به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 15 , از مجموع 15
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 23 دی 93 [ 09:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-06
    نوشته ها
    147
    امتیاز
    1,812
    سطح
    25
    Points: 1,812, Level: 25
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 88
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 353 در 123 پست

    Rep Power
    29
    Array
    سلام عزیزم حتما حکمتی بوده نشده. ببین اگر یکی واقعا از کسی خوشش بیاید برا بدست آوردن اون شخص تلاشش رو زیاد می کنه و برا به دست آوردن و خوشبخت کردن طرف مقابلش هیچی نمی تونه مانعش بشه. قضیه شما خواستگاری سنتی هست و چون شناختی نبوده ما آدما فرقی نمی کنه دختر خانمها یا آقا پسرها چون شناختی ندارن از طرف مقابلمون عجولانه تصمیم می گیرن و پی گیر قضیه نمی شن ولی محبت و شناخت با صحبت کردن چندین جلسه و شناخت خانواده به دست میاد. ایشون هم حتما دلیلی داشتن . شمام شاید برا رد کردن خواستگارتون دلیل داشته باشید ولی برا رد کردن خواستگارتون سعی می کنید محترمانه و جوری ردش کنید که ناراحت نشن. ببینید خواهر گلم در خواستگاری های سنتی همیشه منتظر این اتفاقات باید باشیم من نمی گم این روش آشنایی بده نه اصلاااااااا ولی چون شناختی از طرف نداریم با یه بار دیدن و یکم حرف زدن فکر می کنیم نه ایشون کسی نیست که من دنبالشم ولی شاید چندین جلسه بیشتر حرف بزنیم نظرمون عوض بشه. پس ایشون هم حتماااا حتما دلیل داشتن و خواستن محترمانه برخورد کنن. شمام این رو بع فال نیک بگیرید و بگید شاید حکمتی بود در کار خدا. خدا بهترین ها رو براتون میده ان شااله

  2. 3 کاربر از پست مفید deniz90 تشکرکرده اند .

    earth (یکشنبه 06 بهمن 92), faghat-KHODA (چهارشنبه 09 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 10 بهمن 92)

  3. #12
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام
    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 93 [ 11:18]
    تاریخ عضویت
    1392-3-26
    نوشته ها
    1,155
    امتیاز
    3,537
    سطح
    37
    Points: 3,537, Level: 37
    Level completed: 25%, Points required for next Level: 113
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Overdrive1000 Experience PointsTagger First Class1 year registered
    تشکرها
    153

    تشکرشده 2,575 در 920 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ببین ارث عزیز من خیلی وقته اینجا نیامدم و پست نمی گذارم چون خیلی فشار عصبی برایم داشت و خانواده شاکی شده بودند. اما این دفعه ... ببین با توجه به شرایط خانوادگی ات ، تفاوت های خودت و خانواده ات ، اینکه خانواده ات گفته اند خودت شوهر پیدا کن و همکاری نمی کنند ، به خاطر آنکه در تاپیک هایت گفته ای دچار خود ارضایی شده ای و نیاز جنسی داری ، چون بیشتر خواستگارانت به گفته خودت شرایط لازم مثل نماز و سیگار نکشیدن را نداشته اند و همین باعث شده مدت ها حسرت عشق پانزده سالگی ات را بخوری ، چون احساس تنهایی می کنی و .... پس حالا که خواستگاری پیدا شده که حداقل ظاهرش مناسب است و تو را هم پسندیده است به راحتی از دستش نده. خانواده ات که گفته اند خودت برای ازدواجت اقدام کن یعنی باید بتوانی خواستگارت را نگه داری و به راحتی از دست ندهی و تقدیر گرا نباشی .
    ببین ارث در شرایط شما با توجه به همه آنچه تا حالا گفته ای باید انتظارات خودت را پایین بیاوری. به خصوص که سن این آقا هم مناسب شما است و بزرگتر است . یکی از مشکلاتت این بود که خواستگار با سن مناسب نداری. ارث عزیز این آخرین باری است که من در این انجمن پست می گذارم آنهم فقط به خاطر تو. پس ازت می خواهم که به خاطر مساله مالی خواستگار مناسب را از دست نده. از طریق شوهر خواهرت پیغام بده که مساله مالی برایت اهمیت ندارد و ملاکت چیزهای دیگری است. حداقل سعی خودت را بکن. نمی گویم عجله کن اما دست روی دست نگذار لطفا. شاید دیگر فرصت اینچنینی نداشته باشی و دوباره خودت هستی و یک دنیا غم و بلاتکلیفی و تاپیک ها بی شمار چه کنم چه کنم . تو می مانی و همان مشکلات همیشگی که نمی توانی کاریشان بکنی . برو یک بار دیگر عنوان تمام تاپیک هایت را بخوان. اگر خواستگار مناسب را به بهانه مالی از دست بدهی تو هستی و همان وضعیت و همان مشکلات بی برو برگرد.
    ببین توی این سن باید آنقدر پخته باشی که بتوانی خودت را با شرایط سازگار کنی. من خودم زوج هایی را می شناسم که در ابتدا آقا پسر در حد صفر بود اما الان در بهترین نقاط تهران زندگی می کنند و درآمدهای آچنانی دارند. پس خانمی به سن تو باید آنقدر اعتماد به نفس داشته باشد که بتواند شوهرش را به سمت پیشرفت هدایت کند. برکت مال دست خداوند است .
    پس به شوهر خواهرت بگو که مساله مالی مهم نیست و تو حاضری اگر همسر خوبی داشته باشی با شرایط سازگار شوی. هیچ اشکالی هم ندارد. سوء تفاهمی پیش آمده است و تو رفعش می کنی تا آن آقا درست تصمیم بگیرد.
    این فرصت را از دست نده.
    خداحافظ

