به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 50 , از مجموع 60
  1. #41
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    با deniz90 موافقم. بهتر نیست بجای قضاوتهای زنانه کمی بهتر مشاوره بدید، و اینجوری به ایشون نتوپید. با این الفاظ که ایشون نمیره با ایشون ازدواج کنه باید با دلیل و منطق این آقا خودش به این نتیجه برسه. حتی این جمله این خانم که گفته بود دوست داره پدربزرگ بچه هاش سرشناس باشن! از کجا معلوم این خانم بخاطر موقعیت ایشون خواسته با این آقا بمونه!

    تو هر رابطه هر دو مقصرن نه فقط یه نفر

  2. کاربر روبرو از پست مفید capitan تشکرکرده است .

    toojih (دوشنبه 14 بهمن 92)

  3. #42
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    با deniz90 موافقم. بهتر نیست بجای قضاوتهای زنانه کمی بهتر مشاوره بدید، و اینجوری به ایشون نتوپید.
    با این الفاظ که ایشون نمیره با ایشون ازدواج کنه
    باید با دلیل و منطق این آقا خودش به این نتیجه برسه. حتی این جمله این خانم که گفته بود دوست داره پدربزرگ بچه هاش سرشناس باشن! از کجا معلوم این خانم بخاطر موقعیت ایشون خواسته با این آقا بمونه!

    تو هر رابطه هر دو مقصرن نه فقط یه نفر
    كي حكم داد اين دو با هم ازدواج كنند؟؟؟

    از کجا معلوم این خانم بخاطر موقعیت ایشون خواسته با این آقا بمونه!
    كدوم دختري شش سال يا چهار سال عمرشو ميذاره تا با فردي ازدواج كنه كه بعدا پدر بزرگ بچه هاش سرشناس باشن
    اون دختر بي تقصير نيست ولي آقا بايد وقتي دختر رو مناسب نديدن خودشون رو از زندگي دختر حذف مي كردند.

  4. کاربر روبرو از پست مفید صبوری تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (دوشنبه 14 بهمن 92)

  5. #43
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    خوب این نشون میده که قصد ایشون هم جدی بوده که رفته خواستگاری ولی متوجه شده از نظر خانوادگی و فرهنگی و طبقاتی فرق دارن شما انتظار دارید چشم و گوش بسته بدون در نظر گرفتن خانواده دختر خانم فقط به خاطر اینکه ابا دختر خانم دوستی کردن تن به ازدواج بدن!!!! من تحسین می کنم این آقا رو که احساسی تصمیم نمی گیرن و هم به فکر خودشون هستن هم به فکر دختر خانم تا زندگی دو نفر رو نابود نکنن. این بهتر از این می تونه باشه که بعد 1 یا 2 سال خدای نکرده به خاطر همین اختلافات از هم طلاق بگیرن.

    - - - Updated - - -

    خانم هم می تونن وقتی دیدن با کسی که تعهدی برا ازدواج نداره تموم کنن. من خودم دخترم ولی قرار نیست همیشه آقایون مقصر باشن. این خانم هم می تونست 6 سال عمرشو پای این دوستی نده

  6. #44
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 15 بهمن 93 [ 16:12]
    تاریخ عضویت
    1392-2-18
    نوشته ها
    209
    امتیاز
    2,399
    سطح
    29
    Points: 2,399, Level: 29
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    536

    تشکرشده 560 در 192 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوباره، من پست اولو دوباره خوندم اینقدر زیاد بود که یادم رفته بود قسمتایی رو. حرفمو تو پست قبل پس میگیرم به نظرم ایشون یه جورایی تعهد داده بود به اون خانم جایی که این جمله رو گفتن:
    """همه چيز خوب بود يه ٢ ماه كه گذشت گفت مسخوا مسه چيزي بهت بگم كه اگه از نظرت اشكال داره ميتونيم رابطه رو تموم كنيم، خيلي دلهره گرفتم، گفت ببين من خانوادم مثل خانواده تو اصيل نيست من پذر مادرم روستايي بودن حتي مدركشون سيكله و بعد از ازدواجشون اومدن تو شهر من واقعا جا خوردم اخه اصلا بهش نميومد! خيلي دختر با پرستيژي بود، اما خودم رو كنترل كردم و سعي كردم خيلي عادي برخورد كنم گفتم اين چيزا كه مهم نيست مهم انسانيته"""

