ازدواج کنند ؟ چرا اصرار دارید که پسر شما با این سن و سال بچه هست و نمی تواند یک پدر باشد ؟؟؟ به نظر می رسد کلاً شما با ازدواج او با این دختر یا کلاً با یک خارجی موافق نیستید ، آیا اینطور هست ؟

    این وضعیت نشان از خلاء هماهنگی بین شما و همسرتان در مسیر تربیت دارد و البته تربیت بچه در محیطی که شرایط نامتقارنی با افکار و آداب و فرهنگی مورد قبول شما ندارد بر اساس آنچه شما می پسندید در حالت هماهنگی بین شما و همسرتان هم کار سختی هست چه رسد به اینکه شما هماهنگ هم نیستید .



    خلاصه :

    پسرتان برای ازدواج سنش مناسب هست

    شما نمی توانید به او تحمیل کنید و موضوع هم فقط پسر شما نیست بلکه دختر خانم می خواهد جنینش را داشته باشد .

    بهترین کار در این شرایط این است که کمک کنید با هم قانوناً ازدواج کنند تا حداقل امتیازات یک خانواده را داشته باشند و شما کمکشان کنید که یاد بگیرند زندگی موفقی داشته باشندو مسئولیت کار خود را بپذیرند

    موفق باشید






  6. 7 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    capitan (یکشنبه 04 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 04 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 04 اسفند 92), مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92), بی نهایت (یکشنبه 04 اسفند 92), دختر بیخیال (یکشنبه 04 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 04 اسفند 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 فروردین 98 [ 11:48]
    تاریخ عضویت
    1392-1-18
    نوشته ها
    96
    امتیاز
    5,259
    سطح
    46
    Points: 5,259, Level: 46
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger First Class5000 Experience Points
    تشکرها
    1,092

    تشکرشده 246 در 78 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    به همدرد خوش اومدین
    واقعا حق دارین و ناراحتی تون قابل درکه.
    ما ایرانی ها تو مملکتمون، اگه مثلا ببینیم یه بچه غریبه ، به هر دلیلی شرایط خوبی نداره، دلمون کباب میشه، چه برسه به اینکه اون بچه، از گوشت و خون خودمون باشه.
    عزیزم اما ناراحتی و رنج و غصه شما (که حق هم دارین) چیزی رو حل نمیکنه. بغیر از اینکه ممکنه شما رو مریض کنه، داغون کنه.
    پس سعی کنید به خودتون مسلط باشین.
    من واقعا نمیدونم و نمیفهمم و درک نمیکنم که این اداهای روشنفکری دیگه چیه؟؟؟؟؟ رابطه جنسی که خارج از چارچوب انجام میشه و فرزندی متولد میشه که کسی نسبت بهش احساس مسئولیت نمیکنه.
    آخه این چه روشنفکریه؟؟؟؟؟؟؟
    اما بهتره قاطعانه با همسر و پسرتون صحبت کنید. البته توام با احترام اما جدی.
    بگید که اگر این اتفاق برای دختر خودتون رخ میداد و دخترتون میومد خونه و میگفت مامان دوست پسرم منو باردار کرده و منم میخوام نگهش دارم، واکنش چی بود؟؟ بگو به جای این اداهای روشنفکرانه ، به اون بچه فکر کنن. واقعا چه اتفاقی براش خواهد افتاد؟ چه کسی مسئولشه؟اگه مریض شد چی؟ خواست مدرسه بره چی؟ گرسنه بود چی؟؟؟؟؟
    به هر حال بزرگ کردن یه نوزاد واقعا سخته. این سختی ها رو یادآوری کنید و قاطعانه بخواهید که یا ازدواج کنن و یا سقط کنن. حتی اگه این ازدواج بعدها منجر به جدایی بشه، باز ارزشش رو داره ....

