می بینید که همسرتون نکات مثبتی هم داره. یعنی هر کسی رو انتخاب می کردید به اینگونه بود مخلوطی از خوبیها و بدی ها. اما مساله شما مساله ایه که می تونستید اونو با انگشت باز کنید اما شما تلاش کردید اونو با دندون باز کنید. اونچه که من در توصیف شما دیدم مقداری وابستگی همسر به مادر، تفاوت در فرهنگ و مهمتر از اون عدم چشم چوشی بر تفاوت ها و پر رنگتر کردن اونها بوده.
اونها برای شما النگوی 3 میلیونی خریدن، در زمان عقد پول به حساب شما ریختند، رمز ایمیل خود رو به شما دادن، مراسم عقد رو طبق میل شما بر گزار کردن و ....
لازمه بدونید که این مسائل و این محبت ها در خیلی از زندگیهای مشترک در زمان عقد وجود نداره.
اما خوب در کنار این مسائل دخالتهایی هم بوده که شما بهتر بود وارد اون بحثها و خاله زنک بازیها نمی شدید. در زندگی مشترک لازمه انسان چشم پوشی و گذشت هایی در جاهایی داشته باشه.
اما به نظر می رسه شما حتی به خاطر حرفهای مادرشوهر با مادرشوهرتون درگیر شدید و دعوا را به خانواده خودتان هم کشاندید و در مورد دعواهای که هر زن و شوهری اوایل زندگی دارند نیز با خانواده صحبت کردید. من به این عکس العمل می گویم گره ای را که می توان با دست باز کرد با دندان باز کردید.
به نظر من شما مدیریت لازم را در ارتباطاتتان نداشتید. همانطور که گفتید شما انسان اجتماعی ای هستید پس لازمه که سعه صدر بالاتری داشته باشید و انسانها را همانطور که هستند بپذیرید.
هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند
ویرایش توسط deljoo_deltang : جمعه 02 اسفند 92 در ساعت 02:21
علاقه مندی ها (Bookmarks)