به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 19 , از مجموع 19
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 15:09]
    تاریخ عضویت
    1392-5-05
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,138
    سطح
    27
    Points: 2,138, Level: 27
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    145

    تشکرشده 307 در 119 پست

    Rep Power
    27
    Array
    مشکل اینجاست که شما معتقدی امشب نشد شبهای دیگه هم هست
    البته بگم از نظر منم جمله شما منطقیه و مشکلی توش نیست(از دید هر مردی جمله شما مشکلی نداره)
    ولی خودم تجربه کردم نظر خانم ها این نیست
    یه بار خانمم اینو بهم گفت احساس میکنم وقتی با همیم خوشی وقتی هم نیستیم برات فرق نمیکنه
    من از این جملش فهمیدم باید فرق کنه برام برای همین از اون به بعد هر وقت کاری پیش میومد که قرارمون کنسل میشد یا عقب میافتاد به جای اینکه دلیل منطقیشو بیان کنم و منتظر باشم عکس العمل خانمم منطقی باشه
    باهاش همدردی و هم حسی میکردم و اینکار باعث میشد کمتر ناراحت بشه و دلخوری پیش نیاد
    پیام دادن وقتی که باهاش نیستی خیلی کمک میکنه به اینکه حس نکنه براش اهمیتی قائل نیستی
    وقتی احساس کنه لحظاتی که باهاش نیستی هم بهش فکر میکنی ارومتر و صبورترش میکنه

  2. کاربر روبرو از پست مفید Naashena تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 08:40]
    تاریخ عضویت
    1391-9-08
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    2,464
    سطح
    30
    Points: 2,464, Level: 30
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 57 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام به دوستان عزیزم
    عذر میخوام که کم تاخیر داشتم
    toojih عزیز باید بگم که کاری عوض نکردم و الان 6 ساله تو این کارم و کلا آدمی هستم که اهل رفت و آمدو روابط دوستانه نیستم.تو زندگی 27 سالم فقط یک دوست از دوران دبیرستان دوتا دوره کاردانی و یک نفر از زمان کارشناسی دارم.از بین 70 نفر همکارم هم دوست صمیمی ندارم.
    آدم احساساتی نیستم و هیچوقت قصد ازدواج نداشتم و اگر این دختر سر راهم قرار نمی گرفت و شرایط ازدواج فراهم نمیشد فعلا ازدواج نمیکردم.الان هم ما مشکل خاصی ندارم و فقط همین موضوع تاپیک زدم بین ما کمی اختلاف ایجاد کرده.برعکس من که گوشه گیرم ایشون اهل تفریحن.منم تا حدودی همراهیشون میکنم ولی به اندازه ایشون انرژی ندارم.
    مثلا فردا جمعس و خانوادش میخوان برن کوه منم علاقه ای به کوه نوردی ندارم .تکلیف چیه؟

    و اما دوست عزیزم ناآشنا.صحبت هاتون واقعا خوب بود و من تقریبا تو 9 ماه اخیر هیچیک از این کارهارو انجام نمیدادم که با نوجه به احساساتی بودن خانمم مطمئنا مشکل سازه.از تجربیات خوب دوستان استقبال میکنم
    ویرایش توسط گل نمک : پنجشنبه 12 دی 92 در ساعت 14:54

  4. کاربر روبرو از پست مفید گل نمک تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 08:40]
    تاریخ عضویت
    1391-9-08
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    2,464
    سطح
    30
    Points: 2,464, Level: 30
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 57 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوستان لطفا راهنمایی هاتونو از من دریغ نکنید.
    متشکرم

    - - - Updated - - -

    دوستان لطفا راهنمایی هاتونو از من دریغ نکنید.
    متشکرم

  6. #14
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 01 اردیبهشت 97 [ 02:14]
    تاریخ عضویت
    1390-1-11
    نوشته ها
    1,700
    امتیاز
    16,289
    سطح
    81
    Points: 16,289, Level: 81
    Level completed: 88%, Points required for next Level: 61
    Overall activity: 16.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,578

    تشکرشده 5,967 در 1,568 پست

    حالت من
    Sepasgozar
    Rep Power
    203
    Array
    پدر و مادر شما زندگی خودشون رو دارند و شما زندگی خودتون. قبل از اینکه شما باشید پدر و مادرتون داشتند زندگی می کردند و وقتی شما برید هم اونها باز زندگی می کنند. کسی که باید به فکر تنهایی پدرتون باشه پدر و مادرتونن زمانی که دارند برای سفر مادرتون برنامه ریزی می کنند نه شما. اگر هم بخواهند که شما از پدرتون مراقبت کنید بهتر بود از شما و نامزدتون می خواستند که با هم به خانه پدرتیتون برید و مراقب پدر باشید.

