سلام میشل جان
نمیدونم تاپیکی که از مشکلاتم با مادرم داشتم رو خوندی یا نه
کشف همین نکته ای که اینجا نوشتی قبلا بحرانی که توی رابطه ی من و مادرم بود رو تا 70% کم کرد!
مادر من احتیاج داره که یه نفر به حرفاش گوش کنه و تائیدش کنه و من برخلاف میلم و با اینکه میدونم خیلی موارد بی انصافیه اینکارو میکنم! منم مثل تو قبلا نمیتونستم خونسرد باشم و شروع میکردم به بحث کردن باهاش تا مجابش کنم که اشتباه میکنه. فکر میکنی همه ی این بحثا باعث میشد مادر من از مواضعش کوتاه بیاد؟ اصلا!!!!!فقط روز به روز رابطه ی ما بدتر میشد. تا اینکه فهمیدم وقتی قضیه برعکسه و مادرم از من پیش بقیه بد میگه هیچکس از من دفاع نمیکنه و اوضاع هم خیلی آرومه!! و من ریشه ی همه ی مشکلاتمونو کشف کردم
حتی تصورم نکن که میتونی تو رفتار مادرت توی این سن و سال تغییری بدی! حل مشکلت فقط دست خودته. وقتی حرفای مادرم روی بخش حساس مغزمه و داره منفجرم میکنه توی دلم میگم مامان میدونم حرفی که داری میزنی خیلی بی انصافیه و من صد در صد باهات مخالفم اما به خاطر آرامش خودم چیزی نمیگم چون میدونم حرفام هیچ تاثیری روت نداره! باور کن بعد یه مدت خیلی عادی به همه ی حرفا گوش میدیو واکنشی هم نشون نمیدی!
شاید گاهی ازین کار حس بدی بهت دست بده اما در کل توی رابطت با مادرت تاثیر مثبت زیادی داره!










علاقه مندی ها (Bookmarks)