به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 21
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 بهمن 92 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    56
    سطح
    1
    Points: 56, Level: 1
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام و تشکر از همه دوستان بخاطر پاسخگوییشون که خیلی خوب هست راهنماییشون
    همونطور که جویا فرمودند خودش شب بهم زنگ زد و معذرت خواهی کرد و برگشت . فقط نمیدونم چرا بعد از هر بار از آشتی دیگه راجع به شرطاش حرف نمیزنه تا یه دو سه روز. گفته بود دوباره باید بیایید خواستگاری . امروز هم قرار بودم مادرم به مادرش زنگ بزنه و کل حرفاشونو بزنن و کارو یه سره کنن که زودتر عقد کنیم . زنگ زدم مامانم گفتم اگه گفتن حتما باید بیاد فلان جا زندگی کنه تو بگو هر کجا پیشرفت کنه بره زندگی کنه. خلاصه مامانم زنگ زد به مادر دختره و گفت پسر من درسشو ول نمیکنه و بره نوکری مردم رو کنه پس باید تا لیسانس بخونه . اونم قبول کرده بود و گفته بود پس باباش باید براش خونه بگیره مامانمم گفته بود کمکش میکنیم و خرجشم تا موقعی که بره سر کار میدیم و در مورد محل زندگی هم مامانم بهش گفته بود هر کجا پسرم پیشرفت کنه و کارش باشه زندگی میکنه و حرف منم اینه که اگه یه روز نتونست اونجایی که شما میگید زندگی کنه و به بنبست خورد و جایی نداشت که بره بیاد اینجا پیش ما تا دستشو بگیریم. مامان دختره هم گفته بود دخترم بهتون زنگ میزنه . دختره قبلش زنگ زد به من و گفت من الان زنگ میزنم بابات و مامانت و بهشون میگم باشه اگه شکست خوردیم باهاش میام روستا زندگی میکنم . ولی این حرفو میزنم که بابات اینا رضایت به ازدواج بدن و تو باید به من قول بدی هیچوقت منو نبری اونجا.
    زنگ زدو حرفا هم زده شد و همه چی جور شد . داشت به من اس میداد که گفت محل زندگی تو به پدر و مادرت چه ربطی داره . منم گفتم نبینم دیگه این حرفو بزنیا گفت میزنم و خلاصه دعوامون شد و من بهش گفتم من میخوام زنم در مقابل حرفام بهم بگه چشم و پشتم باشه اونم گفت من هر کدومشو که خودم قبول داشته باشم میگم چشم و منم بهش گفتم منو زود اعصابم خورد میشه ها اونم گفت من از تو عصبی ترم منم گفتم یه کسی به درد تو میخوره که هر چی بزنی تو سرش صداش در نیاد و تو انگار ضعیف گیر اوردی و بجای اینکه شوهر کنی انگار دار زن میگیری و خیلی احساس بزرگی و عقل و شعورت میشه . اونم گفت حرف زیاد تر از دهنت نزن و از بس احترام بهت گذاشتم هار شدی. منم گفتم دیگه سراغمو نگیر میخوام گوشیمو خاموش کنم اونم گفت اگه واقعا یه ذره مردی تو وجودت هست این کارو کن و دیگه به من زنگ نزن .
    خیلی فکرم بیخود درگیره بخدا از بس تو فکرم هر کی قیافه منو میبینه فکر میکنه 28 سالمه . از وقتی هم با این دختره آشنا شدم اعصابم فوق العاده ضعیف شده و دستم خود به خود میلرزه . دختره هم چند مدت پیش گفت من قرص اعصاب استفاده میکنم.
    امیدوارم که دیگه اس نده و زنگ نزنه . چون اگر بخوام من پسش بزنم نامردیه چون سه سال به پای من وایساده

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته اردیبهشت نمایش پست ها


    چون دوس نداشتی بهت بگه داداش(یه هوس کوچیک که شده دلیل ازدواج)
    چون مادرش بهت زنگ زده و تو رودربایستی موندی (
    رفتار منفعلانه)
    چون وابسته شدی
    (عدم مدیریت رابطه و درگیری احساسی )
    چون نمیتونستی تحمل کنی که به مردی سلام بده پس دوس داری
    (تعصب)

    رو اینه خیلی فکر کن ببین پایه و اساس زندگیت رو چیا تشکیل میدن .


