به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 20
  1. #11
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    سلام خانمی. این مشکل تو بستگی به طرف مقابلت داره. اگه مادرشوهرت آدمی هست که تعارف و احترام تو رو بفهمه این خوبه که برای بهتر کردن جایگاهت و جا گرفتن تو دل مادرشوهر و شوهر این فداکاری رو بکنی. ولی اگه میدونی مادرشوهرت این ازخودگذشتگی تو رو به حساب خوب بودن و مردونگی پسرش میذاره که چقدر روی زنش احاطه داره و بعدا شاید مشکلات بدتر از این پیش بیاد و هیچ فکر نمیکنه تو داری از حق خودت میگذری پس بهتره این مشکل به معضل و دغدغه فکری تبدیل نشده حلش کنی البته خودت نه با گفتن به همسرت. چون مادرشه و این قانونه تالار و البته زندگیه که گلایه مادرشوهر به شوهر ممنوع.

    مثلا وقتی میخواین با هم برین بیرون در ماشینو باز کن و وایسا جلوش به مادرشوهرت یه تعارف بکن اگه نشست که خب بذار بشینه فعلا دوران عقدین کم کم بعد عروسی درست میشه اگر هم ننشست یا من من کرد یا گفت نمیدونم و از این حرفا خودت بشین و باز مثل قبل به خاطر اینکه پشتت بهشه معذرت خواهی کن. برخی از کارها خوبه که از اول تعریف بشن برای خانواده شوهر تا جایگاه خودشون رو بدونن. مثلا اگه من همچین کاری بکنم مادرشوهرم از خوبی پسرش می بینه نه خوبی من.

  2. 2 کاربر از پست مفید kamr تشکرکرده اند .

    rozaa (شنبه 16 آذر 92), کاغذ بی خط (یکشنبه 17 آذر 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    عزيزم احساست رو درك ميكنم منم خودم يه دوره كوتاه اينطوري بودم جالبه مادر شوهرم بي تعارف مي نشست حتي به خدا يه بار كنار خونشون يه تپه ماسه اي كوچيك بود از رو ماسه ها گذشت تا زود تر بره بشينه چون من تعارفش نمي كردم
    نميدونم اين پيشنهادي كه ميكنم خوبه يا بد
    ولي مثل پيشنهاد همون دوستمون خودتو بزن به زانو درد بگو زانو هام مي گيره حتي وقتي اون نيست من خودم گاهي ميگيره . نگران دكتر هم نباش من دكترم رفتم عكسم گرفتم تو عكس چيزي نشون نداد (من از اين حربه استفاده نكردم ها)نگران لو رفتنت نباش
    بعدشم اگه گاهي مجبور شدي بشيني پيششون كاري بكن بهش خوش نگذره
    مثلا من همش با شوهرم شوخي مي كردم و سر بسرش ميزاشتم حتي از پشت دست مينداختم دور گردنش. قربون صدقش مي رفتم اونم لپمو ميكشيد. باور ميكني يه بار يه ربع دم در خونشون تو ماشين نشستم فقط به خاطر اينكه جامو نگيره . خيلي هم زور بهش داشت.اصلا هم نه مهد كودك بازيه نه چيز ديگه ماشين پسر وقتي زن ميگيره جاي زنشه پيشش بشينه وقتي عقبه يعني اي مردم همه بدونين و تو زن پسر من بدون كه بهت تسلط دارم و تو هيچي نيستي
    يعني هوووووي تو اضافه هستي
    اگه شوهرت عشقولانه نيست و نمي توني جوري رفتار كن به هرصورت احساس اضافي بودن بكنه . مثلا تحويل نگير. يا اگه قراره جاييب اهم برين و اونم بياد بگو من نميام و احساس درونيت رو بگو
    يه چيز ديگه دخترخوب تا مرحله اي پيش برو كه دعوا نشه ها خودت رو مظلوم بگير مثل كسي كه بهش توهين شده مظلومه. چون همه مادرا اين نقش رو خيلي خوب بازي ميكنن
    و در آخر اين دخالت ها اين اومدن ها مال دوران عقده كم كم زن جايگاه اصلي رو تو زندگي شوهرش ميگيره.
    و تو بايد انقدر اونو درگير زندگي و خودت بكني كه كلا از يادش بره
    شوهرت رو سرگرم خودت كن جري كه وقتي با مادرشه نتونه مثلا شوخي خنده بازي هر چيزي .

