سندرم 30 سالگی چیست؟
این گزارش را برای کسانی می نویسم که از 20 سالگی گذشته اند و بیشتر برای آنهایی که 30 سالگی و 40 سالگی و 50 سالگی را تجربه کرده اند.
کسانی که وقتی وارد دهه سوم زندگی شان به بعد شده اند با خودشان فکر کرده اند رو به پیری رفته اند ، از هم سالانشان عقب افتاده اند ، زندگی آنها رو به افول می رود و از فکر کردن به همه اینها افسرده شده اند.
شاید اولین موی سپیدی که در آینه جلوی سر یا کنار شقیقه هایمان خودنمایی می کند، اولین چروکی که زیر چشممان می افتد یا خط لبخندی که کنار لبهایمان را خط کشی می کند آنقدر دلهره آور باشد که از تصور پیر شدن و افتاده شدن به خود بلرزیم.
چند بار از نگاه کردن به صورت چروکیده مادربزرگها و پدربزرگها به حال آنها افسوس خورده اید؟
چند بار عکس دوران جوانی مادرتان را کنار تصویر پیری او گذاشته اید و زیر لب گفته اید:"ببین پیری چی به روز آدم میاره؟"
چند ساله بودید که اولین بار پزشک معالجتان خبر آرتروز گرفتنتان را داد و خیره در چشمهای شما زل زد و گفت :" داری پیر میشی ورزش کن"
چند سالگی متوجه پوکی استخوانتان شدید؟
همه اینها را که کنار هم بچینیم متوجه می شویم دهه های سوم زندگی به بعد اوضاع جسمی و روحی مان پریشان میشود طوری که هر از چند گاه یک بار بر می گردیم پشت سرمان را نگاه می کنیم ببینیم چه کرده ایم و داریم به کجا می رویم؟ بعد خیال می کنیم استخودوس حتما حالمان را بهتر می کند یا قرص افسردگی نگاهمان را به آدمها و زندگی تغییر می دهد؛ اما نمی دهد و ما همچنان تلاش می کنیم خودمان نباشیم. برای همین به سپیدی موها یا ریش و سبیلمان رنگ میزنیم،بیشتر پیش دکتر پوست می رویم، مرتب آزمایش خون می دهیم و خودمان را چکاپ می کنیم، برای دندانهایمان هزینه می کنیم، امگا 3 و کلسیم مصرف می کنیم و شاید حس کنیم تفریحاتی چون کوه و دشت تنفسمان را راحت تر می کند . درحالی که در سنین زیر 20 سال نگران هیچ یک از اینها نیستیم و تنها به اوقات خوشی که باید بگذرانیم می اندیشیم یا اگر خیلی با تدبیر باشیم دنبال درس و رشد و بالندگی می رویم .
همین نگرانیها که در دهه های مختلف زندگی رخ می دهد اصطلاحا یک نوع سندرم است. مثل سندرم 30 سالگی یا 40 سالگی به بعد...اما آنچه مهم است این است که وقایع دورانهای زندگی بر کیفیت سالمندی اثر می گذارد. کیفیت زندگی در حقیقت هدف آرمانی مراقبتهای بهداشتی است و میزان تأثیر سلامتی بر زندگی فرد را ارزیابی می کند.
گفته می شود اصولا سندرم 30 سالگی در خانمهای 30 ساله ی مجرد یا متاهلانی که از شرایط زندگی خود راضی نیستند رخ می دهد و در آقایان در دهه چهارم زندگی و میان کسانی که متاهل هستند اما از زندگی خود ناراضی بوده و یا یک ازدواج ناموفق داشته اند اتفاق می افتد.
تحقیقات نشان داده دردهای جسمی از 30 سالگی بروز کرده واز سن 40 سالگی درک درست از سلامت به دلیل بروز بیماریها افت می کند،ضمن این که عملکرد جسمی از سن 70 سالگی کاهش می یابد.
با این همه کانت در 46 سالگی از خواب جزمی بیدار شد، اولین اثرش پس از این بیداری را در 57 سالگی منتشر کرد و تا ماه های پایانی زندگی اش، در 80 سالگی، پیاپی دقیق و نبوغ آمیز می نوشت.
حتی این که بعضیها فکر می کنند وقتی رقم دهگان عمرشان به 3 می رسد حتما اتفاق خاصی می افتد، بعدا می بینند پیوستگی شخصیتی شان را از دست ندادند و حافظه شان هنوز خوب کار می کند و حتی از درون هم منفجر نشدند!
پرفسور حسین باهر روانشناس و بنیانگذار رفتار شناسی در ایران در این خصوص می گوید: از نظر رفتار شناسی مقاطع مهم زندگی انسانها به چهار دسته عمده تقسیم می شود .
وی این چهار دسته را از تولد تا 20 سالگی یا همان نوجوانی، بین 20 تا 40 سالگی یا جوانی، بین 40 تا 60 سالگی یا دوران میانسالی و 60 تا 80 به عنوان دوران پیری تقسیم می کند.
به گفته او 20 سال اول دوران کاشت، 20 سال دوم دوران داشت و 20 سال سوم زمان برداشت و 20 سال چهارم دوران گذاشت نام دارد.
او می گوید: کاشت به معنای سرمایه گذاری افراد روی خودشان است در زمان داشت باید این سرمایه گذاری توسعه بیابد و به نتیجه برسد و در دوران میانسالی از این سرمایه گذاریها استفاده شود . در دوران پیری هم که باید افراد خودشان را آماده سفر نمایند مثل تقسیم ارثیه و بیندیشند به این که چه کرده اند و چه می خواهند بکنند .
به گفته پرفسور باهر در هر یک از این دورانها احتمال ابتلا به بیماریهای روحی زیاد است و ممکن است فرد به مشاور نیاز پیدا کند.
اما با این که روانشناسان معتقدند اغلب خانمها در معرض ابتلا به این نوع سندرم هستند اما افراد با اهمیت قایل شدن برای بهداشت روانی و حفظ سلامت روحی خود می توانند مراحل مختلف زندگی را پشت سر گذاشته و به توصیه پرفسور باهر در صورت مواجهه با مشکل تحت نظر مشاوران از مراحل بحرانی زندگی به سلامت عبور کنند.
قدس آنلاين / کد خبر: 119497









علاقه مندی ها (Bookmarks)