به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 30 , از مجموع 48
  1. #21
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 مرداد 93 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    809
    سطح
    15
    Points: 809, Level: 15
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 19 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    با سلام مجدد خدمت همه دوستان خوبم
    ببخشيد كه اين پست رو دوباره ادامه ميدم
    دوستان نياز به كمك فوري شما دارم
    اگه خاطرتون باشه و پستم رو خونده باشين حدود 5ماه پيش خواستگاري دختري رفته بودم كه دوبار جواب رد شنيدم كه جريانشو توضيح دادم حالا ديروز خبري بهم رسيد مبني بر اينكه خواهرم زنگ زده به خواهر دختر خانم(باهم دوستن)نه بخاطر موضوع خواستگاري من خلاصه صحبت كردن و موضوع به اينجا كشيده شده كه خانواده دختر خانم گفتن كه ما حاضريم دوباره بيايين خواستگاري و يه جورايي جوابشون مثبته.
    دوستش دارم و الان يه جورايي مغزم هنگ كرده واقعا نميدونم كه تصميم درست الان چيه چون من بعد از شنيدن جواب ردشون خيلي اذيت شدم و تا الان هم نتونستم به كس ديگه اي فكر كنم البته يه جورايي فراموشش كرده بودم.حالا نميدونم چيكار كنم برم يا نرم؟و اگه رفتم چي بايد بگم؟آيا دوباره مذاكرات 1+1 رو از سر بگيريم!!؟
    يا نياز به صحبت و تحقيقي نيست؟
    دوستاي خوبم منتظر ياريتون هستم...
    .با سپاس
    ویرایش توسط morteza_65 : پنجشنبه 21 آذر 92 در ساعت 07:44

  2. #22
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    به نظر من از روز اول دلشون با شما صاف نبوده و ري يه كيس ديگه تمركز داشتن حالا كه موضوع منتفي شده برگشتن به شما
    در هر صورت اگه با اين قضيه مشكلي ندارين اقدام كنيد

  3. 2 کاربر از پست مفید paria_22 تشکرکرده اند .

    morteza_65 (پنجشنبه 28 آذر 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 21 آذر 92)

  4. #23
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 09 بهمن 95 [ 23:48]
    تاریخ عضویت
    1392-7-15
    محل سکونت
    کره زمین
    نوشته ها
    1,532
    امتیاز
    20,970
    سطح
    91
    Points: 20,970, Level: 91
    Level completed: 24%, Points required for next Level: 380
    Overall activity: 10.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialOverdrive10000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    4,584

    تشکرشده 5,213 در 1,375 پست

    حالت من
    Khoshhal
    Rep Power
    252
    Array
    اگه دوست دارین اقدام کنین.
    ایشون حق داشتن رو تمام خواستگاراشون فکر کنن.
    شما که میگین دوستشون دارین و شرایطتتون بهم میخورده ایندفعه تجریتون بیشترم شده پستای نحوه سوال پرسیدن در اینجور جلسات و بخونین. با دید بازتر برین دوباره. ازشدنم جویای علت بشین که چرا اون موقع ردتون کردن.

    درضمن شما اینکه ایشون به یه خواستگار دیگه فکر میکرده رو از خودشون نشنیدین از دوستشون شنیدین. پس نمیتونین مطمعن باشین چقدرش حقیقت داره.
    بنظرم از خودش بپرسین بهتره.
    شایدم از خواهرتون ناراحت شدن گه گفتن یه جلسه دیگه برای اشنایی بذارین.
    ممکنه سوتفاهم بوجوو امده باشه.
    این شانس و بهردو بدین که سوتفاهمات و برطرف کنین و بادید بازتر تصمیم بگیرین.
    بالاخره ایشون شش ماه بزرگترن ممکنه ایشونم نگرونی هایی داشته باشن فقط که شما نیسین که نباید مشکل داشته باشین.
    خیلی دخترا دوست دارن کوچیکتر باشن و واسشون مهمه .
    حتی این نگرانی هست که شاید الان احساساتی شده میگه مشکلی نیست.اما بعدا پشیمون بشه.