  4. کاربر روبرو از پست مفید paria_22 تشکرکرده است .

    rozaa (شنبه 16 آذر 92)

  5. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 خرداد 94 [ 15:09]
    تاریخ عضویت
    1392-5-05
    نوشته ها
    146
    امتیاز
    2,138
    سطح
    27
    Points: 2,138, Level: 27
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    145

    تشکرشده 307 در 119 پست

    Rep Power
    27
    Array
    من واقعا تو این قضیه جلو نشستن خانما رو درک نمیکنم
    از دید من مرد جلو نشستن مادرشوهرتون فقط معنیش احترام شما و همسرتون به بزرگتر هست
    این به معنای اینکه شما هیچی نیستی یا اینکه ایشون بر شما مسلطه نیست
    من نمیدونم چرا یسری مادرشوهر رو هووو فرض میکنن واقعا نمیتونم درکشون کنم
    دوران عقد وقت اینه که خودتونو تو دل مادرشوهر جا کنین تا ببینین چطوری وقتی شوهرتون باهاتون راه نمیاد میاد کمکتون
    فکر اینکه یه مردی رو از مادرش جدا کنید از سرتون بیرون کنید چون یوقت چشم باز میکنید میبینید این خودتونید که ازش جدا شدید

  6. 4 کاربر از پست مفید Naashena تشکرکرده اند .

    kamran2007 (شنبه 16 آذر 92), rozaa (شنبه 16 آذر 92), saraamini (شنبه 16 آذر 92), رویای پر کشیدن (پنجشنبه 21 آذر 92)

  7. #14
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 مرداد 93 [ 17:46]
    تاریخ عضویت
    1392-4-14
    نوشته ها
    34
    امتیاز
    743
    سطح
    14
    Points: 743, Level: 14
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 57
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    54

    تشکرشده 5 در 4 پست

    Rep Power
    0
    Array
    مرسی از همه دوستانی که با درک شرایطم نظر دادند.
    کمر عزیز؛ دقیقا همونطوری هست که شما میگی. اونا به هیچ عنوان اینکارو احترام و فداکاری من نمیدونن زرنگی و مردسالاری خودشون میدونن. میدونم باید حل شه این مشکل چون با شناختی که ازشون دارم اجازه جسارتهای بزرگتری به خودشون میدن. شاید تنها بی حضور شوهرم بتونم این مشکل و مشکلات دیگه رو حل کنم ولی وقتی شوهرم پشتم نیست نمیدونم باید چه کار کرد چون با رفتارش برنامه هامو بهم میزنه. الان مشکل من اینه که چون به شوهرم گفتم حساس شده و فتوا داده که وقتی بزرگترش هست تو باید بری پشت! و ازین میترسم که اگه یبار نخام برم حالا چه با بهانه چه بی بهانه، من رو جلو مادرش با دستور دادن ضایع میکنه که برم عقب که این برام بدترین چیز ممکنه

  8. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 21 مرداد 93 [ 19:26]
    تاریخ عضویت
    1391-5-27
    نوشته ها
    151
    امتیاز
    2,111
    سطح
    27
    Points: 2,111, Level: 27
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 39
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience PointsSocial
    تشکرها
    98

    تشکرشده 139 در 65 پست

    Rep Power
    0
    Array
    دوست عزیز با این بچه بازی ها زندگی خودت رو خراب نکن!به نظر من هیچ کدوم از اون نقشه ها رو اجرا نکن! اصلا ارزش نداره!ممکن به خاطر 1 مساله کم اهمیت کار به جای باریک بکشه!مادر شوهر، خصوصا در دوران عقد، خیلی رو پسرش نفوذ داره.تو که همش پیش شوهرت نیستی ولی اون همش کنار پسرشه.اینو از من بشنو و بدون که اون می تونه سر همین مساله کوچیک کاری بکنه که پسرش قید تو رو بزنه!باور کن میتونه!این کارا رو هم بزار بهد عروسی که بیشتر با شوهرتی!باید ذره ذره شوهرتو جذب خودت بکنی!اینجوری ضربتی نمیشه!

