نقل قول نوشته اصلی توسط faghat-KHODA نمایش پست ها
سلام

من تاپیکهای قبلیتون رو نخوندم متاسفانه.اما در مورد این تاپیک نظرم رو خدمتتون عرض می کنم.

به نظرم زیاد رو اینکه چی بگی تمرکز نکن.چون مطمئن نباشید خیلی یادتون بمونه.فقط سعی کنید خود خود واقعیتون باشید.حتی اگه اشتباهی هم کنید خودش یه جورایی میتونه به دل بشینه.من جای شما باشم ازش ددعوت می کنم به صرف مثلا یه قهوه تو یه کافی شاپ.همین که بگید میخواید ازشون دعوت به قهوه کنید منظورتون رو میرسونه.

البته خیلی موافق تداوم جلسات اینچنینی و حتی صحبت های تلفنی بعدش نیستم.این جلسه هم صرفا جهت اینه که حداقل شناخت لازم رو از همدیگه و توقعات طرفین بدست بیارید.باقیش میمونه بطور رسمی.

فقط خدا
با تشکر از شما

راستش رو بخواید ایشون مطمئن هستم که اهل اینکه دعوتشون کنی برای قهوه و چیزای دیگه نیستن چون خوب میشناسمشون و نمیان.من توی دفتر هر روز دارم باهاشون صحبت میکنم البته از نوع عادی و روزانه،و در مورد اکثر خصوصیاتشون اشنایی پیدا کردم.رئیس دفترمون از علاقه من به خانم اگاهن و هر وقت میرم اونجا و جناب رئیس تو دفتر کاری ندارن میرن بیرون تا من بتونم راحت باهاشون حرف بزنم.میتونم توی هین دفتر هم ازشون خواستگاری کنم و به رئیس هم بگم بره بیرون.(منو رئیس مثل برادریم)

چجوره بچه ها؟