به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 18 , از مجموع 18
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 12:28]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    300
    سطح
    5
    Points: 300, Level: 5
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    از واحد عزیز و kamrجان تشکر میکنم
    راستش من قدردان زحمات اونها هستم و بارها ازشون تشکر کردم حق با شماست چون خودم به خاطر شغلم و درسم از پسرم دور شدم و زیاد کنارش نبودم
    خودم باعث شدم که این شرایط پیش بیاد
    از این به بعد باید سعی کنم که از کوچکترین فرصت استفاده کنم تا پیش پسرم باشم و اون رو خونه ی خودمون ببرم
    از پیشنهادات دوستان هم ممنونم

  2. کاربر روبرو از پست مفید sahra25 تشکرکرده است .

    khaleghezey (سه شنبه 17 دی 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 12:28]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    300
    سطح
    5
    Points: 300, Level: 5
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان امروز خیلی ناراحتم
    ناهار رفته بودیم خونه مادر شوهرم نمی دونم چی شد که یهویی پسرم پاشد اومد طرفم و شروع کرد به زدن من .
    منم سعی کردم که آرومش کنم ولی نشد
    پدرشوهرم هم شروع کردن به تشویق پسرم که منم خیلی عصبی شدم و پسرم رو زدم و بهش گفتم که آدم با مادرش اینطوری نمیکنه مگه آدم مادرش رو میزنه
    که اونم گریه کرد و رفت بغل مادر شوهرم
    خیلی عذاب میکشم نمیدونم چرا پدرشوهرم این کارو کرد خیلی هم خوشش میومد که بچه رو تحریک میکرد
    نمی دونم چرا این کارو میکنن چرا بچه رو به طرف خودشون میکشن
    به خدا به خاطرشوهرم احترامشون رو نگه داشتم و هیچی نگفتم وسکوت کردم تا با شوهرم به مشکل نخورم چون من به خاطر خونواده ی ایشون تا حالا خیلی سختی کشیدم وهمسرم هم همیشه چه حق با من باشه یا نه طرف اونا رو میگیره و ......
    توروخدا کمکم کنین که چی کار کنم
    هرچقدر هم باهاشون مدارا میکنم همه کاری واسشون انجام میدم باز هم به مشکل برمیخورم

  4. #13
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    شما بیشتر از اون که نگران تربیت بچه تون باشید، نگران این هستید که چرا مادربزرگش را دوست داره.

    گفتم که بچه شما داره با تربیت یک نسل قبل و همینطور اشتباهات مادربزرگش تربیت می شه.
    فقط باید همسرتون را با سیاست و بدون کلمه ای بد گفتن از پدر و مادرش، راضی کنید که بچه بره مهد.
    ساعاتی که شما نیستید مهد باشه و بعد هم با خودتون بیاد خونه و ....

    پدربزرگی که می خنده و نوه اش را تشویق می کنه که کسی را بی دلیل بزنه ( اون هم مادرش را) به نظرت شایستگی تربیت فرزند شما را داره؟
    درس خوندن و کار کردن به چه قیمتی؟
    که یک فرزند نابه هنجار با هزار مشکل تحویل جامعه ات و خانواده ات بدی؟
    فردا این مشکلات بزرگتر و پررنگتر و به شکل دیگه ای در می آد که دیگه کنترلش از دست شما خارجه.
    تا دیر نشده فکر جدی بکن.