  9. 5 کاربر از پست مفید mignonne تشکرکرده اند .

    kamr (پنجشنبه 21 آذر 92), rozaa (دوشنبه 18 آذر 92), sanjab (شنبه 16 آذر 92), فرهنگ 27 (یکشنبه 17 آذر 92), الهام20 (یکشنبه 17 آذر 92)

  10. #16
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    شنبه 11 دی 95 [ 09:45]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    343
    امتیاز
    5,466
    سطح
    47
    Points: 5,466, Level: 47
    Level completed: 58%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    59

    تشکرشده 378 در 207 پست

    Rep Power
    55
    Array
    عزيز من فقط با صبر ميتوني به دلمشغولي هات پايان بدي
    دوران عقد ميگذره بعدشم مگه چقدر اون همراه شماست؟
    سعي كن با صبوري و زرنگي مشكلاتت رو حل كني و اجازه جسارت ندي.
    بزاربرين خونه خودتون اون موقع مي فهمي چقدر زندگي شيرينه(اين تجربه شخصيه)
    الان همسرت خونه پدرشه از كجا نميدوني سر تو تا حالا با مادرش بحثش نشده. اعصابش رو بهم نريز . فقط با سياست و مهربوني سعي كن اونو وابسته كني .
    فدات

  11. کاربر روبرو از پست مفید paria_22 تشکرکرده است .

    rozaa (دوشنبه 18 آذر 92)

  12. #17
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 18 آذر 92 [ 00:18]
    تاریخ عضویت
    1392-8-27
    نوشته ها
    11
    امتیاز
    74
    سطح
    1
    Points: 74, Level: 1
    Level completed: 48%, Points required for next Level: 26
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    7 days registered
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام..
    به نظر منم بزرگتر باید جلو بشینه طبیعیه. شما هم سیاست داشته باشین و قبل اینکه کسی از جاتون بلند کنه خودتون برین عقب بشینین
    اینجوری ارزشتون پیش همسرتون هم بیشتر میشه
    اما اینکه بخاطر این موضوع ناراحتین علتش یجای دیگه س... احتمالا رابطه ی عاطفی خوبی با همسرتون ندارین؟ بهتره به فکر حل این مشکل باشین اول

  13. کاربر روبرو از پست مفید Mohammad2023 تشکرکرده است .

    rozaa (دوشنبه 18 آذر 92)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 20 آذر 92 [ 23:35]
    تاریخ عضویت
    1392-8-18
    نوشته ها
    16
    امتیاز
    121
    سطح
    2
    Points: 121, Level: 2
    Level completed: 43%, Points required for next Level: 29
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 16 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام.
    چون هنوز وارد زندگی مشترک نشدی این مسئله رو بزرگ میدونی.
    منم اوایل عقدمون یکی دوبار مادرشوهرم نشست و بعد که نشست گفت چرا جلو نشستی مردم میبینن میگند چه مادرشوهری ! منم گفتم مردم میگن چه عروس خووبی
    ولی من واقعا مادرشوهرم رو دوست دارم، حتی وقتی مریضه مثه مادر خودم دلم میسوزه وقتی کار داره دوس دارم کمکش کنم و از همون اول نگاهم این بود که مادرمه اونم بهم میگفت و میگه دخترم !
    دیگه با این نگاه اگه یه وقت هم جلو بشینه اصلا ناراحت نمیشم، تازه وقتی جلو میشینم سعی میکنم پشتم به ایشون نباشه و برمیگردم باهاشون صحبت میکنم و شوهرم هم لذت میبره حتی شده میخواستم بیام پایین و عقب بشینم همسرم گفته پیاده نشو !
    .قتی هم جلو میشینم چون مادرشوهرم میبینه احترامشو نگه میدارم و قبلش کلی تعارف میکنم میگه وقتی جلو میشینی و شما دوتا رو کنار هم میبینم لذت میبرم و کیف میکنم !
    لجبازی با خانواده شوهر هیچ فایده ای نداره حتی اگه واقعا دوسشون ندارید با سیاست رفتار کنید و سعی کنید اول زندگی اعتماد شوهرتون رو جلب کنید.
    اگر شوهرتون رو دوس دارید مادرش رو هم باید دوس داشته باشید اون سالها واسش زحمت کشیده و بزرگش کرده و شوهرتون حق داره به مادرش احترام بذاره .
    اگر مردی به مادرش بی احترامی کرد اتفاقا خطرناکه اینا همون مردایی هستن که بعد از مدتی به شما هم بی احترامی میکنند.
    بذارید احترام ها حفظ بشه و همه چی رو از دیدگاه حق نبینید.