    تازه برفرض اینکه اوشون خواستگار دیگه پیدا شده و قبولش کردن.
    همه چی شرایط مادی نیس. شاید اون خواستگار سنش بیشتر بوده باشه . ایشونم خواسته بیشتر روش فکر کنه.همین.این فکر نکنم مورد عجیب و بدی باشه.
    تازه از کجا معلوم اون خواستگار همزمان با شما بوده. شاید تو همون دووز تا جواب دادنشون یکی اومده دیده اختلاف سنیش بیشتر گفته حالا بررسی کنم. تکلیف شماهم مشخص کرد گفت نه.یعنی همزمان نبوده حالا دیدن نشده گفتن اگه تشریف بیارین دویاره میشه روش فکر کرد. یدخترو لازم نیس جتما یبار برین که بابا هستن کسانی که صدبار میرن تا جواب بگیرن. یکم پسرای امروزی بد نیس از باباهامون یاد بگیرن :)) که پاشنه درو میشکوندن بقول خودشون تا جواب بگیرن:))) بنظرتون اینا اینقد بده ؟؟ برای خواهر خودتون پیش بیاد شما میگین نه شما بیرون باش ما اول اینو جواب بدیم بعدا شما. خب اگه بنتیجه باشما نرسیدن یمورد خوب دیگه هم از دست میدن که.
    ویرایش توسط دختر بیخیال : پنجشنبه 21 آذر 92 در ساعت 10:11

  5. کاربر روبرو از پست مفید دختر بیخیال تشکرکرده است .

    morteza_65 (پنجشنبه 28 آذر 92)

  6. #24
    Banned
    آخرین بازدید
    یکشنبه 01 تیر 93 [ 18:24]
    تاریخ عضویت
    1392-8-10
    نوشته ها
    71
    دستاوردها:
    250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    14

    تشکرشده 148 در 55 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط morteza_65 نمایش پست ها
    دوستش دارم و الان يه جورايي مغزم هنگ كرده واقعا نميدونم كه تصميم درست الان چيه چون من بعد از شنيدن جواب ردشون خيلي اذيت شدم و تا الان هم نتونستم به كس ديگه اي فكر كنم البته يه جورايي فراموشش كرده بودم.حالا نميدونم چيكار كنم برم يا نرم؟و اگه رفتم چي بايد بگم؟آيا دوباره مذاكرات 1+1 رو از سر بگيريم!!؟
    فقط حواست باشه وقتی که بدون دلیل و منطق دفعه ی قبل ردت کردن، دوباره هم ممکنه این کار رو انجام بدن.

  7. 2 کاربر از پست مفید Assertive Boy تشکرکرده اند .

    morteza_65 (پنجشنبه 28 آذر 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 21 آذر 92)

  8. #25
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    شنبه 08 تیر 98 [ 05:40]
    تاریخ عضویت
    1389-9-30
    نوشته ها
    1,362
    امتیاز
    19,687
    سطح
    88
    Points: 19,687, Level: 88
    Level completed: 68%, Points required for next Level: 163
    Overall activity: 25.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience PointsVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    7,910

    تشکرشده 7,657 در 1,487 پست

    Rep Power
    153
    Array
    سلام دوست عزیز

    به نظر من از طریق خواهرت و بدون اینکه بخواید تو بوغ و کرنا کنید، دلیل جواب منفی قبلی رو جویا شو.

    بالاخره جواب منفی دادن حرف و تصمیم ساده ای نیست که. حتما دلایلی پشتش بوده.
    و تا شما ندونی نمیتونی تصمیم بگیری.


    یا اگه احساس میکنی این کار مفخی کاری داره، خیلی راحت به خواهرت و خانواده ت بگو که میخوای قبل از اقدام دوباره، در مورد ابهامات دفعه قبل صحبت کنم و برام روشن بشه و بعدش تصمیم بگیرم ببینم میخوام دوباره به خواستگاری برم یا نه.


    البته در این مورد خیلی باید حواست جمع باشه که کنایه دار و نیش دار صحبتی نکنی که دل دختر خانم و خانواده ش بشکنه. اما از حق خودت هم عقب نشینی نکن. (اطلاع از دلایل قبلی)


    هر چند، با اینکه همه ی این کارها لازمه، اما اون یه کلمه ای که نوشتی دوسش داری، ممکنه همه چیز رو برات وارونه نمایش بده.