    موفق باشی
    با سلام .
    اره شما درست میفرمایید من خیلی اشتباه کردم و همه اشتباهاتمم بر اثر بی فکریم بود.
    حزف شما کاملا صحیح هست من راه زندگیمو بد انتخاب کردم دارم به سمتی میرم که شاید 10 درصد هم شانس خوشبختی نداشته باشم . به فکر فردام نبودم .
    کاش برگردم به عقب و جبران کنم

  2. 2 کاربر از پست مفید farhad7 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    سه شنبه 02 خرداد 96 [ 08:11]
    تاریخ عضویت
    1392-1-27
    نوشته ها
    221
    امتیاز
    4,855
    سطح
    44
    Points: 4,855, Level: 44
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 95
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    129

    تشکرشده 303 در 118 پست

    Rep Power
    36
    Array
    سلام دوست خوب.به عنوان یه خواهر بهت میگم پیشنهادم بهت اینه.گوشیت رو خاموش کن به مادر و پدرت هم بگو اگه بهشون زنگ زدن بگن ما پشیمون شدیم دخترتون به درد پسرمون نمیخوره.اگه باز پیدات کرد مرد و مردونه جلوش وایسا و بگو رابطمون از اول هم اشتباه بوده من پشیمون شدم تا بیشتر صدمه ندیدیم تمومش کنیم بهتره.اصلا هم عذاب وجدان نگیر چون تو این ماجرا اون دختر بیشتر مقصر چون باهات بازی کرده خیلی راحت ضمنن اصلا هم سه سال به پات واینساده مطمءن باش اگه ازتو بهتر و معذرت میخوام خرتر پیدا میکرد مثل اب خوردن ولت میکرد و میرفت.تا دیر نشده تموم کن این قضیه رو

  4. 4 کاربر از پست مفید setareh 1390 تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 06 بهمن 92), farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92), صبوری (یکشنبه 06 بهمن 92)

  5. #13
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دادا

    امیدوارم که دیگه اس نده و زنگ نزنه . چون اگر بخوام من پسش بزنم نامردیه چون سه سال به پای من وایساده

    خداوکیلی اگه بقیه پسرا هم مثل شما بودنا داش فرهاد فدات شم آمار ازدواج 100 % بود برو نظر بالا بانو ستاره رو بخون زنا همدیگه رو بهتر میشناسن جنسشون چجوریه این بنده خدا توی آبنمک گذاشتت خود دانی فدات شم میخوای خودتو بندازی توی هچل مختاری میخوای بکشی بیرونم مختاری

  6. 4 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 06 بهمن 92), farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93), صبوری (یکشنبه 06 بهمن 92)

  7. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    . اونم گفت حرف زیاد تر از دهنت نزن و از بس احترام بهت گذاشتم هار شدی. منم گفتم دیگه سراغمو نگیر میخوام گوشیمو خاموش کنم اونم گفت اگه واقعا یه ذره مردی تو وجودت هست این کارو کن و دیگه به من زنگ نزن .
    خیلی فکرم بیخود درگیره بخدا از بس تو فکرم هر کی قیافه منو میبینه فکر میکنه 28 سالمه . از وقتی هم با این دختره آشنا شدم اعصابم فوق العاده ضعیف شده و دستم خود به خود میلرزه . دختره هم چند مدت پیش گفت من قرص اعصاب استفاده میکنم.
    امیدوارم که دیگه اس نده و زنگ نزنه . چون اگر بخوام من پسش بزنم نامردیه چون سه سال به پای من وایساده
    به نظر من منصرف شدن شما از اين ازدواج بهترين تصميم بوده گرفتيد قبل از اينكه وارد زندگي بشيد كه معمولا احترم ها در بالاترين حد هست اينطور صحبت كردن
    اون موقع كه ديگه وارد زندگي بشيد نوع گفتارشون چطوري ميشه خدا ميدونه!!!