  15. 3 کاربر از پست مفید ***elham*** تشکرکرده اند .

    heaven65 (پنجشنبه 21 آذر 92), رویای پر کشیدن (پنجشنبه 21 آذر 92), شیدا. (چهارشنبه 20 آذر 92)

  16. #19
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 27 دی 94 [ 10:58]
    تاریخ عضویت
    1392-7-02
    نوشته ها
    186
    امتیاز
    3,023
    سطح
    33
    Points: 3,023, Level: 33
    Level completed: 82%, Points required for next Level: 27
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveTagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    499

    تشکرشده 142 در 78 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ***elham*** نمایش پست ها

    اگر شوهرتون رو دوس دارید مادرش رو هم باید دوس داشته باشید اون سالها واسش زحمت کشیده و بزرگش کرده

    .
    الهام عزیزم.چیزی که میگی خیلی خوبه اما بعضی از مادر شوهرارو واقعا نمیشه دوست داشت!!
    چون اونهام واقعا نمیتونن عروسشونو دوست داشته باشن.
    چون اونا یه لذتی میبرن وقتی ببینن پیش پسرشون عزیزتر از زنشونن که تا نبینی باورت نمیشه!

    من مادر شوهر ایشون رو نمیدونم چجوریه!
    امیدوارم هیچ وجه تشابهی با مال من نداشته باشه.ام اگه خدایییییی نکرده مثه مادرشوهر من باشه : کاملا بهش حق میدم ناراحت باشه!!

    مثلا مادرشوهر من یه ماه بعد عقدمون به من گفت: فک نکنی جای دخترمو میگیریا.نمیخوام ناراحت شی اما واقعیت همینه دیگه.دختر یه چیز دیگه س واسه مادر!
    یا ذوق مرگ میشه اگه شوهرم منو جلوش ضایع کنه.یه لبخند بیست سانتی تحویلم میده میگه: نه به باباش نه به این!
    اوووو.
    زیاد دارم ازین چیزا


    منظورم اینه زور داره عروس این ادما باشی و ازین چبزا ناراحت نشی.
    ما راستش فقط یه سال با خونواده های هم رفت و امد کردیم.همین یه سالم یه بار فقط مادرشوهرم سوار ماشینمون شد.
    اونم اول منو شوهرم رفتیم تو ماشین.یه ساک بزرگ دستش بود.در عقب رو نشونم داد و گفت:ساک رو ازین در بذار خودتم ازون یکی در سوار شو!
    منم ساک رو گذاشتم خودمم رفتم جلو.