  4. 7 کاربر از پست مفید نوروزیان. تشکرکرده اند .

    earth (یکشنبه 06 بهمن 92), faghat-KHODA (چهارشنبه 09 بهمن 92), maryam240 (پنجشنبه 14 اسفند 93), reihane_b (دوشنبه 07 بهمن 92), sanjab (جمعه 04 بهمن 92), فرهنگ 27 (جمعه 04 بهمن 92), میشل (جمعه 04 بهمن 92)

  5. #13
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 28 شهریور 00 [ 14:58]
    تاریخ عضویت
    1391-12-05
    نوشته ها
    604
    امتیاز
    13,683
    سطح
    76
    Points: 13,683, Level: 76
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 367
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,960

    تشکرشده 2,293 در 573 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    0
    Array
    سلام ارث عزیز،حدود 10 روزی از ایجاد تاپیکت گذشته، خواستم ببینم چیکار کردی؟ اگه تمایل داری در موردش حرف بزن
    به پیشنهاد نوپو عمل کردی؟

    میتونی هم به خواهرت بگی از شوهرش بپرسه و دلیل واقعی(میگم شاید این یه بهانه بوده،البته احتمالش کمه...) اون آقا رو جویا بشه.
    و هم اینکه شوهر خواهرت میتونه از خصوصیات خوب اخلاقی شما پیش اون آقا بگه،اینکه اخلاق برات مهمتر از پول هست و...(اینا رو بگو خواهرت به شوهرش بگه واونم به دوستش)

    انشاله هر چی خیر هست پیش بیاد

  6. 3 کاربر از پست مفید reihane_b تشکرکرده اند .

    earth (پنجشنبه 10 بهمن 92), faghat-KHODA (چهارشنبه 09 بهمن 92), khaleghezey (پنجشنبه 10 بهمن 92)

  7. #14
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط deniz90 نمایش پست ها
    سلام عزیزم حتما حکمتی بوده نشده. ببین اگر یکی واقعا از کسی خوشش بیاید برا بدست آوردن اون شخص تلاشش رو زیاد می کنه و برا به دست آوردن و خوشبخت کردن طرف مقابلش هیچی نمی تونه مانعش بشه. قضیه شما خواستگاری سنتی هست و چون شناختی نبوده ما آدما فرقی نمی کنه دختر خانمها یا آقا پسرها چون شناختی ندارن از طرف مقابلمون عجولانه تصمیم می گیرن و پی گیر قضیه نمی شن ولی محبت و شناخت با صحبت کردن چندین جلسه و شناخت خانواده به دست میاد. ایشون هم حتما دلیلی داشتن . شمام شاید برا رد کردن خواستگارتون دلیل داشته باشید ولی برا رد کردن خواستگارتون سعی می کنید محترمانه و جوری ردش کنید که ناراحت نشن. ببینید خواهر گلم در خواستگاری های سنتی همیشه منتظر این اتفاقات باید باشیم من نمی گم این روش آشنایی بده نه اصلاااااااا ولی چون شناختی از طرف نداریم با یه بار دیدن و یکم حرف زدن فکر می کنیم نه ایشون کسی نیست که من دنبالشم ولی شاید چندین جلسه بیشتر حرف بزنیم نظرمون عوض بشه. پس ایشون هم حتماااا حتما دلیل داشتن و خواستن محترمانه برخورد کنن. شمام این رو بع فال نیک بگیرید و بگید شاید حکمتی بود در کار خدا. خدا بهترین ها رو براتون میده ان شااله