    یادت باشه با سیاست برخورد کن. اصلا به روی خودت نیار که موضوع تربیت بچه است یا ...
    اگر می خواهید برای صلح جهانی کاری انجام دهید به خانه خود بروید و به خانواده تان عشق بورزید .
    مادر ترزا

  5. 3 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    kamr (چهارشنبه 18 دی 92), khaleghezey (سه شنبه 17 دی 92), sahra25 (چهارشنبه 18 دی 92)

  6. #14
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط sahra25 نمایش پست ها
    به خدا به خاطرشوهرم احترامشون رو نگه داشتم و هیچی نگفتم وسکوت کردم تا با شوهرم به مشکل نخورم چون من به خاطر خونواده ی ایشون تا حالا خیلی سختی کشیدم وهمسرم هم همیشه چه حق با من باشه یا نه طرف اونا رو میگیره و ......
    نقل قول نوشته اصلی توسط sahra25 نمایش پست ها
    هرچقدر هم باهاشون مدارا میکنم همه کاری واسشون انجام میدم باز هم به مشکل برمیخورم
    دوست عزیز کاشکی این همه که به فکر ناراحت نکردن خانواده شوهرت هستی یه کمی هم به فکر بچه ات و خودت باشی.

    تو به جای سکوت کردن همونجا بدون اینکه بچه رو بزنی باید اول به پدرشوهرت (شوهرت هم که خوشبختانه حضور داشت و میدید) تذکر محترمانه میدادی که کارش اشتباهه و چرا همچین تربیتی به بچه ات میده.

    دوم اینکه بچه ات رو برمیداشتی و به همسرت هم بهونه گیری بچه تون رو بهونه میکردی و به زور هم که شده میرفتین خونه خودتون تا پدرشوهرت هم میفهمید از کارش ناراحت شدی.

    خونه هم به همسرت میگفتی که کار پدرش اشتباه بوده و این کارا بعدا به ضرر خودتون تموم میشه.

    بهتره یه مدت بچه ات رو ازشون دور نگه داری. حالا یا با مرخصی یا بردن به مهد یا با بردن پیش خودت.

    خانواده شوهرت چون می بینن تو آخر سر باز مجبور میشی بچه رو پیش اونا بذاری هر کاری میکنن واسه ناراحتی تو.


    نقل قول نوشته اصلی توسط sahra25 نمایش پست ها
    هیچی نگفتم وسکوت کردم تا با شوهرم به مشکل نخورم
    یه بار به جون خریدن دعوا با شوهر (برای فرستادن بچه به مهدکودک) بهتر از یه عمر چه کنم چه کنم گفتنه. سکوت همیشه هم خوب نیست و همونطور که دعوا جاش لازمه.

    همین شوهرت که الان اینقدر ملاحظه اشو میکنی پس فردا که بچه ات سرکش بار اومد خود تو رو مقصر می بینه و همه رفتارای بد بچه اتون رو از چشم تو می بینه نه پدر و مادرش.
    ویرایش توسط kamr : سه شنبه 17 دی 92 در ساعت 10:16

  7. 3 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    khaleghezey (سه شنبه 17 دی 92), sahra25 (چهارشنبه 18 دی 92), شیدا. (سه شنبه 17 دی 92)

  8. #15
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    یکی از مشکلات بانوان شاغل همینه.بهتر بود گلپسرت رو نمیزدی کار پدرشوهرت اصلا درست نبود ایکاش یکم صبورتر بودی حساسیتت زیاده حق هم داری بچته پاره تنته 9 ماه توی شیکمتون بوده و باهاش زندگی کردین بعد دنیاش اوردین خیلی سختی کشیدین ولی بهتره یکم باسیاست تر رفتار کنین.

    بچه وقتی بزرگ میشه به این سن 4 سالگی مهد بهتره چون اولا اجتماعی بار میادش دومندش بازی هایی که اونجا میکنن باعث میشه گلپسرتون اعتماد بنفسش بره بالا هوشش بیشتر بشه زبان خارجه یاد بگیره قرآن یاد بگیره الان خواهرزاده منم همین سن رو داره آبجیم بردتش مهدکودک اتفاقا خیلی هم لازم و واجبه ولی جوری رفتار نکنین که بد برداشت کنن دیگران و اینکه احساس کنن حسودیتون میشه.

