به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 60

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array

    دو دلي در انتخاب همسر به دليل اختلاف سطح و مسائل فرهنگي

    سلام به همگي
    من يه تازه واردم تو اين سايت، به نظرم اومد شايد اينجا كسايي باشن كه بتونن منو راهنمايي كنن
    ميرم سر اصل موضوع به طور خلاصه


    ٦ سال پيش من دندانپزشكي دانشگاه تهران قبول شدم و از شيراز اومدم تهران، شكر خدا تهران امكاناتم خوب بود، خونه ماشين و يه دانشگاه خوب...از همون روز اول از يكي از هم كلاسيام خيلي خوشم اومد اما مثه بقيه باهاش يه رابطه دوستانه معمولي رو شروع كردم، ( كلا توى رشته هاي پزشكيجات چون همه مثه هم واحد بر ميدارن و همش دانشكده و كلينيك و اينا هستن همه باهم يه جوري صميمي ميشن درست عين مدرسه انتخاب واحد خيلي معني نداره) خلاصه گدشت ما رسيديم ترم ٥ يعني اول سال ٣، كه من چون با اون دختر خانم خيلي صميمي شده بوديم ديگه رسما دوست شديم...البته بگم كه اون اولش به من گفت كه ما از نظر خانوادگي بهم نميخوريم (من پدر و مادرم پزشك هستن ٢تا برادار و يك خواهر هم كه اونا هم پزشكن، اون پدرش تو كار آزاد بود و خواهر برادرشم تحصيلا ت و كار خوبي داشتن) خلاصه من چون مشكل خاصي نديدم گفتم نه از من مشكلي نيست... همه چيز خوب بود يه ٢ ماه كه گذشت گفت مسخوا مسه چيزي بهت بگم كه اگه از نظرت اشكال داره ميتونيم رابطه رو تموم كنيم، خيلي دلهره گرفتم، گفت ببين من خانوادم مثل خانواده تو اصيل نيست من پذر مادرم روستايي بودن حتي مدركشون سيكله و بعد از ازدواجشون اومدن تو شهر من واقعا جا خوردم اخه اصلا بهش نميومد! خيلي دختر با پرستيژي بود، اما خودم رو كنترل كردم و سعي كردم خيلي عادي برخورد كنم گفتم اين چيزا كه مهم نيست مهم انسانيته
    خلاصه موندم كه چيكار كنم؟ ٢سال دوست صميميم بود ٢-٣ ماه دوست دخترم و از همه مهمتر اينكه تمام اين مدت به ازدواج باهاش فكر مي كردم...قدرت كات كردنو نداشتم نه من نه اون...از طرفي قرار بود ٤ ساله ديگه هر روز هم رو ببينيم... چيزي نگفتم و رابطه ادامه پيدا كرد اما هميشه مي ترسيدم كه چه طوري به خانوادم بگم كه جريان اين شخصي كه من انتخاب كردم اينه.. چون خواهر و برادرم همه با خانوادههاي اصيل و خوب شيراز ازدواج كردن... خلاصه گذشت و رسيديم سال اخر دانشگاه و تو اين يكي دو سال هم فشار شديد گذاشته بود كه ازدواج كنيم اما من همش ميگفتم من نمي خوام الان ازدواج كنم خلاصه لينقذ فشار اورد كه به خانوادم گفتم بياين بريم خونه خواهرش ( چون خانوادش أصفهان بودن و خواهر بزرگش كه ازدواج كرده بوده تهران بود و خودش با اونا زندگي مي كرد) خلاصه مادرم اومد تهران و رفتيم خونه خواهرش يه خونه كوچك و كاملا معمولي تو يه محله معمولي، كاملا معلوم بود كه مادرم جا خورده با اون چيزي كه فكر ميكرد خيلي فرق داشت اصلا نتونست اونجا حرفي بزنه بعد نيم ساعتم بلند شديم رفتيم و بعدش به من گفت كه كاملا مخالفه ولي اگه خودم ميخوام ميتونم باهاش ازدواج كنم.... واقعا سخت ترين روزاي زندگيم موندم چيكار كنم... از طرفي هم اون فشار مياورد كه تاريخ عقد بگو... راستشو گفتم كه من مادرم مخالفه ميگه اختلاف فرهنگي داريم، اينو كه گفتم بدتر شد! همش گريه ميكرد و با مامانم هم بد شد... خلاصه رابطه آدامه پيدا كرد تا دانشگاه تموم شد تو اين مدت هم اون هي ميگفت ازدواج منم ميگفتم من نمي تونم برا ازدواج تصميم بگيرم يا اينكه الان نميخوام ازدواج كنم
    از يه طرفه ديگه خانواده ام هم موردهاي خيلي خوب بهم پيشنهاد ميدادن.....
    حالا كه درسمون تموم شده ميخوام واقعا يه تصميم بگيرم ولي نمي تونم، از يه طرف موردهايي هست مورد تأييد خانواده ام و به ظاهر خيلي بهتر، از يه طرف ديگه اين هم كلاسم من رو خيلي دوست و منم دوستش دارم و همش ميگه ما ٤ سال با هم بوديم بأيد ازدواج كنيم اگه كات كنيم من زندگيم نابود ميشه...اينو هم بگى كه من تو اين ٤ سال واقعا سعي كردم هر كاري كه ميتونم براش بكنم كه اگه بعدا جدا شديم زياد ديني نباشه...
    به نظر شما چه بايد كرد؟ من كه مخم پوكيده بس كه فكر كردم