    در صورتیکه این ماجرا ادامه پیدا کرد،، اکیدا مراجعه به مشاور ازدواج توصیه میشه.
    از زندگی چه می خواهی که در خدایی ِخدا، آنرا نمیابی؟

  9. 3 کاربر از پست مفید دختر مهربون تشکرکرده اند .

    farshidnaji (شنبه 23 آذر 92), morteza_65 (پنجشنبه 28 آذر 92), مصباح الهدی (جمعه 22 آذر 92)

  10. #26
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 16 شهریور 97 [ 17:30]
    تاریخ عضویت
    1392-9-22
    نوشته ها
    65
    امتیاز
    4,299
    سطح
    41
    Points: 4,299, Level: 41
    Level completed: 75%, Points required for next Level: 51
    Overall activity: 4.0%
    دستاوردها:
    1000 Experience PointsTagger Second ClassVeteran
    تشکرها
    62

    تشکرشده 46 در 31 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام اقا مرتضی، این موضوعی که برای شما پیش اومده تا حدی مشابهش برای من اتفاق افتاده. من 2 ماه پیش رفتم به یک خانم پیشنهاد ازدواج دادم، ایشون هم گفتن که 3 هفته زمان لازم دارن تا فک کنن و به خانوادشون بگن، بعد از این مدت با دختر خانم یک جلسه صحبت کردم که حین صحبتاش فهمیدم که هفته قبل ی نفر دیگه اومده خونشون خواستگاری، منم تا اینو شنیدم کلی عصبانی شدم که با وجود ایشون چرا پای منو کشیدی وسط و من کنار میکشم تا تکلیف اونو اول معلوم کنید... خلاصه دختره جا خورد و شروع کرد به ابراز علاقه به من که من شما رو میخوام و ... و من ساده ارووم شدم. خلاصه اخر همون هفته به دعوت پدرش من به همراه والدین گرامی جهت ملاقات با خانواده ایشون و نه خواستگاری رفتیم خونشون بعد از اون چند جلسه ای حضوری صحبت کردیم و از جمله گفت که موضوع اون یکی خواستگارش منتفی شده... بعد چند جلسه ی روز اومد گفت ی مشکل شخصی داره و باید در مورد تصمیمش درباره ازدواج فکر کنه، منم ازش خواستم بگه مشکلشو که با اصرار من گفت... در ضمن در بین جلسات همیشه نسبت به من ابراز علاقه می کرد و من هم با وجود اینکه در چند موضوع اختلاف نظر داشتیم اما بهش علاقه داشتم و اینو ابراز کردم... سرتو درد نیارم بعد 2 هفته فک کردن گفت که از ازدواج منصرف شده و از من معذرت خواهی کرد... البته من کوتاه نیومدم و گفتم که این مشکل از دید من جزعیه، ولی خوب از نظر ایشون خیلی بزرگ بود... من گفتم اگه مشکلت چند ماهه حل میشه من صبر میکنم اما ایشون باز گفتن که نه شما به پای من سردرگم نشو و اگه مورد بهتر از من بود بهش فکر کن... منم دوزاریم افتاد که جواب ایشون رد محترمانه است و اینو در قالب داشتن مشکل بیان کردن... من هم مثل تو خیلی سردرگم بودم، تعادلم به هم خورده بود... دختری که خودش منو به خانوادش معرفی کرده بود و اون همه ابراز علاقه... اخرش با یک بهانه مسخره کنار کشید .. سخته و قابل درک نیست شاید اگه طرف روراست بیاد بهت بگه ما به درد هم نمیخوریم ادم بتونه راحتتر باش کنار بیاد... بین حرفش تا رفتارش فاصله بود... بعد از اون ذهنم دلیل ردش رو از ده ها جنبه بررسی کرد، طوری که زندگی روزانه ام رو برای چند روز مختل کرد سر دوراهی دوباره پا پیش گذاشتن و فراموش کردن بودم و این ازارم می داد.. در نهایت تصمیم گرفتم که فراموشش کنم، رابطه ای که اولش با این همه ابهام شروع بشه وای به حال آخرش... ممکنه چند هفته ناراحت باشی اما میارزه به اینکه یک مورد نامناسب رو از زندگیت کنار میزاری.