  8. کاربر روبرو از پست مفید مهربونی... تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92)

  9. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 اسفند 92 [ 08:19]
    تاریخ عضویت
    1392-12-03
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    98
    سطح
    1
    Points: 98, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از راهنماييتون شيدا جانمرسي از شما فرشته مهربان
    من تو اين سالها يكبار هم نتونستم تو تربيت پسرم نقشى داشته باشم چون هميشه همسرم مداخله ميكرد و كلاً مانع بود
    من تو اين سالها به ظاهر خوشبخت ولى در داخل داغون شدم
    از تمام زندگيم ميزدم كه با بچه هام باشم شاغل ام شوهرم پرستار براشون گرفت ولى من كارامو طورى كردم كه خودم بالا سر بچه هام باشم
    اين قدر مانع من شد كه داغون شدم مثلاً لطف ميكرد به من
    من عاشق بچه هامم مثل هر مادر ديگه خوشبختيشون و ميخوام اما اين مسله نابودم داره ميكنه سقط جنين مرگ يه انسان ولى به دنيا اومدنش و مواجه شدن با اين وضعيت هم واسه خود كودك بدتره
    اخه پسرم حاضر نيست با اين دختر ازدواج كنه ميگه ميخوام رابطم در همين حد بمونه ميگم بچه رابطتونو تبديل به تعهد ميكنه ميگه نه ربطى نداره من پدرشم اون مادرش ولى ما دوست ميمونيم من دلم ميخواد فعلاً عشق كنم سنم رفت بالا دنبال ازدواج ميرم
    اخه اين حرفه؟پدرشم ميگه حق با پسرمه؟
    دارم ديوانه ميشم بخدا ديگه نميدونم چيكار كنم
    ميترسم اين رفتار پسرم رو دخترم هم تاثير بزاره و اونم هم اينقدر خود سر بشه تا حالا رو دخترم تاثير داشتم ولى حالا ميبينم اونم حركاتش داره مشكوك ميشه
    دارم داغون تر ميشم
    چيكار كنم با اين زندگى


    - - - Updated - - -

    مهربونى عزيز
    دقيقاً مسئله من همينه همسرم ميگه فكر كن دختر ماست من بعنوان پدر نمزاشتم بچه رو سقط كنه و با تمام جون مسئوليت نگهداريشو قبول ميكردم
    تو هم به جا چونه زدن خوشحال باش و خوشحالى مارو هم خراب نكن
    يعنى ببينيد شوهر من چه قدر عذاب اوره برا من
    من پسرمو ميشناسم كه اهل مسئوليت نيست و حاضر به ازدواج هم نيست
    درسته من فقط خودمو عذاب ميدم ولى ميخوام يه راهى پيدا كنم كه هم به پسرم كمك كنم هم به اون دختر و بچشون

  10. کاربر روبرو از پست مفید raeika تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92)

  11. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    همه مایی که اینجاییم شما رو درک میکنیم با اینکه مرد هستم ولی خدا یه دختر خوشگل بهم داده هیچوقت حسی که یه پدر داره نسبت به بچش مثل حس یه مادر نیست و نمیتونه هم باشه.

    از من میشنوی برو خداروشکر کن چون اولا خیلی از اصول و عقایدتون رو حفظ کردین و ایارنی تمام عیار هستین تینکه شوهرتون کنارتونه و از همه مهمتر خودتون بالا سرشون هستین کارشون غلط بود بله ایکاش میزاشتن بزگتر بشن درست الان بچه دار شدنشونم اشتباهه حق دارین ولی حالا که میخوان نگهشدارن و بزرگش کنن چرا نمیرین کنارشون بهشون یاد بدی چقدر مسئولیت بزرگی پدر شدن یا مادر شدن اینکه بچه رو بزرگ کردن و تربیتش اینجوری خیلی بیشتر به حرفتون گوش میدن ایشالله که هرچی خیره همون میشه.ایشالله اگه تونستین نوشته بانو فرشته مهربان خیلی زبا بود بخصوص قسمت تشکیل خانواده تشویقش کنین به اینکار که رسما ازدواج کنن این موضوع تعهد بیشتری میاره نسبت به همدیگه

    این گل هم تقدیم به شما مادر ایران

  12. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    rozaneh (یکشنبه 04 اسفند 92), مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 04 اسفند 92)

  13. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 17 اسفند 92 [ 08:19]
    تاریخ عضویت
    1392-12-03
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    98
    سطح
    1
    Points: 98, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 17 در 9 پست

