با تشکر از همه دوستان راهنماییتون خیلی خوبه و بهم کمک میکنه که فکر نکنم تنهام .
امروز باهاش اتمام حجت کردم و خطمو عوض کردم . دختره ممکنه زنگ بزنه به پدر و مادرم ولی به اونا هم سپردم اگه زنگ زد بهش بگید ما دیگه تو کار شما دخالت نمیکنیم. البته ایندفعه بعید میدونم زنگ بزنه و اصلا سراغی از من بگیره چون مامانش به مامانم گفته بود دختره ما یه خواستگار داره که هم مغازه داره و هم ماشین و هم خونه . و من فکر میکنم دختره میخواست یه کاری کنه از من جداشه تا بتونه باخیال راحت به خواستگارش جواب بده . بهش گفتم برو ولی بدون یه روز پشیمون میشی بعدش گفت دیگه برام فرق کردی و اصلا حسی بهت ندارم . قبلا دعوامونم میشد اینجوری راحت خدافظی نمیکرد و این حرفا رو نمیزد . همون بهتر که خودش رفت . درسته خیلی وابستش شدم چون سه سال زمان کمی نیست ولی هر جوریه میخوام تحمل کنم و فراموشش کنم. اگه حدسم درست باشه آرزو میکنم پشیمون بشه و تا آخر عمرش حسرت بخوره . من خیلی کارا بخاطرش کردم که روم نمیشه همه رو بگم . ولی با این حال هم که جداشدیم اگه با یه نفر دیگه ببینمش داغون میشم








علاقه مندی ها (Bookmarks)