    در مورد موضوع شما، اقا مرتضی چون میگی بهش علاقه داری پا پیش بزار اما حساب شده و منطقی...
    اول از همه اصلا وارد فاز احساسات نشو ... دوم اینکه دلیل رد رو از خودش سوال کن و اینکه در مورد خواستگارش سوال کن که چرا منتفی شده... خلاصه هر چی ابهام و سوال بی پاسخ از این دختره تو ذهنت هست با لحنی ارام و مودبانه ازش بپرس... ازدواج شوخی بردار نیست حرف ی عمر زندگیه ازش بخواه چندین جلسه با هم در مورد کلیات و مهمتر از اون جزییات معیاراتون صحبت کنید... در گفتن شرایط و معیارات یک ذره کوتاه نیا و اغماض نکن... توام مثل من پسر با احساسی هستی اما سعی کن کنترل ارتباط رو به عقلت بدی ن احساست ...
    موفق باشی...

  11. 2 کاربر از پست مفید اسیر سرنوشت تشکرکرده اند .

    mercedes62 (شنبه 23 آذر 92), morteza_65 (پنجشنبه 28 آذر 92)

  12. #27
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 01 مرداد 93 [ 15:44]
    تاریخ عضویت
    1392-5-09
    نوشته ها
    13
    امتیاز
    809
    سطح
    15
    Points: 809, Level: 15
    Level completed: 9%, Points required for next Level: 91
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    28

    تشکرشده 19 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام ببخشيد كه دير اومدم. جايي بودم كه به نت دسترسي نداشتم
    باخانوادشون تماس گرفتيم و ازشون اجازه خواستيم كه بريم خونشون
    دوسش دارم و تصميم گرفتم اتفاقات گذشته رو اصلا به رووش نيارم و انگار كه هيچ اتفاقي نيفتاده و ما دونفريم كه با شناخت قبلي و با ديد بازتر و منطقي تر ميخواييم با هم آشنا بشيم هر چند واقعا هضمش برام سخت بود و خيلي اذيت شدم.شايدم سوء تفاهم بوده.
    نميخوام توگذشته زندگي كنم و دنبال مقصر بگردم.اگرهم خودش خواست دليلشو بگه فقط ميشنوم اما نميذارم كه تاثير منفي تو ارتباط جديدمون بذاره و خوشبينانه به موضوع فكر ميكنم
    توكلم به خداست.ميدونم كه هيچ وقت بنده هاشو تنها نميذاره.

  13. 2 کاربر از پست مفید morteza_65 تشکرکرده اند .

    مصباح الهدی (پنجشنبه 28 آذر 92), اسیر سرنوشت (جمعه 29 آذر 92)

  14. #28
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 30 دی 97 [ 13:04]
    تاریخ عضویت
    1392-10-07
    نوشته ها
    68
    امتیاز
    4,404
    سطح
    42
    Points: 4,404, Level: 42
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 146
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassOverdrive1000 Experience PointsVeteran
    تشکرها
    75

    تشکرشده 32 در 22 پست

    Rep Power
    0
    Array
    راستش بنظرم نمیخواد زیاد فکرشو کنی.ایشون از همون اول شما را نپسندیده بود بعد که باهاتون صحبت کرد دودل شد ولی واقعا شما را نپسندیده بود همین.این دخترهای خوشگل همه شون همینن.رابطه ات را با خدا قوی کن و دل از خلق بکن.اگر از من میشنوی

    - - - Updated - - -

    راستش بنظرم نمیخواد زیاد فکرشو کنی.ایشون از همون اول شما را نپسندیده بود بعد که باهاتون صحبت کرد دودل شد ولی واقعا شما را نپسندیده بود همین.این دخترهای خوشگل همه شون همینن.رابطه ات را با خدا قوی کن و دل از خلق بکن.اگر از من میشنوی

  15. #29
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 اردیبهشت 94 [ 17:59]
    تاریخ عضویت
    1392-8-09
    نوشته ها
    36
    امتیاز
    1,372
    سطح
    20
    Points: 1,372, Level: 20
    Level completed: 72%, Points required for next Level: 28
    Overall activity: 9.0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    76