    Rep Power
    0
    Array
    اول تبريك به شما كه پدر شدين خدا براتون حفظش كنه بهترين حس دنيا تجربه بابا مامان شدن و بس اميدوارم ساليان سال با تنى درست در كنار هم زندگى كنين و دوم مرسى از گلتوننميدونم واقعاً نميدونم اصلاً ديگه نميتونم فكر كنم
    چه جورى كمكشون كنم كه حس مسئوليت ندارن؟چه جورى بفهمونم ازدواج كنن كه دلم خوش شه؟چه جورى بفهمونم كه بزرگ كردن بچه سخته وقتى هنوز خودشون پى بچه بازين؟

  14. کاربر روبرو از پست مفید raeika تشکرکرده است .

    khaleghezey (یکشنبه 04 اسفند 92)

  15. #18
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه بیاد عشقش میاد مسولیتش میادش

    نگرانی که چیزی رو عوض نمیکنه فقط شما حرص میزنی فقط خودت اذیت میشی.
    بهتره بهشون یاد بدی چیکار باید کنن چجوری خودشون رو آماده کنن تشویقشون کنی ازدواجشون رو رسمی کنن با شوهرتون هم حرف بزنین ولی اول حمایت کنین و کناروشن باشین خیلی تاثیرش بیشتره بعدش حرف بزنین بهتر گوش میدن

  16. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    rozaneh (یکشنبه 04 اسفند 92), شیدا. (یکشنبه 04 اسفند 92)

  17. #19
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    شما بهتره با همسرتون صحبت کنید که اگر سبک زندگی غربی را پذیرفته باید همه جانبه بپذیره . اینکه حاضر بشه مسئولیتهای عملکرد وتصمیمات پسر و دخترش را بدوش بکشه غلط هست .

    در غرب از یک سنی به بعد بچه میتونه بره مستقل زندگی کنه و پدر و مادر هم نمی توانند مانعش بشوند ، اما نکته اینجاست که مسئولیت زندگیشون با خودشونه و مشکلاتی که دارند را خودشون حل می کنند ، اینکه پسری جدا بشه و بره با دوستش زندگی همباشی داشته باشه اینطور نیست که مشکلاتش را خانواده اش حل کنند و مسئولیت فرزندی که اینگونه صاحب می شوند هم با پدر و مادر اونها باشه بلکه همه تلخی و خوشی این نوع زندگی را خودشون به دوش می کشند و خانواده کاری ندارند چون این بچه رفته مستقل شده و فرهنگ و عرف و قانونشون هم بر این مبنا هست که استقلالشون یعنی همه مسئولیتهاشون پای خودشونه .

    همسر شما نعل وارونه میزند و فقط خوشگذرونی را از دنیای غرب حق بچه هاش میدونه اما مسئولیت پذیری و اینکه خودشون عواقب و عوارض انتخابهاشون و تصمیماتشون را به دوش بکشند را نمی پسنده و این روش غلطی حتی در ایران هست
    .

    در ایران هم به غلط بعضی خانواده ها مسئولیت انتخابها و تصمیمات فرزندانشون را سهیم می شوند . اگر همین یک قدم درست برداشته شود شاید به راحتی یک پسر و دختر فقط در لحظه و در پی خوشی های لحظه ای نمی افتند و به عواقب کارهاشون فکر می کنند .

    مسئله مهم شما این هست که پسرتون را حالی کنید که تمام عواقب و مسئولیتهای کارش با خودش هست ، و به پدرش مهربانانه و با محبت تفهیم کنید که برای رشد عقلانیت و قوی شدن بچه امون این لازم هست که وقتی روش زندگیش این هست باید مسئولیتها و مشکلاتش را هم خودش بپذیره نه اینکه ما هرجا مشکل داشت حاضر و آماده براش حل کنیم اینجوری او ضعیف میشه و اگر روزی ما نباشیم به فلاکت می افته.