    سلام
    بله حق با شماست اما من اگر از کسی خوشم نیاد تماس بگیرن محترمانه علتشو میگم نه اینکه بگم حالا بماند تا بعد...
    اون داره تو ذهن من محو میشه.اما خیلی سخت بود.چون خب طوریه که ممکنه دوباره ببینمش ونمیدونم چطور باهاش رفتار کنم؟اون کنار مغازه شوهر خواهرمه ورفتو آمد داره تو مغازش.

    با برادرم در این مورد حرف زدم وخیلی قاطع گفت اصلا حرفشو به خواهرمون نزن.اون میتونست روراست بگه من شرایطم اینطوره ومیتونست شانسشو امتحان کنه.(با توجه به اینکه اون همه چیو درمورد من میدونه وحتی وضعیت مالی ما واسش توضیح داده شده بود.)
    دوست دارم فراموشش کنم ودیگه به کسی به خاطر مادیات رحم نکنم.تو این همه وقت به این نتیجه رسیدم که باید در مورد مسائل مادی هم کفو باشیم.نمیتونم تحمل کنم که کنار بیام واونوقت خودشون شانشونو بیارن پایین وخودشونو در حد من ندونن.
    درضمن دارم به حکمت خدا راضی میشم.
    اینهمه پسرا میگن کسی مارو درک نمیکنه (ببخشید)حرف بیخود میزنن وخودشون عرضه ندارن از فرصت به دست اومده استفاده کنن.
    همه میگفتن اما من میگفتم من میخوام همسر خوب اما کم پول داشته باشم.اما تو این 18 سال حالا میفهمم که اشتباه فکر میکردم.


    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط deniz90 نمایش پست ها
    سلام عزیزم حتما حکمتی بوده نشده. ببین اگر یکی واقعا از کسی خوشش بیاید برا بدست آوردن اون شخص تلاشش رو زیاد می کنه و برا به دست آوردن و خوشبخت کردن طرف مقابلش هیچی نمی تونه مانعش بشه. قضیه شما خواستگاری سنتی هست و چون شناختی نبوده ما آدما فرقی نمی کنه دختر خانمها یا آقا پسرها چون شناختی ندارن از طرف مقابلمون عجولانه تصمیم می گیرن و پی گیر قضیه نمی شن ولی محبت و شناخت با صحبت کردن چندین جلسه و شناخت خانواده به دست میاد. ایشون هم حتما دلیلی داشتن . شمام شاید برا رد کردن خواستگارتون دلیل داشته باشید ولی برا رد کردن خواستگارتون سعی می کنید محترمانه و جوری ردش کنید که ناراحت نشن. ببینید خواهر گلم در خواستگاری های سنتی همیشه منتظر این اتفاقات باید باشیم من نمی گم این روش آشنایی بده نه اصلاااااااا ولی چون شناختی از طرف نداریم با یه بار دیدن و یکم حرف زدن فکر می کنیم نه ایشون کسی نیست که من دنبالشم ولی شاید چندین جلسه بیشتر حرف بزنیم نظرمون عوض بشه. پس ایشون هم حتماااا حتما دلیل داشتن و خواستن محترمانه برخورد کنن. شمام این رو بع فال نیک بگیرید و بگید شاید حکمتی بود در کار خدا. خدا بهترین ها رو براتون میده ان شااله

    سلام
    بله حق با شماست اما من اگر از کسی خوشم نیاد تماس بگیرن محترمانه علتشو میگم نه اینکه بگم حالا بماند تا بعد...
    اون داره تو ذهن من محو میشه.اما خیلی سخت بود.چون خب طوریه که ممکنه دوباره ببینمش ونمیدونم چطور باهاش رفتار کنم؟اون کنار مغازه شوهر خواهرمه ورفتو آمد داره تو مغازش.

