سلام.
چون هنوز وارد زندگی مشترک نشدی این مسئله رو بزرگ میدونی.
منم اوایل عقدمون یکی دوبار مادرشوهرم نشست و بعد که نشست گفت چرا جلو نشستی مردم میبینن میگند چه مادرشوهری ! منم گفتم مردم میگن چه عروس خووبی
ولی من واقعا مادرشوهرم رو دوست دارم، حتی وقتی مریضه مثه مادر خودم دلم میسوزه وقتی کار داره دوس دارم کمکش کنم و از همون اول نگاهم این بود که مادرمه اونم بهم میگفت و میگه دخترم !
دیگه با این نگاه اگه یه وقت هم جلو بشینه اصلا ناراحت نمیشم، تازه وقتی جلو میشینم سعی میکنم پشتم به ایشون نباشه و برمیگردم باهاشون صحبت میکنم و شوهرم هم لذت میبره حتی شده میخواستم بیام پایین و عقب بشینم همسرم گفته پیاده نشو !
.قتی هم جلو میشینم چون مادرشوهرم میبینه احترامشو نگه میدارم و قبلش کلی تعارف میکنم میگه وقتی جلو میشینی و شما دوتا رو کنار هم میبینم لذت میبرم و کیف میکنم !
لجبازی با خانواده شوهر هیچ فایده ای نداره حتی اگه واقعا دوسشون ندارید با سیاست رفتار کنید و سعی کنید اول زندگی اعتماد شوهرتون رو جلب کنید.
اگر شوهرتون رو دوس دارید مادرش رو هم باید دوس داشته باشید اون سالها واسش زحمت کشیده و بزرگش کرده و شوهرتون حق داره به مادرش احترام بذاره .
اگر مردی به مادرش بی احترامی کرد اتفاقا خطرناکه اینا همون مردایی هستن که بعد از مدتی به شما هم بی احترامی میکنند.
بذارید احترام ها حفظ بشه و همه چی رو از دیدگاه حق نبینید.









علاقه مندی ها (Bookmarks)