    شما سیکل معیوبی را در زندگی در پیش گرفته اید یعنی آنچه که نپذیرفتید و مهم هم هست را فقط کنار آمده و رنجهایش را درون ریزی کرده اید در حالی که می بایست سنگهاتون را با همسرتون وا می کندید و در مورد خط قرمزها به تفاهم می رسیدید و بر آن پای بند می بودید و اگر دیدی نمیشه و شما هم نمی توانید از عقیده و فرهنگ و افکارتان دست بردارید باید رشته این نوع زندگی را می بریدید تا بچه ها آسیب نبینند ، از این تعارض بین شما بچه ها اون آسیبی که شما دلتون نمیخواسته را دیده اند و در مورد دخترتان هم پیش بینی اتان درست هست او هم همین راه را خواهد رفت و شما هم نمی توانید کاری بکنید چون وضعیت زندگی شما و محیط زندگی شما این نتیجه را داده و می دهد . شما با خودتون سنگهاتون را در مورد محیط و همسرتون وا بکنید یا کلاً و دروناً با این وضعیت کنار بیایید و بپذیرید یا اگر نمی توانید به هیچ وجه بپذیرید ، باید با جرأت بگم که راه شما موندن در آنجا و اون زندگی نیست . یعنی موندن در آنجا و اون زندگی با این وضعیت بدون ناراحتی و این نگرانیها و استرسها فقط با کنار اومدن و پذیرفتن شرایط طبیعی و حتی هنجار آن فرهنگ هست . مثل این می مونه که شما در باتلاق بمانید اما بخواهید که زنده بمانید و غرق نشوید و راحت در آن باتلاق ادامه حیاط دهید . اگر شما این فرهنگ اون محیط و روند همسرتان که بیشترین هماهنگی را با آن محیط دارد را باتلاق می دانید بدانید فقط با بیرون اومدن از آن از عوارض می توانید نجات پیدا کنید نه ماندن و انتظار غرق نشدن را داشتن . باید نگاهتون معلوم بشه و از تعارض بیرون بیایید و یک جهت را بپذیرید با تعارض نمی توانید زندگی سالمی نه خودتون داشته باشی
    د نه اطرافیانی که شما با آنها زندگی می کنید .



    فقط در یک زمینه ای که اشاره داشتم شما می توانید همسرتان رامتقاعد کنید
    اونم بر این اساس که آنچه گفتم مطابق همان فرهنگ هست ، آنهم اینکه به هیچ وجه دخیل در مسئولیت روش و روند و تصمیمات و انتخابهای فرزندانتان نشوید و بفهمانید هر راهی و روندی را پیش میگیرند مسئولیتش هم با خودشونه و هیچ توقعی از پدر و مادر نباید داشته باشند طبق فرهنگ همانجا اینرا تفهیم می کنید چون اونجا این وضعیت بر خانواده ها حاکم هست

    موفق باشید





  18. 5 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    capitan (دوشنبه 05 اسفند 92), khaleghezey (یکشنبه 04 اسفند 92), rozaneh (یکشنبه 04 اسفند 92), sanjab (دوشنبه 05 اسفند 92), مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92)

  19. #20
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array


    یادم رفت بگم که مهمترین چیزی که شما اکنون به آن نیاز دارید آرامش هست و برداشتن تمرکز محض روی پسرتون هست . بهتره فعلاض مدتی تمرکز زدایی کنید و کسب آرامش داشته باشدی بعدش بهتر به این موضوع فکر کرده و جایگاه خودتان را ببینید و ایفای نقش داشته باشید


    موفق باشید





  20. کاربر روبرو از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده است .

    مصباح الهدی (یکشنبه 04 اسفند 92)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. وعده خدا یا نقصِِ برداشت ما؟
    توسط hamed-kr در انجمن اعتقادی،‌اخلاقی
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 08 شهریور 93, 10:10
  2. چکار کنم که مومن وعاقل باشم؟
    توسط earth در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 57
    آخرين نوشته: چهارشنبه 23 بهمن 92, 00:26
  3. پسره هزار وعده میده از طرف دیگه حرفای خانوادم منطقیه .. چه کنم؟؟
    توسط نگین ی در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 26 تیر 92, 02:49
  4. قو ل و قرارهاي من و همسرم و خلف وعده همسرم بعد از عقد
    توسط مريم بانو در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 20
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 اردیبهشت 92, 21:33
  5. انجام ندادن وعده ها و اخلاق بد نامزدم
    توسط تسلیم خدا در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 10 اسفند 90, 03:20

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:26 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.