به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 27

Hybrid View

  1. #1
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 19 آذر 95 [ 01:34]
    تاریخ عضویت
    1392-8-23
    نوشته ها
    503
    امتیاز
    6,319
    سطح
    51
    Points: 6,319, Level: 51
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 31
    Overall activity: 5.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    405

    تشکرشده 1,144 در 414 پست

    Rep Power
    79
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mahkameh نمایش پست ها
    سلام دوستان
    راستش من دو سه ماه پیش از طریق فیسبوک با پسری آشنا شدم که یک سال از من کوچیکتره.
    راستش این پسره منو تو یک همایش سه روزه دیده بود ولی من ندیدمش و تو فیس هم از طریق همایش و فرندای همایش ادش کردم. خلاصه پس از صحبت درباره همایش و مسابقه بحث و به خودمون ربط داد و خلاصه همینطور چند روز از طریق چت در ارتباط بودیم و اون هم با من خیلی صمیمی حرف میزد که البته این مدل صحبت کردن وابستگی میاره، خلاصه پس از کلی صحبت کردن در مورد خودمون و درخواستای اون تصمیم گرفتم ببینمش. خب اوایل من به دلیل شرایط خانوادم خیلی سنگین لباس میپوشیدم و مثلا با مقنعه رفتم پیشش. البته رفتارمم سنگین بود. خلاصه روز اول که همو دیدیم و ایشون هم خیلی مشتاق بود خوب بود حسابی حرفیدیم، دفعه دوم هم همینطوری بود با هم کافی رفتیم و کلی صحبت کردیم و بعدشم ارتباطمون خوب بود , واز طریق چت با هم در ارتباط بودیم. و من هی بیشتر وابستش میشدم. دفعه سوم که با هم رفتیم سینما و پیاده روی من یکم بیحوصله بودم چون همش به اون فکر میکردم نمیتونستم زیاد بگم و بخندم، بعدشم از پیش هم رفتیم از اونجا به بعد بهش چند تا اس دادم و معذرت خواهی کردم. و بهش خیلی صادقانه گفتم که خیلی ازش خوشم اومده و شخصیتشو خیلی دوست دارم ولی اون از اینجا بود که دیگه مثل قبلش نبود و فقط من بودم که حالشو میپپرسیدم و اون فقط جواب میداد. البته اون پدربزرگش فوت کرده بود و درگیر امتحاناش بود. و برای صحبت همش من شروع میکردم و هم اس ام اس هم چت و اونم همش میگفت امتحاناش تموم بشه، ولی امتحاناشم تموم شد و بازم اصلا محل نمیداد بهش چند بار گفتم اگه از من خوشش نمیاد رک و راست بهم بگه و اصلا طولش نده. اونم قبول کرد، بعد یکی دو هفته جدی باهش حرفیدم که با من چه مشکلی داره اونم مابین حرفاش میگفت تو مذهبی ای ولی من اونجوری نیستم و از رفتارام میگفت که چطوری به این موضوع پی برده. ولی من هیچ کدوم از قضاوتاشو قبول نکردم چون غلط بود.خلاصه آخرم حرف رسید به اینکه باید بیشتر صبر کنم و بدبین نباشم. خلاصه اینکه با به هر بدبختی شد همدیگرو دیدیم و اون روز ناراحت بودم ولی اون در جواب رفتارای سردش گفت که نمیخواد مثل یه پسر نوجوون رفتار کنه و میگه باید بیشتر صبر کنیم تا همو بشناسیم ولی خوب چطوری؟ اون که یه جواب اس ام اس رو هم به سختی میده. شناخت از چه طریقی؟ خلاصه الان بعد از دو سه ماه من اونو دوست دارم و علت اصلیشم اینه که از رفتارا و شخصیتش خیلی خوشم اومده و برام مثل پسرای دیگه نیست چون من هیچ وقت سعی نکردم با پسرای دیگه رابطه طولانی داشته باشم و پس از یکی دو هفته بعد آشنایی بیخیالشون میشدم چون ازشون خوشم نمیومد و به خواسته های خودخواهانه شون از دوستی پی میبردم و من اونطوری نبودم. ولی درمورد این فرق میکنه و من پس از اینکه دیدم یه ویژگی های اولیه داره خیلی وابستش شدم، خیلی دلم براش تنگ شده. ولی اون دیگه اصلا محل نمیده.راستش این اواخر خیلی پاپیچش نمیشم و سه روز یه بار یه اس ام اس احوالپرسی براش میفرستم و اونم ج میده.
    حالا ازتون راهنمایی میخوام که چطوری باهش حرف بزنم و ادامه بدم که نظرش در مورد من مثبت بشه و بفهمه که من واقعا دوسش دارم؟ چیکار کنم که بیشتر بیاد سمتم تا اینکه دور بشه. اصلا چرا این کارا رو میکنه؟ نمیفهمم؟
    نه قصد نصیحت دارم نه توی همچین شرایطی بودم تا بدونم چه باید کرد. شکسپیر یه جمله داره که احتمالا شنیدین؛ منم تکرارش می کنم: هرگاه کسی را دوست داری رهایش کن. اگر به سوی تو بازگشت از آن توست وگرنه از اول از آن تو نبوده.

  2. 5 کاربر از پست مفید mahasty تشکرکرده اند .

    mahkameh (دوشنبه 14 بهمن 92), sahelneshin (دوشنبه 14 بهمن 92), مصباح الهدی (دوشنبه 14 بهمن 92), دختر بیخیال (دوشنبه 14 بهمن 92), شیدا. (سه شنبه 15 بهمن 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری را دوست دارم که میدانم او قبلا پسری دیگر را دوست داشته، چیکار کنم؟
    توسط behroozoorheb در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 اردیبهشت 93, 06:42
  2. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  3. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00
  4. +دخترها جواب بدین چه پسرهای رو دوست دارین
    توسط ramin2009 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 دی 87, 16:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.