به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 31

Hybrid View

  1. #1
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 22 مهر 94 [ 19:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-06
    نوشته ها
    1,013
    امتیاز
    19,589
    سطح
    88
    Points: 19,589, Level: 88
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 261
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second ClassSocialOverdrive10000 Experience Points
    تشکرها
    5,188

    تشکرشده 3,056 در 916 پست

    Rep Power
    198
    Array
    خواهر خوبم شما که برگه پزشکی قانونی رو برای اثبات بی گناهیت داری الان مشکلت اینه که همسرت اونو قبول نداره ؟ یا میترسی قلبا بهت شک داشته باشه ؟ به نظرم بشین با شوهرت حرف بزن نه با دعوا بلکه با ارامش بهش بگو شما یه با ر مورد ظلم قرار گرفتی وفقط به خاطر ابروی خودت و خانواده ات مطرح نکردی حالام اگه میتونه با این قضیه کنار بیاد و دوستت داره حمایتت کنه و بهت ارامش بده وبا یاداوری اون هر لحظه تنتو نلرزونه یا اگه نمیتونه کنار بکشه وعذابت نده . نذار بدونه که تو از طلاق میترسی ولی بهش بگو که دوستش داری و دوست داری بهش تکیه کنی. واگه موافق باشه میتونی شکایتت رو پیگیری کنی .

  2. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 14 بهمن 92 [ 20:56]
    تاریخ عضویت
    1392-10-25
    نوشته ها
    14
    امتیاز
    116
    سطح
    2
    Points: 116, Level: 2
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class7 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 8 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    ممنونم دوست گرامی واحد. بعد از سرزنش های که کرد یک جورایی دیگه باهاش راحت نیستم...هدف ااصلیم دقیقا به باور رسیدن همسرمه.من بهش حق میدم واقعا میخام که.مطمئن شه اما از طرفی هم میترسم تا آخر این شک باهاش باشه و یک روزی.که دیگه برای پیگیری دیر شده.تنهام بزاره و ترس دیگم.از اینه که مرور کردن خاطرات و پیشگیریش تاثیر بدی روم بزاره و زندگیمو تحت تاثیر قرار بده.هر لحظه ای که یادش بیوفتم بی اختیار اشکام.میاد میرم تو خودم حالا فرض کنید دوباره خاطرات مرور بشه اون آدم دستگیر بشه.و من دوباره ببینمش.داغون میشم...

    - - - Updated - - -

    آقای امین شوهرم سعی داره باور کنه اما.مطمئنم.قلبا.نتونسته براش سخته الان که بعضی وقتا بحث.میشه.من از حرفاش میفهمم باور نداره شاید از رو دلسوزی با منه،نمیدونم من میخام این شکو از بین ببرم از طرفی هم احساس بدی دارم از مرور خاطراتم نمیدونم به چه حالی میوفتم مخصوصا.که الان دیگه تنها نیستم این قضیه منو.مریض.میکنه


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 اردیبهشت 97, 16:32
  2. 4 مؤلفه ضروری در خصوص بازاریابی
    توسط rahekhoob در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: سه شنبه 21 اردیبهشت 95, 12:39
  3. چکار کنیم که برادرم اینهمه حساس نباشد)درخصوص همه چیز بخصوص همسرش)؟؟
    توسط elaheh68 در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 اسفند 92, 17:52
  4. مشکلم با خانواده به خصوص مادرم
    توسط نورانی در انجمن طــــــــرح مشکلات خانواده: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: سه شنبه 28 تیر 90, 12:30

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 23:47 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.