سلام پرنده غریب،
من پست اول یکی از تاپیکهای قبلیت را خواندم، به نظرم سنت پایین هست، اما بخواهی یا نخواهی باید مثل یک فرد بالغ فکر کنی، چون الان وارد یک زندگی مشترک شده ای، به هر حال ممکن هست کمی حرفهایم برایت تند باشد.
شما قبل از ازدواج با همسر فعلیت با فرد دیگری یک ارتباط عاطفی بلند مدت داشتی که به شکست رسیده، و بعد هم مستقیم بدون دادن هیچگونه فرصتی به خودت و در واقع گذراندن دوره نقاهت وارد ارتباط با همسر فعلی و ازدواج با او شده ای.
واقعیت این هست که تا با فردی زیر یک سقف نروی، نمیتوانی متوجه ایرادهای او بشوی! برای همین شما ایرادهای همسرت را دیده ای، اما ایرادهای فرد قبلی را ندیده ای، و قاعدتا چون همسرت را ناخوداگاه با فرشتهای که از فرد قبلی در ذهنت ساختهای مقایسه میکنی، نمیتوانی همسرت را دوست داشته باشی. مشکل اساسی شما به نظر من این هست که هنوز به فرد قبلی فکر میکنی، همسرت را با او مقایسه میکنی و احتمالا با خود میگویی عجب فرشتهای را از دست داده ای! همین باعث شده که نتوانی محبتهای همسرت (هرچند ناچیز) را ببینی.
ریشه مشکل رابطه جنسی بین تو و همسرت هم در همین ارتباط ضعیف عاطفی بین شما هست! چون او را دوست نداری و در واقع عاشقش نیستی، نمیتوانی با او ارتباط جنسی خوبی داشته باشی، برای همین نیاز طبیعی او را غیر طبیعی میبینی و عدم میل خودت به او را، گرم مزاجی او تعبیر میکنی.
نمیدانم تا به حال دوستان چه راهنماییهایی به تو داشته اند، اما راستش دلم برای همسرت میسوزد. چون تو زندگی او را خراب کرده ای! در واقع بدون اینکه هیچ علاقهای به او داشته باشی وارد زندگی با او شدهای و حالا هم طلبکاری!در حالی که اشتباه را تو کرده ای، نه او!
شاید بگویی مجبورت کردند که به او بله بگویی. اما واقعیت این هست که باز هم مسول وضعیت امروز تو هستی که آن موقع که باید رفتار جراتمندانه میداشتی، نداشتی! حالا هم تاوان این وضع را فقط خودت نمیدهی، بلکه همسرت هم میدهد!
تا حالا خودت را جای او گذشته ای؟ به این فکر کردهای که او چرا ازدواج کرده است؟ چرا با تو ازدواج کرده است؟ از ازدواج با تو به چه میخواسته برسد؟ فقط رابطه جنسی؟
به این فکر کردهای که او را از یک زندگی پر از عشق و عاطفه محروم کرده ای؟ اینکه او الان دارد تاوان اشتباه تو را میدهد؟
حدس میزنم که مدام از بی مهریهای او هم مینالی، اما سؤال اصلی اینجاست که تو خودت چقدر به او عشق و محبت داشتهای که حالا انتظار داری او به تو عشق و محبت داشته باشد. اگر در زندگی عشق و عاطفه واقعی باشد، گذشت هم وجود دارد.
پایه های سست این زندگی را تو بنا نهادهای و به همسرت ظلم کرده ای، الان هم راه حل در درون خود تو هست. متأسفانه ما خیلی وقتها قدر خیلی از داشتهها و فرصتهایمان را نمیدانیم، تا وقتی آنها را از دست بدهیم. دیر یا زود تحمل شوهرت هم تمام میشود. فکر نکن این نارضایتیهای تو بر شوهرت بی تاثیر هست.

کامران
عاشق همه سال مست و رسوا بادا
ديوانه و شوريده و شيدا بادا
با هوشياري غصه هر چيز خوريم
چون مست شديم هرچه بادا باد
ویرایش توسط kamran2007 : یکشنبه 06 بهمن 92 در ساعت 01:47
علاقه مندی ها (Bookmarks)