سلام ممنونم از جوابتون
ببخشید شما راست میگید فکر کنم که این انتظارات رو باید تو تاپیک انتظارات زن و شوهر از یکدیگر نوشت ببخشید نباید اینارو مینوشتم چون خودمم دیروز ناراحت بودم اینارو نوشتم خودمم میدونم اگه هزاران لیست هم تهیه کنم هیچ فایده ای نداره چون که هیچ تاثیری نداره درسته به نظر من هم هدف ایشون رفتن منه راستش درسته که دست بزن هم نداره ولی از نظر روحی انقدر شکنجم میده که فکر کنم از هزارتا کتکم بدتره این روزا از ناحیه ی قلبم دردی رو احساس میکنم رفتم دکتر گفت که از قلبتون نیستش عصبیه گفت که افسردگیه نمی دونم چی بگم من میدونم که اگه طلاق بگیرم بچم رو ازدست میدم چون مطمئنم که دیگه نمیزاره اونو ببینم درثانی انقدر از من بهش بد میگن که خود بچه از من دلزده میشه از هر طرف که فکر میکنم به بن بست میرسم یا باید از خودم بگذرم یا از بچم دیگه دارم دیوونه میشم..
فقط از من سوئ استفاده میکنه تا نیازش رو برطرف کنه همین دیگه هیچ احساسی بهش ندارم ازش متنفرم
راستش بارها تو قلبم آرزوی نبودن و مردنش رو میکنم باورتون میشه دیگه به این حد رسیدم ...........
خودمم میدونم که نباید چنین آرزویی داشته باشم ولیییییییییییییی اگه مرد من مرد بود این همه زجر نمیکشیدم
توهین ها و فحش ها و.... همه ی اینا یه طرف پدرشوهرو مادرشوهرمم طرف دیگه که با دخالتاشون زجرم میدن امیدوارم همشون نیست و نابود بشن حلالشون نمیکنم حتی اون دنیام ازشون نمیگذرم
خدایا خودت پناهم باش








علاقه مندی ها (Bookmarks)