  2. #2
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام

    گویا شما تاپیک جدیدی باز کردین.

    راستش مشکل شما بیشتر به شخصیت خودتون برمی گرده.

    1)اینکه خودتون قبلا چقدر به مهمانی ها و تجملات اهمیت می دادین؟



    2)بیشتر با چه تیپ آدمایی دوست می شدین؟ مثلا براتون مهم بوده که دوستتون سطح مالی پایینی نداشته باشه یا اهل روستا نباشه؟


    3)چقدر منعطف هستین؟چقدر می تونید با آدمای مختلف و فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنید؟



    4)چقدر به نظر اطرافیان در مورد خودتون که مثلا شما در چه وضع فرهنگی هستین اهمیت می دادین.مثلا اگه شما دندان پزشکی قبول می شدین اما مثلا رشته گیاه شناسی را بیشتر دوست داشتین؛آیا به خاطر این علاقه این توانایی را داشتین که بر خلاف نظر بقیه رشته مورد علاقتون برید؟ با اینکه بقیه می گن چرا دندان پزشکی را ول کردی و...(این فقط یک مثاله)

    ببینید مثلا آدمایی بودن که این قدر جسارت داشتند که تنها نظر خودشون مهم بوده.مثلا استاد شهریار که سال آخر پزشکی را ول می کنه و میره دنبال ادبیات.

    شما ببینید چقدر تو شخصیتتون چنین چیزی هستید.



    5)ببینید بعدا براتون افت نداره که پدر بزرگ و مادربزرگ بچتون روستایی باشه؟(برای من که مهم نیست ولی نظر خودتون و درونتون مهمه!)



    6)ببینید لهجه براتون مهم نیست؟


    7)ببینید چقدر معیار های اخلاقی دارن که این مساله را براتون می پوشونه؟ آیا مادر خوبی برای بچتون میشه؟

    آیا دختر نجیبی است؟می تونید بهش مطمئن باشید که بهتون متعهد باشه؟

    یکم هم در مورد معیارهای ازدواجتان مطالعه کنید و بالا پایین کنید.
    ویرایش توسط مصباح الهدی : جمعه 11 بهمن 92 در ساعت 18:05

  3. 6 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    (tanha) (جمعه 11 بهمن 92), ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), deljoo_deltang (جمعه 11 بهمن 92), toojih (جمعه 11 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (جمعه 11 بهمن 92)

  4. #3
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط مصباح الهدی نمایش پست ها
    سلام


    گویا شما تاپیک جدیدی باز کردین.

    راستش مشکل شما بیشتر به شخصیت خودتون برمی گرده.

    1)اینکه خودتون قبلا چقدر به مهمانی ها و تجملات اهمیت می دادین؟




    2)بیشتر با چه تیپ آدمایی دوست می شدین؟ مثلا براتون مهم بوده که دوستتون سطح مالی پایینی نداشته باشه یا اهل روستا نباشه؟



    3)چقدر منعطف هستین؟چقدر می تونید با آدمای مختلف و فرهنگ های مختلف ارتباط برقرار کنید؟




    4)چقدر به نظر اطرافیان در مورد خودتون که مثلا شما در چه وضع فرهنگی هستین اهمیت می دادین.مثلا اگه شما دندان پزشکی قبول می شدین اما مثلا رشته گیاه شناسی را بیشتر دوست داشتین؛آیا به خاطر این علاقه این توانایی را داشتین که بر خلاف نظر بقیه رشته مورد علاقتون برید؟ با اینکه بقیه می گن چرا دندان پزشکی را ول کردی و...(این فقط یک مثاله)

    ببینید مثلا آدمایی بودن که این قدر جسارت داشتند که تنها نظر خودشون مهم بوده.مثلا استاد شهریار که سال آخر پزشکی را ول می کنه و میره دنبال ادبیات.