    اما خواهشا خانما اینجوری طرفو نکوبن ،اون دختر هم خیلی اشتباه کرده آخه اختلافشون خیلی فاحشه. باید رابطه رو کات میکرد تا این آقا پسر با سختی بهش برسه اونموقع میومد اینجا میگفت طرف دختر خوبیه جرم من چیه که فرهنگم بالاتره بهم جواب منفی میده!!

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط صبوري نمایش پست ها
    كي حكم داد اين دو با هم ازدواج كنند؟؟؟


    كدوم دختري شش سال يا چهار سال عمرشو ميذاره تا با فردي ازدواج كنه كه بعدا پدر بزرگ بچه هاش سرشناس باشن
    اون دختر بي تقصير نيست ولي آقا بايد وقتي دختر رو مناسب نديدن خودشون رو از زندگي دختر حذف مي كردند.
    شما شاید ندیدی ولی هستن دخترایی که دنبال اینجور مادیاتن البته منظورم این خانم نیست چون همون اول گفته ما اختلاف داریم.
    کسی نمیخواد حکم بده این دوتا ازدواج کنن هدف اینه که ایشونو بکوبیم بخاطر کارش!!!!!! لطفا جبهه نگیرید این جمله ی شما بخاطر اینه که من پسرم شما دختر و این جمله رو گفتم چون فکر میکنید ما پسرا ازدواجو یه لطف میدونیم در حالی که اینجوری نیست. بهرحال بهتره این دو با هم ازدواج کنن تا از هم جدا بشن چون 6 سال کم نیست هر چند آینده خوبی نداره این خانم و بهتره به خاطر خودش هم شده از این آقا جدا بشه پس لطفا به این خانم لطف کنید یه راهکار به این آقا بدید تا راحت بتونه این آقا رو فراموش کنه.
    ویرایش توسط capitan : دوشنبه 14 بهمن 92 در ساعت 14:20

  7. #45
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    اولا ٦ سال نيست، ٤ ساله، دوما وقتي سال ٥ بوديم ايشون يه خواستگار با موقعيت عالي داشت يه دكتر فوق تخصص و وقتي از من پرسيد چيكار كنم، با اينكه برام سخت بود گفتم هر تصميمي ميخواي بگير من احترام ميذارم، اونم رابطه رو كم كرد در حد يه احوال پرسي ساده هر ٣-٤ روز يه بار به صورت تلفني و توي دانشگاه هم اصلا با من حرف نميزد، شايد كسي درك نكنه اما اينكه طرف رو ببيني هر روز اما اون باهات حرف نزنه چون داره با يكي ديگه در مورد ازدواج حرف ميزنه خيلي سخته... خلاصه كلام اينكه اين جريان حدود يك ماه و نيم طول كشيد و بعد يه شب زنگ با گريه كه من اونو رد كردم چون تو رو دوست دارم و نمي تونم.... چند وقت بعد ازش پرسيدم حالا خدايي فلاني موقعيتش از من خيلي بهتر بود و توام كه همش ميخواي ازدواج كني چرا ردش كردي؟ گفت اره ولي اولا اون ١٣ سال از من بزرگتر بود اين يعني اينكه من ٣٠ سالم بشه اون ٤٣ سالشه و شايد خيلي از كارايي رو كه من دوست دارم بكنم اون ديگه اون موقعه حال و حوصله آش رو نداشته باشه كه بكنه بعدشم اون به خاطر سنش ميخواست تا يكي دو سال ديگه حتما بچه دار بشه و من نميخوام به اين زودي بچه دار شم بعدشم اينكه اون آدمي بود كه همش سر كار و بيمارستان بود وقتش كم بود، بعد گفت تو نسبت به اون هم جوون تري هم اينكه مطمعنم در آينده پيشرفت ميكني و هم من دوستت دارم....
    دوستان تو اين ٤ سال ماجرا و اتفاق زياد بوده من خونشون رفتم به قصد شناخت بيشتر هيچوقت نگفتم كه من حتما باهات ازدواج ميكنم و جالبه كه بهتون بگم اگه اين قضيه تموم بشه واقعا تا چند سالي ميخوام تنها بمونم براي اينكه تنهايي رو الان خيلي دوست دارم
    و چيز ديگه اي كه ميخوام بگم اينه كه چند شب پيش بهش گفتم با اينكه دوستش دارم به خاطر مسائل مربوطه و اينكه فلا نميخوام ازدواج كنم رابطه ام رو ميخوام باهاش كامل قطع كنم بعد از كلي بحث اول قبول كرد اما ديشب زنگ زد با گريه و تهديد كه تو بايد با من ازدواج كني حتي اگه طلاق بگيريم!! من واقعا نميدونم چي بهش بگم؟! اينقد زنگ زد و گفت و اس ام اس زد كه گفتم باشه ازدواج ميكنيم!!! واقعا كلافه ام شايد راهيه كه بايد تا آخرش برم؟ چون واقعا بيخيال نميشه....به قول شاعر
    دل به دريا ميزنم، يا غرق دريا ميشوم يا كه به ساحل ميرسم...
    مرسي از deniz90 و capitan حداقل دو نفر يكم منو درك كردن!