  8. 3 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    abi.bikaran (یکشنبه 06 بهمن 92), farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92)

  9. #15
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 18 دی 00 [ 21:34]
    تاریخ عضویت
    1392-2-23
    نوشته ها
    709
    امتیاز
    18,833
    سطح
    86
    Points: 18,833, Level: 86
    Level completed: 97%, Points required for next Level: 17
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience PointsOverdrive
    تشکرها
    3,454

    تشکرشده 2,695 در 688 پست

    حالت من
    Narahat
    Rep Power
    129
    Array
    سلام
    به نظر من تمامی دوستان راهنمایی خوبی داشتین حتما توجه کنید و بکار بگیرین! متاسفانه شما در همین اول راه تمام حرمتها و احترامها بین همدیگه رو شکستین و از بین بردین! پس هیچ انتظاری نمیره این اشنایی و وانتخاب اگه به ازدواج منجر بشه زندگی و اینده مشترک خوبی در انتظارتون باشه!
    برادر من شما یک بار شکست خوردین دیدتون رو باز کنید زندگی که چند روز چند ماه نیست که مدام بخای از یه سوراخ چند بار گزیده بشی و درس عبرتی براتون نشه
    پس اشتاباهات رو مدام تکرار نکن! اصلا انتخابتون از اول درست نبوده این همه اختلاف اونم در اوایل راه ،خودش زنگ خطریه برای اینکه به خودتون بیاین و بفهمین این مورد اصلا مناسب شما نیست. اینقدر احساسی تصمیم نگیرین یه خورده عقلانی و قاطعانه و عاقلانه فکر کنید تصمیم بگیرین!
    جلوی ضرر رو هر وقت بگیرین منفعته ! اگه الان تمومش کنید بهتر تا چند سال دیگه با یه بچه بخواین خدای نکرده شکست رو تجربه کنید این دیگه قابل جبران نیست نه برای شما نه برای اون خانم!
    پس اینقدر منفعلانه برخورد نکنید قاطعانه بایستید و بگین ما مناسب هم نیستیم این انتخاب از اول اشتباه بوده و سر انجام خوبی براش پیش بینی نمیشه.
    موفق باشید

  10. 4 کاربر از پست مفید abi.bikaran تشکرکرده اند .

    farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93), صبوری (یکشنبه 06 بهمن 92)

  11. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 بهمن 92 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    56
    سطح
    1
    Points: 56, Level: 1
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با تشکر از همه دوستان راهنماییتون خیلی خوبه و بهم کمک میکنه که فکر نکنم تنهام .
    امروز باهاش اتمام حجت کردم و خطمو عوض کردم . دختره ممکنه زنگ بزنه به پدر و مادرم ولی به اونا هم سپردم اگه زنگ زد بهش بگید ما دیگه تو کار شما دخالت نمیکنیم. البته ایندفعه بعید میدونم زنگ بزنه و اصلا سراغی از من بگیره چون مامانش به مامانم گفته بود دختره ما یه خواستگار داره که هم مغازه داره و هم ماشین و هم خونه . و من فکر میکنم دختره میخواست یه کاری کنه از من جداشه تا بتونه باخیال راحت به خواستگارش جواب بده . بهش گفتم برو ولی بدون یه روز پشیمون میشی بعدش گفت دیگه برام فرق کردی و اصلا حسی بهت ندارم . قبلا دعوامونم میشد اینجوری راحت خدافظی نمیکرد و این حرفا رو نمیزد . همون بهتر که خودش رفت . درسته خیلی وابستش شدم چون سه سال زمان کمی نیست ولی هر جوریه میخوام تحمل کنم و فراموشش کنم. اگه حدسم درست باشه آرزو میکنم پشیمون بشه و تا آخر عمرش حسرت بخوره . من خیلی کارا بخاطرش کردم که روم نمیشه همه رو بگم . ولی با این حال هم که جداشدیم اگه با یه نفر دیگه ببینمش داغون میشم

  12. 4 کاربر از پست مفید farhad7 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93), فرشته اردیبهشت (یکشنبه 06 بهمن 92), صبوری (یکشنبه 06 بهمن 92)

  13. #17
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود دادا

    الله و اعلم خدا میدونه ولی من یکی موندم چجوریه تا میری یه جا خواستگاری همزمان شیش تا مهندس هشت تا دکتر هفتا استاد دانشگاه بقیشونم طلافروش ساختمان ساز و از اینا میاد واسشون من یکی مونده خو لامصب شووووهرش بده بره دیگه چرا دست دست میکنی بدیش به من کور کچل دماغ گنده