    تشکرشده 54 در 16 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست خوبم
    راستش من کلا خواننده خاموشم اما چون این مطلب خیلی واسم آشنا بود(بطوریکه فک کردم مورد خود منه)تصمیم گرفتم بیام تو
    من خودم دختری هستم که بعد از 6ماه آشنایی با کسی که مثه شما همه شرایط شروع زندگی رو داشت و خودم باهاش تقریبا توافق کرده بودم بهش جواب رد دادم؛دلمم خیلی واسش سوخت چون بعد از 5سال اون اقا نتونسته اون مدت اشنایی رو فراموش کنه و بفکر شروعی دوباره باشه،من شرایط خودمو میگم تا بدونین ی دختری چرا با پسری با شرایط عالی نه گفت
    اول اینکه من با حرف زدن فقط به اون اقا عادت کرده بودم اما قلبا راضی نبودم چون فک میکردم بهتر از اینم باتوجه به سنم واسم هست
    به دلم نشست چون از قیافش خوشم نمیومد اصلا هم دست خودم نبود
    سوم اینکه موقعیت این اقا از دومادای دیگه خونواده بهتر بود و خواهرم مادرمو تحریک کرد که جواب رد بده البته همه چیو مبنی به نظر خودم گذاشتن اما چون ترسیدم حمایتشون رو از دست بدم خودم به اون اقا گفتم منصرف شدم و هنوزم اون از چشم من میبینه نه خونوادم
    چهارم اینکه زندگیای دیگران رو دیده بودم و بشدت می ترسیدم
    ببخشید زیاد شد اینارو گفتم که بدونین دخترا همیشه هم معیارای انتخابشون عاقلانه نیس و جواب رد دادنشون دلیل بر بد بودن خواسگار نیس

    - - - Updated - - -

    با این دوستمون نیکمرام هم کاملا موافقم من خودم اگه قیافه اون اقا به دلم میشست حتمی تلاش میکردم نظر بقیه رو عوض کنم؛اون بنده خدا قیافش معمولی بود زشتم نبود اما خب...
    شاید هم کسی در خونوادش داره چوب لای چرخ میذاره از روی حسادت بعد اسمشو میذاره خیرخواهی و باعث میشه نظر این دختر خانم منفی بشه
    ببخشید من فقط نظر و تجربه شخصیم رو گفتم

  16. #30
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    شنبه 19 مرداد 98 [ 22:19]
    تاریخ عضویت
    1389-12-03
    نوشته ها
    109
    امتیاز
    6,710
    سطح
    53
    Points: 6,710, Level: 53
    Level completed: 80%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Veteran5000 Experience Points
    تشکرها
    29

    تشکرشده 187 در 78 پست

    Rep Power
    26
    Array
    ببخشید می گم. اما خیلی متاسفم از تفکرات بعضی از دختر خانم ها.
    احساسات رو بذارین کنار با عقل تون تصمیم بگیرین.
    نکنید این کار رو با خلق خدا!
    اون بنده خدا حالا اگر قیافه اش معمولی بوده دست خودش مگه بوده؟ خب اینجوری متولد شده دیگه.
    یک لحظه خودتون رو جای یک مادر یا پدر بگذازین و فکر کنین برای پسر تون می خواین برین خواستگاری و فقط بخاطر قیافه اش ردش کنن!!
    ------------------------
    قیافه و ظاهر شده معیار اول تون! چشم تون روی تمام معیار های بسیار مهم دیگه بستین.
    یک درصد به این فکر نمی کنید که صرفا قیافه و چهره باعث ارامش و تداوم زندگی نمیشه.
    اخلاق ، تحصیلات ، موقعیت اجتماعی ، خانواده طرف و وضع اقتصادی و فرهنگی اینا مهمه.
    از اون بدتر حد و حدود هم برای معیار تون مشخص نمی کنید و کمال گرا فکر می کنید و فکر می کنید یک نفر بهتر هم هست.
    بله همیشه ماشین بهتر وجود داره ولی ادم اول به جیب خودش نگاه می کنه.
    اول باید به سطح خودتون و خانواده تون نگاه کنید و ببینید خودتون در چه سطحی هستین. سطح خواستگار تون هم مطمئنا باید با سطح خودتون یکی باشه یا حالا یک مقدار کمی بالاتر باشه.


 
صفحه 3 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 09:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.