  8. #46
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    من فقط حسمو میگم با یه پیشنهاد.
    اول اینکه از حرفاتون و اون جریانی که نوشتین درمورد دلایلی که خواستگارشو رد کرده. و فکر میکنین دلایلش منطقیه، اینا همه بخاطر وابستگیه که نسبت بشما پیدا کرده.
    دختری که وابسته باشه خواستگارش ایده اله ایده الم باشه سعی میکنه دلیلی واسه رد کردن پیدا کنه.
    شاید نظرم مورد قبول بقیه خانوما نباشه اما میگم حرفمورو هوا نزدم رو حساب کتاب و موردی که خودم دیدم زدم.
    بنابراین زیادم مطمعن نباشین اون یه ماه واقعا فراموشتون کرده،شایددم سعی کرده فراموش کنه اما دیده نمیتونه. ورگرنه دلایلی که اورده همون اولم میتونسته بفهمه تو همون جلسه اول مشخص میشد موردش سنش چقدره و متخصص هستن و میخواین کار کنن و بچه میخواین.اینا که ظاهر قضیه است. ممکنه اگه شما تو زندگیشون حضور نداشتین بهتر رو این موردشون فکر میکرد.
    حضور شما باعث شده بود که خواستگارشو رد کنه.
    من فکر میکنم اون دختر نمیدونه تو فکر شما چی میگذره ممکن هم هست این یه ماه و سرد برخورد کزده که شمارو وادار کنه زودتر برین خواستگاریش.

    میدونین من اگه جای اون دختر بودم اینقد وابسته، خیلی دلم میخواست حرف دل طرف مقابلمو بدونم. اینکه اصرار کرده حتما فکر کرده بخاطر اینه که فقط خانوادتون مخالفن نه خودتون. شاید فکر میکنه خودتون هم میخواین و مانع اصلی بین شما دوتا خانوادتون نه خودتون و شما همونقدر عذاب میکشین تو قطع این رابطه که اونم میکشه.
    پیشنهاد اینه امیدوارم اگه پیشنهاد درستی نیس دیگران گوشزد کنن.
    اما یه لحظه خودمو گذاشتم جای اون دختر.دیدم چقد سردرگمم واگه جاش بودم خیلی دوست داشتم حرفای دلتونو بشنوم حرفاییی که اینجا زدین و میدونستین اون دختر نمیبینه و بی تعارف حرف خود خودتونو زدین.
    بنظرم اگه واقعا نمیخواینش و پشیمون نمیشین اینجا رو بهش نشون بدین تا ببینه حرف دل شما چیه. اینطوری راحتر با قضیه کنار میاد.
    دوتاییتون یه اشتباهی و چهارسال پیش کردین الان لازم نیست ادامه بدین و اشتباهو بیشتر تکرار کنین چون هرچی بیشتر پیش برین، تاوان بیشتری و باید بدین.
    عاقلانه تصمیم بگیرین.
    موفق باشین.
    ویرایش توسط دختر بیخیال : دوشنبه 14 بهمن 92 در ساعت 16:55