    شاید بهتر باشه اولویت های زندگیتون رو مشخص کنید و اینو یادتون باشه که شما نمی تونید به طور همزمان همه رو از خودتون راضی نگه دارید. اول به شرایط خودتون توجه کنید و ببینید چه کاری در چه زمانی درست هست (با در نظر گرفتن همه شرایط، نه فقط بدست اوردن دل همسر یا پدر و مادر)
    در دوران نامزدی همه انتظارات زیادی دارند و بر اورده کردن همه انتظارات هم غیر ممکنه و هم خسته کننده و شما رو فرسوده می کنه. من اگر جای شما بودم سعی می کردم بیشتر به آینده فکر کنم و دوران نامزدی رو تا اونجا که می تونستم کوتاه می کردم.

    آیا پدر و مادرتون از کار افتاده هستند و نیاز به مراقبت های خاص دارند؟
    هر آنچه را برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند
    و هر آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند

  7. 2 کاربر از پست مفید deljoo_deltang تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92), میشل (پنجشنبه 19 دی 92)

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 10 خرداد 93 [ 07:40]
    تاریخ عضویت
    1391-10-28
    نوشته ها
    87
    امتیاز
    1,574
    سطح
    22
    Points: 1,574, Level: 22
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    3

    تشکرشده 69 در 39 پست

    Rep Power
    0
    Array
    شما که انقدر به پدر ومادرتون وابسته هستین اصلا چرا ازدواج کردین؟
    همونطور که خودتونم گفتین اگه این خانم نبود فعلا ازدواج نمکیردین پس هنوز به بلوغ فکری و رفتاری برای ازدواج نرسیدین هنوز خودتون رو مسئول پدر و مادرتون بیشتر میدونین تا همسرتون
    پدر و مادرتون همدیگر رو دارن
    بقیه خواهر و برادراتونم هستن تک فرزند که نیستین
    پس دلیل این عذاب وجدان چیه
    شما احتمالا تو بیمارستان کار میکنید گفتین با مرگ و زندگی افراد مرتبطین خب حالا من یه سئوال دارم
    تمام بیماراتون به خاطر سن زیاد و بیماری قلبی و سکته و.... از بین میرن؟
    تو بیماراتون فرد جوان ندارین که مثلا در اثر تصادف فوت بشه؟؟
    شما نگران این هستین که به پدر و مادرتون سر نزنین و خدای نکرده براشون اتفاقی بیفته
    مرگ و زندگی دست خداست آقای محترم شما چکاره این
    فکر میکنین این اتفاق ممکن نیست خدای نکرده واسه همسرتون بیفته؟
    اونوقت عذاب وجدان نمیگیرین؟
    پس سعی کنین بیشتر فکر و وقتتون رو روی ایشون متمرکز کنین از لحظات با هم بودن لذت ببرین قبل ازینکه خیلی زود دیر بشه

  9. 2 کاربر از پست مفید شکوفه کویری تشکرکرده اند .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92), Less Than Nothing (چهارشنبه 18 دی 92)

  10. #16
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 آبان 99 [ 21:53]
    تاریخ عضویت
    1391-3-16
    محل سکونت
    گلستان
    نوشته ها
    3,933
    امتیاز
    52,145
    سطح
    100
    Points: 52,145, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 23.0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First ClassSocialVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    15,723

    تشکرشده 11,395 در 3,444 پست

    Rep Power
    0
    Array
    درود

    گل نمک دادا فدات شم توی دوران نامزدی عقد خانوم ها بیشتر دوست دارن با شوهراشون باشن مهمونی برن خرید برن قدم بزنن به فامیلاشون و دوستاشون نشونش بدن و این برنامه ها رو توی دوران مجردی کشیدن (شاید باورت نشه ولی بعدا متوجه میشی چقدر فرق هست بین زن و مرد) منم اب دوستان موافق هستم البته بهتره کم کم اینکارو انجا بدی.مثلا تقسیم بندی کن به همسرتون هم بگین یکم بهتون وقت بده خودتون رو با شرایط وقف بدین.

    برین خونه خودتون درست میشه همه چی ایشالله.میتونی هفته ای دو یا سه بار بری خونوادت سر بزنی بعد کارت بری یکم پیششون بعدش بری خونه خودت مثل پدرخانوم خودم یا ریفیقم همینکارو میکنه.

    یه پیشنهاد سعی کن لحظاتی که با همسرت هستی فقط به اون فکر کن و انرژیت رو بزار همش رو برای همسرت نگران چیزی نباش جوری باهاش رفتار کن فکر کنه ملکه زندگیته اونوقت یکم دلخوریش کمتر میشه.

    ولی انصافا خوش بحالت خانومت میگه کار اضافی نگیر بیشتر پیش هم باشیم خدا شانس بده خانومت چقدی دوست داره

  11. کاربر روبرو از پست مفید khaleghezey تشکرکرده است .

    Less Than Nothing (چهارشنبه 18 دی 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 26 تیر 93 [ 19:01]
    تاریخ عضویت
    1392-7-17
    محل سکونت
    البرز کرج
    نوشته ها
    105
    امتیاز
    833
    سطح
    15
    Points: 833, Level: 15
    Level completed: 33%, Points required for next Level: 67
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    92

    تشکرشده 184 در 65 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    23
    Array
    کسی که ازدواج میکنه اگر فکر اینجا رو نکرده باشه عاشق حقیقی نبوده، مطمئن باش پدر و مادر گرامیتون هم موقع ازدواج همین حس رو به والدین خودشون داشتند.