    شما ببینید چقدر تو شخصیتتون چنین چیزی هستید.




    5)ببینید بعدا براتون افت نداره که پدر بزرگ و مادربزرگ بچتون روستایی باشه؟(برای من که مهم نیست ولی نظر خودتون و درونتون مهمه!)




    6)ببینید لهجه براتون مهم نیست؟



    7)ببینید چقدر معیار های اخلاقی دارن که این مساله را براتون می پوشونه؟ آیا مادر خوبی برای بچتون میشه؟


    آیا دختر نجیبی است؟می تونید بهش مطمئن باشید که بهتون متعهد باشه؟

    یکم هم در مورد معیارهای ازدواجتان مطالعه کنید و بالا پایین کنید.
    ممنون از كامنت و نظر جالبتون اما ميخوام بدونم وقتي مي تونم با موردهاي بهتر ازدواج كنم أيا منطقي نيست كه اين رابطه تموم بشه؟ يا اينكه نه واقعا راهيه كه بايد تا اخرش برم؟
    من ادم انعطاف پذيري هستم اما هميشه خانواده و سطح فرهنگ ادما توي انتخاب ادماي اطرافم تاثير داشته

  5. #4
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    253
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط doubt نمایش پست ها
    ممنون از كامنت و نظر جالبتون اما ميخوام بدونم وقتي مي تونم با موردهاي بهتر ازدواج كنم أيا منطقي نيست كه اين رابطه تموم بشه؟ يا اينكه نه واقعا راهيه كه بايد تا اخرش برم؟
    من ادم انعطاف پذيري هستم اما هميشه خانواده و سطح فرهنگ ادما توي انتخاب ادماي اطرافم تاثير داشته
    چرا کاملا منطقی هستش. ولی منطقی تر این بود که به اون دختر همون اول که از خانواده اش گفت و گفت بدرد هم نمیخوریم میگفتین نمیخواینش و اونقدر دوستش ندارین که بخاطرش قید این تفاوتا رو بزنین. الانم دیر نشده من فکر میکنم شما بهتره بیشتر از این ادامه ندین. چون بیشتر به اون صدمه میزنین و وابسته تر میشه.
    بهتره که به معیاراتون بیشتر فکر کنین. اگه الان اینو میگین مطمعنا فردا تو زندگیتون که چهارتا مشکل پیش اومد همش تو سرش میزنین و تحقیر ی که از جانب خانوادتون میشین و از چشم اون میبیننین.

    البته بازم بستگی به این داره مورد خوب و چی ببینین. اینکه از خانواده پزشک و سرشناس و پولدار باشه؟؟ یا نه اخلاق خوب داشته باشه یا خانواده با فرهنگ. ؟
    ویرایش توسط دختر بیخیال : جمعه 11 بهمن 92 در ساعت 18:28

  6. 8 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), deljoo_deltang (جمعه 11 بهمن 92), sanjab (جمعه 11 بهمن 92), sara 65 (شنبه 12 بهمن 92), toojih (جمعه 11 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 11 بهمن 92), مصباح الهدی (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (جمعه 11 بهمن 92)

  7. #5
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 16 خرداد 05 [ 13:13]
    تاریخ عضویت
    1391-3-10
    نوشته ها
    1,581
    امتیاز
    42,128
    سطح
    100
    Points: 42,128, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdriveVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,384

    تشکرشده 6,950 در 1,499 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    330
    Array
    سلام

    تازه داری بعد از 4 سال مشورت میگیری که چیکار کنم ؟ دختررو نگه دارم یا نه ولش کنم بر به امون خدا یا هرجا دوست داشت و به نظر دوست داری که همه بگن نه رهاش کن!!!! این به

    نفعته

    چرا همون موقه که دختر بیچاره بهت گفت که خانوادهاتون بدرد هم نمیخورن کات نکردی؟

    اون موقه نخاستی تنها بمونی برا همین رهاش نکردی و حالا که موردای اصیل رو معرفی میکنن چه

    احتیاجی به اون داری؟

    چه قدر بده کسی رو بازی دادن اونم به این راحتی

    مطمان باشین لیاقت اون دختر بیشتر ازین حرفاست چون از یه خانواده ی روستایی خودشو رسونده

    به این جایی که هست ولی شما تو همچین خانواده ای هستین که همه پزشکن پس اصلا یکی

    نیستین

    ببخشین نرم تر ازین نمیتونستم بنویسم
    ...