  9. 4 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (دوشنبه 14 بهمن 92), ayda86 (دوشنبه 14 بهمن 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 14 بهمن 92), شیدا. (سه شنبه 15 بهمن 92)

  10. #47
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    اون كاملا ميدونه كه من خودمم نميخوام ازدواج كنم ( اينكه نميخوام ازدواج كنم دليل نميشه كه دوستش نداشته باشم چون دارم خيلي هم زياد دارم) اما الان واقعا اصلا دلم نميخواد با كسي ازدواج كنم نه با اون و نه با كس ديگه! حتي بهش گفتم كه بزرگترين اشتباه اين بود كه دوست شديم و رابطه رو ادامه داديم، اما با همه اينا ول كن نيست و واقعا فكر كنم چاره ديگه اي ندارم! چون واقعا خودمم خسته شدم و كلافه

  11. #48
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    اون كاملا ميدونه كه من خودمم نميخوام ازدواج كنم (
    اينكه نميخوام ازدواج كنم دليل نميشه كه دوستش نداشته باشم چون دارم خيلي هم زياد دارم
    ) اما الان واقعا اصلا دلم نميخواد با كسي ازدواج كنم نه با اون و نه با كس ديگه! حتي بهش گفتم كه بزرگترين اشتباه اين بود كه دوست شديم و رابطه رو ادامه داديم، اما با همه اينا ول كن نيست و واقعا فكر كنم چاره ديگه اي ندارم! چون واقعا خودمم خسته شدم و كلافه
    من متوجه نمي شم يعني چي دوستش داريد ؟؟؟
    پس اينكه ميگن اگر پسري دختري رو دوست داشته باشه خودشو به آب و آتيش ميزنه تا اون دختر رو به دست بياره چيه؟؟؟

  12. 2 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (دوشنبه 14 بهمن 92), دختر بیخیال (دوشنبه 14 بهمن 92)

  13. #49
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من دوست داشتن تنها كافي نيست!

  14. #50
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 23 خرداد 99 [ 20:21]
    تاریخ عضویت
    1392-7-21
    نوشته ها
    374
    امتیاز
    9,911
    سطح
    66
    Points: 9,911, Level: 66
    Level completed: 66%, Points required for next Level: 139
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,128

    تشکرشده 851 در 242 پست

    Rep Power
    52
    Array
    خوب چرا تمومش نمیکنید هم خیال خودتون رو راحت کنید هم اون خانم.اگه زنگ زدن هم دیگه جوابشون رو ندید .خیلی منطقی بهشون بگید من نمیخوام ازدواج کنم اگه هم ازدواج کنم با شما نیست.اون خانم هم هرچن براشون سخت هست با این موضوع کنار میاد.

    فقط هر چی زودتر تمومش کنید تا اون دختر خانم هم موقعیتهایی که داره رو بیشتر بهش فکر کنند


    به نظر من دوست داشتن تنها كافي نيست!
    ببخشید شما دوستشون ندارید فقط میخواید یک جوری خلاص بشید پس بیخیال 4 سال بشید .
    فرو افتادن در مقابلِ خدا ؛ تنها راه برخاستن است …

  15. 5 کاربر از پست مفید ستیلا تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (دوشنبه 14 بهمن 92), toojih (دوشنبه 14 بهمن 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 14 بهمن 92), مصباح الهدی (دوشنبه 14 بهمن 92), شیدا. (سه شنبه 15 بهمن 92)


 
صفحه 5 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بدهكاري همسرم و قرض كردن چيكار كنم؟
    توسط Maleka در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 15:01
  2. شما جاي من بودين چي كار ميكردين
    توسط sepide2 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 04 خرداد 92, 15:23
  3. پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 دی 91, 13:13
  4. با مامانم چيكار كنم ؟
    توسط حنان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 فروردین 88, 19:55
  5. نميدونم چيكار كنم؟
    توسط ساقی جان در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 فروردین 87, 07:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.