    تا دم در خونه هیچکدوم یه کلمه م با من حرف نزدند

    ولی من به روی خودم نباوردم.دلم خنک شد کرممو ریختم.
    (حالا هرچند شاید اگه الان پاش بیوفته دیگه جرات نکنم باین حرکت رو پیاده کنم)

  17. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 مهر 93 [ 00:49]
    تاریخ عضویت
    1391-8-22
    نوشته ها
    603
    امتیاز
    2,846
    سطح
    32
    Points: 2,846, Level: 32
    Level completed: 64%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    884

    تشکرشده 793 در 374 پست

    حالت من
    Shad
    Rep Power
    74
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mignonne نمایش پست ها
    دوست عزیز با این بچه بازی ها زندگی خودت رو خراب نکن!به نظر من هیچ کدوم از اون نقشه ها رو اجرا نکن! اصلا ارزش نداره!ممکن به خاطر 1 مساله کم اهمیت کار به جای باریک بکشه! مادر شوهر، خصوصا در دوران عقد، خیلی رو پسرش نفوذ داره.تو که همش پیش شوهرت نیستی ولی اون همش کنار پسرشه.اینو از من بشنو و بدون که اون می تونه سر همین مساله کوچیک کاری بکنه که پسرش قید تو رو بزنه!باور کن میتو نه!این کارا رو هم بزار بهد عروسی که بیشتر با شوهرتی!باید ذره ذره شوهرتو جذب خودت بکنی!اینجوری ضربتی نمیشه!
    منم با این دوستمون موافقم. چون فعلا توی دوران عقدی زیاد همسرت و خانواده اش رو روی این موضوع حساس نکن. سیاست داشته باش. نه بذار همیشه مادرشوهرت بشینه نه همیشه تو. یعنی یه بار که مادرشوهرت جلو نشست دفعه بعد که شرایط جور بود واسه نشستن خودت دیگه با یه تعارف نوک زبونی برو خودت بشین جلو. تا همسرت و خاناوده اش بدونن که تو هم حق داری جلو بشینی. هر کاری میخوای بکنی بعد عروسی. الان واسه این جور چیزا زوده. خدا نکنه خانواده شوهر تو دوران عقد از یه چیزی کینه به دل بگیرن. باور کن یه جایی توی یه مراسمی تا زهرشون رو نریزن ول کنت نمیشن.

    نقل قول نوشته اصلی توسط rozaa نمایش پست ها
    الان مشکل من اینه که چون به شوهرم گفتم حساس شده و فتوا داده که وقتی بزرگترش هست تو باید بری پشت! و ازین میترسم
    راستی اینم برات درس عبرت باشه سعی نکن هر چی که از خانواده شوهرت تو دلته و حستو ازشون دیگه به همسرت نگی هر چقدر هم ازشون ناراحت بشی به همسرت نگو تا همسرت حساس نشه تا زمانی که توی یه موردی حق با تو بود پشتت وایسته و نگه که تو از اول اینطوری بودی و به اونا بدبین.

    این مشکل و خیلی از مشکلات دیگه خیلی راحت با یکم سیاست و بدون گفتن حس درونیمون به شوهر حل میشه البته اگه بتونیم خودمون رو نگه داریم و حس قبلیمون رو به زبون نیاریم. خوبه گاهی خودمون رو بزنیم به اون راه و خنگ نشون بدیم و وقتی شوهر هم گفت چرا فلان کارو نکردی برای اینکه جر و بحثی پیش نیاد بگم اوا باید اون کارو میکردم؟؟ اصلا حواسم نبود. یعنی فلانی ناراحت شد؟؟؟ فکر نمیکنم. من که منظوری نداشتم. باور کنید خیلی جاها جواب میده.
    اینا تجربیات ماست خوبه اول زندگی یاد بگیری.
    ویرایش توسط kamr : پنجشنبه 21 آذر 92 در ساعت 11:23


 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. تعادل روحی ندارم کمکم کنید
    توسط anjelaa در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 17
    آخرين نوشته: پنجشنبه 13 تیر 92, 05:43
  2. شوهرم تعادل روحی و اخلاقی نداره منو آزار می ده
    توسط paper در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 6
    آخرين نوشته: سه شنبه 13 دی 90, 09:19
  3. خوابم تعبیر میشه؟
    توسط roze_bikhar در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: چهارشنبه 27 مهر 90, 11:05
  4. با همسرم تعارف دارم چه کنم؟
    توسط فرات در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 10
    آخرين نوشته: یکشنبه 03 مهر 90, 13:16

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 15:28 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.