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط doubt نمایش پست ها
    اينو هم بگى كه من تو اين ٤ سال واقعا سعي كردم هر كاري كه ميتونم براش بكنم كه اگه بعدا جدا شديم زياد ديني نباشه...
    چقدر هم خوب تونستی وجدانتو اروم کنی

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط doubt نمایش پست ها
    من ادم انعطاف پذيري هستم اما هميشه خانواده و سطح فرهنگ ادما توي انتخاب ادماي اطرافم تاثير داشته
    اگه اینطور بود قبل ازین 4 سال خانوادتونو میاوردین تا براتون انتخاب کنن اون موقه باید تاثیر میگرفتی نه حالا که اون دختر میتونست الان سر زندگیش باشه با کسی شاید خیلی بهتر از شما

    4 سال از زندگیشو تباه کردی حالا داری میگی منطقیش کدومه؟ اینو انتخاب کنم یا اونو؟
    صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را که سر به کوه و بیابان تو داده ای ما را
    ویرایش توسط فرشته اردیبهشت : جمعه 11 بهمن 92 در ساعت 19:53

  8. 11 کاربر از پست مفید فرشته اردیبهشت تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (جمعه 11 بهمن 92), ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), deljoo_deltang (جمعه 11 بهمن 92), sanjab (جمعه 11 بهمن 92), toojih (جمعه 11 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 11 بهمن 92), مصباح الهدی (جمعه 11 بهمن 92), veis (جمعه 11 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (جمعه 11 بهمن 92), شیدا. (شنبه 12 بهمن 92)

  9. #6
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط doubt نمایش پست ها
    ممنون از كامنت و نظر جالبتون اما ميخوام بدونم وقتي مي تونم با موردهاي بهتر ازدواج كنم أيا منطقي نيست كه اين رابطه تموم بشه؟ يا اينكه نه واقعا راهيه كه بايد تا اخرش برم؟
    من ادم انعطاف پذيري هستم اما هميشه خانواده و سطح فرهنگ ادما توي انتخاب ادماي اطرافم تاثير داشته

    خب من فکر کردم شما عاشق شدید و به دلیل حرف مادرتون کمی تردید کردید.

    اگه خودتون فکر می کنید که مورد بهتر هست پس اصلا برای دلسوزی ازدواج نکنید!!!



    چون برای این خانوم دکتر مورد بهتر بیشتره.مردی که دوستش داشته باشه و بهش افتخار کنه که همچین همسر تحصیل کرده ای داره .خانواده های عادی هم مثل خیلی از ما که خیلی پولدار نیستیم و خیلی هامون شهرستانی هستیم و پدر و مادرامون با نون حلال ما را بزرگ کردن و ارزش و اصلیت برامون عشق و انسانیت و صداقت هست؛وجود دارند.



    چرا این دختر نباید همسر یک همچین آدمی بشه.من اگه جای این دختر بودم باهاتون ازدواج نمی کردم.چون برام خیلی مهمه که همسرم چه در دلش و چه در ظاهر برای پدر و مادرم که این قدر زحمتم را کشیدن و منو به اینجا رسوندن ارزش قائل بشه.و تو دلش فکر نکنه که ما فرهنگمون پایین تره .



    توی این مدت که تو تالار بودم دلیل بعضی اختلافات زناشویی را تکبر یکی از طرفین دیدم.که با نام اختلاف فرهنگی بروز کرده بود.که مثلا خانواده ما فلان ولی خانواده او .... .تحصیلات من فلان ولی تحصیلات او...

    با خودتون رو راست باشید.اگه اینا براتون مهمه مطمئن باشید که بعد از چند ماه اول که احساساتتان فروکش کرد اینا براتون چندین برابر مهم میشه.

    من معتقدم زن و شوهر نباید اصلا برای هم منم منم داشته باشن.اصطکاک زندگی را بالا می بره.جرقه می ده.ممکنه آتش سوزی رخ بده. با کسی ازدواج کنید که مثل خودتون باشه و بعدا برای هم منم منم نداشته باشید.

