سلام اقای doubt
من همون اوایل که تاپیکو شروع کردید یه پست گذاشتم. اون موقع پست اولتون رو که خوندم ، وقتی در مورد تردیداتون صحبت کردین احتمال دادم که شما هم. مثل خیلی از جوونای دیگه که وقتی میخوان به قضیه ازدواجشون جدی نگاه کنن ، به خاطر اینکه تعریف و اولویت بندی معیارشون کامل نیست ، دچار سردرگمی شدید.
ام بعدها با دیدن بقیه پستاتون ، نظرم اینه که یکی از دلایلی که این ارتباط ادامه پیدا کرده اینه که شما تو این 4 سال نتونستین حرف دلتونو به این خانم بزنین. و هنوزم نحوه ی تفکر ،نگرش و نگرانی هانون رو در مورد مسایل مالی و فرهنگی به این خانم منتقل نکردید.
یه بار بهش گفتین " انسانیت " مهمه ، در حالی که خودتون هنوز دارین با این طرز فکر کلنجار میرین و واسه خودتون جا نیافتاده.
دغدغه هاتونو صادقانه باهاش در میون بزارید . فکر کنم بعد از 4 سال این حقو داره که بدونه تو فکر شما چی میگذره و قراره با کی ازدواج کنه . با این پنهان کردن نگرشتون، شما بهش اجازه ندادی به یه شناخت کامل از شما برسه .
- - - Updated - - -
شاید اصرارش به خاطر همین شناخت ناقصشه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)