    اینکه به فکر همه هستید واقعا عالیه کمتر کسی توی جامعه پیدا میشه که این حس رو داشته باشه البته باید مراقب باشی که اول خانواده خودت مهمتره (همسر و خودت) بعد دوستان و فامیل... شخصیت احساسی هستی درست مثل خودم هستی ولی مراقب باش چون این نوع رفتاری که شما داری میگه باید همه از من خوشحال و راضی باشند.

    من بعد از بازی با شطرنج متوجه شدم که یه کم باید بی رحم بود وگرنه دوام نمیاری و شاه رو میزنند.


    دوری از خانواده قبول دارم سخته ولی این شکلی هم نیست که خبری از هم نگیرید. فکر کن شما رفتید مسافرت و برگشتید این طوری فکر بکنی راحتتر با قضیه کنار میای.

    موفق باشی

  13. کاربر روبرو از پست مفید Less Than Nothing تشکرکرده است .

    khaleghezey (چهارشنبه 18 دی 92)

  14. #18
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    یکشنبه 18 مرداد 94 [ 08:40]
    تاریخ عضویت
    1391-9-08
    نوشته ها
    52
    امتیاز
    2,464
    سطح
    30
    Points: 2,464, Level: 30
    Level completed: 10%, Points required for next Level: 136
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    2

    تشکرشده 57 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام
    از پاسخ هاتون ممنونم
    بله حق با شماست من یکم کوتاهی کردم و خودمم قبول دارم اما حقیقتش اینه که خانم من بنظرم یکم زیاده خواه.بنظر شما درست من همیشه خونه پدر خانمم باشم؟چقدر بریم بیرون؟چقدر بریم پارک و سینما.خودمم خجالت میکشم که هر شب برم خونشون و هرشب اونجا بخوابم.
    اصلا اونطور نبوده که من کاملا خانم رو به حال خودشون رها کرده باشم.از صبح تا شب با هم بودیم اما شب ساعت 9 باز هم به من میگه نباید بری خونه!!!!بیا با اینجا بخواب.
    جالب اینجاست اگه صبح تا شب به پارک و خیابونو مسافرت بگذره باز هم شب من باید پیششون باشم.این درست؟من نباید وقت آزادی برای خودم داشته باشم؟

  15. #19
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 اسفند 04 [ 07:35]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    محل سکونت
    خانه سبز
    نوشته ها
    1,631
    امتیاز
    30,623
    سطح
    100
    Points: 30,623, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    5,037

    تشکرشده 6,499 در 1,515 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    269
    Array
    سلام
    شما این صحبت ها را با خانمتون کردین؟بهشون گفتین که دوست دارید یک بخشی از وقتتون برای خودتون باشه؟ واکنششون و دلایلشون چی بوده؟
    آیا ایشون اهل مطالعه هستند؟ آیا کتاب رازهایی در مورد مردان را براشون خریدید؟
    شما خودتون چه طور؟
    تو کتاب ازدواج بدون شکست یکی از پارامتر هایی که گفته بود قبل از ازدواج باید دقت کرد؛نیاز به تفریح هست.که مشخصه شما و خانمتون تو این زمینه خیلی متفاوت هستید.
    باید این تفاوت را بین خودتون بپذیرید و باهاش منطقی برخورد کنید.
    وقتی شما و همسرتون این را بدونید که بعضی آدم ها ذاتا نیاز به تفریحشون بیشتره و بعضی ذاتا کمتره؛دیگه هیچ کدوم هم را غیر طبیعی نمی بینید و سوتفاهم پیش نمیاد.
    با این موضوع راحت تر و منطقی تر برخورد کنید.یک میانگین گیری کنید و سعی کنید هر دو تون به این میانگین نزدیک شوید.
    مثلا خانمتون هفته ای یک یا دو بار با شما تفریح برن ولی شرایط هم براشون فراهم بشه که ایشون بتونن بقیه نیاز به تفریحشون را از طرق دیگه مثل دوستان و آشنایان یا کلاس ورزش و هنر مرتفع بشه.
    وقتی که ایشون سرگرم کارهای ورزشی هنری یا تفریح با دوستانشون هستند شما زمان اضافه برای خودتون دارید.
    احساس می کنم که خانمتون بی کار هستند و دانشجو یا شاغل نیستند.
    چون من خودم علی رغم اینکه در شرایط عادی اهل تفریح هستم اما الان که مشغول درس و... هستم وقت فکر کردن به تفریح و... ندارم!!! و از این جهت فعلا احساس نیاز زیاد نمی کنم.



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: یکشنبه 10 آبان 94, 19:18
  2. پاسخ ها: 24
    آخرين نوشته: پنجشنبه 15 آبان 93, 00:49
  3. راهنمایی برای ازدواج ( تو مرحله آشنایی هستم)
    توسط e-lampard در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 34
    آخرين نوشته: دوشنبه 01 اردیبهشت 93, 19:16
  4. پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: سه شنبه 25 تیر 92, 16:45

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:06 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.