سلام شخوبین پوه عزیز من ی مدت خیلی خوب شده بودم داشتم فراموش میکردم یهو بعد از 40 روز دیدمش حالمو پرسید و باز دلم رفت...ولی بهش اس ندادم باز دوباره چند روز بعد دیدمش باز تحولش نگرفتم...بعد خودش شروع کرد به اسمس دادن به بهانه کار...اخرش ی ؟روز رفتیم بیرون خیلی خوب بود خیلی!!!!!!! من دارم دق میکنم الان ی ماهی میگذره ئی روز بهم اس میده ی روز بهم زنگ میزنه یهو چند روز بهم بی تفاوته...انگار وجود ندارم بعد من میفتم دنبالش عذاب میکشم......من چه خاکی بریزم سرم چرا نمیتونم بزارمش کنار؟؟؟؟من هیچکیو نمیتونم بیارم تو زندگیم....همش فکرم پیشه اینه.... کمکم کنید خواهش میکنم کمکم کنید من به حد دیونگی رسیدم!!








علاقه مندی ها (Bookmarks)