    نوکرتم من چیزی بهت گفتم از ته دل بود چون واسه خودم البته طرفم خداوکیلی بهتر بود ولی همین اتفاق پیش اومده الانم میبینمش میگم خوشبخت بشه انگار نه انگار فقط روزی هزار مرتبه میگم خداروشکر بیشتر نرفتم جلو و بجاش یه ازدواج سنتی کردم که فوق العاده راضی و خوشحالم خواهشا دیگه از اینا ننویس

    ولی با این حال هم که جداشدیم اگه با یه نفر دیگه ببینمش داغون میشم

    بیخیال مرد بچسب زندگیت برو خدمت کارت رو درست کن درآمدت زیاد شد پس انداز کافی داشتی برو زن بگیر حالشو ببر نوش جونت ولی الان وقتش نیست

  14. 3 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93), فرهنگ 27 (یکشنبه 06 بهمن 92)

  15. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 30 فروردین 96 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1392-6-10
    نوشته ها
    834
    امتیاز
    8,579
    سطح
    62
    Points: 8,579, Level: 62
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 171
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First Class5000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    785

    تشکرشده 2,768 در 697 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    98
    Array
    الله و اعلم خدا میدونه ولی من یکی موندم چجوریه تا میری یه جا خواستگاری همزمان شیش تا مهندس هشت تا دکتر هفتا استاد دانشگاه بقیشونم طلافروش ساختمان ساز و از اینا میاد واسشون من یکی مونده خو لامصب شووووهرش بده بره دیگه چرا دست دست میکنی بدیش به من کور کچل دماغ گنده

    بعضي شگردا تاريخ انقضا داره بعدش ديگه جواب نميده مثل اين مورد الحمدالله آقايون ميدونن ديگه پشت پرده خبري نيست.
    اين شگرد براي متولدين نيمه اول دهه شصت جواب ميداد.

  16. 3 کاربر از پست مفید صبوری تشکرکرده اند .

    farhad7 (یکشنبه 06 بهمن 92), khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 06 بهمن 92)

  17. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 10 بهمن 92 [ 00:13]
    تاریخ عضویت
    1392-11-03
    نوشته ها
    6
    امتیاز
    56
    سطح
    1
    Points: 56, Level: 1
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    16

    تشکرشده 13 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    الان مادرشم بهم زنگ زد و نمیدونست که من با دخترش دیگه ارتباط ندارم میخواست بگه شرطا رو زودتر جور کن منم گفتم بیخیال این حرفا . من و دختر شما دیگه تموم کردیم و راهمون از هم جدا شده و گفتم شرمنده این همه مدت زحمتتون دادم و وقتتون رو گرفتم ایشالا دخترتون خوشبخت بشه اونم گفته ما هم شما رو خیلی به زحمت انداختیم و ایشالا شما هم موفق باشی و خوشبخت بشی.
    ولی دوستان چطوری میتونم فراموشش کنم؟ الان خیلی دوسش دارم همش تو فکرشم یه جورایی انگار یه چیزیم گم شده و سردرگمم . انگار دیگه هیچکسو ندارم و تنها شدم و دیگه پشتم به کسی گرم نیست

  18. 4 کاربر از پست مفید farhad7 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (یکشنبه 06 بهمن 92), noamooz (شنبه 02 فروردین 93), محمد هم دل (چهارشنبه 09 بهمن 92), صبوری (دوشنبه 07 بهمن 92)

  19. #20
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 اردیبهشت 93 [ 01:15]
    تاریخ عضویت
    1392-10-13
    نوشته ها
    7
    امتیاز
    234
    سطح
    4
    Points: 234, Level: 4
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 16
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    100 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    1

    تشکرشده 10 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام
    سرپرست مجترم سایت:
    شما یک اخطار به بنده بابت پستی که اصلا من نگذاشتم دادید . لطفا بررسی و اصلاح کنید. به طریق دیگری امکان پاسخ دادن را جز این تاپیک نداشتم.


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 02:04 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.