    فروید پدر علم روانشناسی میگه : شخصیت اصلی انسان تا 7سالگیش شکل میگیره.درصدش متغیره ولی حدادوا 80% اینجوری که البته من خوندم و مطالعه داشتم آیا شما دوس دارین بچتون و خمیر مایه شخصیتیش رو کس دیگه ای درست کنه یا اینکه میخواین زیر نظر خودتون باشه؟ اگه میتونی فعلا دور شغلت رو خط بکش واسه یه مدت کوتاه مثلا یکماه تا یکسال بچت رو بفرست مهد توی اون زمان هم سعی کن خونه باشی براش فیلم بزاری برنامه کودک کم کم بهش نزدیک شو ارزشش رو داره ولی باید با سیاست بیشتری جلو بری حساسیتت رو کمتر کنی و مهارت ارتباطی با کودکان رو بیشتر کنی توی همین اینترنت سرچ کن.

    یه کار دیگه هم میتونی کنی بری مهد کودک از تجربشون استفاده کنی اینجوری خیلی خوب میشه.سعی کن گلپسرت رو یه مهدکودک خوب بفرستیش قبلشم با مدیر و معلملشون صحبت خصوصی کن توضیح بده بشون اونا خودون میدونن چیکار کنن.

    ایشالله این مسئله هم به خوبی و خوشی حل میشه فقط سعی کن رابطت با خانواده شوهرت خدشه دار نشه مدیریت کن

  9. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    sahra25 (چهارشنبه 18 دی 92)

  10. #16
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 03 بهمن 92 [ 12:28]
    تاریخ عضویت
    1392-6-13
    نوشته ها
    15
    امتیاز
    300
    سطح
    5
    Points: 300, Level: 5
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    45

    تشکرشده 12 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوستان با تشکر از راهنماییهایتان
    راستش من با شوهرم صحبت کردم در مورد مهد اما ایشون فقط راضی شدن که سال بعد یعنی 5 سالگیش بره مهد البته تو این تصمیم گیری پدرشوهرم هم دخیل بودن
    متاسفانه شوهرم خیلی به خونواده ی خودشون و پدر مادرش خیلی وابسته هستن هر تصمیمی که میگیرن اول با پدرش مشورت میکنن
    که این کارش من رو خیلی عذاب میده ولی دیگه چاره ای ندارم به خاطر حفظ زندگیم مجبورم که همه ی اوامر پدرشوهر و مادرشوهر که از طریق شوهرم تحمیل میکنن انجام بدم
    دوست خوبم kamrراستش من تا حالا باهاشون چند باری دعوا و قهر داشتم با شوهرم هم همین طور همشون به خاطر حرف های نادرست پدرشوهرم و حمایت شوهرم از اونا بوده و یک بار هم تا مرز طلاق پیش رفتم اما به خاطر فرزندم دوباره برای حفظ زندگیم تلاش کردم و خیلی راهها رو امتحان کردم که شاید شوهرم از این رفتارش دست بکشه
    و در آخر به این نتیجه رسیدم که اگه بخوام با پسرم باشم و زندگیم رو با شوهرم ادامه بدم باید همیشه و در همه حال از اوامر ایشون اطاعت کنم(چون شوهرم و خانوادشون از طلاق واهمه ای ندارن)
    من هر روز به این سایت مراجعه میکنم و اکثر تاپیک ها و مقالات رو می خونم و ازشون نکته برداری میکنم تا شاید راهکاری بدست بیارم و هر موردی که به نظرم درست میاد رو امتحان میکنم که شاید تو زندگیم و رفتار شوهرم اثری داشته باشه
    باید دوباره باشوهرم صحبت کنم ببینم که راضی میشن بچه رو ببرم مهد
    میدونین من این زندگی رو به خاطر پسرم ادامه میدم و هرسختی و تحقیری رو به خاطر اون تحمل میکنم تا از پسرم جدا نشم در مقابل وقتی میبینم که حتی پسرم هم با اخلاقیات خونواده ی شوهرم داره بزرگ میشه و این وسط من هیچ نقشی ندارم خیلی خیلی عذاب میکشم
    می خوام به شوهرم قاطعانه بگم که اگه بچه رو نزاره ببرم مهد دیگه سر کار نمیرم می خوام این مورد رو امتحان کنم ببینم که چه جوابی میده