    من همین چند ساعت پیش یک خواستگار داشتم که قطعا بهش جواب منفی خواهم داد.

    پدر و مادر انسان های تحصیل کرده؛پولدار؛بالا شهر نشین؛پسر دارای شغل بسیار خوب و بادرامد؛دارای خانه؛ماشین و...

    اما طرز نشستن این آقا متکبرانه بود.وقتی از منزل ما خارج شد جلو تر از پدر و مادرش بیرون رفت!!!!(این فرهنگه؟!!! )

    البته من برایش دعا می کنم که خداوند عاقبت بخیرش کند و یک ازدواج موفق بکنه.دلم هم براش سوخت.اما برای من احترام به پدر و مادر از واجباته.اگه کسی همه خصوصیات مثبت را داشته باشه فقط همین یک نکته را نداشته باشه بدون هیچ درنگی جوابم منفی است.اگه در آینده بفهمم که همسرم حتی تو دلش برای پدر و مادر من که این قدر زحمت منو کشیدن اون ارزش واقعی را قائل نیست؛به خدا قسم که او را دوست نخواهم داشت و ازش متنفر می شوم.هر چه قدر هم که قبلا عاشقش باشم.



    این حق را از اون خانم نگیرید.این حق از هر حق الناسی بیشتر است!برای من که این طوره.

    براتون دعا می کنم بهترین تصمیم را بگیرید.تصمیمی که به نفع هردوتون باشه.
    ویرایش توسط مصباح الهدی : جمعه 11 بهمن 92 در ساعت 23:23

  10. 9 کاربر از پست مفید مصباح الهدی تشکرکرده اند .

    asemaneabi222 (شنبه 12 بهمن 92), ayda86 (شنبه 12 بهمن 92), hanie_66 (سه شنبه 15 بهمن 92), khaleghezey (شنبه 12 بهمن 92), فرهنگ 27 (شنبه 12 بهمن 92), بی نهایت (دوشنبه 14 بهمن 92), دختر بیخیال (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (شنبه 12 بهمن 92), شیدا. (شنبه 12 بهمن 92)

  11. #7
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 18 آبان 95 [ 01:43]
    تاریخ عضویت
    1392-1-31
    نوشته ها
    326
    امتیاز
    4,077
    سطح
    40
    Points: 4,077, Level: 40
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 73
    Overall activity: 11.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    1,507

    تشکرشده 858 در 268 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    47
    Array
    سلام اون دختر 2 ماه از رابطه گذشته بود مسائل خانوادگیش رو گفت به شما
    شما از ترس اینکه تنها نشی چیزی نگفتی و پذیرفتی و 4 سال هم اون رابطه رو ادامه دادی؟؟
    شما تجملاتی هستی پس پرستیژ اون دختر هم در حدی بوده که بپسندی ،چرا 4 سال ادامه دادی و تموم نکردی تا اون دختر به زندگیش برسه؟؟؟ اون موقع نهایتا 2 ماه درد داشت براش در ضمن در نظر خانواده هایی که فقظ ظاهر بین نیستن و اصالت آدمهارو به شهر و محل زندگی و حساب بانکیشون نمیبینن این خانوم یه دکتر همه چیز تمومه پس میتونست خواستگارهای خیلی خیلی خیلی بهتر از شما داشته باشه،(مثل شما که موردهای خوب بهت پیشنهاد میدن)اما الان بعد از 4 سال با روح و روان اون بنده خدا بازی شده که اینهمه طولش دادی و برگشتی سر خونه اول که اون خانوم خودش گفت تفاوت فرهنگی داریم،البته اون خانوم دکتر باید عاقلانه تصمیم میگرفت و وقتی میدید بلاتکلیف مونده از سمت شما این رابطه رو ادامه نمیداد.
    خانواده ناراضی هستن اگه دلایلشون منطقی هست و نمیتونی قانع کنی تموم کن،فقط برادر من یه چیز رو مطمئن باش اصالت و شخصیت آدمها به محل زندگی و حساب بانکیشون نیست،اصالتش اون صداقتش هست که شما رو دور نزد صادقانه بهتون گفت و متاسفانه شما که نمیپذیرفتید نمیدونم چرا این همه سال تظاهر کردید.
    نگران نباشید ایشونم چیزی از دست نمیدن جز اینکه یه تجربه اشتباه بدست آوردن و دیگه میدونن اگه کسی اومد سمتش اول خانواده هاشون رو در جریان بذارن قبل از اینکه از احساس رو وقتشون صرف کنن.
    موفق باشید در پناه خدا

  12. 9 کاربر از پست مفید asemaneabi222 تشکرکرده اند .

    ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), deljoo_deltang (جمعه 11 بهمن 92), sanjab (جمعه 11 بهمن 92), toojih (جمعه 11 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 11 بهمن 92), مصباح الهدی (جمعه 11 بهمن 92), veis (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (جمعه 11 بهمن 92), شیدا. (شنبه 12 بهمن 92)

  13. #8
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    مورد بهتر همه اونايي كه گقتين از مسائل معنوي گرفته تا مادي اما به اينم فكر ميكنم كه شايد واقعا به " ظاهر " بهتر از اون باشن واسه همينم تصميم گيري برام سخته،
    شما جاي من بودي الان چيكار ميكردي؟
    ممنونم كه كامنت گذاشتين روي تك تك كامنت فكر ميكنم و برام مهمه

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط asemaneabi222 نمایش پست ها
    سلام اون دختر 2 ماه از رابطه گذشته بود مسائل خانوادگیش رو گفت به شما
    شما از ترس اینکه تنها نشی چیزی نگفتی و پذیرفتی و 4 سال هم اون رابطه رو ادامه دادی؟؟
    شما تجملاتی هستی پس پرستیژ اون دختر هم در حدی بوده که بپسندی ،چرا 4 سال ادامه دادی و تموم نکردی تا اون دختر به زندگیش برسه؟؟؟ اون موقع نهایتا 2 ماه درد داشت براش در ضمن در نظر خانواده هایی که فقظ ظاهر بین نیستن و اصالت آدمهارو به شهر و محل زندگی و حساب بانکیشون نمیبینن این خانوم یه دکتر همه چیز تمومه پس میتونست خواستگارهای خیلی خیلی خیلی بهتر از شما داشته باشه،(مثل شما که موردهای خوب بهت پیشنهاد میدن)اما الان بعد از 4 سال با روح و روان اون بنده خدا بازی شده که اینهمه طولش دادی و برگشتی سر خونه اول که اون خانوم خودش گفت تفاوت فرهنگی داریم،البته اون خانوم دکتر باید عاقلانه تصمیم میگرفت و وقتی میدید بلاتکلیف مونده از سمت شما این رابطه رو ادامه نمیداد.
    خانواده ناراضی هستن اگه دلایلشون منطقی هست و نمیتونی قانع کنی تموم کن،فقط برادر من یه چیز رو مطمئن باش اصالت و شخصیت آدمها به محل زندگی و حساب بانکیشون نیست،اصالتش اون صداقتش هست که شما رو دور نزد صادقانه بهتون گفت و متاسفانه شما که نمیپذیرفتید نمیدونم چرا این همه سال تظاهر کردید.
    نگران نباشید ایشونم چیزی از دست نمیدن جز اینکه یه تجربه اشتباه بدست آوردن و دیگه میدونن اگه کسی اومد سمتش اول خانواده هاشون رو در جریان بذارن قبل از اینکه از احساس رو وقتشون صرف کنن.
    موفق باشید در پناه خدا
    ممنون از كامنتتون ولي بايد بگم من حرفي از حساب بانكي نزدم و برام زياد مهم نيست بحث من اصالته
    بذار يه مثال بزنم كه متوجه بشي، سنگ آهك و الماس هر دو سنگ هستن اما الماس به خاطر اصالتشه كه جذاب و گرون و پرطرف داره...
    يا حتي در مورد اسب، يكي كه واقعا بخواد اسب خوب داشته باشه ميره دنبال اصالت اسب و بهاش رو ميده كه اسب اصيل داشته باشه

    و اما من به ايشون مرتب ميگقتم كه من نمي خوام ازدواج كنم، و اينكه اونم از اين رابطه سود برده به هر حال اگه بد بود نمي موند و اينكه من تا حالا هر كمكي و هر كاري تونستم براش كردم چون واقعا دوستش دارم اما در مورد ازدواج باهاش مرددم