    با برادرم در این مورد حرف زدم وخیلی قاطع گفت اصلا حرفشو به خواهرمون نزن.اون میتونست روراست بگه من شرایطم اینطوره ومیتونست شانسشو امتحان کنه.(با توجه به اینکه اون همه چیو درمورد من میدونه وحتی وضعیت مالی ما واسش توضیح داده شده بود.)
    دوست دارم فراموشش کنم ودیگه به کسی به خاطر مادیات رحم نکنم.تو این همه وقت به این نتیجه رسیدم که باید در مورد مسائل مادی هم کفو باشیم.نمیتونم تحمل کنم که کنار بیام واونوقت خودشون شانشونو بیارن پایین وخودشونو در حد من ندونن.
    درضمن دارم به حکمت خدا راضی میشم.
    اینهمه پسرا میگن کسی مارو درک نمیکنه (ببخشید)حرف بیخود میزنن وخودشون عرضه ندارن از فرصت به دست اومده استفاده کنن.
    همه میگفتن اما من میگفتم من میخوام همسر خوب اما کم پول داشته باشم.اما تو این 18 سال حالا میفهمم که اشتباه فکر میکردم.


    - - - Updated - - -

    منظورم از رحم کردن ترحم نیست چون اگر ترحم تو زندگی باشه زندگی بدی میشه.منظورم درک مسائل مادی خواستگار بود.

  8. کاربر روبرو از پست مفید earth تشکرکرده است .

    faghat-KHODA (چهارشنبه 09 بهمن 92)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 19 اردیبهشت 93 [ 20:18]
    تاریخ عضویت
    1392-2-24
    نوشته ها
    283
    امتیاز
    1,885
    سطح
    25
    Points: 1,885, Level: 25
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    686

    تشکرشده 569 در 244 پست

    Rep Power
    42
    Array
    سلام نوپو عزیز حق باشماست ومن نظر شما رو هم قبول دارم اما برادرم میگه بزار همه چی همون طوری که هست پیش بره میگه هر چیزی به هر قیمتی خوب نیست.مخصوصا واسه ازدواج که بعدش کمی سرد میشه تو هر سختی میگه خودت پیغام دادی که بیا وگرنه من شرایط ازدواجو نداشتم و...
    میگه من اینارو با تجربه ای که به دست آوردم میگم.
    اما حرفاش کاملا منطقیه چون هر چی فکر میکنم میبینم شوهر خواهرم آدم راستگویی نیست وبهتره واسطه خودش آدم درستی باشه.
    ضمن اینکه قبلا به خواهرم گفته بود آرزو میکنم یک همسر قلیونی معتاد نصیبش بشه.واسه اینکه اجازه نداده بودم برادرم تو خونمون قلیون بکشه.

    - - - Updated - - -

    سلام ریحانه جون
    شوهر خواهرم همه چیو گفته ونکته ای نبوده که بهش اشاره نکنه.میدونه من به مادیات خیلی اهمیت نمیدم وواسه من در درجه چندم اهمیته.
    شایدهم حق باشماست واون از اولش منو نمیخواسته واینا همش فیلمی به کارگردانی شوهر خواهرم بوده.
    نمیخوام بیشتر از این با حدس وگمان حرفی بزنم که تهمت باشه اما از اول هم راضی نبودم کسی از طرف شوهر خواهرم بیاد.
    میگن یکیو میخوای بشناسی ببین دوستانش چه کسانی هستن.شوهر خواهرم به ظاهر آدمیه که همه آرزوشو دارن اما باطن زندگیش پر از دروغ وحقه ونیرنگه.
    {البته خواهرم هم با اشتباهات خودش زندگیشو بدتر وسختتر کرده.
    اون خیلی زیباست واین زیبایی رو درمعرض دید همه قرار میده.خب همسرشم چشمش دنبال دیگرانه و...}


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. نتیجه خواستگاری از همکار
    توسط sepanta1990 در انجمن دو دلی در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 06 مهر 93, 16:18
  2. غرور شکسته ی شوهرم رو چطور التیام بدم ؟
    توسط پوینده در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: شنبه 15 شهریور 93, 15:17
  3. راه های التیام قلب شکسته
    توسط آرمان 26 در انجمن ارتباط دختر و پسر(عشق)
    پاسخ ها: 4
    آخرين نوشته: شنبه 05 مرداد 92, 02:06
  4. استمنا بی اختیار
    توسط khatarat در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: دوشنبه 14 مرداد 87, 11:38

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.