عزیزم الان برای همه گنگ و نمیدونن دقیقا تو چه راهکاری میخوای !!!
شاید علت اصلی اینکه تاپیک رو زدی توقع حس همدردی از بقیه داری حست شاید همدردی باشه ، شاید خیلی ها نتونن درک کنن و سرزنشت کنن که این حس خیلی بدیه چون احساس میکنی اطراف پر از آدمه اما تو تنهاترینی بین این همه ادم، خیلیا شاید بگن زود فراموشش کن از دلت بیرونش کن ، اما بنظر من عزیزم باید این رو بدست قدرتمندترین عنصر یعنی زمان بسپاری تو اینکارو بکن مطمئننا در اثر گذشت زمان خیلی خوب باهاش کنار میای و در آخر برات میشه ی خاطره خوب و قتی یادش میفتی براش آرزو خوشبختی میکنی ...
یه چیزی هست که خودم بعد از این همه وقت دارم بهت میگم : " ی آدم هیچ وقت ارزش اینو نداره که بخوای خودتو بخاطرش اذیت کنی و ذره ذره آب بشی " من میدونم این دست خود آدم نیست منم درگیر این مشکلات هستم اما عزیزم باید فقط تحمل کنی و قوی باشه ، خوبیش اینه که از تو ی آدم خیلی قوی میسازه !!!
در هر حال فقط بسپارش به دست گذر زمان درسته شاید حکمت خدا باشه هیچ وقت نمیشه چیزی رو از خدا بزور خواست چون پشیمونی داره ، برات آرزو خوشبختی میکنم...








علاقه مندی ها (Bookmarks)