  14. #9
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    253
    Array
    حالا هنوز دیر نشده اینکه عذاب وجدان بگیرین و هرچند نگرفتین و بخاطر عذاب وجدان بخواین باهاشون باشین زندگی این دختر بدتر میشه من مطمعنم اون دختر اگه ببینه بخاطر خونوادش چیزی که از اول خودش مردد بود حالا بعد چهار سال شمارو مردد کرده خودش این تاپیک و بخونه متوجه میشه اونقدرا دوستش ندارین و نمیتونه زیاد رو این حساب کنه وارد زندگیتون و فامیلتون بشه . همچین دختری میدونه چقد وارد ایمجور خانوادها شدن سخته و میدونه باید حرفای زیادی و تحمل کنه و اگه تاحالاشم مونده واسه این بوده که فکر کرده شما دوستش دارین و پشتش هستین اما فکر کنم با خوندن و دونستن این حرفا بفهمه که تو این مسیر سخت تنهاست و اگه مشکلی پیش بیاد شما پشتوانش نیستین.
    پس یهتره از الان تکلیفتونو با خودتون مشخص کنین و روک و مستقیم نه با تعارف و و غیر مستقیم و اینکه من میخوام خانوادم نمیخواین . بگین خودتون انتخابش نکردین و راستشو بگین که اونو در حد خودتون نمیبینین اینجوری ایشون دیگه فرصتای دیگه اشو از دست نمیده. درسته خیلی دیر شده چهار سال موردای خوبشو از دسن داده شاید خیلی موردا بهتر از شما سراغش اومدن شاید حتی با خانوادهای پزشک و بقول خودتون اصیل هم خواستنش اما اون بخاطر عشق و وفاداری بشما همه رو رد کرده. پس از الان واقعیت و بگین بذارین واقعا بدونه جایگاهش تو زندگیتون چیه تا فرصتاشو بیشتر از این از دست نداده.
    از این به بعدم معیاراتونو قبل از شروع رابطه خوب بشناسانین.
    درسته کارتون ناخواسته بوده اما ایشون صداقت کامل داشته هرچیم کمکش کنین و کرده باشین قابل مقایسه با دل شکستگی بهیچعنوان نیس. چه بسا ایشونم خیلی کارا واستون کردن اما چرتکه اشونو برنداشتن و بشمرن و یاداوری کنن.

    لطفا اگه از الان صداقت نداشتین الان داشته باشین. ایشون تاحالا وقتی شرایطشو گفته شما قبول کردین دیگه راه قلبشو کامل باز کرده چون گفته این میدونه دیگه خودشم قبول کرده اگه قبول نداشت که این همه مدت ادامه نمیداد. پس ایشوم از جانب شما همه چیو تموم شده میدونستن متاسفانه و اگه بهمم بزنین فکر میکنه بخاطر خانواده بوده نه خودتون حقیقت و بگین ک خودتون نمیخواین و خانواده گفته اگه خودتون بخواین حرفی ندارن.شکست بدی میخوره اما تجربه خوبی میشه واسش.
    ولی یچیزیو بدونین که ایشون از نظر ظاهری در وهله اول و اگه کسی ندونه خانوادش شغلشون زیاد پولداردرآور نیست. بهتون میخورن. درمورد اخلاق و رفتار هم حتما مناسب بودن که پسندیدین. فکر نمیکنم دلیل تون زیاد منطقی باشه. مراقب باشین که ممکنه در اینده با همچین کیسی که از نظر اخلاق بهتون بخورن و باهم تفاهم داشته باشین گیرتون نیاد. شما یعمر میخواین با خودش زندگی کنینن نه با خانواده ها . خانواده ها تو مهمونیا دیده میشن.نه تو زندگی اگه واستون زیاد مهم نیس و ایشون اخلاقن بهتون میخورن بیشتر فکر کنین.اما اگه پولداری و سرمایه خانوادگی واستون مهمه و واستون مهمه با فلان ماشین وارد مهمونیا و عروسیتون بشن و فلان لباسای مارکدار کل فامیلشون و خودشون داشته باشن و اینا واستون شخصیت و منزلت حساب میشه دور ایشونو خط بکشین بهتره. چون لیاقتش زندگی بعتریه زندگی که واقعا واسه خودش نه شغل مامان و باباش بخواینش.