  11. 2 کاربر از پست مفید sahra25 تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92), ساحل75 (پنجشنبه 19 دی 92)

  12. #17
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود بانو

    فکر خوبی کردین منم همین پیشنهاد رو میدم فعلا سرکار نرین باید قاطعیت خودت رو نشون بدی ولی نه با لجبازی بگو نگران فاصله ای هستی که بین خودت و پسرت افتاده و دوست داری پسرت امروزی بزرگ بشه توی دنیای امروز بنظر منم بهتره کارتون رو موقتا بزارین کنار چون پسرت واجبتره امروز غفلت کنی بعدها دیگه اینروزا برنمیگرده شخصیتش درست یا غلط شکل گرفته

    ولی خواهشا با ملایمت بگو جوری نشون ندی که فکر کنه داری لجبازی میکنی فکر کنم چون درآمدتون هم خوبه اهرم فشار خوبیه گرچه شاید درست نباشه ولی واسه اینکار بخصوص فکر کنم لازم و واجبه

  13. 2 کاربر از پست مفید khaleghezey تشکرکرده اند .

    sahra25 (چهارشنبه 18 دی 92), ساحل75 (پنجشنبه 19 دی 92)

  14. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام دوست عزیز.

    این خیلی خوبه که همسرت راضی شده که بچه اتون رو از سال بعد بفرستی مهد.

    ولی اگه تونستی راضیش کن از الان بره. ولی به همسرت نشون نده که به خاطر تربیت غلط پدر و مادرته. چون همینیم که

    راضی شده میفته رو دنده لج و نمیذاره. با سیاست حرف بزن. قبلا هم گفتم اگه نشد از راههایی که تو پست قبلی گفتنم استفاده کن.

    از اسباب بازیهای جدید. از کارتون های جدید. بازی کردن با بچه ات توی خونه خودت دوتایی.

    این مدت رو از هر روشی استفاده کن.

    سعی کن زیاد با بچه ات مهربون باشی و بهش محبت کن.

    همون که اونجا پرخاشگری کردی خواسته قلبی خانواده همسرت بوده. پس تو اینجور مواقع باید صبور باشی تا بیشتر از این

    تحریکشون نکنی و نقطه ضعف بهشون ندی تا بچه ات رو ازت دور نکنی

    - - - Updated - - -

    راستش نمیدونم فکرت در مورد اینکه به همسرت پیشنهاد استعفا از شغلت رو بدی خوبه یا نه.

    اگه قبول کرد چیکار میخوای بکنی؟ یعنی برای همیشه شغلتو حاضری ول کنی؟ نمیتونی یه مدت مثلا 6 ماهه مرخصی بدون

    حقوق بگیری؟

  15. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92), sahra25 (چهارشنبه 18 دی 92)


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. سوء تفاهم های کوچک اما تاثیر گذار
    توسط majid_k در انجمن سایر مشکلات خانواده
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 09 فروردین 94, 19:08
  2. پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: چهارشنبه 19 شهریور 93, 17:41
  3. سوال از خانم های متاهلللللللل
    توسط amykate در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 7
    آخرين نوشته: یکشنبه 27 شهریور 90, 14:47
  4. سوءظن و بدبینی مرد به همسر و راه حل آن
    توسط گام به گام در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 30 تیر 90, 11:05
  5. سانسور ...خودسانسوری...بی سانسوریه محض؟؟؟
    توسط NIM-KHAK در انجمن پیشنهادات ،انتقادات و مشکلات تالار
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 شهریور 87, 10:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:53 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.