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط doubt نمایش پست ها
    مورد بهتر همه اونايي كه گقتين از مسائل معنوي گرفته تا مادي اما به اينم فكر ميكنم كه شايد واقعا به " ظاهر " بهتر از اون باشن واسه همينم تصميم گيري برام سخته،
    شما جاي من بودي الان چيكار ميكردي؟
    ممنونم كه كامنت گذاشتين روي تك تك كامنت فكر ميكنم و برام مهمه

    - - - Updated - - -


    ممنون از كامنتتون ولي بايد بگم من حرفي از حساب بانكي نزدم و برام زياد مهم نيست بحث من اصالته
    بذار يه مثال بزنم كه متوجه بشي، سنگ آهك و الماس هر دو سنگ هستن اما الماس به خاطر اصالتشه كه جذاب و گرون و پرطرف داره...
    يا حتي در مورد اسب، يكي كه واقعا بخواد اسب خوب داشته باشه ميره دنبال اصالت اسب و بهاش رو ميده كه اسب اصيل داشته باشه

    و اما من به ايشون مرتب ميگقتم كه من نمي خوام ازدواج كنم، و اينكه اونم از اين رابطه سود برده به هر حال اگه بد بود نمي موند و اينكه من تا حالا هر كمكي و هر كاري تونستم براش كردم چون واقعا دوستش دارم اما در مورد ازدواج باهاش مرددم
    شاید بظاهر بهتر باشن؟؟؟؟؟

    ببینین زندگیو ساده نگیرین زندگی این نیست که همش زنتونو از نظر زیبایی یا حساب بانکی پدر و مادر یا پزشک بودن پدر و مادر بدیگران نشون بدین و بقیه بگن به به چه زن خوبی نصیبش شده مامانش فلان شغل و مرتبه اجاماعی داره باباش فلان جا کارخونه داره. یا داداشش فلان ماشینو داره. اینکه همسر خوب نیس.

    باید همسر خوبو از نظر اخلاقیات خودش بررسی کنن .
    خانواده خوبو از نظر اخلاقیات خودش بررسی میکنن. نه ازنظر ارقام حساب بانکیاشون.
    مثلا خوبه که بگن چه پدر زن خوب و صبور و مهربون و قانعی دارن. یا اینکه چه مادر زن مهربونی و با وفا و با گذشتی دارن.
    دخترشون مهربونه و با اخلاق و با وجدان و وفادار و متعهده. میشه تو زندگی روش حساب کرد.تحصیلات عالی داره مثه خودتون پزشکن کمتر که نیستن.تازه ببینین که از کجا تونسته بکجا برسه. زحمات اون دختر و خانوادش چند برابر خانواده شماست. پس بیشتر قدر این مدرک و میدونن.
    مطمعن باشین اخلاقیات تو زندگی از حساب بانکی با ارزشتره.

    برین تاپیکای این سایت و بخونین، مشکلات و بخونین واقعا متوجه میشین اخلاقیات وفاداری تعهد از تمام الماسا و پولای و سرمایهای دنیا با ارزشتره. نمیگم پول نباشه اما بتنهایی کافی نیس درکنارش خیلی موارد دیگه ای هست که باید مد نظر داشت. امیدوارم بتونین تصمیم عاقلانه ای بگیرین که بعدها پشیمون نشین.

  15. 6 کاربر از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده اند .

    ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), doubt (جمعه 11 بهمن 92), toojih (جمعه 11 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 11 بهمن 92), مصباح الهدی (جمعه 11 بهمن 92), شیدا. (شنبه 12 بهمن 92)

  16. #10
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 15 بهمن 92 [ 12:08]
    تاریخ عضویت
    1392-11-02
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    114
    سطح
    2
    Points: 114, Level: 2
    Level completed: 28%, Points required for next Level: 36
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    1
    تشکرشده 2 در 1 پست
    Rep Power
    0
    Array
    ممنون از همه شما كه وقت گذاشتين خوندين و جواب دادين، هم جواباي منطقي دادين و هم عصباني شدين و تند نوشتين...ممنون از خانوم آيدا و دختر بيخيال كه واقعا قشنگ نوشتن...
    فقط يك خواهش دارم لطفا من رو قضاوت نكنين و برام دعا كنين
    ممنون

  17. 2 کاربر از پست مفید doubt تشکرکرده اند .

    ayda86 (جمعه 11 بهمن 92), ستیلا (جمعه 11 بهمن 92)


 
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بدهكاري همسرم و قرض كردن چيكار كنم؟
    توسط Maleka در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: یکشنبه 19 دی 95, 15:01
  2. شما جاي من بودين چي كار ميكردين
    توسط sepide2 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 13
    آخرين نوشته: شنبه 04 خرداد 92, 15:23
  3. پاسخ ها: 42
    آخرين نوشته: چهارشنبه 13 دی 91, 13:13
  4. با مامانم چيكار كنم ؟
    توسط حنان در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 فروردین 88, 19:55
  5. نميدونم چيكار كنم؟
    توسط ساقی جان در انجمن ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 08 فروردین 87, 07:40

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 12:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.